صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۴۱۰۶۶

غرب در آستانه بحرانی بزرگ تر


بصیرت:یک بحران بزرگتر از بحران اقتصادی که در دو سال اخیر شاهد آن بودیم، در غرب و در مرکز آن یعنی ایالات متحده و اتحادیه اروپا در شرف تکوین است. برای اولین بار پس از پایان جنگ جهانی دوم، تفرقه افکنی، کینه توزی و نفاق در اردوگاه غرب معمول شده است. انگیزه ها از هر نوع در غرب افزایش یافته است ولی برای اولین بار در چند قرن اخیر این انگیزه ها فاقد اندیشه است. بی ثباتی سیاسی آمریکا و کشورهای اروپا اکنون چیزی است که خود نخبگان غرب از آن سخن می گویند.
از یک جهت بحران بزرگ غرب بحران هویت است. نه تنها اعتماد و امنیت اقتصادی به وضع کنونی و برای آینده کاهش فوق العاده یافته است، بلکه بزرگترین ضربه به شخصیت غرب و غربی ها فقدان امنیت فکری و ایدئولوژی شده است. امروز آمریکا و اروپا بیش از هر موقع دیگر در تاریخ خودشان، از بحران رهبری و رهبران سیاسی رنج می برند. دگرگونی های جهانی و منطقه ای و ملی ثبات و تعادل اجتماعی و روانی را از مردم و نخبگان و رهبران اروپا و آمریکا سلب کرده است. یک نوع سردرگمی حتی همراه با حقارت در بین غربیها ایجاد شده است و این امنیت و آسایش فکری را که آنها مدت ها بعلت «برتری» و «همرنگ بودن» داشتند از دست داده اند. بزرگترین تراژدی رهبران سیاسی کنونی اروپا و آمریکا این است که نه تنها آنها از تاریخ و فرهنگ سایر کشورها بی اطلاع هستند بلکه در دانستن و فهم عمیق تاریخ کشور خود نیز بی خبرند.
تیتر بزرگ صفحه اول روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبیون» (18 مارس 2010) چند هفته گذشته با عکس های رنگی و بزرگی از تظاهرات مردم یونان و اسپانیا در خیابان های مادرید و آتن و تصویر دو شخصیت سیاسی اتحادیه اروپا، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه، تحت عنوان «اروپا در چاله افتاده؛ راه خروج کجاست»؟ بسیار گویا است.
در همان هفته در روزنامه نیویورک تایمز (20 و 21 مارس 2010) دیوید بروکز یکی از نویسندگان اصلی این روزنامه در مقاله ای تحت عنوان «جامعه شکسته خورده» از «شکست جامعه آمریکا» صحبت می کند و دقیقا همزمان با این تیتر و مقاله است که روزنامه پر تیراژ دیلی میرورلندن تیتر اصلی صفحه خود را به «بریتانیا، زن بیمار اروپا» اختصاص داده است. در واشنگتن رئیس سابق بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) که به مدت نزدیک به دو دهه سیاست بانکی و مالی آمریکا را در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون و جرج دبلیوبوش هدایت می کرده است، برای چندمین بار اعتراف می کند که او و همکارانش در بانک مرکزی از شناخت بحران ورشکستگی بزرگی که دو سال قبل در انتظار آمریکا و دنیا بود، عاجز بودند! و مقاله نیویورک تایمز هفته گذشته علل ورشکستگی بانکی و مالی آمریکا را ضعف «علم غم انگیز اقتصاد» غرب دانسته و کاسه و کوزه های بحران چند سال اخیر دنیا را بر سر تئوریسین های آمریکا و اروپا می شکند (اینترنشنال هرالد تریبیون، 27 و 28 مارس 2010).
ابعاد اجتماعی بحران غرب را می توان در مشکلات اخلاقی و فساد در طبقه روحانیون و کشیش های کلیسای مسیحیت و کاتولیک در چند دهه گذشته به ویژه اتهامات وارده در مورد تجاوزات جنسی این گروه به کودکان مشاهده کرد. واکنش رسانه ها و افکار عمومی به این اتهامات نه تنها طبقه حاکم واتیکان بلکه رهبران سیاسی کشورهای کاتولیک مذهب را بسیار تحت فشار قرار داده است (اینترنشنال هرالد تریبیون، 1 آوریل 2010). در حالی که قومیت و قومیت گرایی در مقابل فشارهای چند دهه اخیر اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در حال افزایش است، اتحادیه اروپا هنوز موفق نشده است که لکه ننگین نسل کشی مسلمانان را در صربستان و بوسنی و هرزگوین و سایر نقاط اروپای مرکزی پاک کرده و عاملین و کشورهای مربوطه را مجبور به عذرخواهی و پوزش جنایات خود کند (اینترنشنال هرالد تریبیون اول آوریل 2010، وال استریت ژورنال، 18 مارس 2010). اسلام هراسی در اروپا یکی از ابزار آن قاره در مقابله با بحران های سیاسی و اقتصادی شده است، روندی که با انقلاب اسلامی ایران سه دهه قبل در ایالات متحده آمریکا آغاز گردید (اینترنشنال هرالد تریبیون، 24 مارس 2010).
در حالی که فرانسه با بحران هویت درگیر است، آلمان با تناقضات اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی در اتحادیه اروپا روبه رو شده است و فساد سیاسی و مالی در دولت و پارلمان بریتانیا باعث افول هر چه بیشتر انگلستان در این قاره گردیده است. ریخت و پاش های چند سال اخیر در ایتالیا، ورشکستگی اقتصادی یونان و بحران بیکاری و مالی در اسپانیا، پرتغال، ایسلند و ایرلند نشانه ناتوانی الگوهای سرمایه داری و سوسیالیسم غرب در مقابله با چالش های دنیای مدرن امروزی اروپا است.
هفته آینده کنفرانس بزرگی از طرف دولت فرانسه در پاریس درباره «هویت فرانسه و هویت اروپا» تشکیل می شود که وزیران کشورهای اروپا و بسیاری از روشنفکران و متفکرین قاره اروپا در آن شرکت می کنند.
اروپایی ها عادت دارند در مقابل دیگران از «ارزش های اروپایی» صحبت کنند. ولی در حقیقت ما چنین چیزی به نام ارزش های اروپایی که همه اروپایی ها با آن موافقت کنند نداریم به جز ارزشهای استعماری که تاریخ فعالیت های چند قرن گذشته اروپا را تشکیل داده است. اروپا از ملیت ها و فرهنگ ها و زبان های مختلف تشکیل شده است و تفاوت ارزش ها و شهروندان بین اسلو در نروژ و آتن در یونان زمین تا آسمان است. نوشته ها و اسناد اتحادیه اروپا هنوز به بیش از 9 زبان ترجمه و منتشر می گردد. ارزش ها و تمایلات مذهبی در اسپانیای کاتولیک با کلیسای ملی انگلستان برای همه روشن است. انگلستان هنوز در حفظ واحد پول خود یعنی لیره انگلیسی اصرار دارد و اتحادیه اروپا هنوز بیش از همه یک بازار و فروشگاه مشترک است.
اندلس و اسلامبول قرن ها مرز مسلمانان و مسیحیان در اروپا بود. با خاتمه جنگ های مذهبی بین مسیحیان در داخل اروپا در قرن هفدهم و با شکست امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول سقوط حکومت مسلمانان در اسپانیا در قرن پانزدهم، دولت های ملی اروپا، به ویژه فرانسه، تا توانستند در سیاست از دین و مذهب و کلیسا فاصله گرفتند.
ولی امروز جمعیت و جوامع اروپا کاملا دگرگون شده اند. نزدیک به 30 میلیون مسلمان در مرکز اتحادیه اروپا زندگی می کنند بدون اینکه دولت و حکومت مسلمانی وجود داشته باشد.
مهاجرین کاتولیک و پروتستان و سایر مذاهب در داخل اتحادیه اروپا در رفت وآمد هستند. از همه مهمتر اتحادیه اروپا و کشورهای عضو پیمان ناتو پس از سقوط شوروی کوشش دارند نفوذ نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی خود را در کشورهای مسلمان آسیا، قفقاز، و آسیای مرکزی گسترش دهند. قشون کشورهای اروپایی، ناتو، همراه با آمریکا در عراق و افغانستان و پاکستان وارد جنگ شده اند. در عین حال غرب ازحضور دیپلماسی فعال ایران در افغانستان و عراق ناراحت هستند! تناقضات سیاست های غرب بیش از این نمی تواند باشد.

پروفسور حمید مولانا
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات