در دوران اخیر تعاملات واشنگتن ـ تل آویو به شدت تاثیر پذیرفته از تغییر محیط امنیتی ناشی از حوادث تروریستی بوده است . بر این اساس موقعیت اسرائیل در دوران جورج بوش پسر و نو محافظه کاران تا حدود بسیاری به نوع کارکرد ایالات متحده در مقابله با واحدهای چالشگر مبارزه با تروریسم وگروه های فراملی تروریستی بستگی داشته است.
سرآغاز تعاملات استراتژیک آمریکا و اسرائیل را می توان در سیاست های ویلسون ملاحظه نمود. پس از آن چنین روندی در دوره حکومت ترومن جانسون نیکسون فورد کارتر ریگان و بوش استمرار یافته و در زمان کلینتون به اوج خود رسید در مقطع معاصر نیز روند همکاری های استراتژیک و چند جانبه واشنگتن ـ تل آویو در حوزه های مختلف امنیتی نظامی سیاسی اقتصادی حقوقی و بین المللی روندی فزاینده داشته است .
وقوع حملات یازدهم سپتامبر در آغاز هزاره جدید نمایان گر تغییر در محیط امنیتی بود که از مداخلات مهار گسیخته آمریکا در مناطق مختلف جهان از جمله خاورمیانه و نادیده گرفتن برخی تحولات و خواسته ها نشات گرفت در عصر جهانی شدن و تحول در ماهیت قدرت که در آن انحصار بازیگری و قدرت مداری دولت ها شکسته شد گروه های فراملی به عنوان بازیگرانی تاثیرگذارتر از گذشته وارد صحنه بین الملل شدند.
در دوران اخیر تعاملات واشنگتن ـ تل آویو به شدت تاثیر پذیرفته از تغییر محیط امنیتی ناشی از حوادث تروریستی بوده است . بر این اساس موقعیت اسرائیل در دوران جورج بوش پسر و نو محافظه کاران تا حدود بسیاری به نوع کارکرد ایالات متحده در مقابله با واحدهای چالشگر مبارزه با تروریسم وگروه های فراملی تروریستی بستگی داشته و بدین ترتیب تغییر در محیط امنیتی خاورمیانه سبب شده تا آمریکا برای دست یابی به ثبات بیشتر در منطقه ضمن حفظ عناصر تداوم برخی سیاست های خود در قبال اسراییل راتغییر دهد.
محیط امنیتی جدید اسرائیل
محیط امنیتی اسرائیل بسیار پیچیده است در حالی که محیط امنیتی اسرائیل تا سال 1991 (1370 ) به شدت تحت تاثیر منازعات بین المللی دولتی (مداخله ابرقدرت ها وجنگ دولت های منطقه ای ) بود پس از سال 1991 و خصوصا وقایع 11 سپتامبر 2001 تحت تاثیر تروریسم وحمله آمریکا به عراق قرارگرفت . از این رو با توجه به مسائل پیش گفته شده محیط امنیتی اسرائیل توسط سه عامل شکل می گیرد که به طور کامل محیط امنیتی ـاستراتژیکی اسرائیل رامی سازد که عبارتند از :
1 ـ استراتژی و سیاست های ایالات متحده در منطقه
2 ـ نیروهای داخلی کشورهای عربی
3 ـ تروریسم
اولین عامل شکل دهنده محیط امنیتی اسرائیل سیاست های ایالات متحده در منطقه و مساله حضور آمریکا در منطقه است به طوری که حضور آمریکادر منطقه حساسیت رهبران نخبگان و مردم را برانگیخته است به نظر حضور آمریکا درمنطقه همراه بااعمال تغییرات وسیع خواهد بود و دمکراسی نرم افزاری تغییرات محسوب می شود.
عامل دوم نیروهای داخلی کشورهای عربی است همراه با حضور آمریکا در منطقه و رسانه ها ضعف دولت هاو مشکلات اقتصادی اعمال تغییرات راممکن ساخته است .
عامل سوم تروریسم شکل دهنده و تاثیرگذار بر محیط استراتژیکی ـ امنیتی اسرائیل است .القاعده ابتدا خود را باحملات دنباله دار در سال های پس از 1991 به سفارتخانه های آمریکا مطرح کرد ولی در سال 2001 با حمله به مراکز تجارت جهانی و پنتاگون خطر تروریسم را گوشزد کرد سپس عملیات این گروه در روسیه اسپانیا ترکیه مصر اردن و حتی سوریه تکرار شد در واقع جهت حرکت القاعده و تروریسم به صورتی است که مواجهه با اسرائیل اهمیت بسیاری می یابد.
منابع اطلاعاتی تایید کرده اند که القاعده در طول مرزها از مصر تا نوار غزه و رود اردن را تحت پوشش قرار داده است ولی در حال حاضر اسرائیل در نوک حملات تروریستی نیست .
تاثیر تغییررژیم درعراق
تغییر رژیم در عراق تاثیرات متفاوتی بر محیط امنیتی خاورمیانه و اسرائیل داشته است در حالی که تغییر رژیم صدام می توانست تاثیرات مثبت بر روی ثبات امنیتی خاورمیانه داشته باشد وجود گروه های تروریستی فرو ملی و انتقال پایگاه از افغانستان به عراق ثبات درمنطقه را متزلزل ساخت .با ملاحظه چنین محیط امنیتی و باتوجه به این که القاعده گستره عملیاتی خود را نشان داده چنین وضعیتی اسرائیل را می توانددرنوک حملات تروریستی قراردهد و باتوجه به ارتقا روابط آمریکا و اسرائیل به سطح روابط راهبردی احتال حمله القاعده به منافع ایالات متحده واسرائیل درمنطقه تشدید می یابد از سوی دیگر رژیم صدام به واسطه حمله آمریکا سرنگون شده یعنی دولتی که در سال 1982 چندین فقره پرتاب موشک به اسرائیل داشته است و خصومت های دو طرفه بصورت حمله هوایی اسرائیل به نیروگاه اوزیراک عراق و حمله منتقابل صدام نمود داشته است حال صدام سرنگون شده محیط امنیتی اسرائیل به واسطه چنین تغییر گسترده ای می تواند به ثبات برسد ولی ثبات زدایی در عراق توسط گروه القاعده و گروه های تروریستی دیگر احتمال حملات نامتقارن تروریستی را افزایش داده است .
روابط ایالات متحده و اسرائیل
ایالات متحده و اسرائیل غالبا به عنوان طرفین یک « رابطه ویژه » نامیده می شوند. این روابط ویژه بین اسرائیل و ایالات متحده عامل مهمی در سیاست خارجی آمریکادر قبال منطقه خاورمیانه است .ریشه های این رابطه ویژه هر چه باشد تاکنون نه تجربه ایالات متحده ونه تاریخ روابط بین الملل چیزی کاملا شبیه به آن ارائه نداده اند
مولفه اصلی برای تمیز و تشخیص این روابط ویژه همکاری های جامع دو کشور و نیز موضوع و میزان کمک های خارجی بین دو کشور را نشان می دهد مولفه مهم دیگری که این روابط ویژه را از روابط عادی کشوری با کشور دیگر متمایز می سازد روابط قدرتمند و از نقطه نظر سیاسی ثمربخش است که اسرائیل در ورای پیوندهای رسمی خود باآمریکا دارا می باشد و آن رابطه با جامعه سازمان یافته یهودیان آمریکا است .
روابط امروزین اسرائیل و ایالات متحده دیگر از مرحله مقدماتی سیاست همدردی آمریکا نسبت به اسرائیل و حمایت آن در ایجاد یک وطن یهودی عبور کرده و به یک شراکت غیرعادی تبدیل شده است که بر اساس آن اسرائیل کوچک را به آمریکای ابر قدرت مرتبط می سازد.
اگر چه روابط سیاسی دوکشور سابقه دیرینه داشته و به ماه مه 1948 (اردیبهشت 1327 ) باز می گردد اما روابط نظامی ـ امنیتی آنها که در دو دهه اول موجودیت اسرائیل کمرنگ بود به گونه ای آرام توسعه و تکامل یافته است . این روابط ویژه متعاقب انقلاب اسلامی ایران و حمله شوروی به افغانستان در اواخر دهه 1970 (دهه 1350 ) به سطحی راهبردی تر ارتقا پیدا می کند . در دولت ریگان با شدت یافتن جنگ سرد و تلاش ایالات متحده برای یافتن متحدین قابل اعتماد و با ثبات تر در منطقه خاورمیانه قوام بیشتری پیدا کرد تا جایی که اسرائیل درچشم امریکا به عنوان یک « سرمایه راهبردی » ارتقا وضعیت می یابدو با پایان یافتن جنگ سرد گرچه این تصور وجود داشته که به موقعیت اسرائیل به عنوان شریک راهبردی آمریکا و رابطه ویژه آن دو خدشه وارد خواهد آمد اما بر عکس تغییرات حاصله درجهان و خاورمیانه در دهه های گذشته موجب تغییر محیط امنیتی و تقویت این روابط شد.
فرآیند نامعلوم صلح اعراب و اسرائیل نقش روسیه در منطقه و تکثیر موشک های بالستیک و سلاح های کشتار جمعی چالش های جدیدی را در برابر سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی همچنین فراروی روابط ایالات متحده و اسرائیل فراهم می آورد کما این که این محیط امنیتی جدید به خصوص بعد از وقایع 11 سپتامبر و تحولات عراق قوام و انسجام بیشتری به روابط دوکشور بخشیده است .
تشکیل دولت مستقل فلسطینی
باتغییر محیط امنیتی خاورمیانه پس از 11 سپتامبر 2001 به صورتی که گروه های فراملی به جای دولت های ملی تلاش داشتند تا اعمال اقتدار کننده مبارزه با تروریسم تبدیل به محور اصلی سیاست خارجی آمریکادر خاورمیانه شد بر این اساس تشکیل دولت مستقل فلسطینی جهت تقویت و گسترش مبارزه با تروریسم درمرزهای اسرائیل مورد توافق مشترک ایالات متحده و اسرائیل قرار گرفت .
در بستر این واقعیت است که آریل شارون رهبر حزب راست گرای یهود از حضور نیروهای اسرائیلی در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن برای اولین بار باعنوان « اشغال » یادکرده و بیان می کند که اسرائیل نمی تواند تا ابد 3 5 میلیون فلسطینی راتحت اشغال خود نگه دارد و در این راستا ایالات متحده در همان سال طرح « نقشه راه » را به عنوان تنها راه ایجاد دولت مستقل فلسطینی ارایه می دهد.
در واقع هدف آمریکا از اعلان « نقشه راه » این بود که مساله فلسطین را از یک موضوع امنیتی که خواست گروه های اسلام گرا است خارج کندو آن را به یک « موضوع سیاسی » تبدیل کند در این صورت مکانیزم های حل مشکل به ضرورت خشونت را با مصالحه و بده و بستان جایگزین خواهد ساخت و در بستر چنین فضایی است که در ژوئن سال 2002 (خرداد 1381 ) رئیس جمهور آمریکا اعلام داشت که حق مردم فلسطین داشتن یک موطن مستقل است .
در دوران اخیر تعاملات واشنگتن ـ تل آویو به شدت تاثیر پذیرفته از تغییر محیط امنیتی ناشی از حوادث تروریستی 11 سپتامبر بوده است
اولین عامل شکل دهنده محیط امنیتی اسرائیل سیاست های ایالات متحده در منطقه و مساله حضور آمریکا در منطقه است
روابط امروزین اسرائیل و ایالات متحده دیگر از مرحله مقدماتی سیاست همدردی آمریکا نسبت به اسرائیل و حمایت آن در ایجاد یک وطن یهودی عبور کرده و به یک شراکت غیرعادی تبدیل شده است که بر اساس آن اسرائیل کوچک را به آمریکای ابر قدرت مرتبط می سازد
کمک های مالی ایالات متحده به اسرائیل پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر افزایش یافته است به طوری که هر ساله بطور متوسط 3 میلیارد دلارکمک مالی بلاعوض به اسرائیل داده شده است