صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۴۱۳۳۹

تأثیر حوزه‌های علمیه‌ در تمدن‌سازی


بصیرت:پیشینه حوزه‌هاى علمیه با تلاش و تکاپوهاى بنیادین درآمیخته است. روشنگرى، هدایت، ارشاد، بازشناساندن حق از باطل، گستراندن فرهنگ اسلامى، پیشبرد دانش و بنیانگذارى پایه‌هاى تمدن و برپا داشتن عدالت اجتماعى بخشى از کارکرد روحانیت و علماى بیدار و آگاه شیعى است که در لابه لاى تاریخ این نهاد مقدس بازتاب یافته است. در تشریح این فعالیت‌ها گفت‌وگویی را با حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌عباس رضوی، محقق و عضو هیأت تحریریه مجله‌های حوزه و فقه انجام داده‌ایم که گزارشی از آن، اکنون از نظرتان می‌گذرد.
■ کارنامه پیشینیان حوزه‌‌هاى علمیه آنگونه که باید و شاید براى مردم و طالبان علم و فرهیختگان روشن نشده است، در مورد این تاریخ و نقش و تأثیر نهاد روحانیت توضیحاتی ارائه ‌دهید؟
تاریخ به روشنى نشان مى‌دهد که شالوده تمدن اسلامى بر دیانت استوار بوده و علما پرچمدار مدنیت برخاسته از دین و سرچشمه گرفته از معارف ناب بوده‌اند. مشعلدارى جهان اسلام در عرصه‌های مختلف از سده‌هاى پیشین برعهده این نهاد بوده است که نمونه‌هاى بسیارى مى‌توان ارائه داد. رهبرى انقلاب اسلامى، درایت و شجاعت در رویارویى با استبداد و استعمار، حضور جدى در آوردگاه مبارزه با تهاجم خارجى و شرکت در بازسازى ویرانه‌هاى به جاى مانده از دوران ستمشاهى و… نمونه‌هایى روشن، درخشان، افتخارآفرین از کارکرد حوزه‌هاى دینى و عالمان پرورش‌یافته و دانش‌آموخته در این نهاد مقدس است.
کارنامه پیشینیان حوزه‌‌هاى دینى در ایران، عتبات عالیات، لبنان و… آنگونه که باید و شاید براى مردم و طالبان علم و فرهیختگان روشن نشده است. بى‌خبرى حوزویان از کارکردهای عالمان پیشین حوزه‌ها در دوره‌هاى گوناگون، پیامدهاى ناگوارى به بار آورده و مى‌آورد که باید براى آن چاره‌ای اندیشید تا در حرکت‌هاى اجتماعى، فرهنگى و تربیتى امروزه به کار آید.
از این‌که در گذشته به نگارش تاریخ حوزه‌ها و نمایاندن نقش برجسته علماى دین در هر دوره اهمیت نداده و از کنار آن سهل‌انگارانه و بى‌تفاوت گذشته‌اند، خسارتى جبران‌ناپذیر به حرکت‌هاى اسلامى و شیعی ‌زده شد، اما امروز باید از گذشته عبرت گرفت. بى‌اهمیتى در نگارش و ثبت حماسه‌ها و خاطراتى که علماى حاضر در صحنه‌ها و نقش‌آفرین در حماسه‌ها براى نزدیکان و شاگردان گفته‌اند، حوزه‌ها را براى مدت بسیار طولانى از قافله تمدن بشرى واپس نگه ‌داشته است. دور ماندن امروز جامعه اسلامى از میراث‌هاى گران‌بهاى معنوى به خاطر ثبت نشدن شکوه‌آفرینی‌هاى معنوى است که در روزگار گذشته در حوزه‌هاى پر‌شکوه جبل عامل، حله، کربلا، نجف، سامرا، اصفهان، تهران، مشهد و قم رخشش و درخششى داشته است، البته نباید از لجن‌پراکنى قلم‌هاى کینه‌ورز، کتمان‌گری‌هاى قلم به‌مزدان و وارونه‌نویسی‌هاى آنان چشم پوشید.
■ از شبهــه‌ها و پرسش‌هــاى مطرح، نزدیک‌شدن شمارى از علماى دین به دربارها و معاشرت با پادشاهان است. در پاسخ به این ادعا شما چه عقیده‌ای دارید؟
به پندار این گروه این دسته از عالمان دربارى بوده‌اند و برابر اسلام و مذهب شیعه امرى ناپسند و ناشایست انجام داده و مورد نکوهش‌اند، اما اگر مصلحت مردم و مهار ستم‌پیشه‌اى و رونق و گسترش آموزه‌هاى متعالى دین، کوتاه کردن دست اشرار و پدیدآورندگان ناامنى و هرج و مرج، ایجاب کند که به پادشاه نزدیک شود، بى‌گمان نزدیک شدن او به پادشاه در حد ضرورت لازم و واجب است و اگر در این امر کوتاهى کند بازخواست خواهد شد.
خواجه نصیرالدین طوسى، چون خردمند بود و با سیاست آشنایى تمام داشت خردمندانه از جایگاهى که در نزد فرمانروایان و پادشاهان داشت به مصلحت مردم و جامعه اسلامى بهره برد. از این‌روى از اقبال پادشاهان و فرمانروایان به خود در راه گسترش دانش‌هاى اسلامى مهار قدرت‌هاى ویران‌گر و آبادانى کشور، رفاه مردم، جلوگیرى از خونریزى و صلح و سداد بهره برد و کارنامه درخشانى از خود بر جاى گذاشت که با مطالعه دقیق و همه سویه زندگى او بسیارى از زوایاى تاریک روشن خواهد شد و هر انسان دقیق‌اندیش و با انصافى از کالبد شکافى زندگى سیاسى و اجتماعى وى درخواهد یافت که خواجه نصیر نه تنها قدرت‌هاى سرکش را مهار کرد که پایه‌هاى یک تمدن نوین را پى ریخت و قلمروهاى اسلامى را از تاریکى جهل بى‌دانشى و ویرانى رهانید.
خواجه از شخصیت علمى و آبرو و جایگاه خود در راه اعتلاى اسلام و مسلمانان به بهترین وجه استفاده کرد. هلاکو پذیرفت که به خواجه امکان دهد تا رصدخانه معروف ایلخانى را بنا کند و کتابخانه‌اى با چهارصد هزار کتاب، مدرسه و حجره‌هاى ویژه براى فقیهان، طبیبان، محدثان و حکما پدید آورد و زبده علماى عصر را از هر گروه و فرقه و هر آئین و مسلک و دین در آنجا گرد آورد و در محضر او شاگردان بنامی مانند علامه حلى، علامه قطب‌الدین شیرازى و… تربیت شدند.
■ پس به نظر شما متکلمان و فقیهان برجسته شیعه راه‌هاى دقیقى را براى هماهنگى با حکام پیموده‌اند تا امنیت و بقاى پیروان خود را تضمین کنند، اسلام و تشیع را گسترش دهند و ... ؟
تشیع چشم به حکومت عادل داشته که پا گیرد و در پى مدینه فاضله بوده است. حکومت آرمانى که آن‌را در هیچ برهه و دوره‌اى به جز دوره نبوى(ص) و علوى(ع) شاهد نبوده است و انتظار دارد در آخرالزمان به دست امام مهدى(عج) به حقیقت بپیوندد، اما این آرمان‌گرایى، علماى شیعه را از تلاش براى حکومت صالحان و حکومتى که درد و رنج مردم را کم کند و از آلام آنان بکاهد و اجراى احکام اسلامى را تضمین کند باز نداشته است. درباره نزدیک شدن علماى بزرگ شیعه به پادشاهان، باید گفت که علماى شیعه به وظیفه عمل کرده و به اداى تکلیف پرداخته‌اند. آنان وظیفه خود مى‌دانسته‌اند که براى مصلحت جامعه و حفظ ارزش‌ها و تعالى اسلام و تشیع برابر شرایط زمان و مکان به پادشاهان نزدیک شوند. شیعه در پرتو دانش، هوشمندى، صداقت، دلسوزى، مردمدارى، اسلام‌خواهى و سرزمین دوستى عالمان شیعه دامن گستراند، نه با تکیه آنان به دربارها.
■ دوران صفویان نیز از دوران‌هایى است که نقش علماى دین باید به طور دقیق بازکاوى شود. علمای این دوره دارای نقش حساسی بودند، در مورد دوره صفویه و فعالیت‌های علمای برجسته این دوره توضیحاتی ارائه می‌کنید؟
نقش حساس و سرنوشت‌ساز و دگرگون‌آفرین علما در دوره صفویه تنها در سایه امنیت ممکن بود. محقق کرکی از علمای عصر صفوی بود، ایشان از روند کارها راضى نبود. گواه این ادعا ترک ایران بود. شاه طهماسب به نجف رفت و او را با دادن اختیارات بسیار گسترده‌تر به ایران بازگردانید. محقق کرکى بعد از بازگشت به گونه گسترده‌اى دست به اصلاح زد و به تلاش برخاست تا حکومت را به مصدر شریعت نزدیک کند و کارها براساس شریعت سامان یابد. امام خمینى(ره) در این باره می‌فرماید: «سلاطین، اگر تابع اسلام باشند باید به تبعیت فقها درآیند و قوانین و احکام را از فقها بپرسند و اجرا کنند. در این صورت حکام حقیقى، همان فقها هستند، پس بایستى حاکمیت رسماً به فقها تعلق بگیرد، نه به کسانى که به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعیت کنند.» در این مورد محقق کرکى را از باب نمونه ذکر کردم. شیخ بهایى، میرفندرسکى، علامه مجلسى، خوانساری‌ها و… نیز از کسان، بزرگان و شخصیت‌هایى هستند که در دفاع از کیان اسلام و رواج اندیشه زلال شیعه با بهره‌گیرى از فرصت‌ها و مجال‌هاى پیش‌آمده هوشمندى به خرج دادند و براى اعتلاى دین و مکتب اهل بیت(ع) رنج بسیار بردند و زیبا و باشکوه، بناى اندیشه شیعى را پى ریختند، اگر علماى فقیه و خردگرا در کنار دولت صفوى نبودند بى‌گمان ایران در باتلاق صوفیه فرو مى‌رفت و مسلک خرافى درویشى فراگیر مى‌شد
[سیدحسین امامی]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات