
اختصاصی بصیرت:این بار نیز گفتوگوهای اوباما با همتای چینی خود درباره موضوع هستهای ایران در حاشیه این اجلاس و طرح برخی دیگر از اظهارات و ادعاها به همین مناسبت در دستور کار بازتابی و تحلیلی رسانههای غربی قرار گرفت. ما حصل صورتبندی حجم فربه و گستردهای از هجمه رسانهای بیگانه در این زمینه عبارت بود از : در راه بودن "سونامی اجماع پنج به علاوه یک برای اعمال تحریم"های جدید و "هوشمند" علیه نظام جمهوری اسلامی ایران. اظهارنظرهای منفی و غیرسازنده برخی مقامات عالیرتبه روسی درباره رویکرد هستهای ایران و نیز موافقت پکن برای حضور در جلسات شورای امنیت برای بررسی متن و لحن تحریمها علیه تهران از جمله نشانههای آشکار و مثبتی در نظر گرفته شدند که طوفانی سیاسی را برای ایران پس از آرامشی نسبتا طولانی به ارمغان خواهد آورد!!
در این میان سفر رئیس رژیمصهیونیستی به فرانسه و طرح موضوع هستهای ایران در آن ، از جمله موضوعات دیگری بودند که در ذیل و ظل گفتمان تبلیغی بیگانه علیه برنامه هستهای ایران قابل رصد و تحلیل بود.
در سطح سیاست داخلی، خبرهایی مانند تصمیم و اراده سیاسی دولت و حاکمیت به انحلال دو حزب اصلاحطلب(حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی) و نیز نگرانی برخی کارگردانان از ادامه بازداشت جعفر پناهی از جمله مواد خامی بود که زمینه نقش بستن طرح و رنگی از جنس اختناق و انسداد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را بر تابلوی تبلیغی رسانههای غربی فراهم نمودند.
گفت و گویی کاملا سیاسی درباره برخی اختلافات اقتصادی موجود میان مجلس و دولت بر سر نحوه اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانهها و نیز گزارشی درباره تشویق شهروندان تهرانی به مهاجرت معکوس توسط دولت از جمله محورها و سوژههایی بودند که پازل خبری، تبلیغی بیگانه را تکمیل و تزیین نمودند!
اجلاسی برای هیچ
برگزاری همایش امنیت هسته ای در واشنگتن، بهانهای است که غرب و رسانههای آن بار دیگر جولانهای روانی- تبلیغاتی جدیدی را در دستور کار خود قرار دهند.
در این جولانگاه نوین تبلیغاتی، باز سخن از "فرصت طلایی" برای ایران و "فرصت کم" برای تصمیم حیاتی و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران به میان میآید.
همزمان با این فضاسازی، موفقیت دیپلماتیک آمریکا و تروئیکا(آلمان،انگلیس، فرانسه) در همراه کردن اعضای شرقی و نه چندان منعطف شورای امنیت(چین و روسیه) مورد تاکید و توجه قرار میگیرد.
در این راستا، اظهارنظر غیرسازنده و منفی برخی مقامات روسی مبنی بر "گریزناپذیر بودن اعمال تحریمها" علیه ایران در فضای رسانهای بیگانه از یک سو و همراهی گامبهگام و انعطاف تدریجی پکن با واشنگتن از سوی دیگر پژواکی خاص و چندباره مییابد.
از طرفی، گزاره جدیدی که البته تحت تاثیر ایده "باراک اوباما" در ادبیات و گفتمان اعضای شورای امنیت و رسانههای غربی مطرح و تکرار میشود عبارت "تحریمهای هوشمند"(Smart Sanctions) است.
از قرار معلوم تحریمهای هوشمند با هدف جدا کردن سرنوشت سیاسی- اقتصادی در اعمال تحریمها صورت میگیرد. این هدف، پیشاپیش با انگیزه پیشگیری از صورتبندی یا دقیقتر تقویت "رویکرد/انگاره منفی" ایرانیان نسبت به غرب- آمریکا طراحی شده است.
تحریمهای هوشمند در تحلیل نهایی میتواند به عنوان انگیزهای برای جلب نظر پکن در اعمال تحریمهای جدید علیه تهران به کار بسته شود چرا که تحریم در حوزه انرژی را (که دولت چین به اعمال آن حساسیت ویژهای دارد) از شمول تحریمها خارج مینماید.
ایران هراسی راهی برای سرکوب
در شرایطی که روند به اصطلاح صلح خاورمیانه یا در حقیقت روند "سازش" به بن بست رسیده است و این بنبست برخاسته از اختلاف سیاسی میان باراک اوباما و بنیامین نتانیاهو بر سر مسئله گسترش شهرکسازیها در بیتالمقدس است، رژیم صهیونیستی میکوشد تا برخی موضوعات را به عنوان وجهی برای پایان دادن به اختلافات سیاسی با کاخ سفید پیدا کند.
به نظر میرسد آنچه در لسان سیاسی و مغرضانه مقامات تلآویو و واشنگتن "تهدید ایران هستهای" خوانده و نامیده میشود، محل و مفری است که منافع دو طرف بار دیگر با یکدیگر تلاقی پیدا میکند. به عبارت دیگر، "هستهای شدن" ایران موضوعی است که شکاف یا ترک سیاسی میان آمریکا- اسراییل را طی ماههای اخیرترمیم میکند. در چنین فضایی است که تحرکات دیپلماتیک مقامات مختلف رژیم صهیونیستی از تورهای سیاسی اروپایی نتانیاهو گرفته تا سفر اخیر شیمون پرز به پاریس، به عنوان راههایی برای خاطرنشان کردن دوباره تهدید ایران و تلاش در جهت ترمیم مناسبات کمی به همریخته آمریکا- اسراییل تحت لوای مبارزه مشترک با تهدیدی به نام ایران تلقی میشود!
دروغ بزرگترین حربه دشمن
ترسیم و تصویر نمودن فضایی از انسداد و اختناق در ساختار دینی- سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران و به ویژه تحت تاثیر رویکرد "منتقدهراسی"یا رویکرد "غیرخودیساز" و "خودیپرانِ"! دولت دهم پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، یکی از اولویتهای اساسی رسانههای غربی در توصیف و تحلیل شرایط امروزی جامعه ایرانی به شمار میرود.
چنین ترسیم و تصویرسازیای بر آن است تا آستانه تحمل و میزان تساهل سیاسی- فرهنگی دولت حاکم را به شدت پایین معرفی نمایند.
وضعیتی که از نظر بیگانه "دوست" را به "بیطرف" و "بیطرف" را به "دشمن" و "دشمن" را به "مهاجم" بدل مینماید! بهانه لازم برای خلق و رنگآمیز این تابلوی انسداد و خفقان از جامعه کنونی ایرانی، خبری مبنی بر انحلال دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی از یک سو و طولانی شدن زمان بازداشت جعفر پناهی از سوی دیگر است که در دو گزارش مختلف در تلویزیون آمریکا(ساعت 23) و رادیو فردا(ساعت 19) در شب گذشته قابل رصد و پیگیری هستند.