ترسیم فضای کلی رادیوهای بیگانه:
اختصاصی بصیرت:منظومه تبلیغی شب گذشته(25/1/89) رسانههای بیگانه حول محور سوژههای مرتبط با سیاست خارجی شکل گرفت که در این روند تبلیغی مسائل هستهای غلظت بیشتری داشت و میتوان گفت شالوده گفتمان تبلیغی بیگانه بر مبنای آن استوار شده بود که در کلام نهایی همه چیز به موضوع هستهای ایران و احتمال اعمال تحریمهای جدید ختم میشد.
رسانههای بیگانه از منظر تاکتیک تبلیعی کنترل بازتابی ، تحولات خبری نشست امنیت هستهای را به گونهای چینش و منعکس کردند که حتی اهداف و نتایج آن نیز با موضوع هستهای ایران و اعمال تحریمهای جدید مرتبط میشد.
نکته قابل توجه دیگر آن که رسانههای بیگانه به طور موازی و مکمل ،دو سناریوی تبلیغی "شکلدهی زمینههای اعمال تحریم های جدید" و همچنین "القاء احتمال حمله به تاسیسات اتمی ایران " را پیگیری مینمایند اما با تامل در گفتمان مقامات گروه پنج به علاوه یک و همچنین فضای رسانهای بیگانه میتوان دریافت که سناریوی احتمال حمله نظامی تاکتیکی انحرافی و برای فراهم کردن زمینه همراهی کشورهای مردد و مخالف به گزینه تشدید تحریمها علیه ایران است.
در فضای رسانهای بیگانه، از ایران و عربستان به عنوان دو محور اصلی در شکلدهی زمینههای دولت آینده عراق یاد میشود و در پسزمینه گزارشهای و تحلیلهای رسانهای فضایی مجازی بازسازی میگردد که از آن ادعای دخالت ایران در امور داخلی عراق به ذهن متبادر میشود.
فضاسازی رسانههای بیگانه در حوزه سیاست داخلی ،حول موضوعات حقوق بشری و به طور مشخص وضع برخی زندانیان تحولات پسا انتخاباتی متمرکز شده بود و در این چارچوب ادعای رعایت نشدن موازین حقوق بشری و قضایی در برخورد با برخی زندانیان برجسته شد.
درخواست کمیسیون ماده ده احزاب ازدادسرای عمومی و انقلاب تهران برای انحلال جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دیگر موضوع مورد توجه درحوزه سیاست داخلی بود .
در حوزه اقتصادی نیز مطابق معمول روزهای گذشته ،فضای نابسامان از اوضاع و چشمانداز اقتصادی ایران ترسیم شد و تحلیلگران رسانهای بیگانه به بزرگنمایی پیامدهای منفی اجرای قانون هدفمند یارانهها پرداختند و توانایی دولت در اجرای این قانون را زیر سوال بردند.
دستاوردهای هسته ای و تداوم دشمنی ها
بررسی سیاست آمریکا در قبال موضوع هستهای ایران، به دستور کار اصلی محافل سیاسی و رسانهای آمریکا تبدیل شده است و در این چارچوب نوعی همآمیزی هدفمند میان دو سناریوی تحریم و تهدید مشهود است و در این چارچوب تهدید نظامی به صورت چاشنی و مکمل شکلدهی زمینههای تشدید تحریمها علیه ایران درآمده است.
محافل تبلیغی آمریکا در فضایی ساختگی از ایران به عنوان بزرگترین معضل جهان امروز و آمریکا یاد میکنند و برای واقع نمایی این ادعا ،گزاره تبلیغی خودساخته یعنی تلاش ایران برای تولید تسلیحات اتمی را تکرار مینمایند.
نشست کمیته نیروهای مسلح آمریکا برای بررسی سیاست آمریکا در قبال ایران نیز تداعیکننده چنین فضایی است.
در این نشست با تکرار برخی مولفههای تبلیغی از جمله ادعای تلاش ایران برای تولید تسلیحات اتمی و همچنین القای نقش ایران در بیثباتی منطقه ، این پرسش جهتدار مطرح شد:چه تعاملهای سیاسی و محدودیت های اقتصادی میتواند ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای که برنامه های خطرناکی برای منطقه و جهان به شمار می رود جلوگیری بکند؟
در گفتگوهای سنای آمریکا در پاسخ به این پرسش به طور موازی از گزینههای تحریمی و تهدیدی سخن به میان رفت اما از تلاش برای تصویب قطعنامه تحریمی جدید علیه ایران به عنوان گزینه در دسترس یاد شد.
به نظر میرسد طرح سناریوی احتمال حمله نظامی به طور موازی با سناریوی تبلیغی تشدید تحریمها علیه ایران ،نوعی تاکتیک تبلیغی است که با هدف همراه کردن کشورهای مردد و مخالف با گزینه تحریم صورت میگیرد.
شکست در پایتخت
کنفرانس امنیت هستهای واشنگتن و حواشی آن ،بخش قابل توجهی از فضای تبلیغی شب گذشته رسانههای بیگانه را به خود معطوف کرد.
اغلب گزارشها و تحلیلهای رسانهای بیگانه بر مبنای رویکرد تبلیغی شکلدهی تصویری مطلوب از اهداف و نتایج نشست امنیت هستهای واشنگتن استوار شده بود.
رسانههای بیگانه در بازتاب نشست اتمی واشنگتن به طور مشخص به تاکتیکهای تبلیغی "حاشیهسازی فربهتر از متن" و همچنین " مصادره به مطلوب" متوسل شدند.
گمانهزنی درباره رویکرد چین در قبال تشدید تحریمها علیه ایران به نقطه ثقل برجستهسازی حواشی تبدیل شده بود .
بر این مبنا اظهارات اوباما در پایان نشست امنیتی واشنگتن درباره تشدید تحریمها علیه ایران برجسته شد و از جمله به نقل از وی از همکاری دولت چین در تلاش برای تهیه قطعنامه تازه شورای امنیت سازمان ملل متحد سخن گفته شد.
رسانههای بیگانه از منظر تاکتیک تبلیغی" کنترل بازتابی " فضایی مجازی ترسیم کردند که از آن تغییر در رویکرد چین در قبال اعمال تحریمهای جدید علیه برداشت میشد.
در فضای رسانهای بیگانه از منظر گزارههای خبری و تبلیغی متنوع و مکمل از موفقیت کنفرانس واشنگتن در ایجاد اجماع گستردهتر کشورها در اعمال تحریم های جدید علیه جمهوری اسلامی سخن گفته شد.
سازمان ملل و آزمایشی دیگر
ایران در اعتراض به سند سیاست جدید اتمی آمریکا، نامهای به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده است.
این موضوع در فضای رسانهای بیگانه از منظر تحلیلی مورد توجه قرار گرفت و تلاش گردید؛ واکنش حقوقی ایران در فضایی ساختگی به عنوان اقدام سیاسی تلقی شود.در سند سیاست اتمی جدید آمریکا اعلام شده است:
" آمریکا استفاده از سلاح های اتمی را محدود خواهد کرد و اگر کشوری با سلاح های میکروبی و شیمیایی یا غیر اتمی به آمریکا حمله کند آمریکا با سلاح اتمی به آن جواب نخواهد داد اما ایران و کره شمالی از این قاعده مستثنی شدند."
از این عبارت " تهدید هستهای آمریکا علیه ایران " برداشت میشود که مغایر با موازین بینالمللی است و این موضوع اعتراض حقوقی ایران به سازمان ملل را به دنبال داشته است.
اما تحلیلگران رسانهای بیگانه با اصرار ایران از این اقدام ایران به عنوان اعتراضی سیاسی که هیچ پایه حقوقی ندارد؛ یاد میکنند.
اقرار به تاثیر ایران
گمانهزنی درباره این پرسش که چه کسی دولت جدید عراق را تشکیل خواهد داد؟ به یکی از مهمترین سوژه تبلیغی رسانههای بیگانه تبدیل شده است و این رسانهها از ترافیک رفت و آمد سیاستمداران عراق در کشورهای همسایه برای رایزنی درباره تشکیل دولت جدید عراق سخن میگویند.
در فضای رسانهای بیگانه، از ایران و عربستان به عنوان دو محور اصلی در شکلدهی زمینههای دولت آینده عراق یاد میشود و در پسزمینه گزارشهای و تحلیلهای رسانهای فضایی مجازی بازسازی میگردد که از آن ادعای دخالت ایران در امور داخلی عراق به ذهن متبادر میشود.
از جمله یکی از گزارشهای تلویزیون بی سیفارسی با این عبارت شکل گرفت: رسانههای بیگانه مردم عراق در انتخابات پنج هفته پیش رای شان را دادند و رفتند خانه هایشان اما ظاهرا همسایه ها هم حرفهایی دارند ایران و عربستان هنوز رای شان را ندادهاند.
ترسیم فضای کلی رادیوهای بیگانه:
گفتمان خبری، تبلیغی و تحلیلی رسانههای بیگانه در از 24 ساعت گذشته(26/1/89)، گزارههای متنوع و گوناگونی را تجربه کرده است.
در این فضای خبری رنگارنگ از موضوع هستهای ایران به عنوان اولویت و موضوع اصلی نشستهای مختلف میان اعضای شورای امنیت گرفته تا موضوعات اقتصادی و حتی موضوعات اجتماعی- هنری و البته با نگاه سیاسی دیده میشود.
در این طیف ، بررسی دومین نشست اعضای گروه پنج به علاوه یک با هدف بررسی پیش نویس تنظیمشده برای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران یکی از کانونهای اصلی خبرساز از حیث دو ارزش خبری "برخورد" و "تازگی" به شمار میرفت.
کانون اصلی خبرساز و تحلیلآفرین دیگر خبری تایید نشده مبنی بر ممنوع الخروج شدن محمد خاتمی رییس جمهوری دوره اصلاحات توسط نیروهای امنیتی است که به گونهای علتها و معانی سیاسی و بینالمللی آن مورد توجه بیگانه قرار گرفت.
بررسی آخرین اقدام و عملکرد آمریکا در قبال برنامه اتمی ایران با محوریت بازگشت سناریوی حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران سوژه دیگری بود که هر چند تحلیلی مجزا میطلبید اما در ارتباط غیرمستقیم با نشست اخیر اعضای شورای امنیت قرار میگرفت.
در حوزه اقتصادی ، تلاش مجزایی برای اعتبارزدایی از گزارههای اقتصادی مطرح شده در لسان اعضای کابینه دهم و شخص رییس جمهوری صورت پذیرفت .
این اعتبارزدایی مشخصا درباره موضوعاتی مانند "نرخ تورم"، "روند سرمایهگذاری در ایران" و ... قابل رصد و بررسی است.
انتصاب نماینده و نامزدی ایران برای عضویت در شورای حقوق بشر و به زیر علامت سئوال بردن هویت و عملکرد حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران به این بهانه و نهایتا گفتگویی درباره اتهامات و بازداشت جعفر پناهی و برجستهسازی برخی واکنشها به این مسئله سوژههای دیگری بودند که چینش آنها در کنار یکدیگر فضای تبلیغی رسانههای غربی را صورتبندی نمودند.
بهره های مضاعف از چهره های داخی
در شرایطی که خبر سایت پارلمان نیوز در خصوص ممانعت نیروهای امنیتی از خروج محمد خاتمی برای شرکت در نشست خلع سلاح هستهای ژاپن هنوز به تایید نرسیده است، رسانههای غربی با پیش فرض گرفتن صحت اصل و اساس چنین خبری به بررسی برخی جوانب سیاسی-امنیتی این موضوع روی آوردهاند.
آنها در تحلیل ممنوع الخروج شدن خاتمی ، تحملناپذیری چهره به اصطلاح وجیه محمد خاتمی در میان افکار عمومی و سطح بینالمللی را در میان اصولگرایان و جریان حاکم - که از قضا بنابر این ادعا، خود از حیث بینالمللی منزوی شدهاند!- به عنوان یکی از علتهای اصلی جلوگیری از خروج وی در نظر گرفتند.
علت دیگر تسویه حساب سیاسیای ذکر میشود که میان جریان اصولگرا علیه اصلاحطلبان پس از ماجراهای پس از انتخابات ریاست جمهوری به وجود آمده است و این ممنوعالخروج شدن میتواند نشانهای از آن باشد.
در این راستا این ممانعت در منظر و منظور تبلیغی بیگانه دارای پیامی آشکار از سوی اصولگرایان حاکم بر نظام اسلامی به خود خاتمی و جریان سیاسی اصلاحطلب است که متن و محتوای آن عمدتا حاوی لزوم عقبنشینی خاتمی از مواضع سیاسی پیشین به ویژه فعالیتهای ایام دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است!!
از حیث برداشتها و تفسیرها در سطح بینالمللی از منظر برخی تحلیلگران بیگانه مانند احمد سلامتیان ممنوعیت خروج خاتمی به عنوان چهرهای که نماد و سمبلی از تنشزدایی و گفتوگوی ایران با دنیای غرب و مدرن قلمداد میشود، میتواند تحریک کننده و از نظر جامعه به اصطلاح بینالمللی نگران کننده باشد. این تحریککنندگی به ویژه با در نظر گرفتن شرایط خاص کنونی ایران از لحاظ تحریمهای بینالمللی معنا و مصداق پیدا میکند!
استفاده از ابزار کند شده
هر چند پیش نویس قطعنامه جدید تحریم علیه ایران پس از دومین جلسه اعضای گروه پنج به علاوه یک طی یک هفته به تصویب نرسید، اما رسانههای غربی در برخی گمانهزنیهای خود از محتوا و درونمایه متن این پیش نویس میکوشند تا پیشانی اقتصاد ایران را در آینده بخوانند!
آنها در این پیشانیخوانی ، میکوشند تا ریسک و هزینههای سیاسی - اقتصادی سرمایهگذاری شرکتها در ایران را از این پس به قدری بالا نشان دهند که موجب سیر نزولی در روند سرمایهگذاری شرکتهای نفتی و غیرنفتی در کشور خواهد شد.
در این راستا به عنوان نمونه مقولاتی مانند انصراف شرکت نفت و گاز روسیه لوک اویل از سرمایهگذاری و فعالیت در ایران ، قطع فروش بنزین توسط شرکت مالزیایی پتروناس به ایران دعوت نشدن ایران به نشست مجمع صادرکنندگان گاز در دوحه همه و همه به عنوان مصادیقی از موفقیت سیاست باراک اوباما در همراهسازی دولتها و شرکتها علیه جمهوری اسلامی ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است.
براساس تحلیل بیگانگان رخدادها و سیاستی که حتی اگر قطعنامه جدید علیه تهران تصویب و صادر نشود اثرات و پیامدهای سوء خود را در حوزه انرژی، تجارت ، سرمایهگذاری و تورم در ایران خواهد داشت!
تلاش های بی ثمر
در شرایطی که به نظر میرسد شرایط برای رسیدن به اجماع میان اعضای دایم و غیردایم شورای امنیت برای تصویب دور جدیدی از تحریمها علیه ایران دشوار و ناهموار مینماید، غرب و تحلیلگران آن بر محتوای پیش نویس قطعنامه لزوما تاکید نمیکنند و صرف رسیدن به یک اجماع به اصطلاح جهانی علیه برنامه اتمی ایران را مهم و دارای پیام و پیامد سیاسی منفی برای دولتمردان جمهوری اسلامی ارزیابی میکنند.
بر این اساس سرسختی چندانی در میان اظهارات و دیدگاههای برخی مقامات آمریکایی بر سر سطح و میزان تحریمها علیه ایران وجود ندارد و صرفا درانداختن طرحی نو برای اعمال تحریمها علیه تهران در سطح تسلیحات و فعالیتهای تسلیحاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مهم و جدی ارزیابی میشود!
همزمان، با این که هرگونه اراده سیاسی برای عملی کردن تهدید به حمله نظامی آمریکا علیه ایران نخنما شده است برخی مقامات آمریکایی و رسانههای همسو با آنها بر آنند تا همچنان گزینه نظامی را با ضرب و زور جنگ روانی و مجازی خود روی میز نگه دارند و همچنان از اعتبار این گزینه همچنان در میان افکار عمومی جهانی صیانت و حفاظت کنند تا شاید بتوانند چماق بزرگ خود را در برخورد با مورد ایران که حالا دیگر ترکهای نحیف و شکننده از آن به جای نمانده موثر و جدی نشان دهند!
گفتارهای ناروا
اعتبارزدایی از گزارهها و قضایای اقتصادی - مالی بیانی و برنامههای اعلامی دولت دهم به عنوان دولتی که رییس کابینه آن نقطه قوت خود و مجموعهاش را اقتصاد و سامان دادن به اقتصاد میداند یکی از دستور کارهای جدی رسانههای غربی از ابتدای روی کار آمدن آقای احمدینژاد است .
این اعتبارزدایی به ویژه با تکیه بر دادهها و آمارهای رسمی و غیررسمی منتشر شده داخلی و جهانی از یکسو و ترسیم تناقضهای آشکار میان این آمار و شعارها و عملکردها بر آن است که سیاستهای اقتصادی دولت را در سطح خرد و کلان و از جنبههای مختلف زیر سئوال ببرد.
در سطح خرد ، از شعارهایی مانند "مهار نرخ تورم"، "افزایش قدرت خرید مردم" و ... که در لسان مسئولان اقتصادی کابینه و شخص رییس جمهوری قابل رصد است ، اعتبارزدایی میشود.
در سطح کلان ، چرخه سرمایهگذاری داخلی و خارجی و مقیاس کلان تولید و مصرف در این دولت ، سیکل و چرخهای معیوب و نیازمند مساعدت جهانی و دخیل کردن کارشناسان اقتصادی ارزیابی میشود که با توجه به سیاستهای تقابلجویانه دولت دهم ، خروج از این سیکل معیوب را بسیار دشوار مینماید!
جنایتکاران بین المللی مدافع حقوق بشر
تیره و تار نشان دادن چهره حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران یکی از اسلوبهای تبلیغی - سیاسی ثابت بیگانه بوده و هست.
مختصات اصلی این سبک و شیوه، بر مبنای تکنیک فیس آف(Face Off) یا "تغییر چهره" شناخته میشود.
این تکنیک میکوشد تا چهره واقعی(معمولا مثبت) یک کشور را در موضوعات مورد توجه افکار عمومی بینالمللی(مانند موضوع حقوق بشر و عملکرد حقوق بشری) از صورت آن کشور بزداید و تندیس و چهرهای نو برای آن بتراشد.
بر این اساس ، نامزدی ایران برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل و برگزاری انتخابات آن در کمتر از یک ماه گذشته(ماه می)، بهانهای شد تا فردی مانند عبدالکریم لاهیجی (همکار گروهک منافقین) - به عنوان مرجعی برای ارزیابیهای حقوق بشری از ایران در رسانههای بیگانه - بر اساس تکنیک فیس آف آنچنان چهرهای کریه و زشتی از جمهوری اسلامی ایران در زمینه حقوق بشر ترسیم و تصویر نماید که عضویت آن را در شورای حقوق بشر سازمان ملل امری دست کم بعید ارزیابی نماید!!