بصیرت:در سکوت و آرامش شب که همه در خوابند، و یا عده ای در خیابانهای تقریباً خلوت شهر تردد می کنند و یا در قیل و قال تأمین امرار معاش هستند، اگر هر اتفاقی هم در کوچه و خیابان های شهر رخ دهد، لیکن «اینجا» قطره قطره «هستی» به جام جان چکانده می شود، نوسان خطوط حال زندگانی در صفحه نمایشگر موقعیت بیمار را در چشمان کنجکاو و بی خواب پرستاران نقش می زند.
پرستاران در بیمارستان ها میزان الحراره چگونگی وضعیت دردمندان هستند و نبض مراقبت های بیماران تا مرز بهبودی در دستان گرم و خستگی ناپذیر آنان می تپد و ما همیشه شاهد حضور موظف و پرشکیب این سفیران نجات در تمام لحظه های زمان هستیم.
زندگی هر انسان مثل فصول سال و فصلنامه است و در هر مقطع و زمان بر طبق یک سیر طبیعی، حالات و شرایط جسمی و حسی متنوع خواهد داشت لیکن گاه بیماری در هر فصل عمر، دور از انتظار نیست. هرکس ممکن است در طول عمر به دلیلی سری به بیمارستان زده باشد.
گرچه به یقین هیچ کس نمی خواهد مریض شود اما اگر صد سال آزگار چنین نشود و بستری نشود، باز پرستاران را انسان های فداکار و مقاوم می خوانند چرا که طبعاً فضای بیمارستان، یک فضای مه زده و ناخوشدل به تصور می آید که با روح آدمی چندان همساز نیست اما در عین حال بیمارستان محل ایمن و بازسازی جسم و روان است. بیمارستان محل بازگشت سلامت انسان است و پرستاران، مددکاران صبوری هستند که در لحظه لحظه های بستری بیماران، در بهبود آنان نقش مؤثر و شایان ستایش دارند.
تأثیر گفت وگو با بیمار
پرستار باید برخورد آرام و چهره شاد داشته باشد و با مریض طوری صحبت کند که او با اطمینان درد و نیازش را بگوید. صحبت کردن پرستار و جویای حال و وضع بیمار شدن قطعاً روی روحیه و رفع احساس نگرانی او تأثیر خوب می گذارد. با «مسعود مقدم» شغل آزاد، در یک داروخانه گفت وگو می کنم. او آمده است نسخه دارویش را بپیچد. وی در خصوص موضوع تعریف شغل پرستاری این را هم می گوید: «پرستاران هستند که حال بیماران را درک و با خوشرویی برخورد می کنند.» این شهروند، ادامه صحبتش شرح شکستگی یک دستش است: دستش می شکند. مدتی در بیمارستان بستری می شود در حالی که دو ماه دست در گچ می ماند. بعد از ترخیص هم حدود یک ماه هر از گاه برای ویزیت به بیمارستان مراجعه می کند و پزشک دستش را معاینه می کند. او ادامه می دهد: «بعد که درباره شکستگی و دو ماه گچ گرفتن دستم با چند دکتر دیگر صحبت کردم نظرشان این بود که بیش از چهل روز نیاز نبوده که در گچ باشد.» حرف دیگر وی راجع به تفاوت نوع برخورد پزشک در بیمارستان و مطب خصوصی است که به زعم او در بیمارستان برخورد مناسب نیست لیکن در مطب شخصی همان که در بیمارستان به درمان بیمار می پردازد، برخورد خیلی راحت تری دارد. حرف آخر این شهروند چنین است: «بنویسید دفترچه بیمه زیاد کاربرد پذیرشی و درمانی در بیمارستان ندارد.»
«پرستار بنا بر پر اهمیت و حساس بودن شغلش بایست با انجام وظیفه خوب و مناسب، روحیه خوب و آرامش بخش به بیمارش بدهد.»
«حسن حیدری» بازنشسته، با بیان این نظر خود پیرامون شغل پرستاری، می افزاید: «مسلماً چنانچه همیشه برخوردها و انجام وظایف پرستار، خوب و بانشاط باشد طوری که شخص مریض احساس رضایت کند، این خود باعث اطمینان بیشتر نسبت به امور درمانی خواهد شد اما مردم هم باید ملاحظه موقعیت پرستاران را داشته باشند، سختی و مشکلات پرستار را درک کنند. بیمارستان و حساسیت کاری و مسئولیت ها نیاز به آرامش و انرژی زیاد دارند. رعایت حال همدیگر در چنین شرایط یک ضرورت سودمند در انجام امور درمانی است. در چنین شرایطی پرستار می تواند بهتر پاسخگوی مردم باشد.»
مریض به پرستاری نیاز دارد
دست مادر پیرش را می گیرد آهسته از پله های بیمارستان پایین می آیند و در حاشیه خیابان منتظر تاکسی می ایستند. نزدشان می روم از فرزند همراه حال و احوال مادر بیمارش را می پرسم. «شاپور آقازاده» می گوید مادر پیشتر یک چشمش عمل شده و مشکل ندارد اما حالا برای چشم دیگرش به بیمارستان آوردم تا دکتر ببیند و عمل کند که وقت دادند بعداً مراجعه کنیم.» از او درباره موقعیت شغل پرستاری می پرسم، می گوید: «پرستارها نسبت به بیماران رفتار خوب و اسلامی داشته باشند. این طور برخوردها روی روحیه و امیدواری مریض ها اثر خوب می گذارد. اغلب پرستارها به بیماران توجه و به آنان رسیدگی می کنند اما اگر پرستاری به موقع به مشکلات بیمار نرسد ممکن است وضع بیمار وخیم شود و روی روحیه اش اثر نامناسب بگذارد. کلا مریض به پرستاری نیاز دارد، به همین خاطر پرستار باید در دسترس مریض باشد.»
مراعات دوجانبه برای بهبود و آرامش
یک پرستار در وهله اول باید نقش مادر معنوی داشته باشد که بیمار بستری را درک کند و احساس کند چه نیاز دارد تا بتواند به بیمار بهترین و مؤثرترین خدمات ارایه کند.
«وثوقی» که شغل آزاد دارد، با این دیدگاه موقعیت حرفه پرستاری را بیشتر تعریف می کند: در بیمارستان ها عموماً زمان ویزیت پزشکان در بررسی وضعیت بیماران کم است ولی پرستاران در شیفت کاری خود زمان بیشتری با بیماران سروکار و ارتباط درباره موقعیت درمانی آنان دارند. به همین لحاظ می توانند بر احوال و روحیه بیماران تاثیر مناسب بگذارند. البته این توجهات برمی گردد به این که یک پرستار تا چه حد احساس وظیفه می کند. به نظر من داشتن حس مادری معنوی و همنوعی دلسوز باعث خواهد شد پرستار ارتباط خوب با مریض داشته باشد و او را درک کندو بپذیرد. از طرف دیگر بیماران هم طبعاً می باید به توصیه های درمانی پرستاران توجه کنند چون که رعایت دستورات پرستاران تأثیر مفید در بهبودی و آرامش خاطر بیماران خواهد گذاشت.»
پرستاری؛ شغل شریف و انسانی
«شغل ها و گزینه هایی در بستر زندگی است که می توان آنها را از نوع انسانی ترین ها خواند و تقدیس کرد. مثل افرادی که در لابراتوارها ماه ها و چه بسا سال ها وقت می گذارند تا فرضاً یک نوع واکسن جدید برای درمان و ریشه کن کردن یک نوع بیماری مزمن کشف و تولید کنند، یا شغل معلمی که واقعاً حق است در این باره گفته شود، معلم بینایی معنوی و معرفتی به انسان ها هدیه می کند و از ظلمت به روشنایی زندگی هدایت می کند. اما پرستاری از لحاظ مختلف به نظر من مقدس ترین شغل ها در تمام دوران بوده و خواهد بود چرا که تن آدمی شریف است...»
آنچه در بالا مطرح شد بخشی از نظرات «نصرا... آذری» یک مددکار اجتماعی است. او می افزاید: «جان انسان با ارزش ترین نعمات الهی و یک ودیعه آسمانی است. پس هر یک از ما انسان ها باید در حفظ سلامت جسم و جان خود کوشا باشیم. شاید کلمه کوشا، که گاه درباره درس و کار و... استعمال می شود، برای مراقبت از وجودمان، یک توصیه بچگانه به نظر برخی بیاید اما واقعاً فکر کنیم ما این قدر که می کوشیم چنین و چنان کنیم و به فکر مادیات هستیم، آیا به تندرستی و سلامت روان مان توجه می کنیم؟... بهرحال، کمک کردن یک انسان ایثارگر در لباس و عنوان پرستار بی نهایت سزاوار ستایش است. یک پرستار پیش از آن که به این شغل روی آورد، حتماً به همدلی و همیاری دیگران که نیازمند کمک هستند، علاقه داشته و دارد. شوق و حس و حال افراد فداکار و بیداردل در شرایط درماندگی و مشکلات انسان دیگر را می توان به پروانه ای تشبیه کرد که اطراف نور شمع می گردد، این روشنایی، روشنایی احیای سلامت انسان است. انتخاب شغل پرستاری که همواره با ناخوش احوالان سروکار دارد، یک خدمت شریفانه و انسانی است، شغلی که با جان و روان انسان روبرو است، شغلی که تحمل و صبر اساس پایداری و خدمت در این راه است. باید قدردان پرستاران وظیفه شناس بود چون در رفع رنج بیماری و آزردگی روحی انسان سهم و نقش پربها دارند.
تأثیر حمایت از پرستاران در انجام وظایف
اما نظر و تعریف شاخص «خانم طاهره کرمانی رنجبر» روان پزشک، پیرامون چگونگی حرفه و موقعیت ارایه خدمات حساس و حیاتی پرستاران حاکی از آن است که این افراد در طول زمان با دردمندان و نیازمندان تندرستی سروکار دارند در شرایطی که خود با کم و کاستی و نارسایی ها دست و پنجه نرم می کنند. در چنین شرایطی شایسته است همواره مورد توجه و حمایت باشند.
گفته وی در خصوص جایگاه و وضعیت شغل پرستاری، چنین است: «پرستاران کسانی هستند که با جان و سلامت مردم جامعه ارتباط مستقیم دارند. آنان شغل سختی دارند، مجبورند درطول روز و شب با افراد دردمند و نیازمند تندرستی وقت صرف کنند درحالی که با مشکلات زندگی خودشان هم مواجه هستند. بنابراین لازم است حرفه پرستاری در جامعه مورد توجه خاص مسئولان باشد و طوری نباشد که در نهایت در درازمدت به رغم شغل سخت و وظیفه والای انسانی شان احساس سرخوردگی کنند. ضرورت حیاتی است که آنان دایماً حمایت و مشکلات شان حل شوند تا در انجام وظیفه خود نیروی جسمی و روانی کافی داشته باشند.»
«دکتر طاهره کرمانی رنجبر» در ادامه صحبت های خود در مورد موقعیت شغل پرستاری، اظهار می دارد: «با توجه به این که پرستار از نظر مدت زمان بستری بیمار، بیشترین تماس جهت مراقبت های پزشکی و درمانی با بیمار دارد، بنابراین روی وضعیت روانی و پیامدهای درمانی، جسمی و بهبود بیمار می تواند تأثیر مستقیم داشته باشد. از سوی دیگر از دید بیمار اولین احساسش این است که بخشی از توانایی روحی و جسمی خود را از دست داده است. در چنین وضعیتی، ناتوانی بیمار اگر حاد باشد احساس تشویش، ناامیدی و خشم از مریض شدن می کند. در این حالات و شرایط، برخورد مناسب پرستار می تواند در تعدیل و هدایت احساسات بیمار تأثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد. در این جهت، اولین قدم این است که پرستار بتواند احساس همدلی با بیمار داشته باشد، بیمار را درک کند، او را بپذیرد، احترام بگذارد، احساساتش را دریابد و این ادراک را به بیمار خود منعکس و منتقل کند و بگوید شرایطش را درک می کند طوری که بیمار بپذیرد حال او درک شده است. قدم دوم، بحث پذیرش بیمار است یعنی بیماران از هر جنس، نژاد و ملیت که هستند را بپذیریم، دوست شان داشته باشیم و این حس دوست داشتن را به بیمار منتقل کنیم.»
ادامه گفته وی معطوف به این است: «پرستاران به لحاظ موقعیت حرفه شان خیلی وقت ها اولین کسانی هستند که مسایل و مشکلات بیماران با آن ها در میان گذاشته می شود. در واقع بیمار هم می خواهد پیامدهای وضعیت خود را از پرستار بشنود. بنابراین، پرستار باید واقعیت را بگوید و این را در شرایطی با جملات و تحت یک اسلوب خاص به بیمار منتقل کنند، این امر یک بحث آموزشی پرستار است»
گفته می شود صحبت کردن پرستار با بیمار پیرامون موقعیت او بعضاً خواهد توانست موجب نوعی آرامش خاطر و امیدواری در جهت صحت و سلامت بیمار باشد.
حسن آقایی