بصیرت: قرن ما گرفتار دینی است که به هر چیز گردن می نهد الا حکم خدا! لیبرالیسم اکنون به مثابه یک دین کامل تبلیغ و ترویج می شود. دین لیبرالیسم برای سود، لذت، سرمایه، آزادی، ماده و انسان اصالت قائل است اما برای مفاهیمی که دستاورد تلاش و زحمات انبیاء و اولیای الهی است اصالتی قائل نیست.
سموم این دین چون ویروسی در دو سه قرن اخیر در جان، اندیشه و ایمان انسان ها تلفات و خسارات زیادی به بار آورده است و آنها را به دره کفر و الحاد و نفاق انداخته است.
چیستی و چرایی حوادث پس از انتخابات را باید ریشه یابی کرد. ریشه های فکری و ایدئولوژیک آن را مورد واکاوی قرار داد. اینکه چرا ما در میان گفتمان های موجود در رقابت های انتخاباتی نتوانستیم به یک کریدور گفتگو برای تفاهم و دوستی و همگرایی دست یابیم باید بررسی شود.
چیستی گفتمان و چرایی رخدادهای تلخ سال گذشته ریشه در لیبرالیسم و عقلانیت مدرن دارد این عقلانیت با عقلانیت اسلامی در یک اقلیم نمی گنجد اما با هر عقلانیتی در هر گلیمی برای مبارزه با عقلانیت اسلامی قابل جمع است.
دلیل اینکه در رویدادهای اخیر می بینیم انبوهی از احزاب و گروه ها از چ‘ ترین تا راست ترین آنها در کنار هم علیه نظام، مردم و انقلاب ما بسیج شده اند همین ویروس عقلانیت مدرن است که در جان حریف و رقیب آخرین روزنه های ایمان به غیب و خدا را سوزانده است. همین ویروس کار را از گفتگو و داوری آرای مردم به قشون کشی خیابانی کشاند و تمام اردوگاه کفر را پشت سر این عقلانیت قرار داد!
فاشیسم و کمونیسم و لیبرالیسم سه لایه از اندیشه های مبتنی بر ماتریالیسم اند. عمر فاشیسم و کمونیسم در قرن گذشته پایان یافت و میراث خود را برای لیبرالیسم باقی گذاشت اکنون آمریکا به طور اخص و غرب به طور اعم مامور تبلیغ و ترویج لیبرالیسم به مثابه یک دین در جهان امروز است. آنها از روش های فاشیستی و خشونت کمونیستی برای تبلیغ وترویج آن سود می برند. کسی که سر بر آستان این دین فرود نیاورد حتی تهدید به جنگ هسته ای می شود. آمریکایی ها با ابزار این دین مشغول جهانگشایی هستند و هر کس را که در برابر آن تسلیم نشود بی رحمانه از بین می برند.
چه باید کرد؟ از کجا باید آغاز کرد؟ پاسخ روشن است.
علما، مراجع و حوزه های علمیه برای صیانت از دین اسلام و مکتب اهل بیت باید به لحاظ تئوریک در برابر لیبرالیسم قد علم کرده و آن را افشا کنند. نخبگان دانشگاه و روشنفکران نیز در همراهی حوزه ها در مبارزه با لیبرالیسم همگرایی کنند.
مبارزه لیبرالیسم با دین به طور اعم و بویژه با اسلام بسیار پیچیده تر و بی رحمانه تر از مبارزه فاشیسم و کمونیسم با دین است. آنها دین را ابتدا از حوزه عمومی به حوزه خصوصی هدایت می کنند و سپس در همان حوزه با روش های الحادی و منافقانه و تئوری های کفر آلود از بین می برند وضعیت دین در جوامع غربی نمونه روشنی از آن است.
برخی فکر می کنند ظهور لیبرالیسم به همین دو سه قرن اخیر بر می گردد در حالی که ریشه تاریخی دارد حداقل در صدر اسلام هنگام بعثت نبی اکرم(ص) رگه هایی از این تفکر وجود داشت خداوند متعال در سوره کافرون بخشی از هویت فکری این جماعت را بیان می فرماید و چگونگی برخورد با آنها را هم به دقت تبیین می نماید.
در الدرر المنثور آمده که ابن جریر، ابن ابی حاتم و ابن انباری در کتاب «المصاحف»، از سعید بن میناء مولای ابی البختری روایت کرده اند که گفت: ولید بن مغیره و عاصی بن وائل و اسود بن مطلب و امیه بن خلف، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را دیدند و گفتند: ای محمد بیا خدایانمان را روی هم بریزیم، ما خدای تو را بپرستیم و تو خدایان ما را؛ در نتیجه غائله و کدورت بین ما بر طرف شود، همه در پرستش معبودها مشترک باشیم و بالاخره یا معبود ما حق است و یا معبود تو، اگر معبود ما حق و صحیح تر بود سر تو بی کلاه نمانده و از عبادت آنها حظی برده ای و اگر معبود تو حق و صحیح تر از معبود ما باشد سر ما بیکلاه نمانده از پرستش او بهره مند شده ایم. در پاسخ این پیشنهاد، خدای تعالی این سوره را نازل کرد و به پیامبر فرمود بگو: هان ای کفار! من هرگز نمی پرستم آنچه را که شما می پرستید شما هم آن خدای یکتایی را که من پرستش می کنم، پرستش نمی کنید.
متاسفانه برخی انقلابیون فرسوده و پشیمان که بخشی از تئوری های لیبرالیسم را در حوزه سیاست و فرهنگ باور کرده اند و آن را می پرستند، در صف مقدم مبارزه با نظام و ولایت برای دشمن سربازی می کنند. آنها لیبرالیسم را به مثابه یک دین پذیرفته اند و می خواهند یک قرائت لیبرالیستی از اسلام داشته باشند به همین دلیل به مومنان واقعی و مسلمانان پیرو اسلام ناب محمدی(ص) نسبت کفر به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر می دهند.
بله ما به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر به روایت غرب و لیبرالیسم کافریم و آن را قبول نداریم و هر گز آن را پرستش نخواهیم کرد. آنها هم روایت ما را از این مفاهیم قبول ندارند.
ما باید با دوستانی که آموزه های لیبرالیسم را به عنوان یک دین پذیرفته و تظاهر به باور اسلام و امام و نظام می کنند و رو در روی اصلی ترین میراث امام(ره) یعنی ولایت فقیه ایستاده اند وداع کنیم.
ما سه دهه گذشته با دوستانی که آموزه های سوسیالیسم را به عنوان یک دین پذیرفته بودند و تظاهر به اسلام می کردند و رو در روی امام ایستادند وداع کردیم و در این وداع تردید نکردیم. امروز هم نباید در وداع جدید تردید کنیم.
باید به آنها شجاعانه بگوییم، «لکم دینکم ولی دین»
اگر منافقین قدیم از قهر با انقلاب و فرار به غرب و سرانجام سقوط در دامن حزب بعث خیر دیدند، منافقین جدید هم از همگرایی با آمریکا و غرب در مصاف با انقلاب و مردم و رهبری خیر خواهند دید.
دوشنبه گذشته فاش شد اوباما پس از5 ماه از تصویب بودجه55 میلیون دلاری کمک به منافقین جدید گزارشی به کنگره و سنا درباره جنگ نرم علیه ملت ایران ارائه داد. این گزارش نشان می دهد امیدی به بازگشت منافقین جدید به دامن ملت نیست آنها راه خود را انتخاب کرده اند و دیگر خدای اسلام و خدای کعبه را عبادت نخواهند کرد. آنها رو به واشنگتن نماز می خوانند و مدتهاست که قبله خود را عوض کرده اند.
محمد کاظم انبارلویی