در اولین روزهای سال 1379، کنفرانسی در شهر برلین آلمان با عنوان «همایش ایران بعد از انتخابات مجلس» برگزار گردید که به یکی از جنجال برانگیزترین اقدامات اصلاح طلبان مبدل شد. در این کنفرانس سه روزه که در( 1/1/79 ) و به دعوت بنیاد آلمانی «هاینریش بل» (وابسته به حزب سبز آلمان) در سالن فرهنگهای جهان برلین برپا شد، تعدادی از چهره های مطبوعاتی و سیاسی اصلاح طلبان به ایراد سخنانی پرداختند.
حضور افرادی چون؛ اکبر گنجی، علیرضا علوی تبار، حمیدرضا جلایی پور، جمیله کدیور، علی افشاری، در کنار چهره های لیبرالی چون حسن یوسفی اشکوری، عزت الله سحابی و همراه با عناصر معلوم الحال اپوزیسیون خارج از کشور چون محمدعلی سپانلو، شهلا لاهیجی، چنگیز پهلوان و محمود دولت آبادی و مهرانگیزکار در این همایش، خبر از وضعیت و جهتگیری ضدانقلابی این همایش می داد.
قابل ذکر است که بنیاد «هاینریش بل» وابسته به حزب سبزهای آلمان است. این حزب فاصله کامل خود را با هر نوع ایدئولوژی اعلام کرده و از نظر تفکر، دارای ضدیت با دین و مذهب به طور عام و با اسلام به طور خاص است. حزب سبزهای آلمان ضدیت های فراوانی با جمهوری اسلامی نشان داده است؛ تاجایی که حتی «یوشکا فیشر »، وزیر وقت خارجه آلمان، دارای بیشترین ارتباط در سطح اروپا با «مسعود رجوی»، رهبر گروهک منافقین، می باشد. در نامه های یوشکا فیشر به رجوی که در مطبوعات آلمان منعکس می شد، وی با لفظ «مسعود عزیز » از رجوی نام می برد. این حزب همچنین در پی جنجال های تبلیغاتی همچون دادگاه صهیونیستی میکونوس با صدور بیانیه ای تحت عنوان« شهامت»، اقدام دادگاه را در صدور حکم علیه مسئولان جمهوری اسلامی ستود. حزب سبزها روابط ویژه ای نیز با رژیم صهیونیستی دارند. این حزب از معدود احزاب در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی است که به دنبال مطرح شدن موضوع انتقال پایتخت اسرائیل به بیت المقدس، از این پروژه استکباری حمایت نمود.(1)
بنیاد هاینریش بل سه سر فصل اصلی برای اجلاس که خود میزبان آن بود در نظر گرفته و قاعدتاً با سخنرانان به توافق رسیده بود. این سه عبارت بودند از:
1- جزئیات «چرخش تاریخی» در ایران از دیدگاه اصلاح طلبان.
2- جزئیات تأمل و بازاندیشی در ساختارهای حکومتی ایران .
3- جزئیات و اهداف چالش که اصلاح طلبان با اسلام پدید آورده اند.»(2)
در این نشست هر یک از شرکت کنندگان به اظهارنظر درباره محورهای فوق پرداخته و هر یک از منظری روند اصلاحات در ایران را مورد طرح و بررسی قرار دادند.
واقعیت تلخ و تأسف بارتر اینکه قریب به اتفاق کسانی که از ایران به عنوان سخنران در این کنفرانس شرکت داشته اند، با مشاهده و شنیدن حرکات خلاف شرع و شعارهایی که علیه نظام جمهوری اسلامی ایران داده شده و سخنانی که در مخالفت با احکام دین و براندازی نظام اسلامی گفته شد، کمترین سخنی نگفتند و کوچک ترین عملی نشان ندادند.
این کنفرانس مورد حمایت تمامی گروه های ضد انقلاب و معاندین نظام قرار گرفت تا جایی که در پی برگزاری این کنفرانس، گروهک «سازمان سوسیالیست های ایران » از بنیاد هاینریش بل، وابسته به حزب سبز آلمان، به خاطر برگزاری کنفرانس برلین سپاسگزاری کرد.
این گروهک در بیانیه خود تأکید کرد: «استقبال از این برنامه از سوی بخش بزرگی از ایرانیان تبعیدی در آلمان و سایر کشورهای اروپایی، دلیلی بر ضرورت برپایی چنین گردهمایی هایی است و امیدواریم آن بنیاد به برگزاری چنین کنفرانس هایی برای تفاهم اپوزیسیون داخلی و خارجی ادامه دهند.»(3)
این گروهک اضافه نمود: «با صرف نظر از وابستگی های سیاسی و مذهبی مان آماده گفتگو هستیم؛ صرف نظر از اینکه رقبای سیاسی مان در درون حکومت و یا در اپوزیسیون قرار داشته باشند. کنفرانس برلین در کنار توهین های مکرر به اصول اسلامی ـ از جمله حجاب ـ و برخی تجدیدنظرطلبان دارای سوابق انقلابی به عنوان مقدمه ای برای نزدیکی بیشتر جریان ضد انقلاب ارزیابی می شود.»
همچنین پنج گروهک تروریستی «فدائیان خلق، فراکسیون متحد جبهه ملی ایران، سازمان سوسیالیست های ایران، حزب دموکراتیک مردم و جمهوری خواهان ملی» با امضای بیانیه مشترکی سمینارهایی از این نوع را امکان مفیدی برای بحث و تبادل نظر درباره مسائل ایران قلمداد می کنند. (4)
انتشار خبر برگزاری کنفرانس برلین و پخش قسمتهایی از این کنفرانس که در آن برخی از جریانهای ضدانقلاب اقدام به برهم زدن جلسه با انجام اعمالی شنیع و ضداخلاقی (همچون برهنه شدن یکی از حاضرین و رقصیدن فردی دیگر در هنگام برگزاری همایش) نمودند، از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی، بازتابهای شدیدی در محافل مختلف سیاسی و افکار عمومی داشت و جریان دوم خرداد را در شرایطی انفعالی قرار داد. این جریان باید موضع خود را در قبال حضور برخی از اعضای سرشناس خود در این همایش روشن می کرد و افکار عمومی منتظر واکنشی صریح در این زمینه بود.
اما این جریان به جای عذرخواهی از ملت، به تطهیر این اقدام روی آورد و به محکوم ساختن صداوسیما به جهت اطلاع رسانی این اقدام پرداخت.
به عنوان نمونه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تلاش نمود تا پخش فیلم کنفرانس برلین را در راستای اقدامات جناحی رقیب سیاسی خود تحلیل نماید. سازمان در بیانیه ای که در تاریخ( 4/2/79 ) صادر نمود این اقدام صدا و سیما را در قالب سناریوی «بحران آفرین برای نیل به اهداف ضد دوم خرداد» قرار داد و مدعی شد: «پخش مونتاژ شده و جنجالی کنفرانس برلین از صدا و سیما، به راه انداختن تظاهرات خیابانی، دامن زدن به فضای ناامن و بی ثبات و اخیراً تعطیلی غیرقانونی مطبوعات، همگی بخشهای گوناگون سناریوی بحران آفرینی برای نیل به اهداف ضد دوم خرداد است.»(5)
همچنین «بهزاد نبوی» از اعضای برجسته جریان دوم خرداد در مجلس ششم طی سخنانی در دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران در تاریخ ( 12/2/79 ) گفت: پخش فیلم کنفرانس برلین در جهت تخریب روابط ایران و آلمان و لغو سفر خاتمی و تضعیف موقعیت بین المللی خاتمی است.(6)
تحلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی از آنچه توسط جریانهای مخالف نظام اسلامی در برلین ترتیب داده شده بود، می تواند معیار خوبی برای ارزیابی وضعیت آن روز سازمان مجاهدین در قبال منافع ملی باشد. ایشان در جمع بخشی از سران جبهه دوم خرداد در این باره می فرمایند:
«... کنفرانس برلین به دنبال تدارک و برنامه ریزی چندین ماهه و با دقت در انتخاب میهمانان کنفرانس برگزار شد تا اینگونه وانمود شود که این افراد، نمایندگان قشرهای مختلف ملت ایران هستند. برگزارکنندگان کنفرانس در واقع درصدد بودند با این مقدمات و تدارکات و دعوت از همه جناحهای مخالف نظام در خارج، کنفرانس را به جلسه محاکمه انقلاب و نظام اسلامی تبدیل کنند و با تبلیغ ناکارآمدی نظام اسلامی از زبان دعوت شدگان داخلی، از زبان ضدانقلاب هم اینگونه تبلیغ کنند که اصلاحات اساسی، تنها با حذف اسلام، ولایت فقیه، شورای نگهبان و حدود اسلامی از قانون اساسی و یا کلاً نوشتن قانون اساسی جدید، امکان پذیر است، اما خداوند این نقشه را بر هم زد و روسیاهی کنفرانس برلین برای سیاستمداران آلمانی ماند. من با دولت آلمان، کاری ندارم، اما این بار چندمی است که سیاستمداران آلمانی، بی استعدادی و کند ذهنی خود را آشکار می کنند و بازهم سرشان بی کلاه می ماند...»(7)
اخیرا «بهزاد نبوی» درباره سکوت سازمان خود در قبال اقدام شرکت کنندگان در کنفرانس برلین به ذکر خاطره ای می پردازد که می تواند ماهیت عملکرد جریان دوم خرداد را به خوبی به نمایش بگذارد. وی نقل می کند: «در فروردین یا اردیبهشت سال 79 و به دنبال نمایش شوی طراحی شده کنفرانس برلین از سوی سیمای جمهوری اسلامی، به اتفاق نمایندگان گروه های اصلاح طلب، دیداری با رهبری داشتیم. از آنجا که نمایش شوی مزبور را مقدمه برخوردهای بعدی با شرکت کنندگان در کنفرانس مزبور می دانستیم، در این دیدار نسبت به اقدامات احتمالی بعدی هشدار دادیم و تأکید کردیم اعلام این نگرانی به معنای تأیید کلیه مواضع و دیدگاه های شرکت کنندگان در آن کنفرانس نیست. مقام رهبری نسبت به عدم موضع گیری علنی اصلاح طلبان نسبت به آن مواضع گله کردند و بـنده عـرض کردم ما آدم فروش نیستیم! و در شرایطی که این افراد در معرض تهدید هستند و انتقادات ما می تواند بهانه و توجیهی برای برخوردهای شدیدتر با ایشان باشد، از هرگونه نقدی خودداری می کنیم ...» (8)
عبارت «ما آدم فروش نیستیم»، سخنان اخیر عطریانفر در مورد بهزاد نبوی را تداعی می کند. وی در برنامه اعترافات تلویزیونی خود پس از دستگیری در حوادث انتخابات اعلام داشت: «بهزاد نبوی هم اذعان داشته که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته است، ولی حاضر نیست این مطلب را در مقابل رسانه ها بطور آشکار بیان نماید، چرا که معتقد است «وی به مهندس موسوی خیانت نخواهد کرد»!؟»
اینکه چطور بهزاد نبوی حاضر نیست به موسوی خیانت کرده و به سلامت انتخابات اعتراف نماید، ولی در عوض حاضر است به نظام و کشور و ملت خیانت کند، داستان عجیب و غریب بخشی از فعالان سیاسی روزگار ماست که متأسفانه در رقابتهای تنگ نظرانه و جناح بازی کار را تا بدانجا می رسانند که حتی حاضرند منافع ملی کشور را زیر سوال ببرند. آن روز آقایی که تنها از اخلاق و مرام کار سیاسی، «آدم نفروشی» را یاد گرفته بود، آن طور بی شرمانه در برابر رهبری معظم انقلاب ایستاد و امروز نیز پشت سر «دروغ بزرگ موسوی» مبنی بر تقلب در انتخابات ایستاده است، هرچند که این مردانگی!!؟ و آدم نفروشی به وطن فروشی! و خیانت به ملت و کشور ختم شود.