دوره دوم: 1361 تا نیمه اول 1367
در مقطع دوم عمر بسیج، کارکرد مثبت و فرهنگ ساز آن ادامه پیدا کرد. انجام عملیات های بزرگ در جبهه های جنوب و غرب که از سوی سپاه انجام می گرفت و یا به صورت مشترک با ارتش اجراء می شد، حضور انبوه عظیم مردم را طلب می کرد. از همین رو طی سالها، بسیج گسترش بیشتری پیدا کرد و پایگاههای مقاومت علاوه بر مساجد و محلات که پایگاه مردمی را تشکیل می دادند، به دیگر اقشار جامعه و طبقات اجتماعی توسعه پیدا کرد.
واحد بسیج برای عضویابی و ترغیب افراد داوطلب به شرکت در جنگ، برنامه ریزی اساسی انجام داد. در مقطع اول عمدتاً نیروهای از قبل آموزش دیده برای حضور در عملیاتها به جبهه اعزام می شدند ولی از آنجا که در این دوره احتیاج به بسیج عمومی شده و در نیتجه افراد جدید باید وارد حرکت منطقی و پایدار بسیج می شدند، فرآیند جذب و شیوه های صحیح عضویابی به دقت مورد بررسی قرار گرفت.
در این دوره، آموزشهای قبلی بسیجیان کافی نبوده و سازمان بسیج با ایجاد مراکز آموزشی، تقویت و توسعه کمی و کیفی، آموزشهای اعزام به جبهه را به عنوان برنامه اصلی خود قرار داد. آموزش های کوتاه مدت یک هفته ای و 51 روزه به آموزش چهل و پنج روزه اعزام به جبهه تبدیل شد. علاوه بر آموزش های عمومی بسیج، آموزش های تخصصی نیز رواج یافت و با توسعه یگانهای رزمی سپاه گردانهای ضد زره و ضد تانک تشکیل شد. از دیگر مشخصه های این مقطع که به واسطه گستردگی جنگ و عملیات از یک سوی و حضور گسترده مردم و جوانان از طرف دیگر، لازم به نظر رسید، پشتیبانی از رزمندگان بود که تجهیز انفرادی و لوازم جنگی رزمندگان در این دوره افق روشن و تازه ای به خود گرفت و علاوه بر بسیج نیروی انسانی، بسیج امکانات و لوازم مورد نیاز جنگ، بر عهده بسیج گذاشته شد. ویژگی این دوره از جنگ و عمر بسیج این است که بسیج عمومی به معنای واقعی تشکیل شد . در این دوره، همه اقشار، برای ورود به بسیج آمادگی پیدا کردند.دامنه سنی رزمندگان از طیف محدود به طیف گسترده 13 الی 80 سال و حتی کمتر و بیشتر تبدیل شد. اعزام تحصیل کرده ها، کارشناسان ، متخصصین در رشته های مختلف به جبهه ، وضعیت و حالت عادی پیدا کرد.
جلوه حضور اقشار در جنگ را می توانیم در این دوره به خوبی مشاهده کنیم.گاه کارگران یک کارخانه، دسته جمعی به سوی جبهه حرکت می کردند ، یعنی اعزام نیروها و ترکیب افراد ، یک شکل، هم رسته، هم سال و دارای همنوایی اجتماعی مناسبی بودند. گاه دانش آموزان مدرسه به همراه معلم ، رئیس مدرسه و دیگران به جبهه می رفتند.
طرح های ویژه تبصره 2آموزش و پرورش ، طرح اعزام 6 ماهه دانشجویان ، طرح 20درصد وزارتخانه ها و ادارات ، نشانه های قشربندی اجتماعی رزمندگان و جلوه های حضور اقشار مختلف در بسیج است.
حضور زنان که از ابتدای جنگ ، حالت نمادین داشت و عده ای از زنان فداکار (بومی و غیر بومی) در خطوط مقدم جبهه یعنی در شهرهای سوسنگرد، بستان ، آبادان، خرمشهر و غیره پا به پای رزمندگان می جنگیدند و عده ای نیز به اسارت رفتند و تعدادی نیز شهید و مجروح گشتند، در این دوره ، فعالیت چشمگیر، منسجم و قانونمند را از سر گرفتند. بخش اعظم فعالیت های جذب امکانات و کمک های مردمی را زنان به عهده گرفتند.
در این زمان کارکرد بسیج به گونه ای مثبت و اثرگذاز بوده که حاصل آن روییدن و سبز شدن فرهنگ و تفکر بسیجی است.نمادهای فرهنگی چنین تفکری ، بسیار مقدس بود . چفیه ، سجاده ، مهر جبهه ، یادداشت ها و دیگر وسایل رزمندگان بسیجی ، شعاع تاثیرش به پشت جبهه انتقال پیدا کرد. مردم کوچه و خیابان و حتی زنان با تاسی از چنین نمادی، فرهنگ بسیجی را ابراز و اظهار می کردند . فرهنگ بسیجی ، فراتر از مرزهای ایران اسلامی است و تفکر ناب آن که برگرفته از اسلام ناب محمدی (ص) بود ، به ممالک اسلامی و ملل محروم و تحت ستم، کشیده شد. پیشانی بند ها و سربندهای سرخ ، سبز و سفید با شعارهای الهی، از پیشانی رزمندگان به پرواز در آمده و بر فراز آسمان های قلب و روح جوانان لبنانی، فلسطینی ، بوسنیایی و دیگر رزمندگان مسلمان به گردش در آمد.
در پایان این بخش ، بیان این مطلب دارای اهمیت است که رویکرد نوین بسیج که اختصاص به جمهوری اسلامی ایران دارد ، در طی همین چند سال، سازماندهی گردید و از حالت ذهنی و نظری به حالتی پایدار، استمرار و واقعی در آمد و همگان بر اقدامات و فعالیت های بسیجیان مهر صحت و اعتبار زدند. شایستگی عملکرد بسیجیان به اندازه ای است که نه تنها انقلابیون ، طرفداران انقلاب، بلکه بی تفاوت ها و گاه معترضین و مخالفین انقلاب ، بر وجود چنین فرهنگ و تفکری ارزش قائل می شوند.