رضا گرمابدری
گفت وگوی اخیر رئیس جمهور آمریکا با نشریه «نیویورک تایمز» که در آن از استراتژی جدید هسته ای آمریکا سخن گفت و به جایگاه ایران و کره شمالی در این استراتژی اشاره کرد، دستمایه هیاهو و هوچی گری رسانه های صهیونیستی و آمریکایی به منظور راه انداختن موجی از تبلیغات و تهدیدات علیه ایران شد. نگاهی دقیق و به دور از القائات رسانه ای به اصل موضوع، واقعیت پنهان نگه داشته شده در پس تبلیغات را آشکار می سازد.
حرف اصلی اوباما در این گفت وگو عبارت بود از اینکه: آمریکا در آینده متعهد خواهد شد که گزینه های احتمالی اش برای استفاده از سلاح هسته ای را کاهش دهد. وی تصریح کرد: ما تصمیم داریم (دیگران) را مطمئن کنیم که قادریم به سمت اتکای کمتر بر سلاح های هسته ای حرکت کنیم و توانایی سلاح های متعارف ما برای بازدارندگی موثر است، به جز برخی شرایط بسیار بغرنج.
اوباما پس از این سخنان بلافاصله تصریح کرد که ایران و کره شمالی موضوع استراتژی جدید، یعنی کاهش احتمال استفاده از سلاح هسته ای نخواهند بود.
با دقت در سخنان اوباما درباره ایران و کره شمالی دو نکته مشخص می شود:
1- جایگاه و موقعیت ایران و کره شمالی در راهبرد جدید هسته ای آمریکا نسبت به راهبرد هسته ای گذشته آمریکا تغییری نکرده است.
2- در منطق سخنان اوباما درباره ایران تهدید روشنی مشاهده نمی شود و رسانه هایی که اقدام به بزرگنمایی تهدید هسته ای آمریکا علیه ایران کرده اند به مفهوم سخنان اوباما روی آورده اند که از گذشته در راهبرد هسته ای آمریکا وجود داشته است.
بنابراین می توان گفت در راهبرد جدید هسته ای آمریکا در ارتباط با ایران اتفاق جدیدی نیفتاده است و هیاهوی رسانه ای راه انداخته شده به منظور ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و مسئولان ایرانی و هواداران خارجی جمهوری اسلامی ایران است.
حال چنانچه برخی در برابر واقعیت آشکار شده از پس تبلیغات هدفمند رسانه های صهیونیستی و آمریکایی، سر تسلیم فرود نیاورند، می توان به این موضوع پرداخت که موانع اقدام نظامی هسته ای آمریکا علیه ایران چیست:
1- آمریکایی ها تنها کشوری هستند که در تاریخ جهان در جنگ جهانی دوم برای شکستن مقاومت ژاپنی ها از بمب اتمی استفاده کردند و با پرتاب دو بمب هسته ای در دو شهر ناکازاکی و هیروشیما صدها هزار انسان بی گناه را به خاک و خون کشیدند و برای خود ننگ ابدی را رقم زدند. آمریکایی ها به واسطه میزان تنفری که از این اقدام در افکار جهانی متوجه شان شده، پس از گذشت بیش از نیم قرن درحال دادن تاوان آن هستند. به مصلحت آمریکایی ها نیست تا این روند را تشدید و طولانی تر کنند.
2- هر گونه اقدام نظامی هسته ای به معنای مجوزی است برای سایر کشورهایی که از سلاح هسته ای برخوردار هستند تا آن را علیه دیگران به کار گیرند. پیامد چنین اقدامی به همین جا خلاصه نمی شود و بهترین بهانه برای گروه های تروریستی خواهد بود که امکان استفاده از سلاح هسته ای برای آنها فراهم است.
3- آمریکایی ها می دانند اگر توانستند از پیامدهای استفاده از اورانیوم غنی شده در جنگ عراق و بنا به گفته هایی در جنگ افغانستان تا حدی دور بمانند به طور قطع از پیامدهای به کارگیری سلاح هسته ای مصون نمی مانند و در آن صورت هیچ چیز در دنیا در جای خودش باقی نمی ماند و قهراً جنون های قدرت حاکم شده بر عقل بر سرنوشت بشریت حاکم می شوند و کسی نمی تواند پیش بینی کند با چه هزینه ای می توان امنیت از دست رفته جهانی که ممکن است در نهایت منجر به نابودی بشر شود را اعاده نمود. آمریکایی ها نیز بخشی از جامعه بشریت هستند.