آثار دیگران در کنار آثار شهید مطهری
1- از ابتدای انقلاب آثار ارزشمند علامه بزرگوار شهید مطهری پشتوانه اصلی و خالص مسائل بنیادی و اعتقادی انقلاب بود و به ویژه پاسداران مستقیم و یا غیرمستقیم از این چشمه جوشان معارف بهره مند می شدند، درحال حاضر که 31 سال از انقلاب می گذرد، چه جایگزینی برای آن آثار در نظر گرفته شده، آن آثار چگونه به روز شده اند و با چه برنامه مشخص و تولیدات جدید، به مسائل روز پرداخته می شود؟
¤ بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر از زحماتی که در مدیریت هفته نامه صبح صادق کشیده می شود که الحق والانصاف این نشریه توانسته نقش خوبی را در روشنگری و افزایش بصیرت فرماندهان و کارکنان سپاه داشته باشد و با گرامیداشت یاد و خاطره علامه بزرگوار شهید مطهری در پاسخ به سوال جناب عالی عرض کنم که ایشان برجستگی هایی داشتند که این برجستگی ها باعث فرهیختگی آثار ایشان شد. اصولاً متفکران و دانشمندان دینی مرزبانان اندیشه های دینی هستند که باید شاخص هایی را در خودشان داشته باشند که بتوانند همواره در همه عرصه ها پیشتاز باشند یکی از آن شاخص ها، زمان شناسی است. این که عصر ما چه اقتضائاتی دارد؟ چه نیازهایی دارد؟ آسیب ها چیست؟ آفت ها چیست؟ یکی دیگر از شاخص ها جریان شناسی است. یعنی چه جریانی امروز بیشتر جلوی راه اندیشه های دینی ایجاد ممانعت می کند؟ هنر یک اندیشمند متعهد این است که این جریان ها را بشناسد.
در عصری که مرحوم مطهری درخشید، عصر فضای مادی گرایی بود و برخی کشورها مثل ایران و عربستان، به نوعی زمینه ورود این اندیشه را هم داشتند. این جریان بسیار خطرناک می توانست اندیشه دینی را تحت الشعاع قرار دهد. به خصوص آن زمان که نگاه به دین و مذهب، نگاه زیربنایی و نگاه عمقی نبود تا جایی که مارکس می گوید: دین افیون ملت هاست. در این دوره ما می بینیم شخصیت های بزرگواری درخشیدند و قلم به دست گرفتند و در جهاد فکری وارد شدند. مرحوم مطهری در ایران اصول فلسفه و روش رئالیسم را که مرحوم علامه طباطبایی تدوین کرده بود تفسیر کرد و شرح داد. اصول فلسفه و روش رئالیسم دقیقاً نقد مبانی اندیشه مادی گری مارکس و در مقابله با مارکسیسم است.
بالندگی، روزآمدی، کارآمدی، زمان شناسی و جریان شناسی، باعث برجستگی بسیاری از آثار مرحوم شهید مطهری شد. در آن دوره ما جامعیت را در آثار ایشان می بینیم. فرض کنید که بحث حقوق زن، بحث عدل الهی، بحث جهان بینی، بحث ایدئولوژی، تمام این عناوینی که ایشان انتخاب کردند و قلم زدند دقیقاً در راستای شبهات و آن نوع ابهاماتی بود که اندیشمندان غربی یا مکاتب انحرافی نسبت به اسلام مطرح می کردند. ایشان آمدند با تدوین این مبانی ریشه بسیاری از این شبهات را زدند...
سوال شما سوال جالبی است و آن این که آیا آن آثار همچنان روزآمدی و کارآمدی را دارد یا ندارد؟ عرض بنده این است که پاسخ برمی گردد به همان شاخصه ها. آن روز آن چیزی که مورد هجمه قرار گرفته بود بنیادهای دینی بود. اندیشه های دینی بود. اصل توحید، اصل نبوت و معاد و در واقع نظام فکری و اعتقادی اسلام مورد تهاجم قرار گرفته بود. لذا می بینیم مرحوم مطهری آمد این را تبیین کرد که دین ریشه و اساس دارد، مبنا دارد. این حرف آقای مارکس نمی تواند حرف درستی باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ما شاهد تحول در سه عرصه هستیم. عرصه اول، عرصه بنیادی است، یعنی آثار و نتایج بنیادی انقلاب اسلامی آمد اندیشه های شرقی و غربی را کنار زد، یعنی گفت این که همیشه باید با تکیه بر تعاملات اجتماعی و در واقع اکثریت رأی مردم ما بیاییم قانون و حاکمیت را شکل بدهیم، این همیشه ثبات ندارد می تواند چیز دیگری باشد. انقلاب اسلامی، آمد این را متحول کرد و گفت ما می توانیم با تکیه بر مشروعیت الهی در قانون و مدیریت یک نظام دیگری را برپا کنیم که با مدل های جدید متفاوت است. یعنی در واقع انقلاب اسلامی واقعیتی بود که باحضورش بسیاری از شبهات را خنثی کرد.
معلوم شد که دین می تواند بزرگ ترین انقلاب ها را به وجود بیاورد. منشأ بزرگ ترین نهضت ها و انقلاب ها بشود.
ما در عرصه های بسیار گوناگونی پس از پیروزی انقلاب وارد شدیم که زمان قبل از آن اصلاً موضوعیتی نداشت که دانشمندان یا باید به آن بپردازند یا فرصت پرداختن به آن به وجود آید.
بنابراین ضمن تأیید بر اصل مبانی فکری شهید مطهری و تکیه بر آن آثار که همچنان پشتوانه اعتقادی انقلاب است، باید در زمینه مبانی اعتقادی، زمینه مبانی سیاسی، حاکمیت دینی و... کارهای گسترده ای را انجام بدهیم، خوشبختانه امروز اندیشمندان بزرگ، محققان و پژوهشگران زیادی تربیت شدند و پژوهشگاه های زیادی، بعد از انقلاب تأسیس شدند که توانستند این خلأها را به نوعی ترمیم کنند، که معنایش این نیست که همه چیزی را که ما لازم داشتیم تهیه شده است، ولی در حد زیادی پژوهشگاه ها توانستند این خلأها و نیازها را پاسخ دهند و متن و محتوایی که ما امروز برای آموزش عقیدتی داریم، ترکیبی از مجموعه آثار مرحوم شهید مطهری و دیگر اندیشمندان آن عصر با دانشمندان و محققان معاصر است.
بنابراین در پاسخ به سوال شما عرض کنم که با توجه به تحولاتی که پس از پیروزی انقلاب در همه عرصه ها به وجود آمده است، متون ما در واقع وجه جمعی است از اندیشه ها و نوشته های بزرگان اندیشه و فکر و تحقیق، مثل شهید مطهری و اندیشمندانی که در تاریخ معاصر بعد از پیروزی انقلاب قلم زدند و تحریر کردند.
ارزیابی عملکرد دو معاونت سیاسی و عقیدتی
2- به نظر جنابعالی تلاش های انجام گرفته در معاونت های سیاسی و عقیدتی تا چه میزان توانسته کارکنان را در قبال شبهات سیاسی و عقیدتی موجود مصون نگه دارد؟
بنده 29 سال است که تاریخ سپاه را از جهت برجستگی های فکری و تعهد معنوی و انگیزه و روحیه پاسداری از انقلاب، بررسی می کنم و معتقدم هیچ زمانی سپاه با این زمان، قابل مقایسه نبود. این ها ناشی از همان کار عمقی است که دو معاونت سیاسی و عقیدتی انجام دادند. در این سال ها سپاه تحولات و پدیده های زیادی را شاهد بوده است که برخی از این تحولات به گونه ای بود که شاید با آموزش های گذشته نمی شد پاسخ آن پدیده ها را داد. لذا می بایست در این زمینه چاره اندیشی می شد، بازنگری می شد، آسیب شناسی می شد، آفت یابی می شد که امروز چه اقتضائاتی دارد و ما چگونه باید وارد آموزش و توجیه سیاسی شویم؟ بنابراین با این نگاه عمقی، نگاه آسیب شناسانه، هم معاونت سیاسی و هم معاونت عقیدتی وارد شدند.موضوع را اینگونه بررسی می کنیم.
معنویت و بصیرت لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر این ها با هم متوازن نباشند، ما با انسانی روبه رو می شویم که حلال و حرام را رعایت می کند ولی مرتب به چاه و چاله می افتد، یا با انسانی مواجه می شویم که آدم هوشمندی است، اما دین ندارد. خلاف تقوا عمل می کند که نمونه آن ها در تاریخ زیاد است. تعبیر بنده این است که معنویت موتور یک انسان است و بصیرت نورافکن و چراغ یک انسان است. ماشین بدون موتور حرکت ندارد، ماشین بی موتور و چراغ هم نمی تواند در فضای تاریک حرکت کند. لذا این دو لازم و ملزوم همدیگرند. ما باید به بصیرت و معنویت به صورت متوازن بها بدهیم، بصیرت را معاونت سیاسی برنامه ریزی و تقویت می کند. معنویت هم حاصل کار معاونت عقیدتی است. در طول این سال های اخیر، شاهد بالندگی و رشد کیفی هستیم. سپاه باید در حرکت سیاسی اش جا پای رهبری قرار دهد. یعنی یک سانت هم از رهبری فاصله نداشته باشد. پاسداران هم باید در جهت گیری های سیاسی و معنویات از رهبری تبعیت کنند.
این دو معاونت باید راهبردها و استراتژی لازم را از رهبری بگیرند، تبدیل به عملیات، شیوه و برنامه کنند و در سپاه پیاده کنند تا بتوانند پاسداران را همراه با رهبری داشته باشند.
تفاوت عصر خمینی با خامنهای
3- رفتار افراد تا حد زیادی متأثر از محیط و عوامل فعال در آن است. کارکنان ساعات محدودی را در محیط سپاه به سر می برند و سایر اوقات خود را در خارج از این محیط حضور دارند. عوامل فعال و تأثیرگذار خارج از محیط سپاه می تواند القائات و تأثیراتی مخالف با اهداف سازمان داشته باشد، برای غلبه عوامل محیطی سپاه بر عوامل خارج از آن بر رفتار کارکنان چه تدابیری اندیشیده شده است؟
¤ این مسئله در عرصه های دیگر هم است. یعنی اگر یک فردی در محیط آلوده ای می خواهد برود میزان ویتامینی که باید به او تزریق شود چند برابر است. برای این که آلوده نشود یا اگر از محیط آلوده ای آمده باید قرنطینه شود که اگر آلودگی دارد به دیگران منتقل نشود. خب زمانی آلوده کنندگان کم و ضعیف هستند. آن جا نگرانی زیاد نیست. یک زمانی میزان آلودگی، محیط های آلوده، میزان ویروس زیاد است. یا میزان آمیختگی افراد ما با محیط آلوده زیاد است. اینجا برنامه ریزی های ویژه خود را می خواهد. نوع درمان و نوع دارو متناسب با شرایط محیطی باید باشد. در شناخت این وضعیت، هم زمان شناسی لازم است و هم جریان شناسی، هم آسیب شناسی و هم وضعیت شناسی و هم نیازشناسی. در اینجا بحث تفاوت ها اهمیت پیدا می کند ما یک تفاوت هایی شاهد هستیم که باید به آن ها توجه کنیم. مهمترین تفاوتی را که می بینم، تفاوت عصر خمینی (ره) با عصر خامنه ای است. این دو عصر با هم تفاوت های زیادی دارند، قیاس کردن این دو عصر اشتباه است، و انسان را به اشتباه می اندازد. مثل عصر نبوی و عصر علوی. عصر نبوی تفاوت های زیادی با عصر علوی دارد. یکی از اشتباهات معاصرین حضرت علی (ع) همین بود که این دو عصر را با هم مقایسه می کردند. یعنی در جنگ جمل، گفتند پیامبر (ص) که با اهل قبله نمی جنگید! پس این جنگ، جنگ حرام است. اصلاً آن زمان متغیرهایش این گونه نبوده است. به خاطر این که آن زمان همه مردم یا خواص، طوعاً یا کرهاً پیامبر (ص) را قبول کردند و زیر چتر پیامبر (ص) بودند اما در عصر علوی اهل قبله ای بودند که اگرچه در زمان پیامبر (ص) پشت سر و همراه ایشان بودند ولی بعد از پیامبر (ص) گفتند که ما نسبت به رهبری حرف داریم! و انتصابی بودن رهبری را قبول نداریم. این که علی(ع) با این سن بخواهد رهبر بشود قبول نداریم، جوان است. تجربه ندارد و... پرچم هایی در برابر امیرالمومنین (ع) قد علم کرد که این پرچم ها قبلاً نبود. نمی توانیم بگوییم که چون پیامبر (ص) با اهل قبله نجنگید، پس جنگیدن با اهل قبله، حرام است! اشتباه ابوموسی همین بود. ابوموسی هم گفت که پیامبر (ص) که با اهل قبله نجنگید، پس جنگ جمل حرام است. دومین تفاوت این است که پیامبر (ص) با کفر آشکار جنگید و امیرالمومنین (ع) با کفر پنهان روبه رو بود. تقابل با کفر پنهان خیلی سخت تر و متفاوت تر است. لذا ما نمی توانیم قیاس کنیم و بگوییم هر حکمی که در زمان پیامبر (ص) بوده در زمان علی (ع) هم باید به آن عمل کنیم.
ما بین عصر خامنه ای و عصر خمینی هم این تفاوت ها را قائل هستیم.
درک تفاوت عصر خمینی (ره) با عصر خامنه ای یکی از مهمترین عوامل فهم صحیح مسایل است. پاسداران، جزئی از جامعه هستند که بیشترین ارتباط را با آحاد جامعه دارند. در مسجد، در خیابان در محافل، در مصلاها و... ارتباط دارند. باید آن قدر بنیه پاسداران را قوی کنیم که نه تنها تأثیر نپذیرند، بلکه تأثیرگذار باشند. یعنی با هر کسی که روبه رو می شوند بتوانند او را تغییر بدهند و لازمه عدم تأثیرپذیری منفی، این است که پاسداران جریان های موجود جامعه را به خوبی بشناسند. خطوط را خوب تشخیص دهند. خط امام را تشخیص دهند، معیارهای خط امام را بدانند. میان کسانی که به دروغ خود را خط امامی می دانند با کسانی که صادقانه به خط امام وفا دارند، تفکیک قائل شوند. ملاک را لباس و ظاهر ندانند. بنابراین در بخش سیاسی باید جریانات را بشناسند. خط شناس باشند، جبهه شناس باشند. اگر این ها را بشناسند به جای تأثیرپذیری، تأثیرگذار می شوند.
در پایان، عرضم به پاسداران عزیز این است که تجربه گذشته را حداقل هفت، هشت سال اخیر را بررسی کنید. ببینید نقش نمایندگی در سالم سازی چه بوده است؟ فرماندهان عنایت بکنند پشتیبانی لازم را از برنامه ها داشته باشند ببینیم آن چیزی که آدم را می سازد، چیست؟ از فرماندهان درخواست دارم به نیروهایشان برسند و به برنامه هایی که به حمدالله مورد حمایت فرمانده کل سپاه هم هست توجه کنند. به بحث عقیدتی و بصیرت سیاسی و نشست های سیاسی، عنایت ویژه داشته باشند.
مربیان عزیز هم عنایت کنند و با مطالعه خیلی بیشتر و روزآمد تر و کارآمدتر و متناسب با شرایط امروز طوری کلاس را اداره کنند، که خستگی بر تن متربی و متعلم نماند.
ان شاءالله همواره موفق و موید و منصور باشید