بصیرت:کمتر کسی را میتوان یافت که وقتی برای خرید کالا و یا دریافت خدمتی به بازار مراجعه میکند با خیالی آسوده از قیمت و کیفیت دست به معامله بزند.
این موضوع در برخی از بازارها که تنوع کالا بیشتر است بسیار شدیدتر است؛ مثلاً شما وقتی برای خرید یک گوشی موبایل به بازار مراجعه میکنید 10 قیمت مختلف از یک مدل گوشی خاص در بازار ارائه میشود که علت این تنوع قیمت متفاوت بودن کشور سازنده، نوع و کیفیت گارانتی و مسائلی از این دست است. ولی نهایتاً هیچگاه اطمینان حاصل نمیشود که کالایی که خریداری شده همان است که فروشنده میگوید.
این تنها یک مثال است که هریک از ما انواع مختلف آن را در موارد گونان از خرید مسکن، مراجعه به قالیشویی، لولهکش و تعمیرگاه خودرو گرفته تا خرید لپتاپ و تلویزیون ال سی دی و ... با گوشت و پوست خود تجربه کردهایم. این است که فرد مجبور است برای خرید یک جنس مشخص ساعتها وقت گذاشته و بازارگردی و چانهزنی و رابطهتراشی کند تا حتی با صرف وقت و تلاش زیاد درنهایت از معامله انجام شده رضایت نسبی هم نداشته باشد. اگر به تجربه خود رجوع کنیم متوجه میشویم که درصد معاملاتی که بدون حرف و حدیث انجام دادهایم و از آن احساس خسارت نمیکنیم بسیار پایین است. حتی درگیریهای لفظی و دعواهای بعد از انجام معامله هم امروزه به موضوعی کاملاً رایج بدل شده است.
فارغ از مباحث دینی که بازار یک کشور مسلمان با تأکیدات فراوانی که دین اسلام در خصوص کیفیت کسب و کار دارد، اصولاً نباید چنین وضعی داشته باشد و نیز صرفنظر از آسیبهای اجتماعی، این پدیده از منظر اقتصادی نیز خسارات فراوانی را به جامعه تحمیل میکند. یکی از شروط اولیه رونق اقتصادی در هرجامعهای سهولت کسب و کار است که یکی از مؤلفههای اصلی آن در زبان اقتصادی پایین بودن هزینه مبادله است. عدم اطمینان موجود در بازار که ناشی از عدم شفافیت در قیمت و کیفیت کالاها و خدمات ارائه شده در بازار است هزینه مبادله را به شدت افزایش میدهد که باعث کاهش حاشیه سود فعالیتهای اقتصادی و رونق فعالیتهای اقتصادی کاذب میشود. همچنین عدم اطمینان موجود در بازار گلوگاه بسیاری از فعالیتهای اقتصادی به ویژه در سطح خردهفروشی است، چراکه نه تنها خریداران در چنین بازاری متضرر میشوند و بازار را به نشانه اعتراض ترک میکنند، بلکه عرضهکنندگان صادق بیش از دیگران زیان کرده و بعد از مدتی یا مجبور میشوند به تقلب و پنهانکاری روی بیاورند و یا بازار را ترک کنند.
در چنین شرایطی بازار به شدت متزلزل شده و نه تضمین کننده نفع عرضهکنندگان است و نه برآورنده احتیاج تقاضا کنندگان و تنها کسانی از این شرایط سود میبرد که روشهای متقلبانهتر بیشتری بدانند. بنابراین این افراد در بازار رشد کرده و ارکان بازار را به دست میگیرند و از آنجایی که این افراد منافع ملی را در اقتصاد ملاحظه نمیکنند اقتصاد از این زاویه نیز متحمل زیان میشود. لذا به نظر میرسد با روشهایی که بتواند به بازار شفافیت بخشیده و اطمینان فعالین اقتصادی را به مشارکت در بازار جلب کند میتوان هم رونق اقتصادی ایجاد کرد و از هدر رفتن منابع ملی جلوگیری کرد و هم بستر شکلگیری فساد را تا حدود زیادی برچید. روشهای اطمینانبخشی به بازار که باید در کانون توجه متولیان تجارت و بازرگانی کشور قرار گیرد در برخی موارد بسیار ساده است که این موضوع میتواند دستمایه نوشته دیگری باشد.
محسن فاتحی زاده