بصیرت:درباره وضعیت حجاب و عفاف در جامعه ما - و بخصوص در شهرهای بزرگتر- چند گزاره وجود دارد که تقریباً همه آن ها را قبول دارند؛ «اکثریت قاطع بانوان جامعه ما به معنای واقعی کلمه عفیفند و به هیچ روی بدحجابی را برنمی تابند»؛ « آنچه در سطح برخی از خیابان ها ذیل عنوان «بدحجابی» دیده می شود و بسیار آزاردهنده است فقط به عده ای از بانوان که به نحو بیمارگونه ای درصدد ابراز آن برآمده اند، ارتباط دارد»؛ «اکثر موارد بدحجابی ماهیت عقیدتی و یا سیاسی ندارند بلکه از نوعی بی خبری و غفلت فرهنگی ناشی می شوند»؛ «یک لایه از بدحجابی متمایل به بی حجابی کامل دیده می شود که ماهیتی «کالاگونه» دارد و عرضه آن از یک «هدف» و «برنامه» خبر می دهد»؛ «لایه ای از بدحجابی در شکل و شمایل مشترک ارائه می شود و از نوعی «واردات» حکایت می کند. وارداتی که نمونه های آن از طریق شبکه های خاص ماهواره ای به نمایش گذاشته شده اند»؛ «برخورد فیزیکی هر چند در لایه هایی از «بدحجابی متمایل به بی حجابی» گریزی از آن نیست ولی راه حل فراگیر نخواهد بود»؛ « یک نارضایتی عمومی در میان جامعه از بدحجابی موجود وجود دارد و اندک اندک به یک «دغدغه عمومی» تبدیل شده است»؛ «در تریبون های رسمی و زبان مسئولان و دستگاههای مختلف نظام دغدغه داشتن نسبت به «بدحجابی» دیده نمی شود»؛ «بدحجابی خاص کوچه و خیابان نیست، مراکز آموزشی، اداری و... که مستقیماً زیرنظر دولت است از پول بیت المال اداره می شوند- البته با نسبتی کمتر- به بدحجابی آلوده اند» و «بعضی از اشخاص موثر و یا دستگاههای مسئول به نفع خود نمی دانند که از وضع بدحجابی در بعضی از خیابان ها حرفی بزنند و عزمی نشان دهند چرا که گمان می کنند با عدم اقبال رأی دهندگان- با عرض پوزش از مردمی که روحشان با چنین برداشتی بیگانه است- مواجه می گردند.»
به هر روی وضع حجاب در پایتخت و بعضی دیگر از شهرها به طور واقعی نگران کننده است و البته بیش از همه، زنان عفیف- که اکثریت قریب به اتفاق آنان را شامل می شود- از این وضع ابراز نگرانی می کنند که در این بین طیف های دینمدارتر بیش از دیگران نگرانند کما اینکه بعضی از استوانه های مذهبی زنگ خطر را به صدا درآورده اند. در این میان چند نکته اساسی وجود دارد:
1- حجاب و یا «بدحجابی» جزء کدام دسته- اصلی یا فرعی- از مسایل جامعه ماست و در دین ما چه جایگاهی دارد؟ حجاب زنان در دین ما واجب است و به دلیل اهمیت خاص آن در نظام اجتماعی و اخلاقی اسلام، قرآن کریم در آیات مکرر به آن اشاره کرده و ابعاد و حتی اندازه آن را مشخص نموده است که این خود از اهمیت خاص آن خبر می دهد. خداوند در آیه 19 سوره مبارکه نور از «عذاب الیم- کیفری دردناک- در دنیا و آخرت» برای کسانیکه از طریق «اشاعه فحشاء» در پی گمراه کردن متدینین هستند، سخن به میان آورده و در آیه 21 همین سوره بی حجابی را مصداق پیروی از شیطان- خطوات الشیاطین- دانسته و همه می دانیم که خداوند شیطان را «عدو مبین» انسان می داند. در آیه 31 سوره نور خداوند جزئیات حجاب و اینکه زنان در برابر چه کسانی حق وانهادن آن را دارند، بیان فرموده است. از منظر اسلام بدحجابی و بی حجابی کلید و مقدمه یک رشته از گناهانی است که بعضی از آن گناهان عقوبتی سنگین در پی دارد. پس تردیدی نیست که حجاب، جدا کننده و مشخصه مهم زنان مسلمان و علامت عفاف در جامعه دینداران است. از سوی دیگر حجاب با اسلام آنچنان آمیختگی و تلازم دارد که دشمنان اسلام تردیدی در مخالفت صریح و پیگیرانه با آن ندارند. ماجرای مبارزه جدی اروپایی ها با حجاب دقیقاً از همین جا ناشی می شود. پس حجاب یک امر درجه دو و یا «قابل اغماض» نیست.
2- در جامعه اسلامی حجاب به خود افراد واگذار نشده است چرا که حجاب یک حکم خصوصی نیست بلکه یک حکم اجتماعی است که با ورود زن به محدوده غیر محارم موضوعیت پیدا می کند. به بیان دیگر حجاب، حق جامعه و شأنی از شئونات جامعه اسلامی است. بنابراین مطالبه حجاب از سوی جامعه به هیچ وجه ورود در «عرصه خصوصی» افراد نیست بلکه مطالبه حقی است که جامعه دارد و فرد فرد آن جامعه باید برای برآوردن این مطالبه وارد میدان شوند. حال اگر کسانی حجاب را در جایی که نباید، وانهند به حقوق اجتماعی تجاوز کرده اند و باید پاسخگوی حقوقی که از جامعه ضایع شده است باشند. وقتی وضع کوچه و خیابان از نظر رعایت حجاب، مناسب نباشد، خانواده ها تا آنجا که بتوانند مانع ورود اعضای خانواده خود به خیابان می شوند و ورود به خیابان به نوعی منفی تلقی می شود. از سوی دیگر بدحجابی باعث فروپاشی نهاد خانواده می شود و رغبت ازدواج را از بین می برد. این همه یعنی تضییع حقوق عمومی.
3- از آنجا که نظام سیاسی موظف است از حریم خصوصی و حریم عمومی شهروندان پاسداری نماید، نمی تواند نسبت به تضییع حقوق عمومی در کف خیابانها بی تفاوت باشد و از پذیرش مسئولیت خود طفره برود. یکی از جلوه های اساسی حاکمیت اسلامی و تفاوت آن با حاکمیت های غیر اسلامی این است که در چنین نظامی، دولت موظف است مسیر جامعه را برای «دیندارتر شدن مردم» هموار کند که این شامل بکارگیری شیوه های ایجابی و سلبی می شود.
در این میان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای -دامت برکاته- 19 آذر ماه 1379 در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، در پاسخ به کسانی که به بهانه «دفاع از حریم خصوصی» تلاش نظام در زمینه مسایل دینی و اخلاقی مردم را تخطئه می کردند با صراحت فرمودند: «دولتی که مبنای مشروعیتش دین است باید برای حفظ دین و فرهنگ مردم، بدون هراس از جوسازی ها با استفاده از شیوه های لازم به وظایف خود کاملاً عمل کند.»
با این وصف دولت اسلامی باید بدون مجامله- و البته با رعایت حداکثر ظرافت ها- در این میدان وارد شود چه اینکه بدون ورود دولت هم نمی توان جامعه ای اخلاقی تر و متدین تر داشت.
4- برای کنترل پدیده بدحجابی که به نگرانی عمومی تبدیل شده است نیازی به «داغ و درفش» نیست هر چند اقدامات انتظامی و قضایی نیز در جای خود اهمیت دارد. راه آسانتر و مأثرتر وجود دارد و بدون طی آن روی آوردن به روش های تنبیهی منطقی به نظر نمی رسد.
حضرت امام خمینی- رضوان الله تعالی علیه- در تاریخ 16آذر 66 در پاسخ به نامه وزیر وقت کار و اموراجتماعی در خصوص دخالت دولت در امور مربوط به واحدهای تولیدی و خدماتی بخش خصوصی و اینکه آیا دولت می تواند در قبال ارائه خدمات «شروط الزامی» خود را مقرر کند فرمودند: «دولت می تواند برای واحدهایی که از امکانات و خدمات دولتی و عمومی مانند آب، برق، تلفن، سوخت،ارز، مواداولیه، سیستم اداری، سیستم بانکی و غیره به نحوی از انحاء استفاده می کنند، شروط الزامی را مقرر نماید»- صحیفه امام جلد20ص .430
10روز بعد حضرت امام در پاسخ به سؤال دبیر وقت شورای نگهبان دایره اختیارات دولت اسلامی را از این هم بازتر دانستند و تاکید کردند: «دولت می تواند در تمام مواردی که مردم استفاده از امکانات و خدمات دولتی می کنند با شروط اسلامی و حتی بدون شروط، قیمت مورد استفاده را از آنان بگیرد و این جاری است در جمیع مواردی که تحت سلطه حکومت است و اختصاص به مواردی که در نامه وزیر کار ذکر شده است، ندارد.» - صحیفه امام جلد 20 ص435
با مبنای حضرت امام و مبنای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دولت می تواند در هر جا که خدماتی ارائه می کند- و یا حتی ارائه نمی کند- شروط الزامی را مقرر نماید. در مبارزه با بدحجابی دولت اگر فقط شروط الزامی خود را اعمال کند و یا خود را به اعمال آن ملزم بداند بسیاری از مشکلات حل می شود و فضای کنونی تغییر می کند.
براساس آمار موجود در کشور حداکثر 1000 واحد تولید عمده لباس وجود دارد و بخش اعظم لباس های مردم را تولید می کنند از جمله لباس هایی که مظهر و مشوق بدحجابی اند این واحدها از دولت انواع خدمات- نظیر آب، برق، گاز، تلفن، تسهیلات و خدمات بانکی، تسهیلات گمرکی و بندری- دریافت می نمایند. دولت می تواند در گام اول به صاحبان آن دسته از واحدهای عمده تولید البسه اخطار دهد که در صورت عدم اصلاح روند خود از دریافت خدمات دولت محروم می شوند مطمئناً در دوره کوتاهی و به میزان زیادی عرضه لباس های نامناسب که طراحی آن از آن سوی مرزها انجام و از طریق رسانه های خاص تبلیغ می شود، متوقف خواهد شد. مرحله بعد اخطار و نظارت بر کار حدود 100 هزار واحد عرضه کننده البسه در شهرهای بالنسبه بزرگ است که البته وقتی واحدهای تولیدی اصلاح شدند واحدهای عرضه کننده خود بخود اصلاح می شوند. این یک حوزه مهم در بحث حجاب است.
5- مراکز مختلف وابسته به سه قوه و سازمان ها و مراکزی که تحت مدیریت نظام تعریف می شوند و مخصوصا دولت که از بیشترین ابواب جمعی و کارکنان تحت مسئولیت خود برخوردار است بایستی یکی از نقاط اصلی و شاید اولین نقطه برای شروع مقابله با بدحجابی و تامین حجاب و عفاف تلقی شود. این مراقبت علاوه بر محل کار می تواند در بیرون از عرصه کاری نیز وجود داشته باشد. به عنوان مثال، آن عده از کارکنان دولت یا سایر مراکز وابسته به نظام که خدای نخواسته در بیرون از محل کار با وضعی زننده ظاهر می شوند و یا دست به مواردی از فساد اخلاقی می زنند، شایسته حضور در مراکز یاد شده نیستند. در اینگونه از موارد، می توان از یک طرح پلکانی بهره گرفت، نظیر تذکر اولیه، درج در پرونده، و نهایتا اخراج در صورت تکرار و بی توجهی به تذکرات و تنبیهات اولیه.
دولت در محیط های دانشگاهی که متاسفانه به دلیل مسامحه هایی که صورت گرفته از حالت و هیئت علمی خارج شده و به رنگ برخی از خیابان های پایتخت درآمده است، امکانات فراوانی برای اصلاح دارد. دانشجو نوعا به خوابگاه نیاز دارد، غذای اکثر آنها توسط دانشگاه تامین می شود، ارائه مدرک تحصیلی و ارزیابی علمی از سوی دانشگاه صورت می گیرد، ورود به بازار کار بدون تایید دولت امکان پذیر نیست، تسهیلاتی نظیر وام تحصیلی و ده ها امر دیگر، دولت را در اصلاح وضع موجود و رفع نگرانی خانواده ها یاری می دهند اما متاسفانه حکایت نظام در این ماجرا حکایت «پیاز و چماق» است یعنی هم جولان عده ای معدود بدحجاب را تحمل می کند و هم به همین ها انواع تسهیلات را ارائه می نماید.
6- مقابله با پدیده خسارت آفرین بدحجابی و پیامدهای سوء اخلاقی و اجتماعی- و حتی علمی و روحی- آن به حضور و همت همگان نیاز دارد و دود حاصل از تساهل و بی توجهی نسبت به این پدیده، به چشم همه می رود. در این باره گفتنی است غیر از تعداد کم شماری از خانم های بدحجاب و یا مردان متظاهر به فساد که عامدانه و احیانا با طرح و برنامه های قبلی به این پدیده ناهنجار روی آورده اند، اکثریت قریب به اتفاق زنان بدحجاب و مردان متظاهر به فساد ناآگاهانه در این عرصه هستند و از پیامدهای ناگواری که در انتظار زندگی سالم و آرامش بخش آنان است بی خبرند بنابراین همت همگانی برای مقابله با این پدیده ناهنجار قبل از هر چیز، سلامت و آرامش آنان را تامین می کند. از این روی آن عده- البته اندک- از مدیران و دست اندرکاران که تصور می کنند اگر آشکارا و با صراحت درباره زشتی این پدیده سخن بگویند، اقبال احتمالی بخشی از جامعه را از دست می دهند! ضمن آن که گناهی بزرگ مرتکب می شوند و میان نجات برخی از گرفتاران به این پدیده و منافع شخصی خود، دومی را برمی گزینند، به یقین از آنچه با خیال خام خویش درپی آنند نیز محروم می مانند.
سعدالله زارعی