صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۴۲۲۰۶

در حریم معبود


■بصیرت: آیا معرفت عرفانی امکان دارد و متعلق آن چیست؟
بهترین دلیل بر امکان چیزی وقوع آن است. ‌افراد بی‌شماری از ملت ها و فرهنگ های مختلف در زمان های گوناگون به وقوع تجربه عرفانی گواهی داده اند. انبیا، اولیا و بنیانگذاران و پیشوایان دینی در ادیان مختلف بر اتصال و ارتباط باطنی با عوالم غیبی سخن گفته‌اند. اگر اعتماد نسبی به عرفا و رهبران دینی داشته باشیم در اصل تحقق چنین پدیده ای شک روا نخواهیم داشت.
در معارف اسلامی از شهود و رؤیت خداوند بسیار سخن گفته شده است. امام علی (ع) در پاسخ ذعلب که پرسید آیا پروردگارت را دیده ای؟ فرمود: أفأعبد ما لا اری؟ آیا خدایی را که نبینم می پرستم؟ آنگاه ذعلب پرسید: و کیف تراه؟ چگونه خدا را می بینی؟ فرمود: لا تدرکه [تراه] العیون بمشاهدة العیان، ولکن تدرکه القلوب بحقائق الإیمان.3 البته با چشم سر و دیده ظاهر نمی توان خدا را دید، اما دیده دل های سرشار از ایمان خدا را می بینند. همو در جایی دیگر فرمود: ما رأیت شیئا الا و رأیت الله قبله و معه و بعده. هرگز چیزی را ندیدم جز اینکه قبل از او، با او و بعد از او خدا را دیدم؟
توفیق الهی، استعداد ذاتی، سلوک معنوی (بیداری، خداآگاهی، عشق به حق، ترک تعلقات، تأمل و مراقبه، انجام تکالیف الهی و ترک مناهی و زندگی در پرتو هدایت دین) و برخورداری از دستگیری استادی راه پیموده و به حقیقت رسیده عواملی است که زمینه را برای صیرورت وجودی سالک و گشایش ابواب معارف باطنی فراهم می کند.
در منابع دینی فراوان از رؤیت فرشتگان، دیدن ملکوت عالم، مشاهده باطن دنیا و آگاهی از اسرار درونی افراد از سوی انبیا و اولیا سخن به میان آمده است.
در قرآن آمده است که خداوند ملکوت آسمان ها را به حضرت ابراهیم(ع) نشان داد. وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنْ الْمُوقِنِینَ (الأنعام/75). حضرت مریم فرستاده خدا را ملاقات کرد و از او بشارت تولد حضرت عیسی را شنید. پیامبر اسلام (ص) در لیلة الأسرا به معراج رفت و آیات الهی و حقایق عوالم علوی را مشاهده کرد.
اولیا باطن امور را می بینند. آنها از باطن دنیا آگاه می شوند. إن اولیاء الله هم الذین نظروا الی باطن الدنیا اذا نظر الناس الی ظاهرها. واشتغلوا بآجلها إذا اشتغل الناس بعاجلها.7 آنها می‌توانند باطن افراد را مشاهده و از سرّ آن آگاه شوند.
مراتب عالی ایمان حاصل نوعی شهود حقیقت است به گونه ای که راه را بر هر گونه شک و تردید می‌بندد. امام علی (ع) از این مرتبه به «دیدن حق» تعبیر می‌کند. او غیب را به عیان می‌بیند و ایمان او بر پایه این دیدن است: و نؤمن به ایمان من عاین الغیوب و وقف علی الموعود ایمانا نفی إخلاصه الشرک و یقینه الشک.8 این شهود و معرفت ممکن است به مرتبه ای برسد که فوق آن متصور نیست. چنانکه علی (ع) فرمود: لو کشف الغطاء مازددت یقینا.9 اگر پرده کنار رود بر یقینم افزوده نمی شود. شهود حق و حقیقت انسان را از گناه مصون می دارد، و سر عصمت همین است؛ چنانکه در حکایت حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم آمده است که اگر وی برهان پروردگار را نمی دید ممکن بود به گناه آلوده شود.10 البته این خداست که چنین لطفی در حق بندگان خاصش می کند و حقیقت را به آنها می نمایاند. علی (ع) به این حقیقت اشاره می کند آنجا که می گوید: ماشککت فی الحق مذ اریته.11 از وقتی که حق به من نشان داده شد هرگز در آن شک نکردم.
■ ارزش معرفتی و معیار حق و باطل در شهود چیست؟
از نظر عرفای اسلامی نوع کشف و شهود و ارزش معرفتی آن تابع مرتبه وجودی دریافت کننده و مکاشف است و متناسب با آن به عامل القا کننده آن بستگی دارد. برخلاف ادراک حسی ظاهری که ارزش آن فقط به سلامت عضو حسی وابسته است و ادراک عقلی که به میزان قوت عقلی و دانش و دقت شخص بستگی دارد، معرفت و خلوص آن در شهود باطنی به شخصیت و مرتبه وجودی شخص ارتباط دارد. برحسب اینکه شخص متناسب با مرتبه وجودی خود تحت تأثیر و تصرف چه عامل القا کننده‌ای است، القائات درونی را به روحانی، ملکی، شیطانی و نفسانی تقسیم می کنند. قطعاً القای شیطانی و نفسانی باطل است و ارزشی ندارد.
بر طبق اعتقاد شیعی درکاملان معصوم شیطان راه ندارد، چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: شیطانی اسلم بیدی. آنان بر تمایلات نفسانی نیز غالب و فائق شده اند. وهم و پندار نیز در معصومین راه ندارد. نفس ضعیف و کوچک مورد هجوم واقع می شود و حقیقت بر او مشتبه می شود، چنانکه بدن رنجور و بیمار در معرض انواع میکرب و ویروس است و آسیب پذیر.
■ حال که در اصل تجربه یا در تفسیر آن وقوع خطا ممکن است، معیار سنجش و ارزیابی چیست و چگونه می توان کشف ناب و معتبر را از تخیل مشوب یا تعبیر نامناسب یا خطا تمیز داد. چگونه می توان القای شیطانی و نفسانی را از القای روحانی و ملکی متمایز کرد؟
به این منظور عرفا دو معیار اصلی معرفی کرده اند.
1. مطابقت با احکام قطعی عقل اگر مدعای کشفی ناسازگار با احکام قطعی عقل باشد، آن مدعا کاذب و آن کشف باطل است. مثلاً اگر مدعایی مشتمل بر تناقض درونی باشد یا با اصول قطعی عقل در تناقض باشد پذیرفتنی نیست؛ چرا که حجیت عقل ذاتی است و هیچ معرفت شناسی ای نمی تواند منکر حجیت عقل باشد. اگر مدعای کشفی موافق با عقل باشد بطوری که بتوان بر صحت آن برهان عقلی اقامه نمود، آن مدعا معتبر است. حال اگر در موردی عقل ساکت بود و قضاوتی به اثبات یا به نفی نداشت، در آنجا باید توقف نمود.
2. مطابقت با تعالیم وحیانی. عرفای اسلامی مدعای کشفی را که مخالف تعالیم قطعی و صریح دینی باشد که در کتب مقدس بویژه قرآن کریم آمده و در سنت انبیا و اولیا بویژه چهارده معصوم(ع) ظهور یافته است را غیر معتبر می دانند؛ چنانکه مطابقت با این تعالیم نشان اعتبار و صحت مدعاست.
در مواردی صاحب تجربه در چنان یقینی بسر می برد که اساساً تردیدی در او راه نمی یابد و چنین پرسشی برای او طرح نمی شود. اما در مواردی که چنین یقینی وجود ندارد صاحب تجربه می تواند به کمک برخی شواهد و قرائن درونی اصالت و اعتبار آن را احراز کند. احوال مثبت و مطلوب مقارن و ملازم با تجربه مانند انقطاع از تعلقات دنیوی، حضور قلب و استغراق در یاد خدا، امید به رحمت حق، رغبت یافتن به اعمال نیک و مانند آن می توانند قرائن و شواهدی بر حقانیت و اعتبار تجربه باشند.
اما غیر عارفان هم ممکن است از طریق مشاهده احوال و رفتار شخص و دیدن ثمرات مثبت تجارب عرفانی در رفتار و منش شخص و بطور کلی از طریق اعتمادی که به شخص دارند تجربه او را معتبر بدانند. همچنین ممکن است از طریق مشاهده اتفاق نظر یا تواتر تجربه هایی با مضمون خاص به اعتبار آن تجربه ها اطمینان یابند. اما این طرق البته قاطعیت منطقی ندارند و برای همگان نمی توانند مضمون الحقانیه باشند و الزام منطقی به‌بار نمی‌آورند.
برای کاملان معیاری جز شهود لازم نیست. حقیقت برای آنان عیان است و مراتب هستی نزدشان آشکار و تطابق آنها مکشوف است. نه شیطان، نه نفس، نه خطا و نقص وهم و پندار در آنجا راه دارد. قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ. إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (الحجر/40-39). معرفت وحیانی هم شهودی است، اما مصون از هر نوع خطاست. انبیا از خلط مثال متصل و منفصل و عقل جزئی و کلی، و نفوذ ابلیس محفوظ اند؛ چنانکه الهام در صاحبان ولایت کلیه که معصومین هستند نیز مصون از هر نوع خطا و نقص است. آنان هم در مقام دریافت، هم در مقام تفسیر و هم در مقام بیان مصونند.
■ چند نوع شهود یا تجربه معرفتی وجود دارد؟
از ادراکات عادی و علوم حضوری عام و مشترک که فراتر رویم بر پایه استقراء با پنج نوع شهود یا تجربه معرفتی در حوزه دین و حقایق قدسی روبه‌رو می‌شویم: تجربه های عام دینی، کشف صوری مؤمنان و عرفا، کشف معنوی عرفا، الهام صاحبان ولایت کلی و وحی انبیا.
■ امکان خطا در مورد کدام یک بیشتر است؟
در تجربه های عام دینی و کشف صوری امکان لغزش و خطا هست. درمورد کشف معنوی نیز هرچند بسیاری از عرفا بر خطاناپذیری آن تأکید دارند، اما ادعای عصمت بویژه در مرتبه عین الیقین دشوار است. تنها درباره وحی انبیا و الهام معصومین می توان قاطعانه ادعا کرد که مصون از هر خطا و لغزشی است. موارد دیگر اگر با معیارهایی عقلی یا شرعی قابل سنجش باشند نتیجه سنجش متبع خواهد بود، در غیر این صورت معقول ترین موضع تعلیق داوری است.
منابع و ماخذ در دفتر روزنامه موجود است.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات