بصیرت:روشنفکران دینی در ناسازگاری میان دین و مدرنیته، با پیش فرض گرفتن گریزناپذیری حداکثری مدرنیته، تلاش کرده اند قرائتی نوین از دین اسلام ارائه دهند. در این قرائت که گاه آن را «قرائت رحمانی»، می خوانند، دین، فاقد مفهوم تعبد است، بخش های خشونت آمیز آن حذف شده است، سازگار با درک عقلانیت مدرن از عدالت است و فقه معاملات آن مفقود است یا حجمی بسیار اندک دارد. این قرائت، جنبه های فوق انسانی و فوق طبیعی، به انسان ها (همانند پیامبر و ائمه علیهم السلام) نسبت نمی دهد، تاکید بسیار بر متن قرآن (بدون نظر به تفسیر حقیقی آیات توسط اهل بیت علیهم السلام) دارد، و در یک کلمه، این قرائت، صبغه اومانیستی آشکاری دارد و تلاش می کند محدوده احکام و عقایدی را که صرفا با اتوریته و حجیت نبی مورد پذیرش مومنین قرار گرفته است ضیق تر نموده، بر حوزه فعالیت عقل عرفی بشر بیافزاید.
روشنفکران دینی در ناسازگاری میان دین و مدرنیته، با پیش فرض گرفتن گریزناپذیری حداکثری مدرنیته، تلاش کرده اند قرائتی نوین از دین اسلام ارائه دهند. در این قرائت که گاه آن را «قرائت رحمانی»، می خوانند، دین، فاقد مفهوم تعبد است، بخش های خشونت آمیز آن حذف شده است، سازگار با درک عقلانیت مدرن از عدالت است و فقه معاملات آن مفقود است یا حجمی بسیار اندک دارد. این قرائت، جنبه های فوق انسانی و فوق طبیعی، به انسان ها (همانند پیامبر و ائمه علیهم السلام) نسبت نمی دهد، تاکید بسیار بر متن قرآن (بدون نظر به تفسیر حقیقی آیات توسط اهل بیت علیهم السلام) دارد، و در یک کلمه، این قرائت، صبغه اومانیستی آشکاری دارد و تلاش می کند محدوده احکام و عقایدی را که صرفا با اتوریته و حجیت نبی مورد پذیرش مومنین قرار گرفته است ضیق تر نموده، بر حوزه فعالیت عقل عرفی بشر بیافزاید.
اخیرا (پنج شنبه دوم اردیبهشت1389 )، مهندس میرحسین موسوی، «جنبش سبز» را مبلغ قرائت رحمانی از دین معرفی کرده اند و بیان داشته اند: «ما مبلغ قرائت رحمانی از دین هستیم، قرائتی از دین که واجد حداکثر مدارا نسبت به تمامی دیدگاه ها و عقاید است.» وی این تبلیغ را کاری دشوار خواند و گفت: «اما جنبش سبز می تواند چنین مسئولیتی را بر دوش خود حس کند.»
درباره این عبارات چند نکته تذکر دادنی به نظر می رسد:
1- قرائت دین به معنی امکان حمل گزاره های دینی به هر معنای دلخواه، نمی تواند درست تلقی شود. اگر دین را امری وحیانی دانستیم، هیچ راهی برای ما جز تلاش برای فهم مقصود شارع متعال باقی نمی ماند، زیرا شارع حکیم، دین را ملعبه ای برای تفاسیر به رای این و آن قرار نداده است، بلکه آن را برای هدایت بشر به سوی کمال فرستاده است، لذا باید از گزاره های دینی، مقصود متعین او را جست نه چیز دیگری را. اما اگر دین را امری وحیانی ندانیم، بلکه آن را امری دست ساز بشر و مخلوق فرهنگ و تاریخ انسانی بشماریم، راه برای قرائت های دلخواه باز می شود و می توان متون دینی را همچون شعر و عبارات هنرمندانه ادیبان، به چند وجه معنا و تفسیر کرد، بدون آنکه الزاما آن وجوه را مقصود مولف بدانیم. آیا دین اسلام که مهندس موسوی بر وحیانی بودن آن شبهه ای ندارند، متنی شعری و ادبی است که بتوان آن را یک بار با قرائتی رحمانی برخواند و یک بار با قرائتی خشونت آمیز؟! می خواهم بگویم استعمال تعبیر «قرائت»، فرد را در معرض این اتهام قرار می دهد که دین را وحیانی نمی داند یا فروفرستادن آن از سوی خداوند را فاقد اغراض حکیمانه و صرفا ملعبه ای برای بازی تفسیری می شمارد (تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا).
2 - اگر مقصود از «قرائت»، همان تفسیر معتبر و درست، متکی بر اصول راستین تفسیر و در جهت کشف مراد واقعی شارع باشد، آنگاه باید پرسید، مهندس، چه آشنایی عمیق و فنی با علوم اسلامی دارند که به خود جرات «قرائت» می دهند. البته امروزه، در نظر انسان های مدرن، دین امری پیش پا افتاده و خرد و ساده است و تفسیر آن نیاز به تحصیل و تخصص ندارد؛ همگان می توانند مفسر و معناکننده دین باشند! اما واقعیت خلاف آن است. دین از دشوارترین موضوعات علمی ای است که بشر با آنها دست و پنجه نرم کرده است. این واقعیت را کسانی به صورت عمیق درک می کنند که سالیانی را در حوزه های علمیه صرف تحصیل علوم اسلامی و مبادی آنها از علوم عربیت و منطق نموده اند و البته محصلین رشته های دانشگاهی الهیات و «دین شناسی» Religionwissenschaft(). اگر مهندس، از دخالت نابخردانه دیگران در امور تحت تمحض و تخصص خویش، برآشفته می شود و غیرت علمی و فنی اش برانگیخته می گردد، متخصصین دین پژوه و اسلام شناس نیز از دخالت بی جای مهندس در حوزه تخصصی آنها ناخرسند خواهند شد. البته وضعیت فعلی، تنها دخالت جناب مهندس در تفسیر دین اسلام نیست، بلکه به گفته ایشان، دخالت چیزی که «جنبش سبز»ش می خوانند در امر تفسیر دین است! جنبش سبز که نه ماهیتی روشن دارد و نه واقعیت خارجیش را می توان پذیرفت و نه چراییش مبین شده است (یعنی فاقد همه وجوه سه گانه منطقی تصور اعم از ماهیت، هلیت بسیطه و لمیت است)، چگونه می تواند تا این سطح بالا بیاید که مبلغ و مفسر دین شود؟!
3 - از آنجا که به فرموده شهید مدرس، دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما، کاندیداهای ریاست جمهوری ما هم سعی می کنند در حد و اندازه های مبلغین و مفسرین دین ظاهر شوند! مثلا یادمان هست که دکتر مصطفی معین، کاندیدای ریاست جمهوری دوره نهم، یکی از اهداف حضور خود در عرصه انتخابات را «اعتلای دین و آیین» شمرده بود. در این مورد هم جناب مهندس موسوی که ابتدا با انگیزه ای صرفا سیاسی به میدان مبارزه انتخاباتی وارد شده بود، کم کم چنان احساس منجیانه ای به او دست داد که اصلاح عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی را وظیفه خود شمرد و هم اینک مقام ایشان چنان ترقی نموده است که متکلف اصلاح دین مردم هم شده اند! اما این بزرگواران باید توجه داشته باشند که جمله معروف شهید مدرس، قطعا بدین معنی نیست که هر دانشمندی از دکتر و مهندس، به صرف اینکه وارد عرصه سیاسی جمهوری اسلامی شده است و بدون نیازمندی به تحصیل طولانی مدت علوم دینی، می تواند مبلغ و مفسر دین باشد!
4 - تعجب آور است که «مبلغین اسلام رحمانی»، با آیات روشن قرآنی مبنی بر غلظت و شدت و عدم تسامح چه می کنند؟ آیا در اسلام رحمانی، قرآن حجمی کوچک تر دارد؟ در سوره توبه آیه123 دستور به جنگ با کفار آن هم با غلظت و شدت صادر شده است: «قاتلوا الذین یلونکم من الکفار و لیجدوا فیکم غلظه.» در سوره اسراء، آیه5 نیز درباره کسانی می خوانیم که پیکار سخت می کنند و خداوند، آنها را بندگان خود خوانده است: «فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید.» در سوره فتح، آیه29 راجع به اصحاب واقعی پیامبر مکرم اسلام دو توصیف مطرح شده است، یکی شدت و سخت گیری و دیگری رحمت و مهربانی: «محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم.» و در سوره حدید، آیه25 به نازل شدن آهن (به عنوان وسیله پیکار) همراه با فروفرستادن انبیای الهی اشاره شده است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب»
نیز در صفات خداوند، درکنار لطف و رحمت، شدت عقاب را می بینیم؛ مثلا در آیه3 سوره غافر می خوانیم: «غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب.»
به واقع، باید پرسید کتاب آسمانی، «اسلام رحمانی» را برمی تابد و می توان میان آن دو سازگاری برقرار نمود؟ اگر گفته شود که مقصود طرفداران دین رحمانی، کنار نهادن این آیات نیست و فقط مقصود، برجسته کردن رحمت و جنبه های تسامحی دین اسلام است، باید پاسخ داد برجسته کردن، چه حدود و ثغوری دارد تا به نفی آیاتی همچون آیات فوق الذکر نیانجامد؟
بهزاد حمیدیه