بصیرت:رئیس جمهور کشورمان در سفر اخیر خود به نیویورک ضمن سخنرانی در سازمان ملل متحد در عرصه خبری و رسانه ای نیز حضوری فعال داشت.آقای احمدی نژاد در مصاحبه با "پی .بی .اس"صراحتا اعلام نمود که آمریکا باید روش شکست خورده خود را در موضوع هسته ای ایران تغییر دهد .این سخن رئیس جمهور کشورمان مورد استقبال بسیاری از ملتهای جهان قرار گرفته است.قدرتهای بزرگ نمی توانند اراده و سلطه خود را به سایر کشورهای جهان تحمیل نمایند.ایالات متحده آمریکا ناچار است به خواسته ملتهای جهان در خصوص خلع سلاح اتمی تن دهد .رئیس جمهور با تاکید بر اینکه وجود تسلیحات اتمی بزرگترین خطری است که جهان را تهدید می کند، اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران برای خلع سلاح، جلوگیری از اشاعه و ساخت دنیایی سرشار از آرامش راهکارهای عملی دارد و دارای تحلیل روشنی از علت نا امنی است.آنچه مسلم است اینکه راهبرد جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل هسته ای کاملا مشخص است.در این راهبرد تولید سلاح اتمی محلی از اعراب ندارد و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای همان چیزی است که ایران آن را برای خود و همه کشورهای دنیا می خواهد .مباحث مطرح شده در خصوص مبادله سوخت هسته ای نیز از زبان رئیس جمهور شنیدنی است.بر این اساس راکتور تهران برای تولید رادیو دارو، نیازمند سوخت 20 درصدی است طبق قانون این نیاز را از آژانس مطالبه کردیم اما آنها بر خلاف قوانین، اعلام کردند که این درصد سوخت را معادل دریافت سوخت کمتر غنی شده تامین خواهند کرد . بعدها هم شروطی گذاشتندکه درست نبود زیرا فروشنده نباید شرط بگذارد ، اما آنها شرط گذاشتند و حتی در تبلیغات خود چنین مطرح کردند که می خواهند اورانیوم را از ایران خارج کنند تا ایران بمب نسازد!بنابر این مبادله باید با توافق همراه باشد.شاید اوج اظهارات آقای احمدی نژاد در مصاحبه با این شبکه تلویزیونی را بتوان در اظهارات وی در خصوص ساختار قدرت در ایالات متحده آمریکا جستجو نمود.مجری در این مصاحبه از رئیس جمهور پرسید که ایران و آمریکا هر دو کشورهای قدرتمندو بزرگی هستند چطور می توانند با هم همکاری کنند ؟آقای احمدی نژاد در پاسخ این سوال اظهار نموده است که اعتماد با گفتگو ایجاد
می شود. مشکل اصلی در این خصوص برخی مسائل داخلی آمریکا است که اگر این مسائل حل شود، مشکل دو کشور هم حل خواهد شد. کسانی در درون دولت آمریکا حضور دارند که نمی خواهند روابطی بین دو کشور ایجاد شود. برخی از اعضای شورای امنیت هم
همین گونه هستند، اینها عده ای تندرو هستند که منافع خود را در درگیری می دانند. آقای اوباما شاید آخرین فرصت تاریخی برای آمریکا باشدکه بتواند روابط خود را با جهان اصلاح کند.واقعیت امر این است که بحران موجود در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به شدت عمیق است.آقای احمدی نژاد نیز بر روی همین حقیقت دست گذاشته است. اگرچه هر یک از رسانه های آمریکایی از منظر خود سیاست خارجی دولت اوباما را تحلیل می کنند اما همه آنها در یک نقطه مشترک به نام “ضعف اوباما”به یکدیگر می رسند.رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا طی مدت حضور خود در کاخ سفید مدام به سنتهای بوش پسر و بیل کلینتون گریز زده و مبتکر راه حل و مناسباتی نوین در حوزه سیاست خارجی کشورش نبوده است.در ابتدای حضور اوباما در مبارزات انتخاباتی سال2008، بسیاری از مردم آمریکا و حتی جهان تصور می کردند که با وجود بهره مندی وی از حمایت افرادی مانند جیمی کارتر،برژینسکی و جوزف بایدن شاهد ایجاد تحولی اساسی و بنیادین در عرصه دیپلماسی و سیاستگذاری عمومی کاخ سفید خواهند بود.ژستهای انتخاباتی اوباما این فرضیه را در نزد رای دهندگان آمریکایی تقویت نمود اما نخستین اظهارات برژینسکی پس از پیروزی اوباما آب پاکی را بر دستان طرفداران رئیس جمهور جدید آمریکا ریخت!امروز نیروهای سیاسی کابینه اوباما نیروهای یکدیگر را خنثی می کنند.یکی از این افراد هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه افراطی ایالات متحده آمریکاست.
هیلاری کلینتون از ابتدای ورود خود به کاخ سفید هزینه زیادی برای لاپوشانی اختلافات خود با اوباما و یا عدم تعلق خاطرش به بیل کلینتون پرداخت کرده است.او که صراحتا اعلام نموده است در آخرین دوره حضور خود در کاخ سفید قرار دارد،در حال پیگیری اهداف لابی صهیونیسم در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکاست.از این نظر هیلاری کلینتون کوچکترین تفاوتی با کاندولیزارایس ملکه جنگ عراق ندارد.
حتی هیلاری کلینتون حاضر نمی شود به نصیحتهای مادلین آلبرایت حامی انتخاباتی خود در جریان رقابت درون حزبی با اوباما گوش فرا دهد و همچنان بر طبل تقابل مطلق با تهران می کوبد.همین مسئله سبب شده است تا کاخ سفید در آستانه پذیرش شکستی دیگر در برابر جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.مسلما سریال این شکستهای پی در پی تا زمان حضور افراد ناآگاه در عرصه سیاسی آمریکا ادامه خواهد داشت.
حامد رشیدی