کیومرث شهبازى
نیروهای خارجی در حالی نزدیک به 9 سال حضور در افغانستان را تجربه می کنند که برخلاف تمام تدابیر و اقدامات صورت گرفته همچنان در کابوسی از ناکامی ها قرار دارند. بررسی پرونده افغانستان در هفته های اخیر نشانگر تحولاتی جدید می باشد که در عمل به تشدید چالش های اشغالگران منجر خواهد شد.
در این حوزه چند نکته قابل توجه است:
1) نیروهای خارجی در لوای استراتژی جدید اوباما برای افغانستان مبنی بر برقراری امنیت، خود را برای عملیات در قندهار آماده می کنند که کارنامه ناموفق آنها در هلمند این عملیات را در ابهام قرار داده است. هر چند که در عملیات هلمند در مارس 2010 ناتو ادعای موفقیت بزرگ در برابر طالبان را مطرح و از برقراری امنیت در این منطقه به ویژه در «مارجه» سخن گفت که اقدامات تلافی جویانه طالبان که صدها کشته و زخمی از نیروهای ناتو برجای گذاشت این ادعا را با چالش مواجه ساخت. اکنون اشغالگران افغانستان از یک سو از تکرار تحولات هلمند در قندهار در هراس می باشند و از سوی دیگر عدم آغاز عملیات در این منطقه را برابر با شکستی زودهنگام قلمداد می کنند. این سردرگمی اختلافات بسیاری را میان نظامیان و سیاستمداران غرب به همراه داشته است.
2) اشغالگران افغانستان اختلافات درون قبیله ای و ادامه فعالیت دولتی ناکارآمد و متزلزل را از عوامل توجیه ادامه اشغال افغانستان می دانند. این سیاست در حالی پیگیری می شود که حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان با دو مولفه تأکید بر حضور تمام قبایل و گروه ها در انتخابات پارلمانی (شهریور) و نیز تلاش برای تشکیل جرگه مشورتی در جهت تحکم قدرت و ثبات در کشور گام بر می دارد. با توجه به مغایر بودن این امور با اهداف اشغالگران، این کشورها با دخالت های آشکار در امور افغانستان برای به چالش کشاندن انتخابات پارلمانی و لغو نشست جرگه مشورتی فعالیت می کنند. از نکات مطرح در این حوزه تشدید اختلافات میان کرزای رئیس جمهور و غرب می باشد که به تقابل مستقیم آنها منجر شده است. کرزای که دور جدید ریاست جمهوری خود را آغاز کرده است از یک سو باید پاسخگوی انتقادهای شدید مردمی از جنایات و عملکردهای اشغالگران باشد و از سوی دیگر دخالت های غرب در امور افغانستان را مغایر با ثبات کشور و دولت خود قلمداد می کند. کرزای برای اجرای خواست مردم و کاهش مداخلات خارجی به موضع گیری انتقادی در برابر اشغالگران روی آورده است، چنانکه وی در نشست قبیله ای، غرب را تهدید کرد که در صورت ادامه روند کنونی، بر علیه نیروهای خارجی در کنار طالبان قرار خواهد گرفت. در نقطه مقابل اشغالگران نیز که در اجرای تعهدات و اهداف خود ناکام بوده اند برای توجیه رفتارها و شکست های خود، مسئولیت بسیاری از مشکلات را، به ویژه فساد اداری حاکم بر افغانستان را به ناکارآمدی کرزای نسبت می دهند. آنها حتی با دخالت در برخی امور مانند کارشکنی در تشکیل جرگه مشورتی عملاً در برابر کرزای قرار گرفته اند. البته مقاومت کرزای در برابر خواسته های غرب موجب شد تا این کشورها در نهایت به تعدیل مواضع خود بپردازند، چنانکه مقامات آمریکایی از جمله اوباما رئیس جمهور بر ادامه همکاری با کرزای تأکید کردند.
3) نکته دیگر در تحولات افغانستان، استمرار و تشدید اختلاف ها میان نیروهای ناتو می باشد. نشست ناتو در استونی (اوایل اردیبهشت) تأکید دوباره ای بر اختلافات میان اعضا درباره افغانستان بود چنانکه بسیاری از کشورها خواستار تغییراتی در ادامه جنگ افغانستان شدند. اختلافات میان اعضای ناتو اکنون به سایر مسائل نیز گسترش یافته چنانکه در نشست مذکور برخی کشورها عملاً خواستار جمع آوری تسلیحات هسته ای آمریکا از اروپا شدند. امری که تاکنون در سطح وزرای خارجه ناتو مطرح نشده بود. بسیاری از ناظران سیاسی هزینه های سنگین جنگ افغانستان در عرصه داخلی کشورها را از عوامل این اختلافات می دانند. نمونه بارز این مسئله را می توان در آلمان مشاهده کرد که دولت مرکل صدر اعظم، در برابر موجی از انتقاد های شدید مردمی و مخالفان قرار گرفته به گونه ای که بسیاری فروپاشی دولت ائتلافی وی به دلیل جنگ افغانستان را دور از ذهن نمی دانند.
به هر تقدیر روند تحولات کنونی افغانستان نشانگر استمرار دوران زوال اشغالگران است که به رغم تدابیر و استراتژی های مطرح شده نتوانسته اند اهداف خود را محقق کنند. افغانستان به کابوسی تمام ناشدنی برای غرب مبدل شده است که ادامه آن برابر با هزینه های انسانی و مالی و بین المللی بسیاری است. خروج زودهنگام از این کشور نیز برابر با نابودی ناتو و فروپاشی آرزوهای سلطه طلبانه غرب می باشد.