م .سعیدى
روز 22 دوم خردادماه88 را می توان روزی به یادماندنی برای نظام مردم سالاری دینی دانست، که با حضور 40 میلیونی ملت، رکورد بی سابقه حضور 85 درصدی ملت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت گردید. در حالی که ملت آماده برگزاری «جشن پیروزی» به خاطر تحقق بزرگترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی می شد،پروژه سیاه و خطرناکی کلید خورد که امنیت ملی کشور را نشانه رفته بود.
کاندیدای شکست خورده انتخابات، روز شنبه 23 خرداد ماه وقتی نتایج اولیه توسط وزارت کشور اعلام شد، با صدور بیانیه ای تهدیدآمیز ضمن متهم کردن مسئولین انتخابات به «شعبده بازانی» که امانتدار نبوده و برای «حاکمیت دروغ و استبداد» تلاش می نمایند، اعلام کرد که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهد شد»! سپس ستاد عملیات کودتا، هواداران سازماندهی شده خود را به خیابانها کشاند تا با اجرای سناریوی «نافرمانی مدنی» و «اردوکشی های خیابانی» حوادث تاریخی شهر «کیف» پایتخت اوکراین را اینبار در «تهران»تکرار نماید.
در این بین احزاب و گروههای حامی موسوی نیز به صحنه آمده و برای پرشدت نشان دادن جبهه اعتراضات به نتایج انتخابات، هر یک بیانیه های شدیداللحنی همسو با راس فتنه صادر نمودند. سازمان مجاهدین نیز با ورود به عرصه بیانیه نویسی، همسو با موسوی بیانیه ای شدیداللحن و مملو از تهمت و ناسزا به دولت قانونی جمهوری اسلامی، با بهره گیری از تاکتیک »فرار به جلو»، مدعی وقوع «انقلاب مخملین» توسط مسئولین نظام گردید و در بخشی از بیانیه خود چنین نوشت:
«ما البته بروز تقلبات و اعمال نفوذها را پیش بینی می کردیم و برای مقابله با آن تمهیداتی نیز اندیشیده بودیم، در عین حال مطمئن بودیم حضور گسترده و فراگیر شما در پای صندوق های رأی اقتدارگرایان را به تمکین در برابر خواست و اراده شما ناگزیر خواهد ساخت و هرگز گمان نمی کردیم آنان برای حفظ قدرت خود این گونه صریح و بی پرده بدیهی ترین موازین را زیر پا بگذارند. آنچه در این انتخابات رخ داد علاوه بر تقلبات و تخلفات گسترده و بی سابقه در صندوق های رأی، سوء استفاده حداکثری از تمامی امکانات و فرصت های در اختیار برای مهندسی آراء، رأی سازی بود... اکنون پس از انتخابات می توان به نحو روشنتری دریافت که مقصود برخی اقتدارگرایان در روزهای پیش از برگزاری انتخابات از احتمال وقوع انقلاب مخملی در واقع آماده سازی زمینه های ذهنی لازم برای انجام کودتایی مخملی بوده است. با توجه به واقعیات تلخ فوق ما این انتخابات را فاقد مشروعیت قانونی و شرعی و در واقع کودتایی علیه وجه مردم سالار و جمهوریت نظام به عنوان میراث بزرگ انقلاب و امام دانسته و مصرانه خواهان تعقیب و پیگرد قانونی برگزار کنندگان انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات هستیم.»(24/3/88)
در همین ایام اخباری مبنی بر فعالیت پشت پرده برخی از اعضای ستاد موسوی و کروبی برای هدایت آشوبهای پیش رو به گوش رسید که در آن اعضای شورای مرکزی سازمان نیز حضور داشتند. پیرو برگزاری این محافل پشت پرده بود که افرادی چون «مصطفی تاجزاده» و «بهزاد نبوی» از سران شاخص سازمان نیز به همراه جمع دیگری از اتاق فکر فتنه سبز دستگیر و روانه زندان شدند. در روزهای بعد اعضای دیگری از سازمان همچون فیض الله عرب سرخی، صادق نوروزی، محمد جواد امام، مجید نیری و امیر حسین مهدوی به این جمع افزوده شدند.
بعد از یک هفته آشوب و بلوا در پایتخت، سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در نماز جمعه تهران(29/3/88) را می توان فصل الخطاب حواث دانست که با حضور و همراهی میلیونی ملت همراه بود. معظم له در آن دیدار ضمن تاکید بر این مساله که «زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت» تاکید بر پیگیری قانونی امور کرده و اعلام داشتند:
«اگر واقعاً شبهه ای هست، از راه های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر در مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلی در این جهت وجود ندارد.»
اما متاسفانه این سخنان حکیمانه نیز مورد توجه فتنه گران قرار نگرفت و سازمان مجاهدین نیز در قبال سخنان رهبری جامعه اسلامی نیز سکوت اختیار کرده و همراهی ننمود. با پایان یافتن فرصت قانونی رسیدگی به اعتراضات و عدم ارائه اسناد قابل قبول برای اثبات ادعای تقلب در انتخابات توسط موسوی و کروبی بود که شورای نگهبان در 9/4/88 صحت انتخابات را تائید کرد و دکتر محمود احمدی نچچژاد را به عنوان پیروز انتخابات معرفی نمود.
بلافاصله سران فتنه و گروههای حامی وی که در اثبات ادعای دروغین خود ناکام بودند، به میدان آمده و با ایجاد جنگ روانی، بیانیه های شدیداللحنی صادر کردند. اما در این میان افراطی ترین بیانیه را سازمان مجاهدین در تاریخ( 9/4/88 )صادر کرد که ضمن متهم ساختن شورای نگهبان، وقیحانه همسوی با ضدانقلاب، رهبری معظم انقلاب اسلامی را نیز مورد اتهام قرار داد. این سازمان در بخشی از بیانیه خود چنین نوشت: «با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت...»
سازمان مجاهدین در ادامه بیانیه، دولت منتخب مردم با رأی بالای 24 میلیونی را که قوی ترین پشتوانه مردمی در طول انقلاب اسلامی را داراست، نامشروع خواند و چنین نوشت: «به هر تقدیر اعلام صحت انتخاباتی که اکثریت شما مردم به رغم سرکوب گسترده اعتراضات مدنی و قانونی به نتایج مهندسی شده آن و دهها شهید[!] و صدها مجروح و دستگیری هزاران تن و به رغم بمباران تبلیغاتی بی سابقه و تحریف ها و خلاف نمایی های گسترده، به صحت آن باور نداشته مشروع نمی دانید، به معنای بلاموضوع شدن انتخابات در کشور، نفی حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و اداره امور خویش و تلاشی آشکار برای پایان دادن به جمهوریت نظام و درعین حال نشانه آغاز دوره ای جدید از تلاش و مبارزه برای بازگرداندن جمهوریت و دفاع از مردمسالاری است. با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد و به این ترتیب انتخاباتی که می رفت تا به یکی دیگر از افتخارات ملت شگفتی ساز ایران در طول تاریخ معاصر تبدیل شود، به دست حاکمیت کنونی به نقطه سیاهی در تاریخ این ملت تبدیل شد...»
در مورد اتهام سازمان نامشروع علیه رهبر معظم انقلاب اسلامی باید گفت که این اقدام معظم له و صدور پیام تبریک به مناسب برگزاری باشکوه انتخابات و انتخاب دکتر احمدی نژاد، اقدامی مبتنی بر سنت رایج در تمامی انتخابات پیشین ایشان بود و اقدام منحصر بفردی در این دوره از انتخابات به حساب نمی آید. معظم له پیش از این نیز در انتخابات دوره هفتم،هشتم و نهم ریاست جمهوری با اعلام نتایج توسط وزارت کشور پیام تبریک خود را به ملت صادر نموده اند. به عنوان مثال در بخشی از پیام رهبری در( 3/3/76 )(فردای انتخابات دوم خرداد) آمده است: «به رئیس جمهور منتخب مردم، جناب حجت الاسلام آقای حاج سید محمد خاتمی، توفیق خدمتگزاری ملت عظیم الشأن ایران و تحمل این امانت بزرگ را صمیمانه تبریک می گویم و ایشان را به وظیفه شکر و اهتمام و آمادگی متذکر می گردم».
مساله فوق موضوعی نیست که سران کارکشته سازمان مجاهدین از آن بی اطلاع باشند، لذا طرح آن در افکار عمومی، اجرای سناریوی کثیفی بود که با قصد تخریب و ایجاد ابهام نسبت به عالی ترین مقام کشور در فضای غبارآلود فتنه انجام شد.
نکته دیگر آنکه، آنچه به «نقطه سیاهی در تاریخ این ملت مبدل گردید»، حضور باشکوه ملت در انتخابات 22 خرداد نیست، بلکه رفتار خائنانه شکست خوردگان مطرود از صفوف ملت است که برای کسب قدرت به همراهی به بیگانگان رضایت دادند. بی شک تاریخ از آنان به عنوان روسیاهان انقلاب اسلامی یاد خواهد کرد.