بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت:صهیونیستها یکبار دیگر با استفاده از بیتفاوتی حاکم بر دولتهای عرب و سران کشورهای اسلامی، به مقدسات مسلمانان اهانت کردند و با آتش زدن چند مسجد در منطقه کرانه باختری در فلسطین اشغالی و اهانت به کتاب آسمانی مسلمانان، کینه و خشم خود را نسبت به اسلام بروز دادند.
عوامل اشغالگر قدس به همراه دهها شهرکنشین صهیونیست به طور جداگانه به دو مسجد در اراضی اشغالی یورش بردند. در جریان این یورش وحشیانه و برنامهریزی شده که 10 بلدوزر و 18 خودروی نظامی شرکت داشتند مسجد روستای "البن الشرقیه" در جنوب نابلس و مسجد "الدهینیه" در شرق رفح به آتش کشیده شده و کاملا ویران گردیدند و به قرآن کریم اسائه ادب شد. این، نخستین جنایت صهیونیستها از این نوع نیست و در گذشته نیز جنایتکاران صهیونیست در مقاطع مختلف، مساجد مسلمانان را هدف آتش کینه و قهر خود قرار دادهاند که شاخصترین مورد، به آتش کشیدن مسجدالاقصی در 30 مرداد سال 1348 بود. در آن حادثه، 200 مترمربع از سقف این مکان مقدس و تاریخی کاملا ویران شد و منبر قدیمی و تاریخی "نورالدین زنکی" که قدمتی 800 ساله داشت از بین رفت.
اگرچه آن زمان، آن حادثه با خشم یکپارچه جهان اسلام مواجه شد و صهیونیستها و حامیان آنها را دچار وحشت کرد ولی موج آن اعتراضات نیز متاسفانه به دلیل عدم تحرک دولتمردان حاکم بر کشورهای اسلامی و بیارادگی آنان در دفاع از کیان اسلام، که ناشی از وابستگی عمده این دولتمردان بود، زود فرو نشست و نتیجه لازم را برای متنبه ساختن همیشگی صهیونیستها و محافل بینالمللی متحد آنها به دنبال نداشت.
قطعا اگر در آن زمان جهان اسلام با تکیه بر تواناییها و ظرفیتهای خود، پاسخ دندانشکنی به هتاکان صهیونیست میداد اکنون شاهد ادامه هتاکی آنان، آتش زدن مساجد نابلس و اهانت به قرآن کریم نبودیم.
اقدام خائنانه صهیونیستها در نابلس، در عین حال بیانگر این واقعیت است که آنها از قدرت قرآن و مساجد در میان مسلمانان فلسطینی آگاه هستند و این دو را منشأ اقتدار ملت فلسطین و پایداری آنها در برابر ظلم، اشغالگری و جنایت در فلسطین میدانند.
تردیدی نیست که ریشه 60 سال مقاومت، ایستادگی و مبارزه ملت فلسطین در تمسک و توسل آنها به قرآن و مساجد است واگر موفق شده بودند ملت فلسطین را از این دو جدا سازند مدتها پیش از این موفق به بلعیدن سرزمین فلسطین شده بودند. درست به همین دلیل است که سکوت و بیتفاوتی در برابر این اقدام پلید و اهانت آشکار بهیچوجه جایز نیست و یکی از علل گستاخی صهیونیستها در اهانت به مقدسات اسلامی به بیعملی و سکوت خیانتبار سران کشورهای اسلامی به ویژه زمامداران منفعل عرب باز میگردد. متاسفانه امروزه ملتهای مسلمان، گرفتار رهبران وابسته و مرتجعی هستند که تمایلی به تبعیت از خواست و اراده ملتهای خود ندارند. این رهبران که عمدتا به قدرتهای بینالمللی وابسته هستند برای بقای حکومت و قدرت خود، مجبور به پیروی از سیاستهایی هستند که از سوی قدرتهای بزرگ ترسیم میشود. این رهبران، باید خطوط قرمزی را مدنظر قرار دهند و بدانند که هرگونه عدول از این خطوط، تبعات سنگینی برای آنها به همراه خواهد داشت. عدم رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی و سیاستهای آن رژیم، از موارد اصلی این خطوط قرمز است. ننگآور است که سران کشورهای اسلامی با سیاست محافظهکارانه خود زمینه را برای گستاخی روزافزون صهیونیستها و دهنکجی آنها به 5/1 میلیارد مسلمان فراهم میسازند.
ننگ آورتر، این است که گروهی از این زمامداران، به سکوت اکتفا نکرده و دامنه خیانت خودرا به برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی گسترش میدهند و برای ارتباط با این رژیم شرور و ضداسلام دچار ذوقزدگی میشوند.
در اینجا باید به نقش مذبوحانه جهان غرب و نوع برخورد آنها با حملات سلسلهوار صهیونیستها به مقدسات اسلامی در سرزمینهای اشغالی نیز اشاره کرد که پوچی ادعاهای آنان در محترم شمردن مقدسات و شعائر مذهبی ادیان مختلف را روشن میسازد. غربیها که شعار تحمل عقاید و مذاهب دیگر را سر میدهند و برخی کشورها را به دلیل بیتوجهی به نظر اقلیتهای مذهبی، مورد سرزنش قرار میدهند در برابر گستاخی آشکار صهیونیستی به اعتقادات 5/1 میلیارد نفر از جمعیت جهان نه تنها لب فرو میبندند بلکه با نوع برخوردهای مغرضانه و جهتدار خود، جنایتکاران صهیونیست را در ادامه اقدامات بیشرمانهشان علیه مقدسات مسلمانان تشویق و ترغیب میکنند. جهان اسلام از ظرفیتها و توان لازم برای مقابله با اقدامات سازمان یافته و برنامهریزی شده محافل صهیونیستی علیه مقدسات اسلامی برخوردار است. ملتهای مسلمان آنچنانکه تاکنون در بخشی از کشورهای اسلامی عمل کردهاند باید به اعتراضات و تظاهرات خود علیه جسارت اخیر صهیونیستها در نابلس ادامه دهند و خشم خود را نسبت به اقدامات ضداسلامی جبهه صهیونیستی اعلام کنند.
جوامع اسلامی باید با گسترش ابعاد اعتراضات، ضمن نشان دادن عمق نفرت خود از اعمال صهیونیستها در فلسطین و آتش زدن مساجد و قرآن، به جهانیان نشان دهند که در برابر این اقدامات بیتفاوت نخواهند ماند و از سوی دیگر حاکمان اسلامی را نیز برای همسو شدن با خود تحت فشار قرار دهند.
اگر دولتهای اسلامی از لاک انفعال خارج شوند و با ملتهای خود در دفاع از اسلام همسو گردند قطعا از قدرت اقتصادی و سیاسی لازم در صحنه بینالمللی برای ریشهکن ساختن غده سرطانی صهیونیسم از منطقه برخوردار هستند. گسترش موج بیداری اسلامی نشان میدهد زمان به فعلیت در آمدن قدرت واقعی جهان اسلام برای دفاع از مبانی اعتقادی و مقدسات اسلامی و زوال رژیم صهیونیستی نزدیک است.