بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت:انتخابات مجلس ا نگلیس، بحران سیاسی بیسابقهای را برای این کشور به همراه آورده است. بااعلام نتایج نهائی انتخابات مشخص گردیده که حزب حاکم کارگر شکست سختی را متحمل گردیده و فقط 258 کرسی را تصاحب نموده است. حزب محافظهکار در وضعیت نسبتا بهتری قرار گرفته و 306 کرسی را تصاحب کرده ولی با این حال قادر به تشکیل کابینه به صورت مستقل نیست چرا که برای این کار باید 326 کرسی را در اختیار داشته باشد. حزب لیبرال دمکرات هم 57 کرسی را در ا ختیار گرفته و از موقعیت حساسی برخوردار شده است و حتما باید در کابینه ائتلافی مورد توجه قرار بگیرد. ایزنیهای سیاسی برای تدارک مقدمات ائتلاف به شدت در جریان است و اخبار کمی در این باره منتشر میشود. با اینهمه دیوید کامرون" رهبر حزب محافظهکار رسما از "نیک کلگ" رهبر حزب لیبرال دمکرات برای ائتلاف دعوت به عمل آورده ا شترکا به تشکیل دولت اقدام نمایند. مطابق روال قانونی، از وضعیت فعلی تحت عنوان "مجلس معلق" نام برده میشود و "گوردون براون" نخست وزیر کنونی هم میتواند شانس خود را امتحان کند و برای تشکیل ائتلاف با دیگران مشورت و هماهنگی نماید. صرفنظر از اینکه چه کسی نخست وزیر شود یا کدام احزاب بتوانند به ائتلاف برسند، نکات مهمتری وجود دارند که تحتالشعاع مذاکرات سیاسی در لندن قرار نمیگیرند.
1 - آنچه این روزها در انتخابات مجلس انگلیس آشکار شد، واقعیت پنهانی محسوب نمیشود و در واقع تمامی ناظران سیاسی منتظر چنین پدیدهای بودند. آنچه امروزه رخ داده، شکست یک حزب نیست بلکه نشانههای زوال قدرت انگلیس در تمامی زمینهها محسوب میشود. افکار عمومی انگلیس از عملکرد حزب حاکم کارگر در طول دوران حاکمیتش به شدت احساس نگرانی و سرخوردگی میکردند و کاملا محرز بود که حزب کارگر به پایان راه رسیده و قطعا سقوط میکند و خشم و واگرائی در افکار عمومی را شاهد خواهد بود. جامعه انگلیس در پرتو سیاستگذاریها و عملکرد تونی بلر "نخست وزیر بدنام انگلیس و جانشین وی "گوردون براون" به شدت دچار نابسامانی شده و در صحنه بینالمللی نیز انگلیس بعنوان یک جنگافروز، جنایتکار جنگی و مجری طرحهای توطئهآمیز علیه سایر کشورها و ملتها شناخته میشود که نه تنها برای مردم انگلیس افتخاری محسوب نمیگردد بلکه سرافکندگی آنها در مقیاس جهانی را بهمراه داشته و دارد.
2 - رمز و راز شکست حزب کارگر در انتخابات مجلس انگلیس را باید در تصمیمات و اقدامات غیرانسانی تونی بلر و گوردون براون در طول دوره حاکمیت آنها جستجو کرد که مشخصا در اشغال دو کشور اسلامی افغانستان و عراق، تجلی یافته است. هنوز هم انگلیس در این دو کشور به شرارت و جنایت سرگرم است و اگر قرار باشد روزی تمامی واقعیتهای مرتبط آشکار شود، قطعا مردم انگلیس بیش از امروز احساس شرمساری خواهند کرد و دنیا با خشم و نفرت بیشتری علیه عملکرد جنایتبار دولتمردان انگلیس، موضعگیری خواهد نمود.
3 - انگلیس نه تنها در افغانستان و عراق، جنایات فراوانی را مرتکب شده بلکه در طول سالهای حاکمیت حزب کارگر، بیش از گذشته به دنبالهروی از سیاستهای واشنگتن پرداخته است. انگلیس در طول این سالهای سیاه "زائده سیاست خارجی آمریکا" محسوب میشد و تقریبا در هیچ زمینهای استقلال رای و استقلال عمل نداشت و عموما مجری طرحهای واشنگتن و مکمل جنایات و خیانتهای آمریکا بود. سرمایهگذاری بدفرجام انگلیس در "تجارت مرگ" در افغانستان و دامن زدن و هدایت قاچاق مواد مخدر در مقیاسی که دیگر "قاچاق" محسوب نمیشد بلکه بطرز آشکاری تحت حمایت انگلیس و آمریکا در کل افغانستان، میلیونها نفر بویژه در ایالت "هلمند" به کشت، تولید، انباشت و توزیع مواد مخدر سرگرم بوده و هستند، بخشی از این خیانتهاست..
4 - انگلیس در طول سالهای اخیر باحمایت آشکار و نهان از صهیونیستها در 2 جنگ خانمانسوز علیه لبنان و فلسطین، به عنوان سرپل اصلی برای تامین نیازهای عملیاتی ماشین جنگی اشغالگران صهیونیست عمل کرد و افشای چنین نقش وقیحانهای باعث رسوائی انگلیس در مقیاس جهانی شد. انگلیس هرگز از حمایت آشکار از رژیم صهیونیستی و جنایاتش ابائی نداشته و حتی در مورد گزارش گلدستون درخصوص جنایات جنگی این رژیم در غزه نیز به حمایت از اشغالگران شرور پرداخت و هنوز هم در مورد پیگیری این قضایا کارشکنی میکند.
5 - تکرویهاو عملکرد غیراصولی انگلیس در اتحادیه اروپا نیز در چارچوب منافع آمریکا و در مسیر تامین اهداف واشنگتن، معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا میکند. انگلیس در اتحادیه اروپا بعنوان "ستون پنجم آمریکا" عمل کرده و عموما مواضعش مورد اعتراض و مخالفت در این اتحادیه قرار میگیرد. لندن در قبال طرحهای مشترک اتحادیه اروپا، نقش بازدارنده ایفا میکند و هنوز هم حاضر نیست به برخی طرحهای مشترک اروپائی از جمله "یورو" بپیوندد. از این دیدگاه واگرائی اروپا با انگلیس در بالاترین حد ممکن، ارزیابی میشود. اگرچه دولتهای اروپائی در عرف دیپلماتیک از بحران کنونی انگلیس استقبال علنی نکردهاند ولی شادمانی آنها از این بابت به خوبی قابل درک است. در واقع آنها امیدوارند دولت آینده، به چنین مناسبات شکنندهای پایان دهد، رفتار تخریبی لندن در طول سالهای اخیر را کنار بگذارد و بجای نقش بازدارنده، موضع سازندهای در پیش بگیرد.
6 - خشم و نفرت درون جامعه انگلیس از حاکمیت عناصر فاسد و فرصتطلب، کم نبوده است. گزارش نهادهای نظارتی نشان میدهد که برخی نمایندگان مجلس عوام، بسیاری از هزینههای شخصی خود را از جیب مالیات دهندگان تأمین میکردهاند و از اهرمهای به ظاهر قانونی در برداشتهای شخصی از بودجه مجلس، سوءاستفادههای فراوانی نمودهاند. این پدیده وجه مشترک تمامی احزاب انگلیس محسوب میشود و نشان میدهد که احتمال وقوع و تکرار آن وجود دارد. این بدان معنی است که انتخابات اخیر و نتایج آن ممکن است پایان بیثباتی، نابسامانی و فرصتطلبی احزاب انگلیس نباشد. احزاب برنده، شعار "تغییر" سر دادهاند. اگر قرار باشد انگلیس همچنان دنبالهرو آمریکا باشد، چه بسا که شعار تغییر در لندن هم دچار سرنوشت شعارهای انتخاباتی اوباما شود. در اینصورت مردم انگلیس از چاله به چاه افتادهاند و فریب سیاستبازانی را خوردهاند که برای به دست گرفتن قدرت، حاضرند دست به هر کاری بزنند.