صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۴۳۲۲۰

حزب کارگزاران و انتخابات


بصیرت:محسن رضایی در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما برنامه هایش را این چنین ترسیم کرد: «باید از افتخارات ملی مان با تمام توان دفاع کرده و نسبت به کمبودها و کاستیها به هیچ وجه کوتاه نیاییم و در قبال فقر، بیکاری و تورم مسئولانه برخورد کرده و نمی شود کاندیداها تنها با مردم همدردی کند؛ بلکه مدیریت توانمند می بایست در کنار همدردی با مردم عالمانه و توانایی در اجرای روشها و فرایندها را نیز تقویت کند. عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر نتوانیم در قالب عدالت سیاسی افراد را در سر جای خودشان به کار بگیریم، قادر به تحقق عدالت اقتصادی در جامعه نخواهیم بود. »
وی در ادامه با تشبیه اقتصاد ایران به ماشینی که در چاله گیر کرده، افزود: «در انقلاب اقتصادی من اوّل باید ریل گذاری جدیدی شود و اقتصاد دولتی محور، به مردم محور تبدیل شود. وی با تأکید بر مزیت سنّتی ایران در نفت و گاز گفت: «در انقلاب اقتصادی من مزیتهای نسبی دیگری مانند تجارت، خدمت، انبارداری و خدمات فرودگاهی، گردشگری و گردشگری سلامت مورد توجه خاص قرار خواهند گرفت. » این کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افزود: «نمی شود به خاطر آن که رئیس جمهور نماینده اکثریت است، اقلیت جامعه را فراموش کرد. رئیس جمهور در قبال همه مردم مسئول است و باید از همه ظرفیتهای کشور استفاده کند. »
رضایی در خصوص ضمانت اجرایی وعده هایش گفت: «12 سال کار کارشناسانه برای کارهایم دارم و بخشی از آن در سند چشم انداز ایران دیده شده است. البته نه این که همه اینها را من انجام داده باشم؛ بلکه من در تهیه مقدمات آنها نقش اساسی داشته ام. » وی دیگر ضمانت اجرایی وعده هایش را تعامل با دیگر قوا، نمایندگان مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام دانست و افزود: «من هیچ محدودیتی برای خود نمی گذارم و از همه نیروهای ارزشی کارآمد و نخبگان برای اداره امور کشور استفاده می کنم. »1
هاشمی و انتخابات
پس از ارتحال جانگداز حضرت امام(ره) و پایان یافتن جنگ تحمیلی، لزوم بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ تحمیلی و ساخت زیربنایی کشور، به عنوان یک راهکار برای دهه دوم انقلاب مورد توجه قرار گرفت و گفتمان سازندگی با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در کشور تسری یافته و پیشرفتهای خوبی نیز حاصل شد. اما علی رغم توسعه و بازسازی، نکته حائز اهمیتی که می توان از آن به عنوان ضعف تأمل برانگیز این گفتمان برشمرد، تکیه صرف بر توسعه اقتصادی و عدم توجه به عدالت و به حاشیه راندن فرهنگ و آزادی بود. این در حالی بود که مقام معظّم رهبری در دوران سازندگی بر عدالت اجتماعی و اقتصادی ساده زیستی مسئولان و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن تأکید ویژه ای داشتند. اما همواره این مسأله مهم و بسیار اساسی لابه لای چرخهای بزرگ سازندگی گم می شد و گاه به مسابقه تجمل و اشرافیت میان برخی مسئولان و کارگزاران سیاسی نظام می انجامید.
پس از پایان مدت هشت ساله ریاست جمهوری که هاشمی رفسنجانی سردار سازندگی نیز لقب گرفت، تلاشهایی انجام شد تا با تغییر مختصری در قانون اساسی مدت ریاست جمهوری برای یک نفر از هشت سال به دوازده سال ارتقأ یابد و بدین ترتیب زمینه ای فراهم شود تا امکان رئیس جمهور شدن هاشمی رفسنجانی برای 4 سال دیگر مهیا گردد.
اگرچه این خواسته در عمل تحقق نیافت، اما پس از برگزاری انتخابات دوم خرداد 76 و انتخاب سید محمدخاتمی به عنوان رئیس جمهور هفتم، مجدّداً حرکتهایی شکل گرفت که سعی داشت جریان اصلاحات برآمده از دل دوم خرداد 76 را به نوعی ادامه جریان سازندگی دولت هاشمی بداند. در این رابطه فائزه هاشمی گفت: «یادم است در خرداد 76 به هر استانی یا سخنرانی یا دانشگاه یا مسجدی که می رفتم بر این نکته تأکید داشتم که مردم کسی را انتخاب کنند که ادامه راه دوره سازندگی باشد. »2
البته همین اندیشه موجب شد تا جریان فکری که در پشت صحنه قرار داشت، واکنشهای تندی را نسبت به هاشمی نشان دهند. آنان که نمی خواستند خاتمی از هاشمی خط بگیرد، هجمه های خود را تا جایی پیش بردند که هاشمی را عالیجناب سرخپوش معرفی کردند و همچنین بسیاری از تحلیلگران حضور مردم در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری ورأی 20 میلیونی به خاتمی را بی رغبتی مردم نسبت به دولت هاشمی و ناکارآمدی گفتمان سازندگی دانستند.
اصلاح طلبان که با طرح شعار ایران برای همه ایرانیان پا به عرصه سیاست گذارده بودند، زمینه حضور حلقه جدیدی از روشنفکران و جریان غرب زده التقاطی با هدف تحقق پروژه توسعه سیاسی و جامعه مدنی و سکولاریزه کردن حاکمیت دینی در اطراف رئیس جمهور را فراهم نمودند. آنان با توهم پشتیبانی بیست میلیونی از اندیشه هایشان در طول سالهای 76 تا 78 بسرعت اعتقادات و مسلمات و خطوط قرمز نظام را به چالش کشاندند. آنان که از دوران هاشمی به عنوان دوران خفقان یاد می کردند، شعارهای جامعه مدنی و آزادی را پر رنگ تر از همیشه مطرح ساختند و در ادامه فعالیتهای تخریبی خود علیه هاشمی، در جریان انتخابات مجلس ششم چنان هجمه تندی علیه هاشمی روا داشتند و علیه وی تبلیغات منفی کردند تا هاشمی که نفر سی ام در تهران شده بود، مجبور به استعفا شد.
حرکت جریان اصلاحات با روی کار آمدن مجلس ششم روند افراطی گسترده ای پیدا کرد. به طوری که تلاش برای تصویب طرح دو فوریتی اصلاح قانون مطبوعات و شتاب دادن به حرکات تخریبی روزنامه های زنجیره ای که با برخورد قاطع رهبر معظّم انقلاب ناکام ماند، اوّلین، تحصن و استعفا و خروج از حاکمیت آخرین اقدام این جریان بود و ماحصل کار آنان علاوه بر ستیز آشکار با بخشهای دیگر نظام و از جمله تلاش برای حذف جمهوریت و اسلامیت نظام، ناکارآمدی در شعارهای ادعایی نظیر توسعه سیاسی بود که با برگزاری انتخابات شوراهای دوم و با مشارکت 11 درصدی مردم تهران، علی رغم حضور همه گرایشهای سیاسی حتی اپوزیسیونهای غیر قانونی رقم خورد.
شکست جریان اصلاحات در انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و متعاقب آن در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی زمینه های حضور اصولگرایان در عرصه های دیگر را فراهم نمود. اصلاح طلبان پس از پایان دوره ریاست جمهوری خاتمی، به دنبال القأ این که قحطالرجال شده است، دوباره سراغ هاشمی رفسنجانی رفتند و علی رغم حمایت از حضور کروبی، مهر علیزاده و معین، با توجه به ارتباطهایی که با او گرفتند، وی را با خود نزدیک دیدند.
با به دور دوم کشیده شدن انتخابات نهم حمایتهای اصلاح طلبان از هاشمی دو چندان شد. به گونه ای که حزب مشارکت در بیانیه خود در دور دوم انتخابات 84 ضمن حمایت از هاشمی اعلام کرد: «برای جلوگیری از انحصار کامل قدرت و یکپارچه شدن حاکمیت و خطر ظهور فاشیسم دست خود را به سوی همه نیروهای حامی آزادی، دموکراسی و حقوق بشر دراز می کنیم و از همه آنها می خواهیم که در این شرایط حساس بی تفاوت نبوده و نسبت به آنچه رخ داده با حضور خود در انتخابات دور دوم واکنش نشان دهند. »3
در جریان انتخابات نهم هاشمی رفسنجانی با تجربه هشت سال ریاست جمهوری و با حمایت اصلاح طلبان و برخی اصولگرایان امید فراوانی برای پیروزی داشت. بویژه آن که رقیب وی یعنی محمود احمدی نژاد فردی ناشناخته بود. اما دلایل متعددی موجب شد تا هاشمی در انتخابات پیروز نباشد و رقیب وی بر کرسی ریاست جمهوری جلوس کند. اگرچه شخصیت هاشمی برای مردم شناخته شده بود، ولی تخریب نمایندگان وی در مناظره با نمایندگان احمدی نژاد تأثیر بسزایی در شکست هاشمی داشت. در دور دوم انتخابات 84 علی رغم این که شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی طی بیانیه ای هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد را اصولگرای اصلاح طلب نامید، اما تیم مشورتی تبلیغاتی هاشمی که بیشتر از اعضای حزب کارگزاران بودند تمایل زیادی به اصلاح طلبان پیدا کردند. این تمایل را از بیانیه ها و سخنرانیها و حتی پوستر و فیلم تبلیغاتی و پوشش هواداران هاشمی می توان یافت، تا جایی که از هاشمی شخصیتی متفاوت با هاشمی دهه 70 نمایان کرد. دیگر هاشمی، هاشمی دهه 70 نبود، بلکه هاشمی 2005 بود. 4
در ایام رقابتهای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، احمدی نژاد انتقادهای فراوانی را به روند اداره کشور بویژه اشرافیگریهای مسئولان روا داشت و بر حاکمیت مجدّد نگاه ارزشی و انقلابی بر قوّه اجرایی کشور اصرار ورزید. وی «عدالت» و «مهرورزی» را سرلوحه کار خود قرار داده و توانست در دور دوم انتخابات بر رقیب سرشناس و بزرگ خود فائق آید.
با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات نهم و کسب 17 میلیون رأی، برخلاف رویه گذشته که کاندیدای مغلوب اعتراف به شکست کرده و در مقابل خواست ملّت سر فرود می آوردند، اما هاشمی رفسنجانی حاضر به ارسال پیام تبریک به احمدی نژاد نشد و بسیاری این کار را غیر اخلاقی و به ملاحظأ سنگین بودن شکست برای هاشمی تلقی کردند. برای وی و حامیانش غیر قابل باور بود که فردی ناشناخته بدون پشتوانه حزبی و گروهی پیروز انتخابات شود. لذا پس از روی کار آمدن دولت نهم، بعد از گذشت مدتی سکوت ناشی از شوک شکست تلخ انتخابات نهم، انتقادهایی از سوی هاشمی و همفکرانش در محافل و مجالس گوناگون علیه دولت نهم مطرح شد.
اگرچه تریبون نماز جمعه تریبون نظام است و مسائل جاری و مهم نظام با بی طرفی در آن مطرح می شود و بارها از سوی مسئولین عالی رتبه نظام و مسئول سیاست گذاری نماز جمعه بر آن تأکید شده است، اما جناح موسوم به چپ به دلیل طرز تفکر خاص خود همواره این تریبون را مورد اتهام قرار داده که آن متعلق به جناح خاصی است.
پس از انتخابات 84 و انجام برخی اقدامات بی سابقه توسط دولت نهم مانند سفرهای استانی و ایستادگی در برابر دشمنان برای احقاق حق ّ هسته ای و حضور مقتدرانه رئیس جمهور در نیویورک و دانشگاه کلمبیا و. . . بارها مورد تأیید و حمایت مقام معظّم رهبری نیز واقع شد، اما هاشمی رفسنجانی به عنوان خطیب این جایگاه ارزشمند در این خصوص هیچ گونه اظهار نظری نکرده و به نوعی به آن بی اعتنایی نمود و حاضر نشد یکی از کارهای مثبت دولت را مورد حمایت قرار دهد. چیزی که اکثریت قاطع شرکت کنندگان در نماز جمعه فارغ از دسته بندیهای جناحی، از وی انتظار داشتند.
هاشمی که مورد توجه محافل اصلاح طلبی واقع شده بود، پس از شکست در انتخابات 84 بیش از پیش نزدیکی آنان را به اثبات رساند. هاشمی در اغلب موارد اندیشه ها و طرز فکر اصلاح طلبان را همراهی می کرد و با انتقاد از دولت نهم اختلاف نظر خود را با احمدی نژاد بیشتر آشکار می نمود.
با نزدیک شدن ایام دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سخنان وی با برجسته نمایی خاصی مورد توجه رسانه های دوم خردادی قرار گرفت. هاشمی در دیدار با اعضای حزب اسلامی کار ضمن انتقاد از سیاستهای فرهنگی دولت گفت: «برخورد با احزاب و مطبوعات در این مقطع سم مهلکی برای کشور است. »5 وی که همواره از مدیریت کشور گلایه می کرد، طرح هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت نقدی آن به مردم را گداپروری خواند. هاشمی در دومین سمپوزیوم بین المللی ایران 1404 با تأکید بر اجرای سند چشم انداز بیست ساله بیان داشت: « فرهنگ سند چشم انداز در قوای سه گانه جا نیفتاده است. متأسفانه ما بدترین نوع مدیریت و استفاده از نعمت الهی و ثروتهای کشور را داریم. »6 وی در همان جلسه از آنچه گداپروری و اقتصاد صدقه پروری در کشور می نامید، انتقاد کرد.7 هاشمی همچنین در ادامه انتقادهای خود از سیاستهای اقتصادی دولت، بیان داشت: «چه کم داریم که جزء مرفه ترین مردم دنیا نیستیم؟»8 و در دیدار فراکسیون خط امام (ره) گفت: «با وجود درآمدهای نفتی نباید وضعیت مردم این گونه باشد. »9 وی در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد پرند نیز بیان داشت: «در این چهار سال از آنچه بودیم پایین تر آمدیم. »10 از همین رو اصلاح طلبان از هاشمی در راستای اهداف خود استفاده نمودند. در این رابطه محسن آرمین (سخنگوی سازمان مجاهدین) گفت: «چهره هایی مثل هاشمی رفسنجانی با اصلاحات همراه شده اند که می توانند محدودیتهای طرف مقابل را زیاد کنند. »11
علی رغم حمایتهای مقام معظّم رهبری از دولت نهم، مواضع هاشمی رفسنجانی به گونه ای بود که اختلاف را بیش از پیش نمایان می ساخت و دشمنان را به طمع انداخت تا از این آب گل آلود ماهی بگیرند. لذا دشمنان سعی نمودند تا با استفاده از جنگ روانی این گونه القأ نمایند که در داخل نظام جنگ قدرت وجود دارد. در همین راستا پس از ارتحال آیت الله مشکینی رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری و قبل از انتخاب رئیس جدید آن، بیگانگان در جنگ رسانه ای خود از اختلاف میان مقام معظّم رهبری و هاشمی سخن به میان آورده و بیان داشتند که آیت الله خامنه ای نخواهد گذاشت هاشمی رئیس مجلس خبرگان شود. اما پس از انتخاب هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان رهبری گفتند، آنان بین خود قدرت را تقسیم نمودند!
هاشمی رفسنجانی بارها این ادعا را تکذیب کرده و بر وفاداری خود به مقام معظّم رهبری تأکید ورزید. وی در همایش ملی سی سال انقلاب اسلامی دستاوردها و آسیبها و فرصتها که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد ضمن اعلام تبعیت از مقام معظّم رهبری گفت: «من فکر می کنم در این کشور دو نفر که از من و رهبری به هم نزدیک تر باشند پیدا نمی کنید. . . عشقم آقای خامنه ای است. ما 50 سال است که رفیق صمیمی و یار غار هستیم و اسرار جدایی نداریم. تعبیرهای زیادی از ایشان درباره من هست که آنها را نمی گویم. من هم به ایشان ارادت دارم. البته در مواردی هم مثل هر انسان متفکری اختلاف نظر داریم. یک بار درباره این موضوع بحث کردیم و نتیجه این شد که طبیعتاً ایشان حجتی ندارد بخواهد نظر مرا بپذیرد. اما من نمی توانم صرفاً به نظر خود عمل کنم زیرا حجت دارم و قانوناً و شرعاً باید از ایشان تبعیت کنم. »12وی همچنین در دیدار با جمعی از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران با اشاره به سابقه پنجاه ساله دوستی خود با رهبر معظّم انقلاب و شناخت کامل از ایشان در مقاطع مختلف مبارزه و تداوم انقلاب اسلامی گفت: «ایشان شخصیتی نواندیش و پیشرو در مسائل مختلف هستند و تبلیغ رسانه های خارجی مبنی بر القای جنگ قدرت در سطوح بالای نظام انصافاً ظلمی بزرگ و ناحق ّ در مورد انقلاب اسلامی است. »13ولی با نزدیکی ایام دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به دنبال برخی اختلافهای هاشمی با رئیس جمهور، بنا به گفته بسیاری از نزدیکان هاشمی رفسنجانی، وی به دنبال تغییر وضع موجود بود. در همین رابطه مرتضی الویری (حامی کروبی) گفت: «هاشمی بشدّت نگران تداوم وضع موجود است. »14
نگرانیهای انتخاباتی هاشمی15 و هشدار انتخاباتی هاشمی16 از جمله تیترهای اصلاح طلبان برای همراهی هاشمی با خود بود. هاشمی که تلاش داشت تا موضع خود را در انتخابات دهم پنهان نگه دارد، اما برخی اقدامات و سخنان وی آن را آشکار نمود. رئیس تشخیص مصلحت نظام ضمن حمایت از تشکیل دولت وحدت ملی در گفتگو با علی زادسر نماینده سابق مجلس درباره موضع خود نسبت به انتخابات گفت: «در مورد انتخابات اعتقاد من همان است که در جلسه جامعه روحانیت بحث شد و آن این است که همأ کسانی که خود را به هر نوعی جزء اصولگرایان می دانند، یکی از 4 نفر مطرح شده یعنی ناطق نوری - روحانی - لاریجانی و ولایتی را نامزد کنند و متفرق نشوند. »17 اگرچه حجه الاسلام شجویی و مصباحی مقدم (از اعضای جامعه روحانیت مبارز) در اظهاراتی بیان داشتند که جامعه روحانیت مبارز هیچ گونه دیدار انتخاباتی با هاشمی نداشته است18، اما محمد عطریانفر (عضو شورای مرکزی کارگزاران) در گرگان در خصوص موضع هاشمی در انتخابات دهم گفت: «آقای هاشمی صراحتاً از موسوی حمایت نکرده اما ما که از نزدیکان ایشان هستیم می دانیم که هاشمی از موسوی حمایت می کند. زیرا با پیروزی موسوی بسیاری از اهداف و آرمانهای هاشمی تحقق پیدا می کند. »19
در جریان انتخابات دهم بسیاری از نزدیکان هاشمی و اوّلین حزب دولت ساخته یعنی کارگزاران از کاندیداتوری موسوی حمایت کردند. لذا برخی از محافل از حمایتهای پنهانی هاشمی از موسوی خبر دادند. محمدعلی ابطحی (حامی کروبی) در مورد حمایت هاشمی از موسوی گفت: «روزنامه فرهیختگان که قبلاً پشتیبانی فنی و تخصصی دانشگاه آزاد را برعهده داشت، قرار است به عنوان یک روزنامه سراسری انتشار یابد که اگرچه در ظاهر بی طرف خواهد بود ولی به دلیل حمایت ضمنی هاشمی و دانشگاه از آقای موسوی این روزنامه چتر حمایتی از ایشان را در انتخابات خواهد داشت. »20
همچنین در رابطه با دلیل حمایت دانشگاه آزاد از موسوی حجه الاسلام فخر آذر (دبیر شاخه روحانیون حزب اعتماد ملی) در ارومیه گفت: «تلاش برای تغییر مدیریت دانشگاه آزاد در دولت نهم آن را به تریبون موسوی برای انتقام گیری تبدیل کرده است. »

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات