صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۴۳۲۳۲

بررسی طرح 16 ساله انتقال پایتخت


بصیرت:شهر تهران با پذیرش جمعیتی بالغ بر 13 میلیون نفر در حال حاضر با مشکلات عدیده ای همچون ترافیک، اشتغال، بافت فرسوده و هزار و یک چالش دیگر دست به گریبان است.
در حال حاضر با توجه به تمرکز حداکثری سازمانهای دولتی، این شهر به توقفگاه دایمی جمعیت مبدل شده است. جمعیتی که در بسیاری از موارد تخصص خاصی در توشه شان به چشم نمی خورد و به صرف یافتن کار مناسب به پایتخت آمده اند. وجود این نگرش باعث گردیده تا حرکت جمعیت به سوی تهران روز به روز شتاب بیشتری پیدا کند فارغ از اینکه تهران برای پذیرایی از این خیل جمعیت آمادگی ندارد.
به هر حال، وجود تهدید احتمالی اما جدی زلزله کارشناسان را به فکر فرو برد تا با تصویب طرحهایی همچون جا به جایی پایتخت و انتقال جمعیت فاجعه ای را که در کمین است کنترل کنند.
در این راستا، بحث تغییر پایتخت که بعد از تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان بر روی میز دولتمردان گشوده مانده با بایدها و نبایدهای بسیاری رو به روست به نحوی که بسیاری از کارشناسان در برابر آن مواضع متفاوتی گرفته اند و این شائبه را فراهم نمودند که به مانند 20 سال پیش این طرح همچنان در حد یک «طرح» باقی بماند!
پایتخت در کدام شهر؟
در همین رابطه غلامرضا کرمی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار ما می گوید: انجام طرحی به این وسعت نیازمند دید عالمانه و انجام تحقیقات کارشناسانه است زیرا پیدا کردن جایگزین مناسب برای تهران به بیان چند نطق خلاصه نمی گردد.نماینده مردم کرمان و راور به مشکلات موجود در سایر کلانشهرهای کشور اشاره کرده و می افزاید: شهرهایی مثل مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و... با مشکلات متعددی رو به رو هستند به طوری که اغلب مصائب آنها به باری بر دوش تهران تبدیل شده است. بنابراین هیچ یک از کلانشهرهای کشور ظرفیت جایگزینی به جای تهران را ندارند و در صورت انتخاب هر کدام به عنوان پایتخت بلافاصله مسایلی مشابه مسایل تهران در همان شهرها تکرار خواهد شد.
در جا به جایی پایتخت این مسأله مد نظر است که شهر تهران با برخورداری از بسیاری از امکانات زیربنایی همچون مترو، فرودگاه، فضاهای تفریحی، شبکه حمل و نقل سطحی و زیرسطحی و... که هر یک از آنها فاصله نجومی با استانداردهای جهانی دارند هنوز نتوانسته خواسته ساکنان خود را پاسخگو باشد حال شهر مقصد که یقیناً این امکانات در آن به صفر مطلق نزدیک است چگونه می تواند نیازهای عمومی شهروندان را پاسخگو باشد؟ آیا با افزایش جاذبه در شهر مقصد و احتمالاً افزایش زیرساختها شهر با افزایش جمعیت و مشکلات بیشتر از تهران مواجه نخواهد شد؟ در پاسخ به این سؤال دکتر رحیم سرور، عضو کمیته برنامه ریزی شهری و منطقه ای شهر تهران می گوید: بحث انتقال پایتخت ها، ریشه ای طولانی در کشورها دارد. در این راستا متعاقب تجربیات موجود در پاکستان، هندوستان، ترکیه و برزیل در دهه 60 بحث انتقال پایتخت در ایران به طور جدی مطرح شد. اندیشه هایی که در این زمینه مطرح بود ناشی از عدم شناخت پدیده شهر و نشناختن پدیده کلانشهر بود. این تفکرات از همان سال باقی مانده به نحوی که هم اکنون به دنبال استفاده از تجربه سوخته شهرهایی همچون استانبول، کراچی، سائوپائولو و... هستیم. وی در ادامه اظهار می دارد: ما نمی توانیم تنها به خاطر پدیده ای همچون زلزله پایتخت را تغییر دهیم چرا که تهران همچنان به عنوان یک ابر شهر شناخته شده و از این قابلیت برخوردار است تا به مرور زمان جمعیت خود را افزایش دهد. وی با بیان اینکه مؤلفه های مهاجرت ریشه در مسایل کلان جامعه، شهر، اقتصاد، برنامه ریزی در اندیشه آمایش سرزمین و الگوی توسعه دارد، می گوید: ما خود تهران را به مرز بحران رسانده ایم و باید راهکار مناسب را در مقابله با زلزله بیابیم، مشکلات موجود در پایتخت بازتاب شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، نظام برنامه ریزی و ماهیت اندیشه ای ما نسبت به مقوله توسعه و برنامه ریزی است.
گمشده نظام شهری
در مقابل جا به جایی پایتخت چند سؤال دیگر نیز مطرح است. در حالی که نتوانسته ایم از ظرفیتهای تهران به حد کفایت استفاده کنیم، چگونه می توانیم یک پایتخت دیگر چه اقتصادی و چه سیاسی یا فرهنگی را به وجود آوریم؟ آن سیستمی که نتوانسته کلانشهر تهران را به جایگاه اصلی خود برساند تا چه میزان انتظار و اطمینان دارد که شهر مقصد را مبدل به تهرانی دیگر نکند؟، این در حالی است که کلانشهر در قرن 21 محرک واقعی توسعه ملی و کانونهای اقتصاد جهانی هستند.در همین رابطه رئیس کمسیون عمران شورای شهر تهران با اشاره به ناکارا بودن کلانشهرها در پروژه تغییر پایتخت به قدس می گوید: هم اکنون کلانشهرها از نظر مشکل چیزی از تهران کم ندارد. پس آنها نمی توانند جزو گزینه هایی برای جا به جایی پایتخت به حساب آیند بنابر این باید مکانیزم های حل مسأله را با دقت بیشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، از سوی دیگر این پروژه بسیار زمانبر است و در آن نیاز به یک سیاستگذاری علمی و کلی احساس می گردد.مرتضی طلایی به راهکارهای عملیاتی تر اشاره کرده و می افزاید: ما باید تهران را به شهری اداری مبدل سازیم و خوابگاهها را از آن خارج کنیم. با توجه به امکانات و زیرساختهایی که در تهران وجود دارد باید با یک خط انتقال جمعیت را به سمت ساوه و ابهر هدایت نمود تا تهدیدهای ناشی از زلزله به کمترین حد خود برسد. این کارشناس مسایل شهری با اشاره به لزوم توجه و رسیدگی به بافتهای فرسوده تصریح می کند: حدود 60 درصد از وسعت تهران را بافتهای فرسوده تشکیل داده و این میزان به عنوان زنگ خطر اصلی شهر به حساب می آیند. اگر ما نیمی از هزینه های ناشی از جا به جایی پایتخت را صرف بازسازی بافتهای فرسوده بکنیم یقیناً هم شهر زیبایی را به وجود خواهیم آورد و هم در مقابل زلزله دیگر بیمی به دل راه نمی دهیم. از نگاه کارشناسانه رسیدگی به این بخش از شهر بسیار مقرون به صرفه تر است تا اینکه بخواهیم شهری از نو بنا کنیم.
اول جمعیت، دوم پایتخت
اما اسماعیل کوثری، معاون اول کمیسیون امنیت ملی نیز طرح جا به جایی پایتخت را در اولویتهای بعدی دولت معرفی کرده و می گوید: هم اکنون باید تمام توجهات به جا به جایی جمعیت معطوف گردد.کوثری می افزاید: اگر رئیس جمهور از مردم می خواهد که 5 میلیون نفر به اختیار جا به جا شوند نکته مهمی است، زیرا کارشناسان زمین شناسی بر این باورند که وقوع زلزله در تهران بیخ گوش ماست. حال تصمیم با خود مردم است که بخواهند بروند یا بمانند.
* مصطفی خدابخشی

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات