نگاهی به انتخابات
بررسی روند انتخابات انگلیس از ابتدا تا تشکیل دولت، بیانگر یک اصل اساسی می باشد و آن نوع نگرش مردم به انتخابات و چگونگی تشکیل دولت است. با توجه به اینکه پس از چند دهه هیچ کدام از احزاب نتوانسته اند اکثریت پارلمان را کسب کنند بسیاری از ناظران سیاسی آن را نشانه نارضایتی مردم ارزیابی کرده اند. برخی از این ناظران می گویند به هرحال مردم نظر خود را در انتخابات پارلمانی به روشنی اعلام کردند که همانا مخالفت با تسلط قاطع یک حزب بر سیاست و حکومت در انگلیس بود. پیام دیگر مردم نیز اعلام نارضایتی از نظام کهنه و آلوده به فساد سیاسی و مالی در این کشور بود که این پیام را با تنبیه همه احزاب به روشنی بیان کردند. هر چند حضور 65 درصدی مردم پای صندوق های رأی نشانه تلاش آنها برای دگرگونی در ساختار سیاسی کشور است. در باب نگاه مردم به انتخابات چند نکته قابل توجه است.
اولاً، از عوامل اصلی حضور مردم پای صندوق های رأی، چالشهای اقتصادی می باشد. سیاست های دوران «براون» موجی از چالش های اقتصادی و اجتماعی را برای مردم به همراه داشت. هرچند مردم انگلیس تغییر دولت را عاملی برای بهبود شرایط اقتصادی می دانستند اما سردرگمی تمام احزاب در این حوزه موجب سردی و ناامیدی مردم از احزاب شده بود، به گونه ای که بر اساس نظر سنجی ها اکثریت مردم این کشور، سیاستمداران و پارلمان را در حل بحران اقتصادی ناتوان می دانند به ویژه اینکه آنها اعتمادی به پارلمان نداشته و آن را مرکزی از مفسدان اقتصادی می دانند.
ثانیاً، یک دلیل دیگر از نارضایتی مردم انگلیس را تخلفات انتخاباتی تشکیل می دهد. انتخابات انگلیس به سه شیوه حضور مستقیم ، رأی گیری الکترونیک و از طریق پست تشکیل می دهد. تخلفات گسترده احزاب در انتخابات به ویژه در شیوه پستی و الکترونیکی موجب شده تا مردم انگلیس از فساد و پوسیدگی قانون انتخابات ابراز نارضایتی کرده و خواستار اصلاح این روند شوند. از مسائل مطرح در انتخابات انگلیس، هرج و مرج و نابسامانی در حوزه های رأی گیری بود به گونه ای که عده ای از مردم نتوانستند در رأی گیری شرکت کنند. بسیاری از محافل رسانه ای و مردم انگلیس از این مسئله به عنوان رسوایی دموکراسی در انگلیس یاد کردند.
ثالثا ً، از نکات تأثیرگذار در انتخابات انگلیس نگاه مردم به عرصه سیاست خارجی می باشد. سیاست های حزب گارگر در 13 سال زمامداری به ویژه جنگ عراق و افغانستان و همسویی با آمریکا موجی از نارضایتی مردمی را به همراه داشت به گونه ای که بسیاری عرصه سیاست خارجی را یکی از مسائل تاثیرگذار در انتخابات می دانستند. با توجه به اینکه دیدگاه سه حزب در قبال سیاست خارجی به ویژه در قبال جنگ عراق و افغانستان چندان تفاوتی نداشته و حتی محافظه کاران از جنگ حمایت و صرفاً در نحوه اجرای آن با حزب کارگر تفاوت داشته اند لذا در روند انتخابات تبلیغات چندانی در قبال جنگ صورت نگرفت. در انتخابات آمریکا از دلایل پیروزی اوباما تأکید بر چگونگی پایان دادن به جنگ عراق و افغانستان بود اما در انگلیس چندان اشاره ای به این مسئله نشده و شاید یکی از دلایل عدم اقبال مردمی به احزاب نیر همین مسئله باشد چرا که مردم جرم و نقش احزاب محافظه کار و لیبرال دموکرات را که در برابر جنگ سکوت کرده اند برابر با حزب کارگری می دانند که جنگ را آغاز کرده است.
نگاهی به آینده
الف) عرصه داخلی
1) اختلافات درون حزبی: از مهمترین نکات مطرح در دولت جدید انگلیس عدم همخوانی دیدگاهها و خط مشی محافظه کاران و لیبرال دموکرات ها می باشد.
تحلیلگران می گویند؛ اختلافات پایه ای و ایدئولوژیک دو حزب محافظه کار و لیبرال دموکرات در کنار حجم و عمق مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی انگلیس برای بیمناک بودن درباره آینده این ائتلاف کافی است و به همین دلیل بسیار زود است که این ازدواج سیاسی را بطور کامل جشن گرفت.
نحوه مقابله با کسری بودجه و بدهی های دولتی، روابط با اروپا، نوسازی زرادخانه هسته ای، تغییر نظام مالیاتی، نحوه برخورد با مهاجران خارجی و در نهایت اصلاح نظام انتخاباتی انگلیس از جمله مسائلی است که دو حزب محافظه کار و لیبرال دموکرات طی ماههای اخیر به شدت بر سر آنها باهم اختلاف نظر داشتند.
از سوی دیگر به رغم تأیید دولت ائتلافی از سوی اکثریت نمایندگان پارلمانی و شورای اجرایی دو حزب، افراد زیادی در داخل هر دو حزب حضور دارند که با تشکیل این ائتلاف مخالف هستند. نمایندگان طیف راست در داخل حزب محافظه کار و نمایندگان جناح چپ در داخل حزب لیبرال دموکرات در واقع در دورترین نقاط این ائتلاف قرار دارند. اختلافات میان دو حزب چنان گسترده است که بسیاری فروپاشی دولت ائتلافی را دور از ذهن نمی دانند.
2) بحران اقتصادی: از چالش های عمده دولت انگلیس را بحران اقتصادی تشکیل می دهد. دولت انگلیس طی سال مالی 10- 2009 بیش از 163 میلیارد پوند قرض کرده و نیز کسری بودجه آن به 890 میلیارد پوند رسیده است بحران اقتصادی این کشور از 1931 بی سابقه بوده است. هرچند که کامرون برخی اصلاحات اقتصادی را در قالب طرح ریاضت اقتصادی در پیش گرفته است اما ناظران اقتصادی با اشاره به حجم بحران اقتصادی این کشور تحقق اهداف آن را دور از ذهن می دانند.
3) نگاه مردمی: از مهمترین چالشهای دولت ائتلافی بی اعتمادی مردمی به آن است. مردم انگلیس خواستار دگرگونی در ساختار سیاسی کشور می باشند چنانکه با آرای چندگانه خود عملاً احزاب را در وضعیت بحرانی قرار دادند. مردم در کنار مسائل اقتصادی و چگونگی سیاست گذاری در عرصه خارجی بر تغییر قانون انتخابات تأکید دارند که می تواند چالشهای بسیاری برای دولت کامرون ایجاد کند.
ب) عرصه سیاست خارجی:
1) نگاه به آمریکا:
از جمله مسائل مطرح در تحولات انتخاباتی انگلیس تأکید مردم بر دوری از آمریکا بود. آنها همگرایی با آمریکا را از عوامل چالشهای خود می دانستند. در نقطه مقابل آمریکا نیز که در انزوای جهانی قرار گرفته روابط با انگلیس را پشتوانه ای برای ادامه تحرکات جهانی خود می داند. هر چند دولت جدید برای پاسخگویی به مردم اجباراً باید از آمریکا دوری کند اما روند تحولات نشان می دهد که آنها چندان تفاوتی با حزب کارگر نخواهند داشت و بر همکاری با آمریکا در برخی ابعاد ادامه می دهند. آنچه در کارنامه لیبرال دموکرات ها و و محافظه کاران مشاهده می شود رأی دادن به جنگ عراق و افغانستان است پس احتمال دوری آنها از آمریکا چندان قابل پذیرش نمی باشد. البته چنانکه «هیگ» وزیر خارجه جدید انگلیس تأکید کرده، انگلیس به همکاری با آمریکا ادامه می دهد اما خود را ملزم به پیروی از آن نمی داند چرا که نتیجه آن را افزایش نارضایتی مردمی می داند. انتخاب آمریکا به عنوان اولین مقصد «هیگ» وزیر خارجه انگلیس پس از 2 روز حضورش در این سمت، نشانگر ادامه رویکرد دولت جدید به آمریکا است. با توجه به اینکه اروپا با نگاه منفی به انگلیس می نگرد و با توجه به اینکه منافع انگلیس در سیاست های استعماری است لذا همگرایی آن با آمریکا در عمل ادامه خواهد یافت. از نشانه های این همگرایی را در اولین مواضع هیگ در قبال فعالیت های هسته ای ایران می توان مشاهده کرد که برای خوشایند آمریکایی ها اتهاماتی واهی را در این زمینه مطرح کرده است.
2) نگاه به اروپا:
هرچند انگلیس از اعضای اتحادیه اروپا می باشد اما سیاست های آن همواره مغایر با این اتحادیه بوده است. در همین حال انگلیس نتوانسته جایگاه مناسبی در این اتحادیه کسب کند که نتیجه آن را در عدم داشتن نمایندگانی در پست های کلیدی پارلمان اروپا می توان مشاهده کرد. البته مقامات اروپایی در تماس های تلفنی و پیام های تبریک خود به کامرون خواستار توسعه روابط با این کشور شده اند اما در عمل چندان تمایلی به سیاست های این کشور ندارند. در همین حال مواضع دولت جدید انگلیس از عدم همگرایی با اتحادیه اروپا حکایت دارد. محافظه کاران و لیبرال دموکرات ها موافقت کرده اند که انگلیس طی پنج سال آینده قطعاً به حوزه پولی یورو نپیوندد و در مورد مسائل مهم مرتبط با اتحادیه اروپا نیز، همه پرسی برگزار کند. این در حالی است که بیشتر مردم اروپا معتقدند دولت ائتلافی انگلیس نمی تواند پنج سال سکان هدایت این کشور را در اختیار گیرد.بر اساس نظر سنجی پایگاه اطلاع رسانی شبکه یورونیوز ، 45 درصد مردم اروپا معتقدند دولت ائتلافی انگلیس عمر طولانی ندارد.
ج) نگاه جهانی:
هرچند که افرادی مانند بلر و براون نخست وزیران سابق انگلیس با در پیش گرفتن سیاست های فراگیر به ویژه استفاده از ابزار آمریکا سعی کردند تا به جایگاه جهانی دست یابند و به اصطلاح دوران تاچریسم (نخست وزیر اسبق انگلیس) را احیا سازند اما روند تحولات از ناتوانی آنها و در نهایت افول بازیگری انگلیس در عرصه جهانی حکایت دارد. با توجه به دو اصل شرایط نابسامان در عرصه داخلی انگلیس و نیز عدم جایگاه جهانی این کشور در معادلات جهانی بسیاری از ناظران سیاسی تشکیل دولت ائتلافی شکننده در انگلیس با مجموعه ای از چالشها و اختلافات داخلی را عاملی بر ادامه روند انزوای این کشور در معادلات اروپا و عرصه بین الملل ارزیابی می کنند. هر چند ناظران سیاسی تأکید دارند که انگلیسی ها به ادامه جنگ طلبی در افغانستان و فعالیت در امور خاورمیانه و مداخله در امور داخلی کشورها ادامه می دهند اما در نهایت نمی توانند نابسامانی ها و شکست های این کشور را در عرصه جهانی پوشش دهند چرا که افکار عمومی جهان، انگلیس را برابر با آمریکا دانسته و خواستار دوری دولتهای شان از این کشور می باشند. البته دولتمردان انگلیس برای بهبود جایگاه خود در عرصه جهانی برخی تغییرات را در سیاست های خود به ویژه در قبال خاورمیانه در پیش خواهند گرفت اما با توجه به سوابق آنها این تغییرات موقت بوده و چندان اجرایی نخواهد شد.
کلام آخر
در جمع بندی کلی از روند انتخابات انگلیس می توان گفت که این انتخابات شکستی بزرگ برای تمام احزاب انگلیسی و به عبارتی تنبیه آنها از سوی مردم بود که در نهایت به تشکیل دولتی ائتلافی با پایه های لرزان مبدل شد که به اعتقاد بسیاری از ناظران سیاسی احتمال فروپاشی آن دور از ذهن نمی باشد. به هر تقدیر این انتخابات نشان داد که دولتمردان انگلیس نه تنها در عرصه جهانی منفور و در حاشیه قرار گرفته اند بلکه در عرصه داخلی کشورشان نیز جایگاهی نداشته و مردم با بی اعتمادی به آنها می نگرند که تشکل دولت ائتلافی پس از چند دهه از نشانه های آن می باشد. در این میان ناتوانی دولت انگلیس در برگزاری انتخابات سالم و محروم شدن بخش عمده ای از مردم از حضور در انتخابات به دلیل تخلفات انتخاباتی، برگ دیگری از دروغین بودن دموکراسی مورد ادعای این کشور را آشکار کرد که به رسوایی بزرگ برای این کشور در عرصه جهانی مبدل شد.
به هر تقدیر آنچه مسلم است دولت جدید انگلیس اگر بخواهد به سیاست های دوران براون در عرصه داخلی و جهانی ادامه داده و به بی توجهی در سیاست های گذشته، به ویژه استمرار مداخله در امور داخلی سایر کشورها و مسائل داخلی ادامه دهد، مسلماً سرنوشتی بهتر از حزب کارگر در انتظار آن نخواهد بود به ویژه اینکه دولت ائتلافی این کشور از شکنندگی بسیاری برخوردار است که هر لحظه احتمال فروپاشی آن وجود دارد.