
ترسیم فضای کلی رادیوهای بیگانه(26/2/89)
کنفرانس مطبوعاتی وزیران خارجه آمریکا و انگلیس و مواضع آنان درقبال موضوع هسته ای ایران با توجه به تشکیل دولت جدید درانگلیس و همزمان با آن برگزاری اجلاس گروه پانزده درتهران دو رویدادی بود که تلاشهای دوجانبه ایران وغرب را برای تقویت دیپلماسی به نمایش گذاشته بود و رسانه های بیگانه نیز طبیعتا با تحریف و وارونه سازی مناسبات سیاسی ایران دراین اجلاس و ارزیابی های غیر واقعی درباره اهداف شرکت کنندگان دراین نشست به خصوص درباره حضور رئیس جمهور برزیل ازیک سو و نیز با تقویت دیپلماسی دوکشور آمریکا و انگلیس ازسوی دیگر تلاش نمودند تصویری متفاوت از آنچه درجریان است را به افکار عمومی ومخاطبان خود ارائه نمایند.
اما مهمترین سوژه تبلیغی ساعات گذشته رسانه های بیگانه را می توان گفت که به ادامه واکنش ها درقبال احکام اعدام برخی از متهمان به محاربه درایران اختصاص یافته و رسانه های بیگانه واکنش دادستان تهران به مواضع میرحسین موسوی دراعتراض به این احکام و برخی واکنشهای دیگر در داخل و خارج از کشور را دستمایه این رویکرد تبلیغی قرار دادند.
نگاه رسانه های بیگانه به مقوله فرهنگی کشور نیز کاملا ابعاد سیاسی گرفته و از ارزیابی های سومندانه این رسانه ها از برگزاری نمایشگاه کتاب تهران گرفته تا واکنش داوران و برگزارکنندگان جشنواره فیلم کن به بازداشت جعفر پناهی و بالاخره تهیه فیلمی از شبکه بی بی سی درباره زندگی سیاسی واجتماعی محمد رضا شجریان ؛ این رسانه ها روز و شب پرکاری را در پیوند مقوله فرهنگ با سیاست در جمهوری اسلامی ایران پشت سرگذاشتند.
عصبانیت دشمن از پیروزی های بین المللی:
هرچند که به تحلیل رسانه های بیگانه اجلاس گروه پانزده اجتماعی از کشورهای نامتجانس و درعین حال ناهمسو با جامعه جهانی و به عبارتی یک شاخه کوچک از جنبش غیر متعهدها هستند درعین حال نگاه این رسانه ها به این نشست ازچند منظر قابل توجه است .
برخی رسانه ها این اجلاس را آخرین تلاشهای تهران برای برهم زدن اجماع بین المللی و مهار سیاستهای تحریمی مدنظر غرب علیه ایران ارزیابی نموده اند که بر این مبنا جمهوری اسلامی با برگزاری چنین نشستهایی می کوشد مانع قرار گرفتن در انزوای بین المللی و سیاسی خود باشد.
برخی نیز به نگاه مثبت به این نشست نگریسته اند وبه خصوص حضور رئیس جمهور برزیل در ایران را آخرین فرصت غرب برای کشیدن تهران به پای میز مذاکره ارزیابی می کنند.
درعین حال برخی تحلیلگران نیز این نشست را مقدمه ای برای تلاشهای جمهوری اسلامی به منظور برقراری مناسبات جدید اقتصادی به منظور مقابله با سیاستهای تحریم اقتصادی غرب ارزیابی نموده اند درعین حال تحلیلگران این رسانه ها ترجیح می دهند اجلاس گروه پانزده را یک کلوپ سیاسی ارزیابی نمایند که درآن هرکشوری با اهدافی خاص خود در آن شرکت کرده وحتی حضور برزیل دراین اجلاس نیز با توجه به مناسبات اقتصادی دوکشور در عرصه انرژی و مسئله هسته ای مورد ارزیابی قرار گرفته است و درسوی دیگر شرکت نکردن کشور ترکیه دراین اجلاس نیز به دلیل ناامیدی این کشور از نقش میانجیگری برای حل چالش هسته ای غرب با ایران تفسیر شده است .
فتنه گران تنها نقطه امید بیگانگان:
یکی از مهمترین سوژه هایی که درساعات گذشته مورد توجه و بهره برداری رسانه های بیگانه قرار گرفته است ، واکنش دادستان تهران به مواضع میرحسین موسوی در اعتراض به اجرای احکام اعدام متهمان به محاربه است که برخی تحلیلگران این واکنش را نشانه جهت گیری سیاسی قوه قضائیه درواکنش به مسائل قضائی ارزیابی نمودند و از این طریق سلامت و استقلال دستگاه قضائی را مورد تردید قرار دادند علاوه بر این با تاکید بر پیوند جنبش های قومی با دیگر جنبش اعتراضی موسوم به جنبش سبز تلاش نمودند واکنش دادستان تهران به مواضع میرحسین موسوی را در این چارچوب دنبال نموده و پیوندهای مورد نظر خود را دراین زمینه دنبال کنند و درآخر سیاستی که در چند روزگذشته درمسیر احیای بحران سیاسی درا یران و به بهانه سالگرد فتنه سبز در دستور کار قرارگرفته بود در ارزیابی و بازتاب واکنش دادستان تهران نیز دنبال شد و رسانه های بیگانه این واکنش ها را ناشی از نگرانی حاکمیت از اعتراضات احتمالی جنبش های سیاسی در آستانه سالگرد جنبش موسوم به سبز تعبیر وتفسیر کردند.
عدالت ایران و سوء برداشت بیگانگان:
تحلیلگران در ارزیابی چرائی آزادی کلوتید ریس به تصویر یک بازی سیاسی میان ایران و فرانسه پرداخته اند که براساس آن دوکشور برای آزادی اتباع خود دست به یک تبانی سیاسی زده اند و ازیک طرف فرانسه در باره عدم تحویل کاکاوند به دستگاه قضائی آمریکا وبازگرداندن علی وکیلی راد به ایران قول مساعد داده وازسوی دیگر تهران نیز زمینه آزادی کلوتید رایس را فراهم کرده است درحالی این تحلیل ازسوی برخی رسانه ها مطرح شده است که همزمان با آن این رسانه ها بازگرداندن رایس به فرانسه را ناشی از تشدید بحران سیاسی و اقتصادی تهران تحت تاثیر تصمیمات پیش روی غرب برای افزایش فشارها برایران ارزیابی می کنند و بنا براین تهران درواقع با آزادی این تبعه فرانسوی و اجازه دادن به خانواده سه بازداشتی تبعه آمریکا در ایران ، به یک عقب نشینی سیاسی غیر مستقیم برای ایجاد شرایط مجدد گفتگو و مذاکره دست زده است .
درهمین حال در تحلیل دیگری این اقدام یک باج خواهی و باج دادن دوسویه ازسوی کشور ایران و فرانسه است که جمهوری اسلامی ازیک سو برای تحت فشار قرار دادن دولت فرانسه با گروگانگیری اقدام به باج خواهی کرده است و درسوی دیگر دولت فرانسه نیز به باج خواهی تهران تن داده و آزادی این تبعه فرانسوی نیز تحت تاثیر این مذاکرات پنهانی صورت گرفته است .
به نظر می رسد این تناقضات قبل از آنکه یک محصول سیاست تبلیغی این رسانه ها باشد تحت تاثیر تلاش مصرانه رسانه های بیگانه برای تعمیم همه چالش ها و تنش های سیاسی غرب با ایران به چالش هسته ای و تصمیماتی که قرار است برای تشدید فشارهای اقتصادی بر ایران گرفته شود صورت گرفته و هر رویدادی در آرایش تبلیغی رسانه های غربی بر محور استراتژی تشدید تحریمهای اقتصادی علیه ایران تنظیم می شود و رسانه های بیگانه می کوشند با چنین نگرشی مانع هرگونه خللی در این سیاست شوند که شاید مبادله زندانی های دوکشور ایران و فرانسه و نوع نگاه رسانه های بیگانه به این موضوع نیز ناشی از همین دغدغه و نگرانی شکل گرفته باشد.
نگاه سیاسی بیگانه به مسایل فرهنگی:
استفاده از تعابیری ازقبیل بازار مکاره کتاب یا مجلس ختم کتاب برای ارزیابی نمایشگاه کتاب تهران ادبیاتی است که کارشناسان ومخاطبان رسانه های بیگانه در ارزیابی نتایج و پیامدهای این نمایشگاه بکار برده اند و به نظر می رسد نگاه سیاسی رسانه های بیگانه به مسائل ایران اکنون به دامنه مسائل فرهنگی کشور نیز کشیده شده و در ادامه جهت گیری خاص تبلیغی که رسانه های بیگانه درقبال برگزاری نمایشگاه تهران دردستور کار قرار داده بودند ؛ درساعات گذشته همین رویکرد بر مبنای وجود سانسور ، نبود آزادی بیان و بالاخره محدودیتهای نشر درایران ازسوی رسانه های بیگانه ادامه یافته و دراین میان حتی موقعیت جغرافیایی و نحوه برگزاری نمایشگاه تهران نیز به مجموعه سیاه نمائی های رسانه ای غرب درخصوص این رویداد فرهنگی افزوده شده است .
نوع نگاه سیاسی این رسانه ها به برگزاری نمایشگاه تهران درچند روز گذشته تنها به ادعای سانسور و نقض آزادی بیان محدود نشده و حتی این رسانه ها با فضاسازی درباره عدم حضور ناشران آثار برخی نویسندگان نظیر شهید بهشتی درنمایشگاه تهران تلاش نمودند حوزه نگرش سیاسی خود را به تحولات پسا انتخاباتی نیز گسترش داده و نموداری کاملا سیاسی و ناموفق از عملکرد برگزار کنندگان نمایشگاه تهران ارائه نمایند.
ترسیم فضای کلی رادیوهای بیگانه: (27/2/89)
گزارههای خبری ، تبلیغی و تحلیلی رسانههای غربی به گونهای انتخاب و مطرح شدهاند که نشان میدهد فضای سیاست داخلی از سترگی و فربهگی نسبتا برابری در مقایسه با فضای سیاست خارجی و بینالمللی البته درباره موضوعات مرتبط با جمهوری اسلامی ایران برخوردار است.
در فضای داخلی ، مقولاتی که بعضا راه به خارج از مرزها و روابط و مبادلات سیاسی میان ایران و سایر کشورها نیز میبرد، موضوعاتی است از قبیل: آزادی و بازگشت کلوتید ریس به فرانسه؛ اعتراض در برلین و در چند پایتخت دیگر اروپایی در مقابل سفارتهای جمهوری اسلامی در واکنش به اعدام چند زندانی سیاسی کرد در ایران و نهایتا پیام آقای هاشمی رفسنجانی به مناسبت روز جهانی ارتباطات که به نوعی به عنوان حلقه ارتباطی میان موضوعات سیاست داخلی و سیاست خارجی عمل کردهاند. موج جدید بازداشتها(مانند بازداشت محسن آرمین) و صدور احکامها در آستانه ماه خرداد اما، از جمله سوژههایی بود که عمدتا بر فضای داخلی متمرکز شده بود.
در فضای خبری خارجی نیز مرکزیترین سوژه همان آغاز برگزاری اجلاس سران گروه پانزده در تهران بود که به طور تنگاتنگ و مستقیمی با موضوع هستهای جمهوری اسلامی ایران و میانجیگری دولتین برزیل و ترکیه در قضیه مبادله سوخت هستهای به عنوان آخرین مفر و مجال برای پیشگیری از اعمال تحریمهای جدید علیه تهران پیوند میخورد.
گزارشی درباره بازنشستگی زودهنگام یا اجباری عدهای از استادان از جمله تک سوژههایی بود که به بهانه آن گریزی نیز به موضوع موج دوم انقلاب فرهنگی در دانشگاهها و اصلاح علوم انسانی و تصفیه دانشگاهها از برخی استادان با تجربه زده شد.
آزادی متهم ، بهره برداری بیگانه
آزادی و بازگشت کلوتید ریس به فرانسه در پرواز دیروز تهران - پاریس علیالقاعده نمیتواند از منظر یک رسانه بیگانه خالی از حواشی سیاسی تازه و رادیکال باشد.
از منظر تحلیل واژگانی ، به عنوان یک روش و ابزار در تحلیل گفتمان ، برخی رسانههای بیگانه واژگانی را چینش کرده و برمیگزینند که بار سیاسی حمل نمیکند؛
این واژگان قصد ندارند در دایره لغات و ادبیات سیاسی خود را جا ندهند بلکه در عوض به دنبال فرار از این ادبیات سنگین سیاسی و امنیتی هستند که از قضا در سخنان و اظهارنظرهای رسمی جمهوری اسلامی ایران پس از بازداشت وی دیده میشود.
در این راستا ، میتوان از به کارگرفته شدن واژگانی مانند "مسافر خبرساز"،"محقق جوان دانشگاهی"،"معلم جوان" ، "استادیار دانشگاه اصفهان" و ... که تنها به قصد و نیت گذراندن یک فرصت مطالعاتی به ایران آمده بود ، رمزگشایی کرد.
به طور خلاصه در سطح تحلیل واژگانی ، رسانههای غربی بر آن هستند که از پرونده کلوتید ریس سیاست/امنیت زدایی کرده و هرگونه ارتباط میان وی و مقولات جاسوسی را رد نمایند.
از طرفی ، به گونه پارادوکسیکالی همین رسانهها در برخی گزارهها یا گزارشهای دیگر میکوشند بر فلسهای سیاسی و امنیتی این ماجرا بیفزایند و این موضوع را کاملا در یک لایه عمیقتر سیاسی - امنیتی پشت پرده به تحلیل بنشینند. به عنوان نمونه تمایل آشکاری در این رسانهها دیده میشود تا موضوع آزادی و بازگشت کلوتید ریس را با موضوع آزادی و بازگشت مجید کاکاوند پیوند بزنند و این آزادیها را ماحصل توافقات پشت پرده سیاسی میان تهران و پاریس و در واقع نوعی گروگانگیری سیاسی دوسویه و متقابل ارزیابی نمایند!
دروغگویی های بیگانگان :
آن گونه که برخی رسانههای بیگانه مدعی شدهاند، اهمیت برگزاری اجلاس سران گروه پانزده در تهران نه قائم به ذات خود بل قائم به حضور پررنگ و خبرساز رییس جمهوری برزیل و وزیرخارجه ترکیه در آن است که میکوشند قبل از بسته شدن درهای مذاکره و بیفروغ شدن روزنه دیپلماسی گفتوگو، فکری به حال داستان هزار و یک شب پرونده هستهای ایران نمایند!
این انگاره ادعایی از همان ابتدا اهداف و دلایل اقتصادی و سیاسی مستقل حضور سران گروه پانزده را یکسره به کناری میگذارد و چشم به مثلث ایران - برزیل - ترکیه میدوزد.
بیگانه به گونهای فضاسازی میکند که گویی نمایندگان برزیلیا و آنکارا در تهران آمدهاند تا نوشداروی موثری را قبل از پایان غمانگیز موضوع هستهای ایران و قبل از اعمال تحریمهای جدید و فلجکننده به کام جمهوری اسلامی ایران بریزند!؛ نوشدارویی که به ادعای بیگانه به نظر نمیرسد قبل از مرگ سهراب به او برسد و احتمالا هم نخواهد توانست کاری از پیش ببرد.
امیدواری به داخل
همافق و همتراز کردن ایدهها و مطالبات اجتماعی - سیاسی مسئولان رسمی جمهوری اسلامی ایران با خواستهها و مطالبات سازمانهای به اصطلاح حقوق بشری از یک سو و اپوزیسیون داخلی و خارجی از سوی دیگر یکی از راهبردهای اساسی رسانهای غرب در برخورد با جریانات و تحولات سیاسی ایران پس از آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران بوده است .
در چنین فضایی ، هر خوشایند و ناخوشایندی؛ هر پسندی و ناپسندی و در یک کلام هر موضعگیری از سوی مقامات و مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی ایران مانند آیتالله هاشمی رفسنجانی به موضوعی جذاب برای رسانههای غربی و حربهای برای گرفتن تاییدیههای سیاسی برای آنها بدل میشود.
در همین راستا، پوشش اخباری در خصوص پیام روز ارتباطات توسط ایشان و تاکید بر عناوین رسمی و مسئولیتهای آقای هاشمی رفسنجانی مانند "رییس مجمع تشخیص مصلحت" و نیز "رییس مجلس خبرگان رهبری" در چارچوب همین گرایش و علاقه رسانههای غربی به همافقسازی و همتراز سازی مطالبات و دغدغههای غیرخودیها و خودیهای داخل به ویژه نخبهگان سیاسی داخل قابل فهم و طرح است!
فرصت به ضد انقلاب در اروپا :
به نظر میرسد این روزها برخی کشورهای اروپایی به ویژه آلمان ، هلند و سوئد که اپوزیسیون کُرد در آنها از فرصت و مجال بیشتری برای تحرک و فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران برخوردارند، به کانونهایی برای اعتراض با چند محارب کُرد در ایران بدل شدهاند.
رسانههای غربی با سوء استفاده از آزادی برخی گروههای اپوزیسیون ضدایرانی مستقر در این کشورها میکوشند تا نشان دهند اعمال فشارهای سیاسی در داخل ایران که خود را در قالب برخی اعدامهای سیاسی نشان میدهد، نخواهد توانست نیروی مقاومت علیه خود را مهار و خاموش کند و فقط این مقاومتها و اعتراضها از درون کشور به برون کشور منتقل میشود.به این ترتیب طبق این مبنا و مناط ، بحران داخلی ایران پس از انتخابات گویی هیچگاه خاموش یا مهار نمیشود بل از جایی به جایی دیگر و از شکلی به شکلی دیگر تغییر حالت میدهد؛ درست مانند قانون بقای انرژی که در آن هیچ انرژیای از بین نمیرود بلکه از حالتی به حالت دیگر بدل میشود!!
فتنه در آستین بیگانه
رسانههای غربی در کنار اسطورهسازی از چهرهها و مکانها این بار در چارچوب راهبرد اسطورهسازیهای زمانی میکوشند تا 22 خرداد را به مثابه یک وقت اسطورهای در آستانه ورود به ماه پر دردسر خرداد مورد توجه قرار دهند و از آن ریسمانی به سمت و سوی پروژه مدیریت آشوب بریسند.
بر این مبنا، بیست و دوم خرداد ماه امسال به فهرست روزهایی که از پتانسیل آشوبسازی علیه نظام و حاکمیت دینی جمهوری اسلامی ایران اضافه میشود.
گزارههای جدیای که در این فضا پژواک مییابد، گزارههایی است که نوعی التهاب تدریجی را با نزدیک شدن هرچه بیشتر به سالروز برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و مهمتر از آن ، سالروز ناآرامیها و حوادث پس از آن به دنبال میآورد.
تاکید بر آنچه موج جدیدی از بازداشتهای جدید و صدور احکام قضایی برای بازداشتشدگان سیاسی گذشته همزمان با ورود به خردادماه و ماه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خوانده میشود،در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل است.