بصیرت:این روزها که دیدهها در عزای گلواژه آفرینش به خون نشستهاند و همه از آن خورشید تابان و کرانه بیانتهای کوثر سخن میگویند و بر مظلومیتهای بیانتهای جلوهگاه صبر الهی و مظهر حریم کبریایی مویه میکنند، بر این نکته اعتراف دارند که کجا زبان ما را رسد که وصف او گوئیم و کجا به اندیشه ما آید که ذکر او را آوریم و کجا توان قلم باشد که نقش حسن او را نویسیم و کدام آئینه است که درخشش نور او را بتابد؛ او که جامع کمالات انسانی، ریحانه نبوی، پاره تن مصطفی، مدافع امامت، کوثر ولایت، گلواژه خوشبختی، محور خشم و خشنودی کبریایی، سرپنجه آفرینش، سرفصل صداقت و شهادت و برترین بانوی جهان بوده و هست و هستی عالم، قطرهای و نمی از یم بیکرانگی اوست.
خد را شاکریم که ما شیعیان بویژه ایرانیان به این موهبت و رحمت الهی آراسته و حیات و مماتمان با ارادت به زهرای اطهر(س) و خاندان مطهرش عجین گشته و او را که تجلی تمام خوبیها، زیبائیها و پاکدامنیهاست به عنوان حکمتی بالغه و الگویی صالحه پذیرفتهایم.
ما با این پشتوانه و ادعا قدم به میدان گذاشتهایم ولی آیا میتوان به ضرس قاطع و بیواهمه ادعا کرد که حضرت فاطمه(س) و سیره عملی و رفتاری ایشان، شکل دهنده هویت دینی، فرهنگی و ملی ما است؟ آیا توانستهایم اندکی از حقایق روشنگر و معرفتهای زلال فاطمی را در دل و جان و زندگی خود متجلی سازیم؟ آیا جامعه ما با خصلتهای نیکو، حیا، آزادگی و پیراستگی رفتاری ایشان سنخیتی برقرار کرده است؟ آیا توانستهایم فرهنگ فاطمی را به جهانیان معرفی کنیم؟ و...
در آمدن در کسوت فرهنگ فاطمی مستلزم عمل به آموزههایی است که با صرف ادعا سازگار نیست و باید در عمل به گونهای بود که "مسئولیتپذیری"، از مصادیق بارز آنست. در حدیث آمده است که مردی به همسرش گفت نزد دختر پیامبر خدا(ص) برو و از ایشان از جانب من سئوال کن که آیا من از شیعیان و دوستداران شما هستم یا نه؟ زن خدمت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام رسید و سئوال همسرش را پرسید. حضرت صدیقه به آن زن فرمودند به همسرت بگو اگر به آنچه ما فرمان دادهایم عمل کنی و از آنچه نهی کردهایم دوری نمایی و مسولیتپذیر باش، پس تو شیعه هستی وگرنه نیستی!
زن به خانه بازگشت و به همسرش ماجرا را گزارش داد. همسرش گفت وای بر من که من راه خود را میروم و تنها لفظا خود را پیرو آنان میدانم.
بنابر این، شیعه بودن و پیروی از فرهنگ فاطمی به تعلقه زبان نیست و در بیان حاصل نمیشود. بلکه همانگونه که از کلام گهربار خورشید تابان هدایت حضرت زهرای مرضیه(س) بدست میآید، لازمه این تبعیت، همانندسازی رفتاری، الگوبرداری کرداری و مسئولیتپذیری اجتماعی است. امروزه شیعه نه تنها باید پیرو عملی و مجری اوامر و نواهی موالیان خویش باشد بلکه باید رسالت اصلاح جامعه جهانی، محیطهای اجتماعی و پیرامونی را نیز برعهده بگیرد. متاسفانه امروز در جامعهای که سخن از مواریث دینی در آن رونق دارد، شرارههای هولناک آتش بیعملی، سبکسری و سبکانگاری ارزشهای والای دینی، ریز و درشت و پیر و جوان را در برگرفته و فضای فرهنگی به شدت خطرآفرین شده است.
امروزه گوهر عفاف و حجاب به شدت در معرض تهدید قرار گرفته و اشاعه و تعمیق آن که نیازمند آموزشهای بنیادین و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است عملا تعطیل شده و نهادینه کردن عفاف در مقابل گسترش فزاینده بدحجابی و بیحیایی بدون متولی گردیده است. برخی از کسانی که وظیفه هنجارآفرینی و نظارت بر ضرورت رعایت حجاب به عنوان یک الزام اجتماعی را برعهده دارند، اهتمام خود را در زمینه فرهنگسازی بدحجابی و برقرار روابط نامتعادل اجتماعی میان دو جنس مخالف بکار گرفتهاند. مدتهاست که موج فصلی اخبار درباره مبارزه با بیحجابی و بدحجابی، تیترها و گزارشهای نشریات و دستور کار جلسات را به خود اختصاص داده، اما پس از زمان کوتاهی به خاموشی گرائیده است. به تصدیق افرادی که در جریان روند فرهنگی جامعه در 30 سال پس از پیروزی انقلاب بودهاند، هیچگاه معادله فرهنگی و فضای عفت عمومی اینچنین به ضرر ارزشهای دینی درحال تغییر نبوده و مدیریت فرهنگی کشور نیز اینگونه منفعل و بیبرنامه ظاهر نشده است. شاید اگر به اظهارات افراد تازه وارد به این جامعه و یا هواداران انقلاب اسلامی که وارد پایگاه نهضت اسلامی شدهاند نظر بیفکنیم خواهیم دید که آنها نیز همین برداشت منفی را از جامعه ما و ناهنجاری و بیانضباطی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران دارند که هرگز منطبق با آموزههاو ارزشهای دینی، انقلابی و مذهبی نیست.
معالاسف باید اذعان کرد رویکرد نابسامانی فرهنگی و بیسازمانی اجتماعی، انجام انواع بزهها را در جامعه امکانپذیر ساخته و ساز و کارهای به شدت ضعیف کنترلی نهادهای اجتماعی، قدرت اصلاح کجرفتاریها را از دست داده است. باید اعتراف نمود آرامش روحی و فرهنگی جامعه بسیار سریعتر و شدیدتر از نهادهای اقتصادی در معرض تهدید قرار گرفته و متاسفانه تحلیل کلان و مدیریت بحرانی نیز برای مقابله با این زلزله شدید فرهنگی وجود ندارد.
در این میان برخی مدیران اجرایی جامعه معتقدند در عصر انفجار اطلاعات و با توجه به توسعه وسایل ارتباط جمعی و رسانهها، رویکرد محافظتی وصیانتی جواب نمیهد و عملا ناممکن شده است. در پاسخ به این افراد باید گفت:هر چند ممکن است نتوانیم در کوتاه مدت در مقابل هجوم سنگین شبیخون فرهنگی با استقامت بایستیم و در برابر همه جبهههای آن به تمامه مقاومت کنیم ولی این مجوزی نمیشود که همه فعالیتهای بازدارنده را که میتواند لااقل فضای اجتماعی را تا اندازهای مصون نگهدارد، تعطیل کنیم و آغوش به روی بیبندوباریهای اجتماعی بگشائیم.
فرهنگ فاطمی به ما میآموزد که اگر دیدیم فضای مسموم فرهنگی یورش آورد، عقب ننشینیم و نهراسیم بلکه با جدیت، غیرت و مسئولیتپذیری به مقابله و مجاهده با ضدارزشهای دینی بپاخیزیم