">

ترسیم فضای کلی رادیوهای بیگانه: 31/2/89
رسانه های بیگانه که در این راستا به نوعی می کوشند اهمیت ابتکار هسته ای جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار داده و آن را به حاشیه ببرند، پیش نویس قطعنامه تحریمی آمریکا علیه ایران ، مفاد آن و همچنین ادعای همگرایی اعضای گروه موسوم به پنج بعلاوه یک برای صدور قطعنامه تحریمی دیگری علیه تهران را طرح نموده و تلاش می کنند به نوعی این عکس العمل شتاب زده و انفعالی آمریکا و متحدانش را توجیه نمایند .
براین اساس طرح تبادل سوخت هسته ای به حاشیه می رود و آنچه در متن تبلیغات رسانه ای بیگانه قرار گرفته، بی اعتنایی تهران به قطعنامه های پیشین شورای امنیت سازمان ملل است برمبنای این رویکرد تبلیغی بوده که سوزان رایس نماینده آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل در توجیه این اقدام سیاسی و شتاب زده مدعی شده: "در مذاکرات پاییز ما با ایران آنها مبادله سوخت هسته ای را قبول کردند ، ولی بعد نظرشان را عوض کردند این تنها موضوع نبود آنها پذیرفتند که مذاکرات را با گروه پنج به اضافه یک ادامه بدهند تا در مورد همه مسائل مربوط به برنامه هسته ایش گفتگو بکنیم که این کار را هم نکردند آنها همچنین قول دادند دسترسی آژانس به تاسیسات قم و کارشناسان آن را فراهم بکنند این کار هم انجام نشد و در این مدت با تداوم غنی سازی به ویژه غنی سازی بیست درصدی قطعنامههای پیشین شورای امنیت را نقض کردند در نتیجه مبادله سوخت برای راکتور تهران فقط یکی از مسائل مورد اختلاف ماست!"
آزادی علی وکیلی راد و سفر مادران سه آمریکایی بازداشت شده به ایران دیگر سوژه های تبلیغی رسانه های بیگانه بود.
رسانه های بیگانه در این راستا با بهره گیری از تکنیک تبلیغی پیوندسازی تلاش کردند مخرج مشترکی برای این سوژه ها تعریف و القاء نمایند از این منظر آزادی آقایان وکیلی راد و مجید کاکاوند از سوی دولت فرانسه به آزادی خانم کلوتیلد ریس فرانسوی از سوی ایران و همینطور بازداشت سه جاسوس آمریکایی به بازداشت برخی شهروندان ایرانی از سوی آمریکا پیوند زده شد و تلاش گردید جمهوری اسلامی ایران به گروگان گیری شهروندان غربی برای آزادی ایرانیان بازداشت شده از سوی غربی ها (فرانسه و آمریکا) متهم شود.
در این راستا شهروندان غربی بیگناه و بازداشت آنها غیرقانونی ادعا می شود اما ایرانیان بازداشت شده توسط غربی ها به اتهاماتی نظیر قاچاق کالاها با کاربرد دوگانه (مجید کاکاوند)، قتل (وکیلی راد) و... متهم می شوند.
رسانه های بیگانه در ادامه با هدف اغتشاش آفرینی در سالگرد برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری برخی سوژه ها و تحرکات اپوزیسیون خارج نشین و حامیان غربی فتنه سبز را بازتاب داده و تلاش کرده اند ضرورت و لزوم آزادی بازداشت شدگان پس از انتخابات را به عنوان مطالبه ای در این راستا بکار گیرند که درخواست آزادی جعفر پناهی و فضاسازی درباره ادعای اعتصاب خشک از سوی وی در زندان از این جمله می باشد.
ابتکارایران؛استیصال غرب:
محافل سیاسی و رسانه ای غرب به ویژه آمریکا که با "پیش نویس قطعنامه تحریمی" به مصاف "بیانیه هستهای تهران" آمده اند به نوعی با این واکنش سیاسی و البته انفعالی به ابتکار جمهوری اسلامی ایران ، تلاش می کنند مانع خارج شدن ابتکار عمل در موضوع هسته ای ایران از دست آمریکا و متحدان غربیاش شوند بر این اساس در بررسی فضای تبلیغی رسانه های بیگانه و اظهارات مقامات آمریکایی وهمچنین پیش نویس قطعنامه جدید واشنگتن علیه تهران در شورای امنیت سازمان ملل متحد این گزارهها که "بازی اتمی ادامه خواهد داشت!!" و اینکه "پرونده هسته ای ایران در دستور کار شورای امنیت باقی می ماند!" به عنوان گزارههایی که نشان دهنده هدف اصلی این جریانسازی تبلیغی و واکنشهای سیاسی است ، مشهود است .
به بیانی دیگر غربی ها که می کوشند بیانیه هسته ای تهران و ابتکار عمل جمهوری اسلامی ایران در زمینه تبادل سوخت هسته ای را تحت الشعاع قرار دهند، در این راستا تلاش میکنند به نوعی این بیانیه و اهمیت آن برای عادی شدن موضوع هستهای ایران و خارج شدن آن از وجه و فاز سیاسی و وارد شدن آن به فاز حقوقی (بازگشت پرونده هسته ای ایران از شورای امنیت به آژانس بین المللی انرژی اتمی) را مانع شود.
تا همچنان از طریق ادامه گروگانگیری موضوع هسته ای ایران در شورای امنیت از آن به عنوان ابزار و اهرمی برای ادامه اعمال فشارها بر تهران در این زمینه بهره برداری نمایند از این منظر عکسالعمل سریع و شتاب زده سیاسی آمریکا به ابتکار هسته ای ایران در راستای تلاش برای جلوگیری از بسته شدن این پرونده قابل بررسی و ارزیابی است .
رویکردی که نه تنها در واکنش های دوپهلوی آمریکا و متحدانش دقایقی پس از اعلام بیانیه هسته ای تهران بلکه در پیش نویس قطعنامه جدید تحریمی علیه ایران نیز مشهود است از این منظر بوده که در بند 38 و پایانی این پیش نویس قطعنامه تحریمی آمریکا این نکته گنجانده شده که « شورای امنیت تصمیم می گیرد که این مسئله را همچنان در دستور کار خودش داشته باشد.»
ترحم ایرانیان ؛ سوء برداشت بیگانه:
آزادی علی وکیلی راد پس از نزدیک به 18 سال زندانی از سوی دولت فرانسه به اتهام قتل شاهپور بختیار وهمینطور سفر مادران سه آمریکایی بازداشت شده به ایران از جمله سوژههای مورد توجه رسانه های بیگانه درشبانه روز گذشته(29/2/89) بود.
این رسانه ها تلاش نمودند از آنها برای جوسازی علیه جمهوری اسلامی ایران بهرهبرداری تبلیغی نمایند آنچه در فضاسازی تبلیغی رسانه های بیگانه در قالب این سوژههای غیرمرتبط قابل تامل است تلاش برای متهمسازی جمهوری اسلامی ایران به گروگانگیری در راستای آزادی شهروندان ایرانی بازداشت شده از سوی غربیها است .
براین اساس از سویی آزادی وکیلیراد و قبل از آن مجید کاکاوند به موضوع بازداشت و آزادی کلوتیلد ریس شهروند فرانسوی در جریان ناآرامیهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پیوند زده می شود و از سوی دیگر در بررسی موضوع سه آمریکایی بازداشت شده وسفر مادران آنها به ایران علاوه بر استفاده از واژه هایی نظیر گردشگر و کوهنورد برای اتهام زدایی از این جاسوسان آمریکایی ، تلاش شده به نوعی گروگانگیری از سوی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه تداعی و القاء شود براین اساس در فضای تبلیغی بیگانه ادعا شده که : « جمهوری اسلامی ایران تا کنون رسماً علیه این سه امریکایی اعلام جرم نکرده است در فوریه گذشته رئیس جمهوری دولت ایران پیشنهاد مبادله این سه زندانی آمریکایی را در مقابل چند زندانی ایرانی در آمریکا مطرح کرد که این نگرانی را بوجود آورد که این سه کوهنورد برای مبادله در بازداشت نگاه داشته شدند!»
فتنه سبز ؛ امید بیگانه:
در آستانه خرداد ماه و سالگرد برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری رسانه های بیگانه از طریق فضاسازی در باره برخی سوژه ها، بازخوانی تحولات انتخاباتی و اعتراض های پس از آن را در دستور کار قرار داده و تلاش میکنند به نوعی معترضان و منتقدان وضع موجود را به بهره برداری از این فرصت (برگزاری تجمعهای اعتراضی و خیابانی) برانگیزند.
براین مبنا رسانه های بیگانه به موازات بازخوانی حوادث پس از انتخابات و فضاسازی درباره نحوه برخورد با معترضان و بازداشتشدگان ، آزادی زندانیان پساانتخاباتی را به عنوان مطالبه ای در این راستا مطرح میکنند ومی کوشند از طریق این مطالبه به نوعی فضای جامعه را ملتهب نمایند از این منظر بار دیگر تجمع اعتراضی 25 خرداد (به ادعای بیگانه تجمع سه میلیونی در تهران) همچنان به عنوان مبنایی برای ارزیابی وزن اجتماعی حامیان سران فتنه سبز تبلیغ میشود .
به بهانه ادعای اعتصاب غذای خشک جعفر پناهی یکی از بازداشتشدگان پساانتخاباتی و بازتاب حمایت ها از وی درخارج از کشور (در جشنواره فیلم کن) در این راستا گام برمی دارند نکته قابل توجه آنکه رسانه های بیگانه همچنان اعدام های اخیر (پنج عضو گروهک های تروریستی) را مورد توجه دارند؛ رویکردی که به نظر می رسد استراتژی حمایت سازی از فتنه سبز در میان مدعیان مدافع حقوق بشری و به ویژه اقلیت ها ی قومی را پیگیری می کند!!
ترسیم فضای کلی رادیوهای بیگانه(31/2/89)
سفر مادران سه تبعه آمریکایی بازداشت شده به ایران، تازهترین سوژه مطرح در فضای رسانهای بیگانه است که بخشی از فضای تبلیغی شب گذشته(31/2/89) رسانههای بیگانه را به خود معطوف کرد اما این سوژه وجه غالب فضاسازی بیگانه را شکل نمیداد و سایه دو نقطه عطف جدید درباره موضوع هستهای ایران بر آن سنگینی میکرد.
نکته قابل توجه آن که محافل سیاسی و رسانهای غرب در رویکردی جهتدار و مبتنی بر سانسور خبری، موضوع بیانیه تهران درباره تبادل سوخت هستهای را به گونهای حاشیهای و در چارچوب سناریوی تبلیغی "قرار گرفتن موضوع هستهای ایران در مسیر اعمال تحریم جدید" تحلیل مینمایند.
رسانههای بیگانه بر جنبههای هیجانی ، احساسی و نمایشی سفر مادران آمریکایی سه تبعه آمریکایی بازداشت شده به ایران تاکید میکنند و این رویکرد تبلیغی بیش از هر چیز تاثیرگذاری با افکار عمومی جهانی را نشانه رفته است و در این بین چرایی بازداشت این سه آمریکایی از منظر تکنیک تبلیغی محتوازدایی نادیده گرفته میشود.
با نزدیک شدن به سالگرد دهمین انتخابات ریاست جمهوری ، فضاسازی رسانههای بیگانه برای شکلدهی زمینههای اغتشاش و آشوب به گونهای تصاعدی افزایش یافته است و رفته رفته پازلهای این موج جدید جریانسازی خبری و تبلیغی شکل میگیرد و در مقطع کنونی وجه غالب فضاسازی رسانههای بیگانه بر مبنای القاء فضای هراس و نگرانی کاذب در حوزه عمومی استوار شده است .
در این چارچوب رسانههای بیگانه به سوژهسازی هدفمند روی آوردهاند و بیشتر سوژه مرتبط با مسائل داخلی و حتی موضوعی همچون بیانیه تهران درباره تبادل سوخت هستهای در چنین فضایی تحلیل میشود.
فضاسازی رسانههای بیگانه درباره مسائل اقتصادی و اجتماعی از انسجام همیشگی برخوردار نبود و به نوعی تحت الشعاع مسائل داخلی و سیاست خارجی قرار گرفته بود اما تلویزیون آمریکا در روندی غیرمعمول در قالب گزارشهای مختلف اقتصاد کشاورزی و مشکلات بخش کشاورزی در ایران را مورد توجه قرار داد.
سوءاستفاده بیگانه از عواطف مخاطبین :
رسانههای غربی سفر مادران سه تبعه آمریکایی بازداشت شده در ایران را در فضایی کاملا هیجانی ، عاطفی و احساسی پوشش دادند و با ایجاد فضای انتظار ، تعلیق و همچنین تصویرسازی هدفمند درباره نحوه ورود این سه زن به ایران ، سناریوی تبلیغی را شکل دادند که بیشتر به اجرای و ضبط مرحله به مرحله یک مستند خبری مبتنی بر سناریو میماند.
صحنهپردازی ، ایجاد نقطه اوج ، بازسازی نماهای حرفهای و .. از تلاش برای ایجاد حال و هوا و حس کلی برای فیلمبرداری از یک ملودرام نمایشی حکایت دارد که به دنبال درگیرکردن احساس مخاطب برای همراهی با ماجرا و تبدیل اتهام جاسوسی سه آمریکایی بازداشت شده به موضوعی کلیشهای و غیر جدی است .
در فضای مجازی رسانهای بیگانه در پوشش خبری سفر مادران سه تبعه آمریکایی تاکید بر ایجاد نوعی همذات پنداری است به گونهای که ، مخاطب ناخودآگاه خود را به جای آنان تصور میکند.
نقطه اوج این سناریوی تبلیغی شاید زمانی دیگر در قالب منظومه تبلیغی با مضامین ادعایی جدید علیه ایران بازسازی و به نمایش درآید و از منظر تکنیک تبلیغی مصادره به مطلوب این سوژه در فضایی کاملا ناهمگون و ناهمساز با فضای واقعی بازسازی شود .
بیگانه در بن بست :
برایند کلی از فضای تبلیغی رسانههای بیگانه از این واقعیت حکایت دارد که پس از ارائه پیشنویس قطعنامه تحریم ایران به اعضای شورای امنیت ، محافل تبلیغی غرب تمایل چندانی به طرح و بررسی بیانیه تهران درباره تبادل سوخت هستهای ندارند .
در این فرایند تبلیغی مبتنی بر سانسور خبری ،استفاده از تکنیکهای خبری و تبلیغی "پوشش خبری دوگانه"، "برخورد گزینشی " و "لاپوشانی" مشهود است.
در این میان ، وجه غالب سوژههای رسانههای بیگانه در حوزه سیاست خارجی بر مبنای شکلدهی زمینه تصویب قطعنامه اعمال تحریم علیه ایران جهت دهی شده است .
در این میان از منظر تکنیک تبلیغی مصادره به مطلوب، اقدام ابتکاری و مبتنی بر حسن نیت ایران در توافق با تبادل سوخت هستهای نوعی عقبنشینی تلقی میگردد که چارچوب آن را نه منطق بلکه واهمه از فشارهای جدی غرب شکل میدهد.
در فضای رسانهای بیگانه ، تصویب قطعنامه اعمال تحریم علیه ایران حتمی و غیرقابل اجتناب تلقی میشود اما در عین حال نوعی ناامیدی از ماهیت قطعنامه مشهود است که به گفته برخی طرفهای گفتگوی رسانههای بیگانه این قطعنامه ضعیفتر و ناچیزتر از قطعنامههای قبلی و مهمترین مشخصه آن به کارگیری زبان دیپلماتیک جدید است.
ابتکار ایران ؛ یأس آمریکا
سناریوی عبور از بیانیه تهران درباره تبادل سوخت هستهای ایران ، نقطه کانونی صورتبندی تبلیغی محافل سیاسی و رسانهای غرب درباره موضوع هستهای ایران را شکل میدهد و قرائن و شواهد رسانهای و به طور مشخص گزارههای خبری و تبلیغی مطرح در فضای رسانهای بیگانه هم از بازسازی این سناریوی تبلیغی حکایت دارد.
چارچوب این سناریو بر مبنای دو محور تبلیغی زیر استوار شده است: اول آن که ضمن برجستهسازی ارائه قطعنامه پیشنویس پیشنهادی آمریکا علیه ایران ، تلاش میگردد؛ بیانیه تبادل سوخت هستهای در حاشیه آن قرار گیرد که نگاهی گذرا به گزارشهای خبری و تحلیلی رسانههای بیگانه گویای این واقعیت است.
دوم ابهامزایی و بازسازی تصویری جدید از بیانیه تبادل سوخت هستهای بر مبنای شرایط تحمیلی غرب ، دیگر محور تبلیغی مورد توجه در فضای رسانهای بیگانه است.
بر این مبنا از منظر تکنیک تبلیغی تحریف ، شاکله بیانیه تهران واژگونه و در مسیر دلخواه غرب تفسیر میشود و تصویری غیرقابل اعتماد و مبتنی بر یاس و نومیدی از بیانیه تهران بازسازی میگردد.
نکته قابل توجه آن که تحلیل گفتمانی اظهارات مقامات آمریکایی و همچنین بررسی فضای رسانههای بیگانه از نوعی تلاش هدفمند برای جدی گرفته نشدن بیانیه تهران درباره تبادل سوخت هستهای حکایت دارد و به طور موازی و مکمل با این رویکرد تبلیغی از ضرورت رسمیت یافتن ایران به تعهد تبادل سوخت هستهای در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی سخن به میان میرود.
به نظر میرسد این نوع نگاه به بیانیه تبادل سوخت هستهای تحت الشعاع قرار دادن اقدام ابتکاری و تاثیرگذار ایران را نشانه رفته است .
ناامیدازاقتدارایران
با نزدیک شدن به سالگرد دهمین انتخابات ریاست جمهوری ، بخشی از فضای رسانهای بیگانه بر مبنای جهتدهی هدفمند به سوژههای خبری و تحلیل معنادار آنها همراستا با شکلدهی زمینههای اغتشاش و آشوب معطوف شده است .
در مقطع کنونی صورتبندی تبلیغی رسانههای بیگانه درباره این موضوع بر مبنای مولفه تبلیغی ساختگی شکلگیری فضای امنیتی و رعب و هراس در ایران شکل میگیرد و از این منظر نوعی فضای هراس و نگرانی کاذب به حوزه عمومی القاء میشود.
رسانههای بیگانه همچنان بر ارائه تصویری متفاوت از نحوه برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تاکید دارند و در این چارچوب واژگانی با بار معنایی منفی همچون "انتخابات پرماجرا و مسئلهساز " در گزارشهای خبری و تحلیلی رسانههای بیگانه بازتولید و تکرار میشود .
تحلیلگران رسانهای بیگانه برای واقعنمایی ادعای شکلگیری فضای اغتشاش در سالگرد انتخابات از احتمال فوران انرژی نهفته اعتراضی سخن میگویند !! و در متنی آشفته و متناقضنما هرگونه کنش و واکنشی در حوزه سیاست داخلی و سیاست خارجی ایران را مرتبط سالگرد انتخابات و نوعی مانور برای مدیریت فضای داخلی کشور تحلیل مینمایند.
از جمله ادعا میشود: "برخی معتقدند اعدام بعضی از زندانیان (تروریست ها) در روزهای گذشته و نیز پذیرش مبادله سوخت هسته ای از سوی ایران مانورهایی از سوی جریان حاکم برای مدیریت فضای داخلی کشور بوده است."