صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۱۴۴۱۱۶

آزادی در اندیشه شهید مطهری

آذرنوش سمیعى زفرقندى مقدمه: مقدمه :آزادی» از اساسی ترین بحث های زندگی سیاسی و اجتماعی است و از دیرگاه مورد توجه انسان بوده است. زیرا آزادی خواسته همه انسان هاست و همه دوست دارند آزاد زندگی کنند و در زندگی خود دست به انتخاب بزنند. شاید کمتر انسانی را می توان یافت که بدون هیچ اجبار و کرامتی تن به قید و بند ناخواسته بسپارد و آزادی فطری خویش را در بند کشد. این از امتیازات آدمی در مقایسه با سایر مخلوقات است. آزادی همزاد و گوهر آدمی است. او آزاد متولد می شود و باید آزاد زندگی کند و راه و رسم حیات خویش را برگزیند. چنانکه حضرت علی(ع) می فرمایند: «بنده دیگری نباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.» امروز یکی از مباحث رایج در جامعه ایران، بحث آزادی و به ویژه آزادی سیاسی و اجتماعی است؛ مقوله ای که جامعه ایرانی در یکصد سال اخیر با آن رو در رو بوده است. در این نوشتار در پی بررسی و تحقیق پیرامون مفهوم کلی آزادی و آزادی سیاسی در اندیشه شهید مطهری هستیم و تلاش می کنیم به تبیین ساز و کارها و شاخصه های آزادی در اندیشه آن شهید بزرگ بپردازیم.

مفهوم آزادی
در اندیشه آیت الله مطهری، آزادی بزرگ ترین و عالی ترین ارزش های انسانی و مافوق ارزش های مادی است. انسان هایی که بویی از انسانیت برده اند حاضرند با شکم گرسنه و تن برهنه در سخت ترین شرایط زندگی کنند ولی در اسارت دیگران و محکوم یکدیگر نباشند.
از آنجا که گوهر انسان، آزادی است و طبیعتی مختار و آزادانه دارد می تواند سمت و سوی حرکت خود را انتخاب کند. مطهری انسان را فرزند رشید و بالغ طبیعت می داند که نیازی به قیمومیت ندارد. «آنچه سایر جانداران با نیروی غیرقابل سرپیچی غریزه انجام می دهند او در محیط آزاد عقل و قوانین قراردادی انجام می دهد.»
مطهری میان عقل گرایی و آزادی رابطه برقرار می کند و بر این باور است که یکی از مسائلی که باعث شده نبوت خاتمه یابد، روند تکامل عقل آدمی است که بشر را قادر ساخته با عقل خویش سره را از ناسره تشخیص دهد و راه خود را آزادانه انتخاب کند.
به باور مطهری انسان موجودی مرکب از عقل و نفس یا جان و تن است: محال است که ]انسان[ بتواند در هر دو قسمت وجودی خود از بی نهایت درجه آزادی برخوردار باشد. رهایی هر یک از دو قسمت عالی و سافل وجود انسان، مساوی است با محدود شدن قسمت دیگر.
«از دیدگاه اسلام آزادی و دموکراسی بر اساس آن چیزی است که تکامل انسان ایجاب می کند، نه حق ناشی از میل افراد و تمایلات آنها و دموکراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده، حال آنکه این واژه در قاموس غرب (به) معنای حیوانیت رها شده است».
دیدگاه مطهری در مورد انسان، دیدگاه اندیشوری است که قائل به آزادی تمام و کمال آدمی است تا بتواند استعدادهایش را به فعالیت درآورد و ابتدا از آن در جهت کمال و پیشرفت استفاده کند. در اندیشه او آدمی دارای خصلت های آزادی خواهانه است و «روح آزادی خواهی و حریت در تمام دستورات اسلامی به چشم می خورد.»
به باور وی اعتقاد به خدا نه تنها آزادی انسان را سلب نمی کند بلکه این خود باعث تقویت روح آزادی خواهی و حریت منشی در انسان می گردد و در واقع «اعتقاد به خدا مساوی است با اینکه انسان آزاد و مختار باشد.»
آزادی در نگاه مطهری دو رکن دارد: یکی عصیان و تمرد و دیگری تسلیم و انقیاد: «بدون عصیان و تمرد، رکود و اسارت است و بدون تسلیم و انقیاد و اصولی بودن، هرج و مرج است.»
از زاویه دیگر، آزادی در اندیشه مطهری یک راه و روش برای رسیدن به مقصد است. آزادی خود هدف و مقصد نیست. بلکه تنها معبر وگذرگاهی است برای دستیابی به هدف هایی برتر و بالاتر. به تعبیر مطهری: آزادی «کمال وسیله ای» است نه «کمال هدفی». هدف انسان این نیست که آزاد باشد، ولی انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خودش برسد. آزادی یعنی اختیار، انسان در میان موجودات تنها موجودی است که خود باید راه خود را انتخاب کند و حتی به تعبیر دقیق تر خودش باید خودش را انتخاب کند، (همچنانکه) یک موجود مجبور نمی تواند به آنجا برسد. پس آزادی، یک کمال وسیله ای است، نه تنها یک کمال هدفی.
بنابراین، آزادی در اندیشه مطهری به خودی خود دارای تقدس و ارزش نیست، بلکه از آن جهت ارزشمند و متعالی است که در فقدان آن انسان نیز همچون سایر موجودات از قدرت انتخاب برخوردار نبوده و در نتیجه تجلی و ظهور استعداد ها در انسان معنا و مفهومی نخواهد یافت. آزادی از آن رو قابل تقدیر است که انسان می تواند به آن وسیله به حرکت درآید و در مسیر زندگی خود دست به انتخاب بزند و جهت زندگی خویش را برگزیند: «با آزادی است که ممکن است انسان به عالی ترین کمالات و مقامات برسد و ممکن است به اسفل السافلین سقوط کند.»
آزادی سیاسی در اندیشه شهید مطهری
برای تعریف و توضیح آزادی سیاسی در اندیشه شهید مطهری بهتر آن است که ساز و کارهای آزادی سیاسی را از دیدگاه ایشان مورد بررسی قرار دهیم تا مطلب روشن تر بیان شودتا آنجا که از آثار استاد مطهری می توان برداشت کرد ایشان قائل به حق تعیین سرنوشت برای انسان است.
الف)آزادی در انتخاب و رای
یک انسان مسلمان در تشکیل و برپایی حکومت اسلامی و انتخاب حاکمان نقش عمده ای دارد، حتی با فرض پذیرش نقش مقبولیت بخشی مردم و نه مشروعیت بخشی آنان. از سوی دیگر، پس از تشکیل حکومت اسلامی در انتخاب کارگزاران نظام نیز آزادند
ب-آزادی در اظهار نظر و انتقاد و نظارت
در اندیشه های اسلامی دین و آزادی نه تنها رو در روی هم نیستند بلکه باید دین را آزادانه پذیرفت و اساساً دین اجباربردار نیست و دین اجباری هیچ ارزشی ندارد و اسلامش نیز پذیرفته نیست. به باور مطهری:
«از نظر اسلام، مفاهیم دینی همیشه مساوی با آزادی بوده است، درست برعکس آنچه در غرب جریان داشته است... که مفاهیم دینی مساوی با اختناق اجتماعی بوده است.»
شهید مطهری نه تنها به آزادی بیان معتقد است، بلکه آن را یگانه راه نجات اسلام در طول تاریخ و نظام جمهوری اسلامی در آینده ذکر می کند. بیان اندیشه های مختلف، معنای نفاق و دورویی حاکم بر جامعه را از بین برده و باعث شفافیت هر چه بیشتر اندیشه ها می گردد. بدین صورت است که آزادی بیان باعث قوت و رونق علم و حکمت در سطح جامعه می گردد و فضای نفاق، دورویی و چاپلوسی از جامعه رخت برمی بندد.
ج-آزادی احزاب و گروههای سیاسی
شهید مطهری در مباحث خود درباره احزاب و تشکل های سیاسی، بیشتر به بیان مرزآزادی آنها در حکومت اسلامی پرداخته است. اما دیدگاه کلی وی در این باره مبتنی بر آزادی احزاب است، منتها احزابی که بدون توطئه و فریب کاری به فعالیت اشتغال داشته باشند: «در حکومت اسلامی احزاب آزادند. هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد آزاد است؛ اما ما اجازه توطئه گری و فریب کاری نمی دهیم.»
احزاب و گروه ها تنها در صورتی می توانند آشکارا فعالیت کنند که عقاید و نظرهای خود را صریحاً بیان کنند و با منطق و استدلال به گفت و گو با دیگران بپردازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات