الف) نگاه آمریکایی:
1- آمریکا در عرصه داخلی با اهداف و چالش های بسیاری مواجه است که استمرار آن می تواند به تشدید ناکامی های اوباما منجر شود. بحران شدید اقتصادی و ناتوانی دولت در حل آن، ضعف های امنیتی و شکست دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی برای مقابله با موج گسترده ناامنی ها، تلاش دولت اوباما برای تمدید و گسترش حالت فوق العاده جهت قانونی شدن دخالت دستگاه های اطلاعاتی در زندگی شخصی افراد، اجرای طرح تشدید نظارت ها در فرودگاه ها برای مسافران نظیر نصب اسکنرهای بدن نما در فرودگاه ها، اجرای طرح محدودسازی بیشتر مسلمانان که با ارائه طرحی از سوی برخی سناتورها به کنگره پیگیری می شود، اجرای قوانین جدید مهاجرت که به نقض آشکار حقوق آنها منجر می شود و... از جمله مسائل مطرح در عرصه داخلی آمریکا است. هر چند که انتشار اخباری مانند بمب گذاری در نیویورک در مرحله نخست، نشانه ضعف و ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت است اما در نهایت می تواند ابزاری برای انحراف افکار عمومی از بحران های داخلی آمریکا و توجیه برخی اقدامات امنیتی در حوزه داخلی به ویژه کاهش آزادی های فردی و حقوق شهروندی باشد.
2- تقارن این بمب گذاری با ادعاهای آمریکا در زمینه تروریسم هسـته ای در راهبرد جدید هسته ای آمریکا که در نشست امنیت هسته ای واشنگتن(23و24 فروردین) و سپس نشست بازنگری ان پی تی مورد تأکید قرار گرفت از نکات قابل توجه است. با توجه به اینکه آمریکا فیصل شهرزاد را از اعضای طالبان و از اتباع پاکستان به عنوان یکی از دارندگان سلاح هسته ای معرفی کرده است، این سناریو مطرح است که آمریکا با این اقدام به دنبال توجیه راهبرد هسته ای خود مبنی بر آغاز جنگ طلبی های جدید آمریکا در عرصه جهانی برای مقابله با تهدیدات هسته ای در جهان است.
3- سیاست خارجی آمریکا نشانگر تشدید تحرکات آنها برای ادامه جنگ در افغانستان و گسترش دامنه آن به پاکستان است. آمریکا در حالی این طرح را پیگیری می کند که در عرصه داخلی با مخالفت های شدیدی مواجه است، در عرصه جهانی نیز دیگر کشورها با آمریکا همراهی نکرده و به مقابله با آن روی آورده اند، آمریکا برای گسترش دامنه جنگ در منطقه، به بهانه های جدید نیاز دارد و در نهایت آمریکا از نقش پاکستان در پایان دادن به بحران افغانستان آگاه است و خواستار همسویی این کشور با اهداف خود در افغانستان می باشد. با توجه به این تحولات آمریکا با تشدید تقابل با پاکستان، سعی در توجیه ادامه جنگ در افغانستان و حتی توسعه آن به خاک پاکستان را دارد. در این میان واشنگتن برای همسو ساختن پاکستان با سیاست های منطقه ای خود با محوریت تشدید حملات ارتش پاکستان به مناطق طالبان نشین، سکوت در برابر عملیات های نظامی آمریکا در خاک پاکستان که صدها غیر نظامی را به کام مرگ کشانده است، دور شدن پاکستان از توسعه روابط با همسایگان به ویژه ایران و چین و... تشدید تقابل با اسلام آباد را در پیش گرفته است. آمریکا در کنار اهرم تهدید، به ابزار پاداش نیز متوسل شده که اعلام اعطای کمک 5/5 میلیارد دلاری به پاکستان برای مبارزه با تروریسم و نیز تأکید بر پایبندی به قراردادهای نظامی در این چارچوب است.
ب) نگاه پاکستانی:
هر چند آمریکا به رغم تقابل با پاکستان، همچنان بر نقش اسلام آباد در استراتژی آمریکا تأکید دارد اما پاکستان روند کنونی تحولات را مغایر با اهداف داخلی و جهانی خود می داند.
آنها ادعاهای آمریکا در زمینه نقش این کشور در ناآرامی های داخلی آمریکا را عاملی برای تشدید دخالت های واشنگتن در امور داخلی خود به ویژه تشدید حملات اشغالگران افغانستان به مناطق مرزی می دانند که خشم و انزجار مردم را به همراه دارد. از سوی دیگر پذیرش خواست آمریکا مبنی بر سرکوب گسترده طالبان به تقابل بیشتر گروه های قبایلی با اسلام آباد می انجامد که حاصل آن نیز تشدید ناآرامی ها و تحرکات تروریستی خواهد بود. حاصل تمام این تحولات برابر با بحرانی شدن فضای امنیتی و سیاسی اسلام آباد است. از سوی دیگر ادعاهای آمریکا، به تخریب جایگاه منطقه ای و جهانی پاکستان منجر می شود. با توجه به این مسائل، پاکستان در کنار ادامه همراهی با آمریکا در مبارزه با تروریسم هر گونه ادعا مبنی بر نقش اتباع این کشور در ناآرامی ها آمریکا را مردود دانسته و خواستار پایان اتهام زنی آمریکا شده است. آمریکا با ادعای بمب گذاری در خطوط هوایی دیترویت-آمستردام (اول ژانویه 2010) حضور نظامی در یمن را اجرایی کرد و اکنون اسلام آباد از تکرار این مسئله در پاکستان ابراز نگرانی می کند.
در مجموع، در باب تقابل های ایجاد شده میان پاکستان و آمریکا می توان گفت که این تقابل ها برگرفته از برخی تحرکات مشکوک آمریکا برای توجیه برخی سیاست های داخلی و جهانی اش است که محوریت آن را بالا بردن فضای امنیتی داخل آمریکا و جنگ طلبی در خارج تشکیل می دهد. در این میان تأکید پاکستان بر حفظ استقلال و عدم پذیرش سلطه طلبی آمریکا به چالشی برای آمریکا مبدل شده که در نهایت می تواند به عقب نشینی این کشور از اتهامات وارده به پاکستان و بسنده کردن به اصل لزوم همگرایی پاکستان با طرح مبارزه با تروریسم آمریکا منجر شود.