صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۴۴۴۰۵

آیا جز این است؟!


بصیرت:این گلایه را همه و همه شنیده ایم. بارها هم شنیده ایم و بازهم- محتمل- خواهیم شنید که؛ «چرا بیگانگان هویت ایرانی مشاهیر تاریخ ایران را سلب می کنند و هویت و تبار سرآمدان علم و فرهنگ و هنر ایران زمین را نسبت به خود می سازند؟»
گلایه بجایی است.
خیلی دور نیست، هنگامی که اغیار، ابوریحان و ابوعلی سینا، رودکی و نظامی و... را غیرایرانی معرفی کردند. آنان را ستودند و «خودی» دانستند و مجلس و یادمان و یادکردی به نام نامی آن فرهیختگان و بلندمرتبه گان به پا ساختند.طبیعی است اغیار رسم جوانمردی را پایمال کنند. از آیین مهر و حق گرایی سر بپیچانند و گزافه گویند و «هویت» سلب سازند. ماهیت و پیشینه جعل کنند. تاریخ ببافند و به کیسه و توبره این و آن، ناخنک زنند و اندیشه بدزدند. چون اغیار «جاعل و سارق»، چیزی ندارند که بدان ببالند و پرچم غرور و شکوه برافرازند و پایکوبان «نام» خویش بلند نمایند!
و چه تاریخ و فرهنگی غنی تر از تاریخ و فرهنگ ملک ایران! «مجاورت فرهنگی و جغرافیایی»، زمینه ای مناسب است که برخی اغیار به دور از راستی و انصاف و جوانمردی، یک مسلمان ایرانی را «غیر» معرفی کنند و «دین» و «نام» و «کردار» و موقعیت زیستی او را شاهد ادعای سخیف و البته کلافه کننده خود قرار دهند.بی تردید از اغیار «ناجوانمرد» نباید انتظار جوانمردی داشت. در این میان، مهم واکنش من و شمایی است که کاملاً مدعی هستیم. مدعی هستیم ایران را دوست داریم، به هویت مان عشق می ورزیم، ریشه ها و آسمان اندیشه ها و ارزش های ساحت و سرزمین مان را پاس می داریم و...!
ما چه کردیم؟!
آیا مای مدعی آیا خود سرآمدگان فرهنگ و هنر و علم کشورمان را به درستی شناسایی کرده ایم، شناخته ایم، باورشان کردیم و در مسیر شناساندن آنها و پاسداشت فضایل و مرتبت و آثارشان قدمی برداشته ایم!من می گویم نه! و بر این «نه» پافشاری می کنم!
دستگاه های دولتی را فراموش کنید!
سازمان میراث فرهنگی و غیره، کار خود را می کنند. اصلاً فرض کنیم آنها کار و وظیفه خود را انجام نمی دهند. خب ندهند. اگر من و شما کار خود را خوب انجام بدهیم و وظیفه خود را به درستی ایفا کنیم، مگر ممکن است آنها بتوانند وظیفه خود را انجام ندهند.
حالا چرا ما متهم به کم کاری و اهمال هستیم؟!
چه تعداد از آدم های دور و برما با مفاخر فرهنگی و هنری و ادبی و علمی آشنایی کامل دارند. نه کامل، آشنایی نسبی دارند؟ در رفتار چند درصد از آنان- مثلاً- جلوه ای از تربیت برگرفته از ادبیات غنی فارسی تجلی دارد؟
به گفتار روزانه و روزمره برخی دقت کنیم. اصلاً فارسی را درست حرف نمی زنند. بیچاره یک خارجی که «کمی تا قسمتی» فارسی می داند و می فهمد. چقدر باید با خودش کلنجار برود که معانی برخی واژه ها را که نجویده به زبان آورده می شود، افعال نابجا و غلطی که به کار می رود و جملات بدی که ساخته می شود را بفهمد! خوب با این وصف؛ تزئین گفتار به گل و بار ادبیات فارسی، توقعی بیهوده نمی نماید؟!وقتی ادبیات «مسئله» و دغدغه و «دلمشغولی» نباشد نتیجه اش این است که تربیت، گفتار و رفتار در نسبتی- حداقلی- با ادبیات قرار می گیرد، در فاصله با فرهنگ ملی و دینی واقع می شود، جایی برای ازخودبیگانگی باز می گردد وبه طور طبیعی زمینه و جرأت اغیار برای سرقت گنجینه ادبیات ملی و مصادره مفاخر فرهنگی و هنری و علمی ما، فراهم می شود. آیا جز این است؟!
پژمان کریمی

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات