بصیرت:نمیدانم تا چه حد در جریان مطلب نادرستی که اخیراً در یک نشریه داخلی دانشگاهی درج شده است، هستید؟ معترضان و منتقدان عصبانی کار را به جایی رساندهاند که بعضی از بزرگان حوزه نیز در قبال این اتفاق تاسفبار که ناشی از ناآگاهی و غفلت دستاندرکاران نشریه بوده است، واکنش نشان دادهاند. حتما به یاد دارید، پیش از این نیز به دفعات چاپ پارهای از مطالبی که شائبه توهین به مقدسات را داشتهاند، موجی از خشم و اعتراض را در جامعه موجب شدهاند و اقشار گوناگون مردم، مراجع سیاسی، فرهنگی و بعضاً قضایی موضعگیری صریحی از خود نشان دادهاند. در واقع استعداد کشف خطا اعم از سهوی یا عمدی، سرعت عمل، واکنش یکپارچه در برابر واقعهای ناخوشایند و اتفاق نظر اغلب معترضان در محکومیت عمل خاطیان، از جمله ویژگیهای استثنایی جامعه ما به شمار میرود به طوری که در اثر تکرار اینگونه اقدامات به میزان شگفتانگیزی در انجام آن مهارت کسب کردهایم. اما در نقطه مقابل چنانچه اقدام شایسته و حسنهای را نظارهگر باشیم، تا چه حد حاضریم در پژواک و بزرگنمایی آن بکوشیم و دیگران را نیز با خود همراه کنیم؟ آیا حاضریم برای تشویق و تقدیر مرتکبان عمل صالح، موجی ایجاد کنیم و درصدد جلب توجه گروههای مرجع جامعه برآییم و تایید و همدلی آنها را از آنچه ما نیکو یافتهایم، در کوی و برزن جار بزنیم؟ واضحتر بگویم در گرماگرم موجی که برای مذمت آثار سطحی و نازل سینمایی ایجاد شده و همگان را فرض بر این است که استحبابا چیزی را فروگذار نکنند و به تخطئه یک جای سینما و سینماگر مبلغ ابتذال همت گمارند و برگی را بر دفتر اظهاراتی از این دست بیفزایند به یادم آمد، در آیین اهدای جوایز جنبی بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر از قضا فیلم «طلا و مس» به مذاق بسیاری از جمله دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم بسیار خوش آمد و این نهاد تا آنجا که در توان داشت احساسات پاک خود را به ضمیمه هدایایی نثار گروه سازنده فیلم کرد. از آن روز حدود 4 ماه گذشته است و اینک در گرد و غبار برخاسته از توفان محکومیت فیلم مبتذل، آثاری چون «طلا و مس» و «کودک و فرشته»، ظاهرا محکومند که دیده نشوند تا مبادا این استثنائات، قاعده عمومی حاکم بر سینمای این سالها را بر هم زنند و خرق عادت کنند!. کارگردان «طلا و مس» مبهوت از واکنش سردی که در برابر اکران فیلم میبیند،گلایهمندانه میگوید مثل اینکه قرار بر این بوده که فقط عدهای با این فیلم (شریف) عکس یادگاری بگیرند و در زمان کمک، دست رد بر سینهاش بزنند یا بیتفاوت از کنارش بگذرند. از سوی دیگر فروش فیلم «کودک و فرشته» به قدری نیست که حتی نیمی از هزینههای پخش فیلم را جوابگو باشد. میاندیشم همه نهادها و تشکلهایی که به وقت بروز وقایعی تلخ و ناخوشایند، قوای خود را برای بیدار کردن مردم و همراه ساختن آنها به کار میگیرند، الان کجا هستند؟ چرا آنهایی که انشاءالله خیرخواهانه در نفی و نقد سینمای مبتذل گریبان چاک میکنند، آدرس سینما و فیلمهایی از نوع «طلا و مس» یا «کودک و فرشته» را به ره گمکردگان نمیدهند؟ سزاوار نیست، گروههای مرجع و مورد اعتماد آحاد مردم، مهر تایید بر چنین کارهایی مقبولی زنند و دست نوازش و مهری بر سر سازندگان این آثار بکشند؟ عدم حمایت بموقع و موثر از فیلمهای خوب به هر شکل ممکن، جز اینکه راه تولید و نمایش آثار سطحی و محض سرگرمی یا خنده را هموار میسازد، یک نتیجه ضمنی دیگر را برای عوامل متعهد سینما به همراه دارد و آن اینکه سوار بر موج فیلمهای عامهپسند، آنها نیز سهم خود را از گیشه طلب کنند! هنوز فرصت باقی است. اگرچه «کودک و فرشته» معصومانه و در عین مظلومیت بر پرده سپید سینماها چند روزی بیشتر میهمان ما نبود، اما هنوز دیر نشده است. اجازه ندهیم و نگذاریم به این زودیها فروش فیلم «طلا و مس» به کف تعیین شده سقوط کند. در عمل نشان دهیم فقط مخالفخوان نیستیم و قادریم تا مس فرصتها را به موقعیتهایی طلایی و زرین بدل سازیم؛ چنین کنند بزرگان/ چو کرد باید کار.
مدیرکل دفتر همکاریهای سمعی و بصری
و نمایش خانگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سعید رجبیفروتن*