بصیرت:علاوه بر آنکه تکنولوژی موجود امتحان خودش را داده است، سلسله مراحلی را از سر گذرانده و چالشهایی را پشت سر گذاشته است. این یک راه آسفالتشده کاملا روشن و شناختهشده و علامتگذاری شدهای است که شما این راه را باید طی کنید و اگر این راه را طی کنید از یک سلسله مقدورات و امکاناتی برخوردارید که دیگران تجربهاش را پشت سر گذاشتهاند بنابراین، این جاده همواری است که بشر قرنها آن را تجربه کرده است. شما اگر بخواهید راه جدیدی را در عرصه تکنولوژی بروید که یک راه نرفته و تجربه نشده است قطعا با یک امتحانات و چالشهای سنگین روبه رو خواهید بود، علاوه بر اینکه مقدورات چنین چیزی را ندارید و دنیای مدرن اجازه چنین کاری را به شما نخواهد داد. این یک سلسله مبانی عملی است که پیش رو طرح میکنند. از نظر ارزش هم مهمترین مساله این است که مدعی هستند تکنولوژی مدرن هیچ بار ارزش خاصی ندارد، یعنی اینطور نیست که تکنولوژی با خودش فرهنگ، ارزش و اعتقادات خاصی را به دنبال بیاورد بلکه از این ناحیه پدیدهای خنثی است. شما هستید که در عمل به آن بار ارزشی میدهید و آن را در مسیر خاص و برای اهداف خاص به کار میگیرید. البته گروهی که اندیشه دوم را ندارند، متوجه هستند که تکنولوژی مدرن، فرهنگ و اخلاق خودش را میآورد و بر فرهنگ و اخلاق زیباشناسی و دیگر شئون حیات اجتماعی تأثیرگذار است. اینها معتقدند وقتی تکنولوژی مدرن میآید بافت نیروی انسانی را همراه با خودش تغییر داده و اندیشهها و رفتار انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. متوجه این نکته هستند، اما فقط به این ضرورتها تکیه میکنند. میگویند شما ناچار در تبعیت از این تکنولوژی هستید، علاوه بر اینکه میدانید بعضیها چون در دین حداقلی هستند یا به دینی معتقد نیستند، معتقدند، این ارزشهایی که تکنولوژی مدرن به دنبال خود میآورد ارزشهای بدی نیست. چه اشکالی دارد این ارزشها هم وارد فضای جامعه ما شود. پس میان اینها باید تفکیک کنیم. گاهی بحث بر سر این است که آیا تکنولوژی مدرن حامل ارزش و فرهنگ و مبانی نظری خاصی است و وقتی وارد جامعهای میشود با خودش فرهنگ و اخلاق خودش را میآورد یا نه؟ آیا تکنولوژی صرفا یک پدیده خنثایی است که در اختیار شما قرار میگیرد و شما هستید که از آن استفاده میکنید یا وقتی میآید اقتضائات خودش را بر شما تحمیل میکند؟ اساسا تکنولوژی اقتضایی دارد یا نه؟ این اقتضا، اقتضای فرهنگی و ارزشی خاصی است، میشود بار ارزشی روی آن گذاشت و گفت، از نظر ارزشی یک تکنولوژی مطلوب یا منفی است یا نه بار ارزشی ندارد؟ این یک مساله است. مساله دیگر این است که حالا بر فرض اینکه تکنولوژی یکبار ارزشی منفی داشته باشد، آیا شما چارهای در مقابل تکنولوژی مدرن جز تسلیم شدن دارید یا نه؟ گروهی هستند که معتقدند تکنولوژی بار ارزشی خاص خودش را دارد ولی مطلوب است و باید آن را به رسمیت بشناسید، ارزشهایی هم که به دنبال خودش میآورد، ارزشهای مطلوبی است. دین هم به این عرصهها اصلا کاری ندارد. عرصه حیات اجتماعی بشر عرصه دین نیست. در مقابل گروهی معتقدند، تکنولوژی اصولا ارزش خاصی را با خودش نمیآورد. یک ابزار خنثایی است، بار ارزشی خاصی ندارد، کارآمدیهایی را در اختیار شما قرار میدهد و شما میتوانید آن را در مسیر ارزشهای خودتان استخدام کنید. گروهی هم معتقدند که خیر، بار ارزشی خاصی دارد و آن هم منفی است ولی شما در مقابل یک امر قاهری واقع شدهاید که چارهای جز تبعیت از آن ندارید. رویکرد دیگر آن است که تکنولوژی بار ارزشی خاصی ندارد ولی اقتضائات خاص خودش را دارد که شما باید تلاش کنید تکنولوژی مدرن را با اقتضائات اقلیمی و فرهنگی خودتان هماهنگ کنید. نگاه دیگر هم این است که تکنولوژی بار ارزشی و فرهنگی خاص خودش را دارد و این بار ارزشی هم بار ارزشی مثبت نیست و به همین دلیل شما باید تکنولوژی را در یک فرآیند تکنولوژی مدرن منحل کنید.
علاوه بر آنکه تکنولوژی موجود امتحان خودش را داده است، سلسله مراحلی را از سر گذرانده و چالشهایی را پشت سر گذاشته است. این یک راه آسفالتشده کاملا روشن و شناختهشده و علامتگذاری شدهای است که شما این راه را باید طی کنید و اگر این راه را طی کنید از یک سلسله مقدورات و امکاناتی برخوردارید که دیگران تجربهاش را پشت سر گذاشتهاند بنابراین، این جاده همواری است که بشر قرنها آن را تجربه کرده است. شما اگر بخواهید راه جدیدی را در عرصه تکنولوژی بروید که یک راه نرفته و تجربه نشده است قطعا با یک امتحانات و چالشهای سنگین روبه رو خواهید بود، علاوه بر اینکه مقدورات چنین چیزی را ندارید و دنیای مدرن اجازه چنین کاری را به شما نخواهد داد. این یک سلسله مبانی عملی است که پیش رو طرح میکنند. از نظر ارزش هم مهمترین مساله این است که مدعی هستند تکنولوژی مدرن هیچ بار ارزش خاصی ندارد، یعنی اینطور نیست که تکنولوژی با خودش فرهنگ، ارزش و اعتقادات خاصی را به دنبال بیاورد بلکه از این ناحیه پدیدهای خنثی است. شما هستید که در عمل به آن بار ارزشی میدهید و آن را در مسیر خاص و برای اهداف خاص به کار میگیرید. البته گروهی که اندیشه دوم را ندارند، متوجه هستند که تکنولوژی مدرن، فرهنگ و اخلاق خودش را میآورد و بر فرهنگ و اخلاق زیباشناسی و دیگر شئون حیات اجتماعی تأثیرگذار است. اینها معتقدند وقتی تکنولوژی مدرن میآید بافت نیروی انسانی را همراه با خودش تغییر داده و اندیشهها و رفتار انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. متوجه این نکته هستند، اما فقط به این ضرورتها تکیه میکنند. میگویند شما ناچار در تبعیت از این تکنولوژی هستید، علاوه بر اینکه میدانید بعضیها چون در دین حداقلی هستند یا به دینی معتقد نیستند، معتقدند، این ارزشهایی که تکنولوژی مدرن به دنبال خود میآورد ارزشهای بدی نیست. چه اشکالی دارد این ارزشها هم وارد فضای جامعه ما شود. پس میان اینها باید تفکیک کنیم. گاهی بحث بر سر این است که آیا تکنولوژی مدرن حامل ارزش و فرهنگ و مبانی نظری خاصی است و وقتی وارد جامعهای میشود با خودش فرهنگ و اخلاق خودش را میآورد یا نه؟ آیا تکنولوژی صرفا یک پدیده خنثایی است که در اختیار شما قرار میگیرد و شما هستید که از آن استفاده میکنید یا وقتی میآید اقتضائات خودش را بر شما تحمیل میکند؟ اساسا تکنولوژی اقتضایی دارد یا نه؟ این اقتضا، اقتضای فرهنگی و ارزشی خاصی است، میشود بار ارزشی روی آن گذاشت و گفت، از نظر ارزشی یک تکنولوژی مطلوب یا منفی است یا نه بار ارزشی ندارد؟ این یک مساله است. مساله دیگر این است که حالا بر فرض اینکه تکنولوژی یکبار ارزشی منفی داشته باشد، آیا شما چارهای در مقابل تکنولوژی مدرن جز تسلیم شدن دارید یا نه؟ گروهی هستند که معتقدند تکنولوژی بار ارزشی خاص خودش را دارد ولی مطلوب است و باید آن را به رسمیت بشناسید، ارزشهایی هم که به دنبال خودش میآورد، ارزشهای مطلوبی است. دین هم به این عرصهها اصلا کاری ندارد. عرصه حیات اجتماعی بشر عرصه دین نیست. در مقابل گروهی معتقدند، تکنولوژی اصولا ارزش خاصی را با خودش نمیآورد. یک ابزار خنثایی است، بار ارزشی خاصی ندارد، کارآمدیهایی را در اختیار شما قرار میدهد و شما میتوانید آن را در مسیر ارزشهای خودتان استخدام کنید. گروهی هم معتقدند که خیر، بار ارزشی خاصی دارد و آن هم منفی است ولی شما در مقابل یک امر قاهری واقع شدهاید که چارهای جز تبعیت از آن ندارید. رویکرد دیگر آن است که تکنولوژی بار ارزشی خاصی ندارد ولی اقتضائات خاص خودش را دارد که شما باید تلاش کنید تکنولوژی مدرن را با اقتضائات اقلیمی و فرهنگی خودتان هماهنگ کنید. نگاه دیگر هم این است که تکنولوژی بار ارزشی و فرهنگی خاص خودش را دارد و این بار ارزشی هم بار ارزشی مثبت نیست و به همین دلیل شما باید تکنولوژی را در یک فرآیند تکنولوژی مدرن منحل کنید.
تحلیل تکنولوژی
در برخورد با تکنولوژی نه میشود سطحیانگاری کرد؛ بگوییم وارد مباحث پایه نشوید، اینها یک سلسله مباحث نظری است و نه میشود وقتی از مباحث پایه شروع میکنید، صرفا ناظر بر سلسله مباحث نظری باشید که معطوف به عمل نیست. در تحلیل تکنولوژی شما هم باید به مفاهیم بنیادین بپردازید، تکنولوژی را از مفاهیم بنیادین آغاز کنید و هم مفاهیم بنیادیتان ناظر بر عمل باشد، یعنی ناظر بر چگونگی و رشد تکنولوژی و چگونگی تبدیل و ایجاد تحول در تکنولوژی و امثال اینها باشد، بنابراین اینکه برخی گفتهاند به بحثهای پایهای نباید پرداخت یا بحثهای پایهای را بعضی دیگر به عکس در یک سلسله بحثهای نظری محض خلاصه کردهاند که معطوف به عمل نیست و ثمره عملی برای ما ندارد، به ما توان عملی برای موضعگیری در مقابل تکنولوژی موجود و قدرت ایجاد فناوری جدید نمیدهد و این 2 نظریه هر دو نقص دارند. بحث در تکنولوژی را از مفاهیم بنیادین آغاز کنیم، حتما باید گرایش و نگاه ما به بحث و شکل بحث به گونهای باشد که معطوف به عمل باشد، یعنی ناظر به شدن و تغییر عینی و ناظر به تحولات عینی و مکانیزم پیدایش و تغییرات تکنولوژی باشد. بر این اساس آنچه منظور نظر ما است از پیشینه بحث روشن شد.
ناکارآمدی تکنولوژی مدرن
حجتالاسلام سیدمحمدمهدی میرباقری