صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۴۴۵۳۴

احساس لذت و آرامش در محیط کار


بصیرت:مفهوم کیفیت زندگی به دوران ارسطو در 385 سال قبل از میلاد برمی‌گردد. در آن دوران ارسطو «زندگی خوب» یا «خوب انجام دادن کارها» را به معنی شاد بودن در نظر می‌گرفت، اما در عین حال به تفاوت مفهوم شادی در افراد مختلف می‌پرداخت و معتقد بود سلامتی که باعث شادی در یک فرد بیمار می‌شود، با ثروتی که فرد فقیری را شاد می‌کند، یکسان نیست. به طور مشخص به اعتقاد ارسطو، شادی نه تنها برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد، بلکه برای یک فرد نیز در شرایط متفاوت معنی یکسانی نخواهد داشت. واژه کیفیت زندگی نخستین بار در سال 1920 در کتاب «اقتصاد و رفاه» مورد استفاده قرار گرفت. در این کتاب به موضوع حمایت دولتی از اقشار پائین و تأثیر آن بر زندگی آنها و سرمایه‌های ملی پرداخته شده است. این مطلب تا بعد از جنگ جهانی دوم مسکوت ماند تا این که در اثر دو حادثه مهم مورد توجه قرار گرفت؛ اول آن که سازمان جهانی بهداشت تعریفی از سلامت منتشر کرد که شامل سلامت جسمی، روانی و اجتماعی بود. این امر منجر به بحث گسترده‌ای درباره سلامت و چگونگی اندازه‌گیری آن شد. دومین اتفاق، وجود نابرابری‌های گسترده اجتماعی در جوامع غربی و سایر کشورها به دنبال پیامدهای جنگ جهانی و پیشرفت در زمینه علوم انسانی و علوم تجربی بود که موجب افزایش فعالیت‌های اجتماعی و در نتیجه ابتکارات سیاسی شد. به مرور زمان محققان متوجه شدند که کیفیت زندگی می‌تواند یکی از پیامدهای پراهمیت در ارزیابی‌های سلامت باشد، چنانچه تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت نیز بر این نکته تأکید دارد.
امروزه از مفهوم کیفیت زندگی در اندازه‌گیری کارایی درمان‌ها، داروها، جراحی‌ها و بررسی‌های شاخص‌های سلامت استفاده می‌شود. یکی از شاخص‌های مربوط به کیفیت زندگی، بهداشت روانی در محیط کار است.
بهداشت روانی در محیط کار یعنی سالم‌سازی فضای روانی کار به نحوی که هیچ یک از کارکنان به علت عوامل موجود در سازمان گرفتار اختلالات روانی نشوند و هر یک از کارکنان از این‌که در سازمان محل کار خود به فعالیت اشتغال دارند احساس رضایت کنند و علاقه‌مند به ادامه کار در آن باشند. همچنین هر یک از کارکنان نسبت به خود، رؤسا، همکاران و به طور کلی به جهان اطراف خود و بخصوص نسبت به جایگاه خود در سازمان احساس مثبتی داشته باشند و قادر به ایجاد روابط مطلوب با محیط کار و عوامل موجود در آن باشند. بنابراین می‌توان گفت یکی از نقش‌های مهم و اساسی هر مدیر لایق و کاردان، تأمین بهداشت روانی کارکنان با رعایت اصول بهداشت روانی در سازمان متبوع خود از جمله، ایجاد جو صمیمیت، همدلی، صداقت، همکاری و احترام متقابل در میان کارکنان، پرهیز از اعمال روش‌های مبتنی بر زور و اجبار در محیط کار، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان و فراهم ساختن رشد و شکوفایی این استعدادها در حد توان و امکانات سازمان و پرهیز از قضاوت‌های کورکورانه و مبتنی بر پیشداوری درباره کار و رفتار کارکنان سازمان است چرا که استرس و نگرانی‌های افراد نسبت به کار، خانواده و نگرانی‌های مادران کارمند نسبت به وضع کودکان خود، وضع اقتصادی، انتظارات سازمان از کارمندان و... همگی موجب می‌شود فرد از بامداد تا شامگاه همواره دچار هیجان‌ها، تنش‌ها، نگرانی‌ها و امیدهای گوناگونی باشد که گاه با ظرفیت بدنی، عصبی و روانی وی متناسب نیست. این امر افراد و سازمان را دچار مشکلات عدیده خواهد کرد.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات