این روزها،اصفهان میزان ۳۰۰نفر از جانبازان شیمیایی شرکتکننده در همایش پزشکی فرهنگی جانبازان کشور است.
اینان کسانیاند که جزو جانبازان شدید ریوی محسوب میشوند که از طریق گاز خردل به کار گرفته شده توسط رژیم ساقط شده بعث عراق، بسختی مصدوم شدهاند.
هتل "عباسی" اصفهان محل استقرار این جانبازان ، که بطور معمول، پذیرای توریستهای خارجی یا آدمهای اتوکشیده وطنی است،این روزها میزبان کسانی است که با ظاهری ساده ، اما قلبی مالامال از عشق به وطن،اغلب درد مشترک دارند.
این ۳۰۰تن شامل رزمندگان دوران دفاع مقدس یا شهروندان غیرنظامی کشورند که قربانیان کاربرد گاز خردل توسط رژیم ساقط شده بعث عراق هستند.
تشخیص آنها از دیگران در این هتل معروف اصفهان، کار نسبتا" سادهای است.
بسیاری از آنها به پشت خود مخازنی نصب کردهاند که از طریق شیلنگ متصل به آن، اکسیژن موردنیاز را به ریههای بیمارشان، هدایت میکنند.
در عین حال، اغلب آنان یک مشخصه بارز دیگر نیز دارند و آن موج سرفههایی است که به صورت لجام گسیخته، آنها را در چنبره کلافهکننده خود گرفتار کرده است.
گاه در محفل چندنفره آنها، صدای شلیک سرفهها از همه سو برمیخیزد و آمیزه تندر اصوات آنها ، از فاجعهای به بزرگی "جنایت علیه بشریت" خبر میدهد.
چهرههای نزار و رنگ پریده،جسمان تکیده و بیرمق،خس خس تند سینهها، چشمان گود افتادهای که از تابش نور گریزان است، پوستهای کش آمده و چروکی که جای نیشتر تاولها،روی آنها پدیدار است،ضعف عمومی و ناتوانی درحرکت یا استفاده مدام از اسپریهای رنگ و وارنگ ایرانی و خارجی ازدیگر علایم جماعتی است که "خردلیها" با حضورشان در این مکان، روی افسونگری نقش و نگارها ، تابلوهای خوشفام نقاشی، انوار آینهکاریها و خطوط گچبریهای رازگون هتل عباسی اصفهان سایه انداختهاند.
به گزارش ایرنا، بنیاد شهید و جانبازان، این پاکبازان گمنام را از اقصی نقاط کشور در اصفهان گرد آورده است تا آنها را در کمیتههای تخصصی تحت معاینات پزشکی قرار دهد.
آنان در این مکان از نظر " ارزیابی تخصصی داخلی"،"پوست"، " روانشناسی"، "دموگرافی"،"روانپزشکی کیفیت زندگی جانباز"،"تست ریه"،"ارزیابی تخصصی تست چشم"، "تست بادی"، "پلاتیسمو گرافی"،"ابتومتری"و"انجام معاینات داخلی" تحت معاینه متخصصان قرار میگیرند.
برگزاری این همایش، این روزها،دوباره موضوع جنگ و جنایات رژیم سفاک صدام علیه بشریت را دراصفهان زنده کرده و رنگ وبوی دوران دفاع مقدس را در شهری که بیشترین شهید کشور( ۲۳هزار نفر) را در کارنامهاش دارد، پراکنده است.
اینان، قربانیان تاتاریسم عصر نوینیاند که خشاب افکار نفتالینیشان را در قالب گلولههای حاوی گازهای خردل ، اعصاب و سیانور به دست دیکتاتور معدوم بغداد بر سر شهروندان و رادمردان ما در شهرها، دهکدهها و آوردگاههای نبرد فرو ریختند و اینچنین، ناجوانمردانه، آنها را برای همه عمر، گرفتار عذاب جسمی کردهاند.
اینک حدود ۲۰سال از دوران جنگ تحمیلی گذشته است اما این عده هنوز گرفتار آثار جانکاه جنگاند و تا آخر عمر نیز باید با این وضعیت نزار خود بسوزند و بسازند.
اغلب میهمانان حاضر در هتل عباسی، افراد میانسال و مسنی هستند که یا در مقام دفاع از کشورشان مصدوم شدهاند یا شهروندان عادیند که آماج حملات دشمن قرار گرفتهاند،بااین حال،تعدادی جوان نیز در میان این عده مشاهده میشوند که دردوران طفولیت مورد اصابت بمبهای شیمیایی دشمن قرارگرفتهاند و هماینک در عنفوان شباب گرفتار عوارض پایان ناپذیر زندگی خردلاندود، خودند.
"ناهید"،دختر سردشتی که در هفت روزگی آماج حملات شیمیایی میگهای دشمن شده ، قربانی ۲۱ساله ۷۰درصدی است که باید در بقیه عمرش تاوان جنایت سفاکانی را پس بدهد که او را بیهیچ گناهی، به چنین روز سیاهی نشاندهاند.
آرزوی این دخترک معصوم و نجیب کرد، فراگیری هنر نقاشی است تا در پرتو آن بتواند روی زلال بوم خیالهای دور و درازش ، بهترین و دلاراترین آرزوهایش را بکشد.
مشکلات اغلب جانبازان شیمیایی یکسان است و اکثر آنها درد مشترک دارند.
با وجود زندگی سخت و جانکاه"زیست خردلی" این ۳۰۰نفر، مناعت طبع و کرامت نفس آنها آنچنان است که کمتر دغدغههای رفاهی یا مالی دارند با این حال ، وجود برخی کاستیهای درمانی یا دارویی بویژه برای جانبازان سردشتی ، قابل انکار نیست.
جانبازان این دیار امثال"حسین خدریان"،" رحمان چاوشینی"، یوسف عزیز پور" و "حسن فتاحی"از نبود پزشک متخصص و کمبود برخی از داروها در دیار شیمیایی شده سردشت و دردسر سفر همیشگیشان به شهر ارومیه برای دسترسی به امکانات درمانی مورد نیاز گلهمندند.
به گزارش ایرنا،شهر سردشت و چند روستای اطراف آن مقارن ساعت ۱۶/۱۵دقیقه روز هفتم تیرماه سال ۱۳۶۶توسط هواپیماهای رژیم بعث عراق مورد اصابت بمب های حاوی گاز کشنده خردل قرار گرفت.
براثر این جنایت ددمنشانه تاکنون ۱۱۳نفر از شهروندان سردشتی( ۱۰۳نفر در بدو حادثه و ۱۰نفر از بعد از آن تاریخ) به شهادت رسیدهاند و هشت هزار و ۵۰۰نفر نیز مصدوم شدهاند.
همچنین شمار دیگری از جانبازان سردشتی نظیر " حاجی حسن فتاحی" جانباز۷۰ درصد از اینکه بعد از گذشت ۱۵سال آزگار هنوز بیمارستان ۶۴تختخوابی این شهر که شدیدا"مورد نیاز اهالی منطقه بخصوص مصدومان شیمیایی است، به بهره برداری نرسیده است، شکوه میکند.
در این میان، برخی از خویشان جانبازان سردشتی که مدعی مصدومیت در جریان بمباران هفتم تیرماه سال ۶۶و ابتلا به عوارض ناشی از گاز خردل هستند، نیز از اینکه تاکنون جانباز محسوب نشدهاند و از خدمات مورد نیاز نیز محرومند، آزرده خاطرند.
"رابعه گوهری" همسر جانباز ۶۰درصد "عبدل قادری" و "لقمان چاوشینی" فرزند جانباز ۷۰درصد"رحمان چاوشینی" در زمره این عدهاند.
غیراز مسائل نسبتا" مشابه سردشتیها ، جانبازان شیمیایی سایر شهرها نیز مشکلات خاص خود را دارند،مثلا "حمید عبد یزدان"،جانباز ۳۸ساله اصفهانی که به خاطر عفونت پاهایش روی صندلی چرخدار نشسته است، آنقدر گرفتاری دارد که عوارض شیمیایی، تنها بخشی از آن است.
او که دو فرزند ۷و ۱۱ساله دارد و از بد حادثه همسرش را در جریان حریق خانهاش ازدست داده، هماینک به عفونت شدید دچار شده بطوریکه پای راستش در آستانه قطع شدن است.از نظر وضعیت نخاع گردنش هم ظاهرا" وضعیت خوبی ندارد.
او که رنگ و رویش به زردی گرائیده میگوید: ۴۰درصد ریهام را بهدلیل عوراض ناشی از گاز خردل از دست دادهام.
همچنین "محمد تقی بشردوست" اهل کرج جانباز ۵۰درصد و کارمند شرکت مخابرات از اینکه برخی مواقع بین نظام بیمه و نظام اداری درباره دادن سرویس به جانبازان اختلاف نظر بروز میکند،شکوه دارد و خواهان برطرفشدن ناهماهنگیهای موجود در این زمینه و رفع کاغذ بازیهای زائدفی مابین ادارات است.
خانواده "علیرضا امیدبیگی"جانباز شیمیایی تهرانی هم از سکونت او در شهرک "قائمیه" واقع در حوالی اسلامشهر نگرانند و دوری مسافت خانه او از امکانات درمانی را برای این جانبازی که دچار اسپاسم ریوی میشود، خطرناک میدانند.
در هر صورت، با اینکه نمیتوان از برخی ازاینگونه نارساییها چشمپوشی کرد، اما نکته مشترک در دیدگاه جانبازان شیمیایی حاضر درهمایش اصفهان، هماوایی آنها در تصدیق کوششهایی است که در سطح کشور برای تامین نیازهای این قشر پاکباز صورت میگیرد.
بیشک، اینان قهرمانان ملی این سرزمین و در عین حال قربانیان درندهخویی تبهکاران حاکم در نظام بینالملل هستند که به دست عمله سفله خود یعنی صدام ، مهلکترین جنایتها را در حق اینان مرتکب شدهاند.
البته امسال حدوث یک واقعه منطقهای، اسباب خوشحالی جانبازان شیمیایی شده و آن واصل شدن داراکولای خون آشام بغداد به درک است.
درهرحال، اگرچه خیلیها در کشورمان، این قهرمانان گمنام ملی را نمیشناسند و به قول"ابراهیم باخدا"جانباز ۷۰درصدی اهل کرج ، برای مردم، قهرمان ملی، ورزشکارانی هستند که به یمن اخذ مبالغ میلیاردی میتواند ، توپی را از خط دروازه عبور دهد،اما واقعیت ایناست هیچکس بهاندازه این رادمردان دشمنستیز در راه حفظ امنیت و نوامیس کشور، تاوانی به این گرانباری پس نداده است.
بواقع ، وقتی سرماخوردگی یا درد انگشت پای یک ورزشکار یا علاقهاش به فلان غذا آنقدر حیاتی میشود که رسانهها ، بیدریغ آن را در بوق میکنند، کیست که بداند درجای جای این سرزمین، ۵۰هزار پاکباز قهرمانی زندگی میکنند که برای دفاع از کیان این سرزمین،بی هیچ چشمداشتی، مهمترین ثروت خود یعنی نعمت سلامتیشان را در معرض گازهای شیمیایی برای همیشه از کف دادهاند و اینک حتی قادر به نفس کشیدن نیز نیستند تا شاید روزی نیز آنها را پس از جان کندنی سخت ، راهی "گورستان شیمیاییها" کنند.
پس چه نیکوست با واخوانی دوباره واژهها در قاموس کشورمان ، قهرمانترین قهرمانان و اسطورههای راستین این سرزمین را بهتر بشناسیم و حقشناسانه، به آنها نیز بیش از پیش، ارج نهیم.