گزاره‌های خبری رسانه‌های غربی نشان می‌دهند که ابتکار دیپماتیک ایران در قالب بیانیه تهران همچنان در صدر اخبار و تبلیغات رسانه‌ای غرب قرار دارد. "> نگاهی کلی به فضای رادیوهای بیگانه8خرداد89
صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۴۴۶۳۱

نگاهی کلی به فضای رادیوهای بیگانه8خرداد89

گزاره‌های خبری رسانه‌های غربی نشان می‌دهند که ابتکار دیپماتیک ایران در قالب بیانیه تهران همچنان در صدر اخبار و تبلیغات رسانه‌ای غرب قرار دارد.

اختصاصی بصیرت: آنها از یک سو بر آن هستند تا با اعتبار زدایی از میانجگران این ابتکار یعنی برزیل و ترکیه علی الخصوص دولت برزیل ، مشروعیت آنها برای مدیریت و حل‌ و فصل موضوع هسته‌ای ایران را با تردید و تشکیک مواجه کند و از سوی دیگر با طرح دومینوی جدیدی از مطالبات و اقدامات اعتمادساز، بیانیه مزبور را برای ایجاد اعتماد میان تهران و حلقه وین غیرمکفی معرفی کنند.

  آنها همچنین می‌کوشند تا گفت‌وگوی تلفنی وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه با همتایان ایرانی خود را نه نشان دهنده عقب نشینی آنها از مواضع نادرست چندروز گذشته آنها بل آخرین فرصت به تهران برای استفاده از فرصت گفت‌وگو و اعتمادسازی می‌دانند .

تحلیلی درباره انتشار سند 52 صفحه‌ای استراتژی امنیت ملی آمریکا و مقایسه استراتژی امنیتی اوباما و بوش از جمله سوژه‌های قابل توجه دیگر بیگانه در شب گذشته(7/3/89) بود.

 همچنین حمله تروریست‌ها به دو مسجد در لاهور پاکستان از جمله گزارش‌های دیگری بود که از ارزش تحلیل و تامل از منظر تحلیل رسانه‌‌ای برخوردار بودند.

 تهدید اسراییل علیه ناوگان حامل کمک‌های غذایی به مردم غزه و ادعای صادرات پشت پرده تکنولوژی موشکی و هسته‌ای کره شمالی به ایران و سوریه دو موضوع دیگری بودند که در ظل و ذیل سیاست خارجی مطرح بودند.

گفت و گویی درباره وضع پرونده قضایی چند متهم حرمت شکنی عاشورا، گزارشی درباره انتقال چند زندانی از  زندان اوین به رجایی شهر کرج و گفت و گویی درباره نقش و وظایف شوراها در ایران از جمله سوژه‌های مهم دیگر رسانه‌های غربی درباره ایران در کمتر از 24 ساعت گذشته بود.

  حلقه تهران در مقابل حلقه وین :

دور زدن دیپلماسی عبوس و متکبر حلقه وین توسط سه قدرت نوظهور ایران ، ترکیه و برزیل که در بیانیه حساس و سرنوشت‌ساز اخیر تهران ظهور و بروز یافت ، چندان به مذاق سران این حلقه خوش نیامده است و به مزاج رسانه‌های وابسته به آنها مانند رادیو اسراییل نیز نساخته است!

با این فرض ، رسانه‌های مزبور بر آن هستند تا ضمن تقبیح نقش آفرینی آنکارا و برزیلیا در خارج کردن موضوع هسته‌ای از حالت رکود و ایستایی به نوعی به سراغ مسائل داخلی آنها رفته و پاشنه آشیلی برای آنها در درون بیابند.

 به عبارت روشن‌تر ، دستور این است تا از حیث رسانه‌ای چه در سطح داخلی و چه در سطح بین‌المللی اردوغان و داسیلو در معرض هجوم تبلیغی قرار بگیرند و افکار عمومی داخلی و خارجی علیه آنها قد علم کنند.

درست بر اساس چنین تحلیلی قابل فهم است که چرا برخی رسانه‌ها مانند برخی روزنامه‌های مهم چاپ پاریس ادعای کاملا جدیدی تحت عنوان فعالیت‌های هسته‌ای پنهانی و غیر مجاز برزیل و عدم همکاری آن با بازرسان آژانس را مطرح می‌کنند و از این رهگذر می‌کوشند تا مشروعیت و مقبولیت جهانی دولت آن را میانجیگری موثر در موضوع مهمی مانند موضوع هسته‌ای ایران به یکباره با تردید و تشکیک جدی مواجه کنند.

به این ترتیب این ابتکار دیپلماتیک که نشان می‌داد راه صلح و دیپلماسی همواره از مسیر غرب نمی‌گذرد به مدد جهد بی‌حاصل بیگانه قرار است به یک شکست دیپلماتیک بدل شود و این همه در حالی است که موج‌آفرینی این ماجرا به حدی است که کاملا حکایت از توفیق حلقه تهران در مقابل حلقه وین در موضوع هسته‌ای ایران دارد!

حرکت تهاجمی در دیپلماسی :

 

در شرایطی که اظهار نظر صریح رییس جمهوری در کرمان درباره مواضع غیرشفاف و غیرسازنده اخیر دولت روسیه علی الخصوص در قبال بیانیه تهران ، انفعال کرملین و تلاش مقامات مسکو را برای بری و مستقل نشان دادن مواضع خود از رویکرد واشنگتن در پی داشته است ، رسانه‌های غربی بر آن هستند تا درخواست‌های جداگانه وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی روسیه را برای گفت‌وگوهای تلفنی با همتایان خود ،‌ نه نشانه‌ای از انفعال و عقب‌نشینی روس‌ها در برابر منطق هسته‌ای ایران بل به عنوان اعطای یک فرصت جدید و شاید هم آخرین فرصت به تهران برای حل و فصل موضوع هسته‌ای آن هم در شرایطی که تناقض در رفتار هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران دیده می‌شود ارزیابی و معرفی کنند!!

بر این اساس ، رسانه‌های مزبور می‌کوشند تا بر اساس تکنیک "خروج از انفعال" یا همان رویکرد طلب‌کارانه ، حلقه وین را در برابر حلقه/بیانیه تهران تقویت کرده و آن را از موضع پاسخ گویی خارج کرده،‌ توپی را که در زمین آنها به چرخش درآمده برگردانند و تهران را در موضع پاسخ‌گویی قرار دهند!!

از طرفی ، برخی شواهد حاکی از طرح برخی گزاره‌هایی از سوی جبهه مقابل ایران ، از جمله بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل است که نوعی اعتمادسازی به سبک غربی را طلب می‌کند.

 بر این اساس ، بیانیه تهران علی‌الخصوص با در نظر گرفتن ادامه غنی سازی بیست درصدی در ایران از منظر غرب به معنای تناقض در رفتار و گفتار مقامات جمهوری اسلامی و نیز بیانگر نگرانی از این مسئله است که بیانیه تهران تنها اقدامی در چارچوب استراتژی دفع‌الوقت ایران و جلوگیری از اجماع اعضای شورای امنیت علیه تهران صورت می‌پذیرد.

در چنین فضایی ، به نظر می‌رسد دومینوی جدیدی از مطالبات و خواسته‌های اعتمادساز به جز آنچه ایران با بیانیه تهران از خود نشان داد در راه باشد.

این دومینو که معلوم نیست تا کجا و تا کی ادامه داشته باشد خواستار توقف غنی‌سازی اورانیوم با غنای بیست درصد است . به این ترتیب ، اعتمادسازی از قرار معلوم تنها زمانی از سوی ایران اتفاق افتاده است که سبک و رسم آن را غربی‌ها و سازمان ملل مشخص کنند و هیچ گونه ابتکاری در این زمینه مورد پسند حلقه وین نخواهد بود!

سندامنیت ملی درآمریکا؛ ناامنی در همه جا !

امروز راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا برای نخستین بار در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما مطرح شده است .

از همان ابتدای طرح موضوع این راهبرد در محافل رسانه‌ای و خبری ، بسیاری از رسانه‌های غربی آن را پایانی بر راهبرد امنیتی بوش و آغاز فصل نوینی از تعامل آمریکا با جهان اسلام و برخی دولت‌های خاورمیانه ارزیابی کردند.

 مع الوصف ، برخی دیگر هیچ تفاوتی میان استراتژی امنیتی اوباما و بوش قائل نمی‌شوند و رویکردهای امنیتی - استراتژیکی وی را ادامه و تتمه همان رویکرد بوش به جهان می‌دانند .

حامیان دیدگاه اول ‌یکی‌ از ‌دلایل خود را برای تغییر در رویکرد آمریکا در استراتژی امنیتی جدید مزبور عدم ذکر نام ایران به عنوان یک تهدید بر خلاف استراتژی امنیت ملی بوش پسر قلمداد کرده‌اند.

شاهد مثال دیگر افول تز یا ایده جنگ پیشگیرانه بوش و اعلام تعهد اوباما به ضوابط و احترام وی به معیارهای قانونی و بین‌المللی توسل به زور و پرهیز از بدعت در به راه انداختن جنگ ‌پیش از حمله تروریست‌ها است .

اما از همه اینها مهم‌تر چندجانبه‌گرایی و اعتقاد به دیپلماسی به جای زور در متن و بطن این سند پنجاه و دو صفحه‌ای است .

این دیدگاه معتقد است این سند به نوعی گسست در استراتژی امنیتی جدید آمریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما در مقایسه با ریاست جمهوری بوش به شمار می‌رود.

 

حامیان دیدگاه دوم عمدتا معتقدند که هیچ گسست یا چرخش رادیکال جدیدی در استراتژی امنیتی جدید آمریکا رخ نداده است و اوباما یک نسخه و روایت"نئو"از جرج بوش و در حقیقت نسخه میانه‌رو از آن است .

بر این اساس حذف نشدن گزینه نظامی آن هم، "هر جا" و "هر زمان" که لازم باشد از روی میز اوباما نشان می‌دهد که گزینه نظامی همچنان روی میز کار رییس جمهوری میانه‌رو مانند سلف وی باقی است . به ویژه آن که موضوع ایران و طرح بحث گزینه نظامی به عنوان آخرین راه همچنان در این سند وجود دارد .

در میانه این دو دیدگاه، دیدگاه دیگری قابل طرح است که به نوعی جمع میان آنهاست. بر اساس دیدگاه سوم ، دست کم یک موضوع اساسی وجود دارد که حاکی از چرخش در راهبرد امنیتی رییس جمهور آمریکا در مقایسه با بوش نومحافظه کار است .

این موضوع اساسی تفکیک میان اسلام و اسلام سیاسی و تروریسم و گروه‌های تروریستی مانند القاعده و طالبانیسم است . بر این اساس آن گونه که رویترز در یک گزارش می‌گوید آن ادبیات ساده انگارانه و کودکانه بوش که اسلام ، تروریسم و فاشیسم را یکسان می‌پنداشت و واژه فاشیسم سیاسی را در این راستا مورد استفاده قرار می‌داد یا از فردای واقعه یازدهم سپتامبر‌2001 ، اصطلاح"جنگ صلیبی‌"را مطرح می‌کرد، در ادبیات پیچیده و دوپهلوی ‌باراک اوباما وجود ندارد چرا‌ که‌ آمریکا این روزها همان‌گونه که در سند راهبرد جدید امنیت ملی نیز تلویحا به آن اشاره شده است به طور جدی در پی عملی کردن سناریوی همزیستی دو دولت در خاورمیانه است .

  حامیان تروریست در میدان رسانه:

بهره گیری از واژه "حمله مردان مسلح" به جای "حمله تروریستی" در توصیف ماجرای حمله به دو مسجد مسلمانان در لاهور پاکستان در تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی ، از منظر واژگانی قابل بررسی و تحلیل است .

بر این اساس ، تحلیل واژگانی نشان می‌دهد تلویزیون وابسته به دولت انگلیس بر آن است تا با به کارگیری "مردان مسلح" به جای "تروریست‌ها"، عاملان این ماجرا را غسل تعمید داده و دوباره به آن اسم دهد.

 این رسانه و اصولا رسانه‌های غربی در هنگامه‌هایی که مسلمانان هدف حملات کور قرار می‌گیرند از چنین واژه‌هایی با بار ایدئولوژیک خنثی استفاده می‌کنند اما آنجا که پای تقابل هویت و گروه‌های اسلامی با صهیونیست‌ها و غرب به میان می‌آید ، واژه‌ها به یکباره به غیرت و خروش سوگیرانه‌ای می‌آیند و از تعابیری مانند حملات تروریستی استفاده می‌شود!!

جنایتکاران بین المللی ؛ حامیان فتنه گران

پرداختن به موضوع و سوژه‌ای به نام زندانیان سیاسی در بند به ویژه بازداشت شدگان پس از 22 خرداد و بازداشت شدگان در روز عاشورای سال گذشته در مرکز توجه برخی رسانه‌های غربی قرار گرفته است .

به نظر می‌رسد این تمرکز و توجه از آنجایی صورت می‌گیرد که سران  فتنه سبز در سازمان‌دهی نیروهای خود در جامعه در هفته‌های منتهی به سالروز برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دچار مشکل شده‌اند .

 بر این اساس ، وقتی در عرصه خیابانی و سازمان‌دهی اینترنتی پروژه سازماندهی و مدیریت آشوب با دشواری رو به رو می‌شود، سایت‌های سبز و رسانه‌های غربی سر از بررسی فضاهای زندان درمی‌آورند و به بررسی تغییر و تحولات اتفاق افتاده برای زندانیان سیاسی در اوین و رجایی شهر و وضعیت جسمی ، رویه‌های قضایی و حتی جنبه‌های اخلاقی آنها گرایش پیدا می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات