بصیرت: در میانه سال 88 بود که سفیر جمهوری اسلامی ایران در توکیو ضمن ارسال پیام تبریک نخست وزیر ژاپن به آقای احمدینژاد به مناسبت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، این پیام را به تهران مخابره کرد که ژاپنیها در پی تحول تازه در مناسبات و همکاری خویش با طرف ایرانی هستند. سرانجام پیامها و پالسهای مثبت رد و بدل شده میان تهران و توکیو با چند دیدار مهم مقامهای سیاسی و دیپلماتیک دو قدرت به منصه ظهور رسید. اندکی بعد ژاپنیها استقبال گرمی از تیم هستهای کشورمان به عمل آوردند. ژاپنیها با دعوت مسئول هستهای کشورمان به بزرگترین نیروگاه هستهایشان، پیشنهاد مشارکت در امر مهم خلع سلاح و ایمنی هستهای را دادند. به دنبال این قرارها، در دیدار منوچهر متکی وزیر خارجه کشورمان، چند توافق همکاری استراتژیک امضا شد. از مذاکرات مشروح متکی در توکیو، این نتیجه به دست آمد که ژاپنیها در مرحله جدید، نگاهی متفاوت از 8 کشور صنعتی به مسائل ایران نشان میدهند تا حدی که دیپلماتهای این کشور، تهران را پلی برای ورود به معادلات سیاسی خاورمیانه مطرح کردند.
سال جهش در مناسبات
دو بازیگر خاوردور و خاورمیانه
مقامهای دو کشور در اظهارات خویش در آغاز سال جدید، این برهه را به عنوان دوره تحول در مناسبات فیمابین ترسیم کردند. گویی در سطح رهبران دو کشور بر سر این پروسه تحول اجماع نظر حاصل شده بود و کارگزاران سیاست خارجی دو کشور میبایست در پرتو این اجماع، پروژه جهش را مهندسی کنند. در مرحله آغازین این مسیر جدید، آنچه ذهن مدیران دیپلماسی دو طرف را جلب کرد، این واقعیت است که در مقایسه با پیشینه بلند تاریخی دو ملت، ضریب همکاریها افزایش درخور نیافته است.
ایرانیها و ژاپنیها چنانکه تاریخ دیپلماسی دو کشور گواهی میدهد، گذشتهای غرورآمیز دارند. همین پیشینه طولانی آشنایی و دوستی، دیپلماتهای دو کشور را به این اندیشه واداشت که همکاری این زوج آسیایی ظرفیت تبدیل به یک نماد دیپلماتیک را داراست و میتواند به الگوی دوستی مطلوب و عاری از تنش در دو منطقه خاورمیانه و پاسیفیک تبدیل شود.
سفیر کشورمان در توکیو میگوید: عقبه دوستی میان دو ملت به چند قرن روابط برمیگردد و روابط ایرانیها و ژاپنیها به بیش از یک هزار سال قبل و به دوران برقراری جاده ابریشم بازمیگردد؛ اگرچه شکل رسمی روابط از 80 سال قبل آغاز شده است. مسئولان سرزمین خورشید نیز در گفتوگوهای دوجانبه با همتایان ایرانی خود به بشقاب بلورین نفیسی که یادگار سلسله ساسانیان است، استناد میکنند. یک نماد این تاریخ پرغرور در طبقه سوم سفارت ایران در ژاپن قرار گرفته است؛ 25 عکس از سفرای مختلف طی سالهای 1309 تا 1388 به دیوار نصب شده که نخستین عکس متعلق به اوانسخان ساعدالسلطنه و آخرین آن مربوط به سیدعباس عراقچی است که از سال 1386 این منصب را عهدهدار است.
به هر روی به نظر میرسد زمان تبدیل این آشنایی تاریخی به یک پیوند عمیق فرا رسیده و ایده و اندیشه یک تحول در دیدارهای مستمر مقامهای دو کشور فراهم شده است. از سال پیش دیپلماتهای دو طرف وعده داده بودند که سال جدید، سال جهش در همکاری دو قدرت شرق و غرب آسیا خواهد بود. پس از سفر قبلی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، دو طرف قرار گذاشتند که روابطشان را از سطح معمولی و متعارف، خویش را به سطح دو شریک ارتقا دهند که در آن همپای روابط سیاسی، همکاری دو کشور در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نیز متحول شود.
تجارت همپای تفاهم سیاسی
در صحنه بینالملل، روابط تهران و توکیو را بیشتر با شاخص اقتصادی میسنجند. تصور اغلب ناظران از ماهیت روابط دو قدرت آسیایی این است که آنها «زوج اقتصادی» هستند که در عین شراکت تجاری، قرابت سیاسی با هم ندارند. در این نگاه، ژاپن کشوری معرفی میشود که سیاست خارجیاش را فقط با اردوگاه غرب بویژه امریکا هماهنگ میکند. این تصویر از دیپلماسی ژاپن تا سال قبل که جناح لیبرال دموکراتها قدرت را در دست داشتند، تا حدی واقعیت داشت اما دولت جدید توکیو با اندیشه تغییر این تصویر از نقش چشم بادامیها قدرت گرفته است. در زمان نخست وزیری لیبرال دموکراتهای تحت رهبری کویزومی، توکیو ناگزیر شد در بحثهای کلان اقتصادی و دیپلماتیک از امریکا پیروی کند تا حدی که این رویکرد به خروج این کشور از پروژه مهم انرژی آزادگان منجر شد. هزینه و ضررهای این تصمیم بسیار بالا بود، شرکت ژاپنی طرف قرارداد آزادگان 75 درصد سهام این پروژه را در اختیار داشت.
با سقوط لیبرال دموکراتها، دولت چپ میانه رویکرد تازه در روابط خارجی خویش نسبت به شرق از جمله ایران ابراز کرد. دولت کنونی خواستار یک رابطه برابر با امریکا شد و به صراحت اعلام کرد دوران گفتن «بله» به تمامی سیاستهای امریکا در جهان سپری شده است.
صدای تازهای که از شهریورماه سال گذشته در توکیو شنیده شد، بیش از همه در مشرق زمین پژواک داشت؛ جایی که هنوز بهرغم 50 سال زمامداری لیبرال دموکراتها، توکیو را یکی از محورهای تمدن شرق میبینند. تهران نیز مانند بسیاری از کشورهای آسیایی حضور دولت جدید و رویکرد تازه در دیپلماسی سرزمین آفتاب تابان را خوشامد گفت. در این مرحله، آسیا و ایران به امید آغاز نقشی نو از دولت تازه نفس ژاپن، باب مذاکرات تازه را گشودند. دیدار امروز وزیر خارجه کشورمان، جدیترین مرحله از رایزنی با دولت نوپای چپ میانه ژاپن است.
ایرانیها اکنون در گشودن باب تازه همکاری تلاش دارند که نگاه میزبانان ژاپنی را به دو فرصت تازه در فضای جهانی معطوف سازند؛ اول، جنب و جوشی که در بلوک کشورهای شرقی و آسیایی برای همگرایی به وجود آمده است. این فرصت به طور مشخص بعد از افول نفوذ اقتصادی و شکستهای سیاسی امریکا و اروپا در مدیریت مناقشات سیاسی نمایان شد. این فرصت بیش از هر جا در حوزه استراتژیک خاورمیانه بروز یافته است که در آن ماشین دیپلماسی غرب کاملاً زمینگیر شده و روحیه گریز از غرب، ملتهای این منطقه را به سوی جذب قدرتهای آسیایی ترغیب کرده است. فرصت دوم، بازار نوین سرمایهگذاری ایران است که در آن جو تهدید روانی غرب فرو ریخته است. ایرانیها در تجربه سه دهه همکاری با قدرتهای برتر، به این باور رسیدهاند که پروژههای بلند اقتصادی اکنون میتوانند در سایه تفاهم محکم سیاسی به سامان برسند.
مبادلات تجاری ایران و ژاپن در سال ۲۰۰۸ میلادی به بیش از ۲۰ میلیارد دلار رسید. در این مدت با وجود آن که ژاپن که اقتصادش بویژه بر صادرات و بالاخص صادرات خودرو متمرکز است، متأثر از بحرانهای مالی در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ میلادی در بازارهای مالی جهان شده بود، اما آمار سازمان تجارت خارجی این کشور حاکی از آن است که صادرات این کشور به جمهوری اسلامی ایران از جمله صادرات خودرویی با افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن روبهرو شده است. هم اکنون نیز ۳۸ شرکت و بانک ژاپنی در ایران نمایندگی دارند و تمامی پروژههایی که این شرکتها در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی در ایران گرفته بودند، به خوبی در حال اجرا است.
سفیر کشورمان در توکیو با اشاره به این موضوع که ایران قسمت قابل توجهی از منابع ارزی خود را به صورت واحد ین در ژاپن نگهداری میکند، خاطرنشان میکند که این مسئله به نوبه خود ظرفیتهای بسیار زیادی را برای ارتقای سطح روابط تجاری و اقتصادی میان دو کشور فراهم میکند.
مسئولیتهای 2 وارث تمدن آسیایی
انتظار میرود که گام تازه تهران و توکیو برای همکاری راهبردی، بازتابی عمیق در نگاه بازیگران فرامنطقهای داشته باشد. اغلب ناظران این رویداد را ذیل مفهوم واحدی به نام «همگرایی قدرتهای آسیا» میجویند. در نگاه این ناظران، ایران و ژاپن وارث تمدن شکوهمند آسیا هستند که هر گام آنها برای همگرایی واقعیت بزرگی به نام آغاز قرن آسیا یا عصر آسیاییها را بازگو خواهد کرد. کما این که ماه گذشته وقتی اولین پیمان همکاری هستهای میان سهقدرت- ایران، ترکیه و برزیل- بسته شد، ناظران از چرخش موازنه قدرت به سوی جنوب سخن گفتند.
متکی و میزبانانش اکنون رشتهای از موضوعات جهانی را روی میز مذاکره قرار دادهاند که تا چند روز جز 4 یا 5 قدرت غربی، کسی جواز ورود به آنها را نداشت. براین اساس یک کارشناس شبه قاره گفته است در دور جدید دیپلماسی جهانی، دیگر سرنوشت مناقشات و موضوعات مهم جهانی فقط در بروکسل، واشنگتن، لندن یا مسکو رقم نمیخورد بلکه آنکارا، توکیو، دهلی و تهران نیز جزئی از ارکان تصمیمسازی هستند.
دیپلماتهای ایران و ژاپن از وجود طرحهای نوین برای تحول مناسبات سخن به میان آوردهاند که انتظار میرود در سفر متکی جامه عمل پوشد. تهران اندیشه آن را دارد که مدل همکاری سهجانبه با برزیل را در توکیو دنبال کند.
از آخرین روزهای سال 88 و اندکی پس از دیدارهای مهم دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان، ژاپنیها از نقشآفرینی در عرصه مسائل استراتژیک از جمله همکاری در موضوع هستهای سخن گفتند. آن گونه که از اظهارات دیپلماتهای کشورمان پیدا است، در این مدت پیامهای زیادی میان توکیو با تهران مبادله شده که محور مشترک آنها گشودن باب همکاری جدید در زمینه خلع سلاح و ایمنی هستهای است. در همین راستا ماه مه مقامهای ژاپنی از جمله شهردار هیروشیما حضور چشمگیر در اجلاس هستهای تهران پیدا کردند. فرستادگان ژاپنی در آن اجلاس به صراحت اعلام کردند که هر دو کشور از قربانیان سلاحهای کشتارجمعی در جهان هستند و در زمینه خلع سلاح و عدم اشاعه تسلیحات هستهای در جهان نیز دارای دیدگاههای مشابه هستند.
گذشته از این که دیپلماتهای ایرانی و ژاپنی مدلهای مشابه توافق با برزیل و ترکیه را دنبال میکنند، افکار عمومی در ایران و خاورمیانه نیز ذهنیت مثبت نسبت به ورود قدرتهای آسیایی به مسائل و معضلات سیاسی دارند. مشارکت قدرتهایی مثل ژاپن این مزیت را دارد که سوء پیشینه و سابقه سلطهگری قدرتهای غربی را ندارند. بر این اساس، تهران و آنکارا از مدافعان جدی عضویت ژاپن در شورای امنیت هستند و اکنون که توکیو صاحب منصب عضویت غیر دائم در شورای امنیت سازمان ملل است، انتظار میرود از این فرصت برای تعدیل مناسبات ناعادلانه جهانی بهره گیرد. درست است که ساختار سیاست بینالمللی تا حد زیادی از دوران تک قطبی خارج شده اما هنوز بسیاری از فرصتها و امکانات و تریبونها در انحصار قدرتهای غربی است و البته آسیاییها به حق و جایگاه شایسته خویش نرسیدهاند