بصیرت: تا سده پانزده که چاپ و حروف چاپی قابل انتقال اختراع نشده بود نیازی هم به قانونی برای پشتیبانی از حقوق مؤلف نبود اما با گسترش چاپ و افزایش فزاینده حجم کتابها سرقت انتشاراتی و تکثیر غیرمجاز آثار مشکلآفرین شد. از این رو، قانونگذاران حقوق انحصاری به چاپگران اعطا کردند و از آن پس اعضای اتحادیههای چاپخانهداران و چاپگران از امنیت قانونی برخوردار شدند.
حق مؤلف که در اصطلاح آن را کپیرایت (copy right) مینامند؛ حق قانونی و انحصاری برای چاپ، تکثیر، انتشار و فروش محتوا و شکل یک اثر ادبی، موسیقایی یا هنری است.
به عبارت دقیقتر: «حق مؤلف امتیاز و حق انحصاری بهرهبرداری و فروش یک اثر است که به وسیله دولت به یک نویسنده، آهنگساز، هنرمند و وارثان آنها اعطا میشود به نحوی که میتوانند هر بار که اثر چاپ میشود حق تألیف آن را دریافت کنند و هیچ کس بدون اجازه مؤلف یا وارثان او حق چاپ و استفاده از اثر را نداشته باشد.»
کپی رایت به شکل یک قانون سالها پشت درهای نهادهای قانونگذاری ماند تا این که در برخی از کشورها به شکل یک قانون پذیرفته شد اما مسئله به اینجا ختم نشد و جدا از این بحث که قانون کپیرایت در چه کشورهایی به تصویب رسیده است مسئله مهمتر از آن نوع ضمانت اجرا و میزان پشتیبانی از حق مؤلف است که اهمیت دارد. عدهای از کسانی که به سودهای کلان و بادآورده فکر میکنند بدون در نظر گرفتن حقوق هنرمندان به فعالیت در جهت تولید آثار هنری به شکلی غیرقانونی میپردازند و معمولاً میزان حمایتها از هنرمندان به شکلی غیرقابل اجرا درآمده است.به این معنا که چنانچه این قانون هم به تصویب برسد باز هم تأثیری در میزان سوءاستفاده برخی از سودجویان از آثار هنری ندارد. آنها با سودهایی که از تولید آثار به دست آوردهاند نوعی ضدفرهنگ را در جامعه نهادینه کردهاند که تنها با تصویب قانون خاتمه نمییابد. نهادینه شدن این فرهنگ که طرفداران هنر تولیدات اصل را تهیه کنند؛ کاری مهم و اجتنابناپذیر است اما اگر در جامعهای میزان درآمد به گونهای باشد که هنرجویان و یا مخاطبان هنر نتوانند آثار اصل را خریداری کنند آیا راهی باقی خواهد ماند که به طرف اجناس کپی نروند. جواب مثبت است و دو مسئله میتواند به این کار کمک شایانی بکند. ابتدا ارائه کمکهای دولتی و نهادها میتوانند راهگشا باشند و راه دوم پائین آوردن قیمت تولیدات اصل توسط تولیدکنندگان است که میتواند در جهت فروش هرچه بیشتر آثار تولیدی مبادرت ورزند.
ذکر این نکته را نباید فراموش کرد که تبلیغات در دنیای امروزه جنبه حیاتی دارد و زمانی این مسائل به عنوان خرده فرهنگ درجامعه پذیرفته میشود که میزان آگاهی و آموزش به مردم هم در سطح بالایی صورت بگیرد.
همان طور که قبلاً اشاره شد کپیرایت بسته به نوع قوانین کشورها دارای جایگاه متفاوتی است. در برخی کشورها دارای جایگاه ممتاز و خوبی است در حالی که در بعضی کشورها در مراحل ابتدایی قرار دارد. نخستین قانون حق مؤلف در انگلستان در سال 1710 وضع شد که مدت چهارده سال مؤلف را تحت پشتیبانی قرار میداد و برای یک بار دیگر به همان مدت قابل تجدید بود. همین قانون الگوی اولین قانون حق مؤلف در کشورهای دیگر در مغرب زمین قرار گرفت. این قانون افزون بر آثار ادبی، نقشه، عکس، تصنیف موسیقی، فیلمنامه و آثار هنری را نیز در بر میگیرد. از نظر بینالمللی کپیرایت بر مبنای دو قرارداد چندجانبه استوار است. یکی «قرارداد جهانی حق مؤلف» است که در کنفرانس بینالمللی زیرنظر یونسکو در سال 1952 در ژنو تدوین شد و مفاد آن از سال 1955 به اجرا درآمد و در سال 1971 نیز مورد تجدید نظر قرار گرفت.
دیگری «قرارداد برن» است که در سال 1886 به امضا رسید و در 1896 در پاریس تکمیل شد. این قانون که آخرین بار در سال 1971 در پاریس مورد تجدید نظر قرار گرفت مدت پشتیبانی را در طول حیات مؤلف و پنجاه سال بعد از مرگ وی منظور کرده است. اولین قانون حق مؤلف در ایران در سال 1348 شمسی وضع شد که به قانون «حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» مشهور شده است. در چند ساله اخیر توجه ویژهای از طرف دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این مسئله شده است و در کنار آن مجلس شورای اسلامی درصدد است تا بتواند قوانینی وضع کند تا به مشکلات حق مؤلف خاتمه دهد و دوران فعلی در طول چند دهه اخیر بهترین دوره از لحاظ سازماندهی و نظمدهی به امور مؤلفین به حساب میآید.