امید صدرایى
یکی از ابعاد فتنه پس از انتخابات را باید نقش آفرینی محافل و جشنواره های غربی دانست. نکته بسیار مهم در این مورد ، تفاوت برخورد جشنواره هایی با رویکرد مستقل و جشنواره های وابسته به دولت هاست. در برخی از جشنواره ها که وابستگی کمتری به دولت ها دارند ، گرایش ضد ایرانی بسیار پایین تر بوده ، اما جشنواره های منتسب به دولت های غربی ، به طور آشکار ضد ایرانی عمل کردند.
با بررسی جشنواره های غربی می توان به ماهیت سیاسی آنها بیش از پیش پی برد. نتایج این بررسی نشان می دهد که بر خلاف شعار «هنر برای هنر» غربی ها ، آنها هنر را برای منافع و مقاصد خود می خواهند. استفاده ابزاری از هنرمندان در این جشنواره ها و از سوی غربی ها این بار با هدف دخالت در امور داخلی کشورمان صورت گرفت. به این ترتیب که در برخی از این جشنواره ها هنرمندان و آثاری که به نوعی به تحریف واقعیت های جامعه ایران ، آن هم بنا به میل غربی ها می پرداختند توجه شد. از جمله می توان این موارد را مثال زد:
معرفی عکسی با عنوان «معترضان بر بام های تهران» اثر عکاس ایتالیایی پیترو ماستورزو به عنوان برنده بهترین عکس خبری سال توسط موسسه «ورلد پرس فوتو»، اهدای جایزه آزادی برای خلق هنری آمریکا و جایزه جشنواره حقوق بشر نورنبرگ آلمان به محسن مخملباف، اعطای جایزه روزنامه نگاری جورج پولک به تصویربردار ناشناس صحنه ساختگی قتل یک زن ، دادن جایزه ویژه فستیوال زنان جهان به حنا مخملباف و ....
اما بیش از هر چیز ، این جشنواره های صهیونیستی بودند که توجهشان به ایران و شبه هنرمندان ضد انقلاب جلب شد. به عنوان مثال جشنواره تورنتو یکی از آنها بود که فیلم «روزهای سبز» حنا مخملباف را نمایش داد. همان جشنواره ای که سال قبل تبدیل به پروپاگاندای صهیونیسم شد و اعتراض ده ها هنرمند و روشنفکر غربی را نیز برانگیخت.
در مراسم افتتاحیه جشنواره صهیونیستی مونترال نیز که جعفر پناهی به عنوان داور در آن حضور یافت ، اعضای هیئت داوران همگی با شال هایی سبز حضور یافتند. جشنواره فیلم سن سباستین در اسپانیا دیگر جشنواره تحت سلطه صهیونیست ها است که در زمان برگزاری اش رنگ سبز در آن غالب بود. نکته جالب ابراز وحشت در آن جشنواره از برنامه هسته ای ایران بود. به طوری که پارچه نوشته ای با محتوای «ما بمب هسته ای نمی خواهیم. ما صلح و دموکراسی می خواهیم» از سوی عناصر ضد انقلاب حاضر در آن جشنواره به نمایش درآمد. همین چند روز پیش هم در نمایشگاهی با عنوان «از تهران تا لندن» نقاشی هایی بر ضد جمهوری اسلامی ایران به نمایش درآمد.این نمایشگاه شامل هفده اثر از هفت هنرمند! ناآشنای ایرانی بود که آثاری با موضوعات وقایع پس از انتخابات در ایران و همچنین آثاری با موضوع وضعیت زنان در کشورمان در معرض دید عموم قرار گرفته است.
آخرین مورد ، شصت و سومین جشنواره فیلم کن بود که بیش از دوره های قبل فضای سیاسی در آن غالب شد. به طوری که یک کارگردان گمنام تایلندی به طور غیر منتظره ای برنده شد. دلیلش هم اتفاقات تازه تایلند و تعلق آن فیلمساز تایلندی به مخالفان دولت آن کشور بود. در این جشنواره درست در شرایطی که جعفر پناهی به دلائل امنیتی بازداشت بود ، یک صندلی را برای او خالی گذاشتند و یادش را گرامی داشتند! این رویکرد در جلسه مطبوعاتی فیلم «رو نوشت برابر اصل» کیارستمی شکل تند تری به خود گرفت . به طوری که با برنامه ریزی قبلی یک خبرنگار ایرانی سخنان کذبی را درباره وضعیت پناهی به زبان آورد و اشک بازیگر حاضر در جلسه درآمد! البته مدیریت سینمایی ایران نیز به این رفتارها اعتراض کرد.
این جشنواره ها ، درواقع به عنوان اهرم های فشار نظام سلطه جهانی برای فشار بر مقاومت و استقلال کشورمان به کار رفتند.دولت های سلطه گر غربی که از دخالت مستقیم در امور داخلی ایران به نتیجه ای نرسیدند، با در پیش گرفتن رویکرد ضد ایرانی به دنبال راه هایی برای دخالت غیرمستقیم در کشورمان بوده اند.
آن دسته از جشنواره های خارجی که وابسته به دولت های جنگ طلب غربی هستند، با انتخاب این نوع از فیلم ها و شبه هنرمندان از ایران، اهداف مختلفی را دنبال می کنند. این همایش ها، با این کار خود، برخی از عناصر نزدیک به خود که جایگاهی در فرهنگ و جامعه ایران ندارند را بزرگنمایی می کنند و سعی در تبلیغ آثار غیرقابل تأمل آنها می دارند. همچنین با نوع انتخاب و معرفی چنین آثاری به فیلمسازان جوان داخلی خط می دهند که برای راه یافتن به جشنواره های پرزرق و برق غربی، باید مسیر مشخصی را پی بگیرند. مسیری که در خدمت حکومت های جنگ سالار غربی و بر ضد دولت مستقل و مردمی کشورمان است.
بدون شک تهاجم امپریالیسم فرهنگی علیه کشورمان در آغاز راه قرار دارد واین گونه جشنواره ها نیز آخرین رویدادی نخواهد بود که سیاستی ضد ایرانی را در پیش می گیرد.
با این اوصاف، دستگاه فرهنگی و رسانه ای ما نیز نباید منفعلانه برخورد کند و لازم است مقابله به مثل نماید. لازم است جشنواره های سینمایی ایران نیز به گونه ای سیاستگذاری کنند تا تبدیل به همایش هایی برای حضور هنرمندان ضد جنگ و مخالف دولت های سلطه گر شوند. چنین هنرمندانی امروز در دنیا کمیاب نیستند. اما مسئولان فرهنگی ما باید به گونه ای برنامه ریزی کنند تا این گروه از هنرمندان به کشورمان جذب شوند. به این ترتیب می توان ایران را تبدیل به مرکز فعالیت هنرمندان مستقل و ضد صهیونیستی و مخالف آمریکا کرد.
جای خالی سینمای ضد فتنه
مهم ترین موتور محرکه فتنه ، رسانه ها بودند. به طوری که به جز سایت ها و شبکه های ماهواره ای که نقش مهمی را در دامن زدن به فتنه بازی کردند ، فیلمسازان ضد انقلاب هم حضور فعالی داشتند. به رغم فعالیت شدید برخی از هنرمندان ضد انقلاب برای تولید آثار هنری در حمایت از جریان فتنه ، در جبهه انقلاب اسلامی ، حضور کمرنگی را شاهد بودیم.
به طوری که با گذشت یک سال از وقایع پس از انتخابات ، هنوز هیچ فیلمی با این موضوع ساخته نشده است. تنها به چند مستند بر می خوریم که آن ها نیز به صورت خود جوش و با دغدغه شخصی تولید شدند.
از معدود آثار تولید شده می توان به مستند «تقلب واقعی» به کارگردانی نادر طالب زاده یاد کرد که در شبکه پرس تی وی پخش شد. این فیلم وقایع قبل و پس از انتخابات را دستمایه کار خود قرار داده است. در این مستند سعی شده سوالات ذهنی غیر ایرانیان درباره وقایع مربوط به انتخابات و وقایع مربوط به آن پاسخ داده شود. همچنین در مستند ساخته شده به وسیله نادر طالب زاده بر این نکته تأکید می شود که تقلب واقعی توسط افراد دیگری صورت گرفته است. مستند دیگری که می توان از آن یاد کرد ، «ایران سبز» به کارگردانی محمدرضا دهشیری و مهدی حجت پناه است. این مستند هم با طرح مسئله ادعای تقلب توسط نامزد شکست خورده آغاز می شود. پس از آن، دوربین به اقصی نقاط کشور می رود و نظرات هموطنانمان را درباره بروز تقلب در انتخابات می پرسد. هموطنانی که هیچ یک از رسانه های غربی، ضدانقلاب و اصلاح طلب، آن ها را شهروند این کشور به حساب نمی آورند. مردم ساکن در روستاها و عشایر که همانند سایر ساکنان این سرزمین، شهروند این کشور محسوب می شوند و در انتخاب سرنوشت سیاسی کشور حق یکسانی دارند. بیننده این مستند می بیند که اوضاع ایران و نظرات مردم این کشور، با آنچه رسانه های مذکور منعکس می کنند بسیار متضاد است. مخاطب «ایران سبز» می تواند به این آگاهی برسد که حد فاصل میدان هفتم تیر تا میدان ولیعصر و محله هایی همچون سعادت آباد، گیشا، اکباتان و سایر محلات شمال تهران، نماینده خودشان هستند و نه کل ایران. ایران را مردم آن تشکیل می دهند و همه آن ها به طور یکسان «حق رأی» دارند.
به غیر از این آثار و موارد معدود دیگر ، در حوزه سینمای داستانی فیلم خاصی تولید نشده است. اما پس از گذشت یک سال از آغاز فتنه هم اکنون خبر هایی مبنی بر تولید چهار فیلم سینمایی با محوریت فتنه منتشر شده است : اولین خبر مربوط به فیلمی است که توسط ابوالقاسم طالبی تولید خواهد شد. این فیلم «اینجا غبار روشن است» نام دارد. هرچند این نام موقتی است و احتمالاً در آینده تغییر خواهد کرد. نکته جالب درباره این فیلم این است که در آن قرار است با چهار نامزد ریاست جمهوری دوره دهم گفت وگوهایی صورت گیرد. از این فیلم به عنوان سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران یاد می شود. اینجا چراغی روشن است هم اکنون در مرحله تحقیقات و نگارش فیلمنامه است.
دیگر فیلمی که قرار است درباره وقایع پس از انتخابات ساخته شود «پایان نامه» نام دارد. حامد کلاهداری کارگردان جوانی است که در نخستین تجربه سینمای اش به سراغ این موضوع مهم رفته است.
«نامزد تقلبی» دیگر فیلمی است که با رویکرد طنز به موضوع انتخابات دهم ریاست جمهوری و حواشی آن خواهد پرداخت. ماشا الله شاهمرادی زاده که بازیگر نقش کاراکتر مشهدی را در سریال «دارا و ندا» بازی کرده بود نیز در اولین فیلم سینمایی اش قصد دارد بر فتنه سال 88 نقبی بزند.
آخرین خبر در این باره هم به احمد کاوری مربوط می شود. او از تصمیمش برای ساخت فیلمی به نام «خودزنی» درباره وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری خبر داده است.