صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۴۴۹۹۴

سرنوشت طـرح «خاورمیـانه بزرگ»


بصیرت:اظهارات گوینده وقتی بیشتر حالت مداخله‌جویانه پیدا می‌کند که صریحا اذعان می‌دارد: «برای آمریکا کنار کشیدن از صحنه و ایفای نقش یک ناظر بی‌طرف وجود ندارد، اما هر نوع مداخله و نقش فعال باید سنجیده و حساب شده به انجام برسد. به عنوان مثال آمریکا از جنگ نخست با عراق که فعالانه شرکت کرد درس لازم را نگرفت و غفلت کرد. در آن هنگام در زمینه شناسایی نیروهای موجود در سطح جامعه عراق اقدام لازم انجام نشد و حال باید آمریکا متوجه این قبیل نکات باشد». و در نهایت نامبرده همان نظرات وزیر خارجه آمریکا را تکرار و تاکید می‌کند که آن دولت باید باب گفت‌وگو با گروه‌های سیاسی و دینی جهان اسلام را باز و آنها را در عرصه سیاسی فعال کند و مهم‌تر از هر اقدامی برنامه‌های مبادله اساتید و فرهیختگان و اهل نظر با ابعاد چند‌گانه در زمره محورهایی است که باید در استراتژی تازه، گنجانیده شود. وی درباره ایران چنین اظهار عقیده می‌کند: «درباره ایران در این نکته تردیدی نیست که این کشور بر اساس آمار و واقعیت‌های عینی موجود، فاصله بسیار زیادی با دیگر کشورها در جهان اسلام از حیث پایبندی به موازین دموکراسی و حکومتگری مدرن و مشارکت مردمی دارد، اما تلاش این کشور برای دستیابی به سلاح هسته‌ا‌ی! نگرانی زیادی برای آمریکا درست می‌کند، همچنین تهدیدهای ایران بر ضد اسرائیل، شدیداً ایجاد تشویش می‌کند». نظرات کارشناس صاحب نام آمریکایی آشکارا نشان می‌دهد که حکومت آمریکا بیش از هر نکته‌ای نگران تهدیدهایی است که از جانب جمهوری اسلامی ایران متوجه رژیم صهیونیستی می‌شود. از این‌رو بخش عمده خصومت آنها با ایران به سبب مواضع مستقل ایران بر ضد اسرائیل است که برای آمریکا بسیار مهم است.
اظهارات گوینده وقتی بیشتر حالت مداخله‌جویانه پیدا می‌کند که صریحا اذعان می‌دارد: «برای آمریکا کنار کشیدن از صحنه و ایفای نقش یک ناظر بی‌طرف وجود ندارد، اما هر نوع مداخله و نقش فعال باید سنجیده و حساب شده به انجام برسد. به عنوان مثال آمریکا از جنگ نخست با عراق که فعالانه شرکت کرد درس لازم را نگرفت و غفلت کرد. در آن هنگام در زمینه شناسایی نیروهای موجود در سطح جامعه عراق اقدام لازم انجام نشد و حال باید آمریکا متوجه این قبیل نکات باشد». و در نهایت نامبرده همان نظرات وزیر خارجه آمریکا را تکرار و تاکید می‌کند که آن دولت باید باب گفت‌وگو با گروه‌های سیاسی و دینی جهان اسلام را باز و آنها را در عرصه سیاسی فعال کند و مهم‌تر از هر اقدامی برنامه‌های مبادله اساتید و فرهیختگان و اهل نظر با ابعاد چند‌گانه در زمره محورهایی است که باید در استراتژی تازه، گنجانیده شود. وی درباره ایران چنین اظهار عقیده می‌کند: «درباره ایران در این نکته تردیدی نیست که این کشور بر اساس آمار و واقعیت‌های عینی موجود، فاصله بسیار زیادی با دیگر کشورها در جهان اسلام از حیث پایبندی به موازین دموکراسی و حکومتگری مدرن و مشارکت مردمی دارد، اما تلاش این کشور برای دستیابی به سلاح هسته‌ا‌ی! نگرانی زیادی برای آمریکا درست می‌کند، همچنین تهدیدهای ایران بر ضد اسرائیل، شدیداً ایجاد تشویش می‌کند». نظرات کارشناس صاحب نام آمریکایی آشکارا نشان می‌دهد که حکومت آمریکا بیش از هر نکته‌ای نگران تهدیدهایی است که از جانب جمهوری اسلامی ایران متوجه رژیم صهیونیستی می‌شود. از این‌رو بخش عمده خصومت آنها با ایران به سبب مواضع مستقل ایران بر ضد اسرائیل است که برای آمریکا بسیار مهم است.
نظریه تغییر زیر ساخت‌ها
رهبران حزب جمهوریخواه آمریکا در هنگام مبارزات انتخاباتی سال 2000 م، بین «جورج بوش» و «ال گور» به هیچ وجه از نظریه مشارکت فعال ایالات متحده در تغییر زیر ساخت‌های اجتماعی خاورمیانه، حمایت نمی‌کردند. « خانم کاندولیزا رایس». وزیر خارجه آمریکا در دوران ریاست جمهوری بوش که در آن هنگام در ستاد انتخاباتی بوش نقش فعال داشت، در مصاحبه‌ای تصریح کرد: «آمریکا باید توان و استعداد خود را بر رابطه گسترده با کشورهای بزرگ جهان نظیر چین و روسیه متمرکز کند زیرا اینگونه کشورها می‌توانند نظام سیاسی جهان را تغییر دهند. اما سیاست آمریکا در قبال قدرت‌های دیگر مانند اروپا باید این باشد که آنها را در راستای پذیرش مسؤولیت‌های خود و رفع بحران‌های منطقه‌ا‌ی هدایت کند». «جورج بوش» در زمان رقابت‌های انتخاباتی همان سال صریحا اظهار داشت: «من هیچ اعتقادی به دخالت آمریکا در پروژه تغییر زیر ساخت‌های اجتماعی ندارم» اما در 22 مه 2002 میلادی، طرح تغییر زیر ساخت‌های اجتماعی فلسطین را مطرح کرد و به دنبال آن مقامات وزارت دفاع آمریکا خواستار تغییر زیر ساخت‌های عراق و تشکیل دولت ـ ملت جدید و الگو شدن آن برای تمام خاورمیانه شدند! درباره افغانستان می‌توان گفت تجربه آن کشور برای غرب تلخ‌تر از بالکان بوده است. آمریکا از ابتدای جنگ افغانستان برای برقراری امنیت در این کشور مخالفت به عمل آورد. سازمان عفو بین‌المللی در ماه مارس 2002 میلادی(فروردین 1381) گزارشی منتشر ساخت مبنی بر اینکه پلیس افغانستان که در خارج از کابل کار می‌کند 4 ماه است حقوق خود را دریافت نکرده است. این گزارش تاکید می‌کند دولت کابل در دیگر شهرها و نقاط کشور تسلط کافی ندارد و این مناطق عملا فاقد امنیت هستند، لذا باید تصمیم فوری برای مقابله با این وضع اتخاذ شود زیرا جنگ‌سالاران و گروه‌های مسلح مافیای مواد مخدر عملا قدرت بر دیگر بخش‌های افغانستان را پر خواهند کرد. با این وجود آمریکا از تغییر زیر‌ساخت اجتماعی در افغانستان هم ناتوان بود. با این شرایط آیا تغییر زیر‌ساخت‌های اجتماعی در فلسطین و عراق بهتر خواهد بود؟ پاسخ به این سوال قطعناً منفی است. آنچه آمریکا در فلسطین انجام می‌دهد بیشتر به یک رسوایی سیاسی شبیه است، زیرا از مردم فلسطین می‌خواهد که اصول دموکراسی، مبارزه با خشونت و فساد را فقط تحت سلطه اشغالگران اسرائیلی انجام دهند. درباره طرح «نقشه راه» (راهکار اجرایی) همه صاحب نظران اتفاق رای داشتند که این طرح گره‌هایی از معضلات صلح خاورمیانه را بازنخواهد کرد و حتی رهبران صهیونیستی نیز از آن ناراضی بودند. نکته جالب اینجاست که دولت ایالات متحده خود نیز به طور کامل از طرح «نقشه راه» خرسند نبود. با این شرایط پیچیده و دیدگاه‌های غیرواقع‌بینانه و سلطه‌جویانه، چگونه ممکن است که آمریکا بتواند دگرگونی در زیر‌ساخت‌های اجتماعی در فلسطین به وجود آورد. « خانم رایس» مشاور وقت امنیت ملی در آغاز اشغال اعلام کرد:« آمریکا خود را ملزم به برقراری نظام دموکراسی در جهان اسلام می‌داند!» سخنان بوش و رایس در این زمینه انطباق کامل دارد، رئیس‌جمهور آمریکا تاکید کرده است:«نظام جدید جهانی، آزادی را برای خاورمیانه به ارمغان خواهد آورد!»
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات