بررسی فضای خبری ، تحلیلی و تبلیغی رسانههای غربی نشان میدهد که در سطح داخلی همچنان نوعی گرایش به فعال نگه داشتن گسل درون حاکمیتی در پی پس لرزههای انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری در ایران وجود دارد!

این گرایش که این روزها بهانهای تحت عنوان نزدیک شدن سالروز برگزاری این انتخابات در 22 خرداد را به همراه داشت حال خود را به سوژه جدیدی به نام برگزاری تنش آمیز و دردسرآمیز مراسم بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) نیز بزک کرده است .
گزاره یا دال نهایی شومی که از دل این گفتمان باردار تبلیغی متولد میشود عمیقتر شدن گسلهای سیاسی در سطح سران از یک سو و ریزشهای هرچه بیشتر نیروهای خودی و انقلابی از سوی دیگر است .
در سطح خارجی ، "سونامی تحریمها"، جذابترین ادعایی است که از منظر بیگانه حقیقی و واقعی مینماید و آن را به مثابه یک سوژه تاثیرگذر به خوردِ شنوندگان و بینندگان خود میدهد.
از قرار معلوم بیگانه در صدد است تا "ابتکار" در دیپلماسی هستهای ایران را طی صدور بیانیه تهران به "انفعالِ" این روزهای دیپلماسی ایرانی تعبیر کند که دیدارها و گفتارهای مقامات رده بالای دستگاه سیاست خارجیاش این روزها حاکی از گرفتاری آنها در نوعی تلاش برای متوقف کردن موج جدید تحریمها است .
در کناره این دو سوژه و موضوع محوری برخی سوژههایی جانبی نیز مطرح میشوند تا پهنه گفتمانی تبلیغ خود را مفروش به برخی گزارههای رنگارنگ و متکثر بنمایند.
در این راستا برخی رسانههای غربی از جمله رادیو رژیم صهیونیستی کوشیده است تا به سبک تحلیلی تند و تیز خود از استراتژی نوین دولت ترکیه در خاورمیانه و تلاش وی برای نقش آفرینی جهانی و منطقهای رمزگشایی کند.
ادعای مقامات منطقهای کردستان عراق در خصوص استقرار برخی یگان های زرهی ایران در خاک عراق، تکسوژه دیگری بود که رسانههای بیگانه در برخی گزارشها به آن پرداختند.
مراسمی با شکوه ؛ بغض و کینه دشمن :
نوع بازتاب خبری و تحلیلی ماجراها و تنشهای پیش آمده در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره) در جریان سخنرانی آقای سید حسن خمینی و تحلیل بن مایه سخنرانیهای دکتر احمدینژاد، و مقام معظم رهبری در رسانههای غربی حاکی از آن است که آنها میخواهند به تزِ همیشگی خود در خصوص "ریزشهای سیاسی در انقلابها" نزدیک و نزدیکتر شوند.
این تز، مخاطبان خود را به این باور میکشاند که انقلابها فرزندان خود را میبلعند و در این بلعیدن ، نزدیکترین و محارمترین شخصیتهای انقلابی به عنوان دورترین و نااهلترین افراد از درگاه سیاسی نظام هژمونیک حاکم رانده میشوند!
از منظر گفتمانی ، رسانههای غربی با بهانه قرار دادن برخی اختلافات و تنشهای سرباز کرده در مراسم امسال ارتحال امام(ره) بر آنند تا نشان دهند دایره غیرخودیهای نظام اسلامی تحت تاثیر یک آلرژی و بیماری خاصی به نام دگرسازیها و دشمنسازیهای مفرط روز به روز وسیعتر و وسیعتر و دایره خودیها روز به روز تنگتر و تنگتر میشود به گونهای که اقلیتی خودی در برابر طیف وسیعی از غیرخودیها میایستند.
در تحلیل نهایی ، به نظر میرسد رسانههای غربی بر آن هستند تا به عنوان نتیجه برداشت شده از تبلیغاتشان نشان دهند که بر خلاف ادعاهایی که تا پیش از این درباره انقلاب اسلامی ایران مطرح میشد، این انقلاب نیز مانند همه انقلابهای مادی و غیرمعنوی دنیا، در حال تجربه کردن دوران ترمیدور(بازگشت افراطگرایان) و بازگشت شرایط به دوران استبداد قبل از انقلاب است!!
دورانی که طردها و نفیها به شدت سایه خود را بر جذبها و هضمها میگستراند و خودیترین خودیها(در اینجا خانواده امام خمینی(ره) ) به غیرخودی تبدیل و سپس طرد میشوند. آنها برای موجه نشان دادن ادعاهای مستقیم و غیرمستقیم خود در این زمینه البته برخی انتقادات درون حاکمیتی و از طرف برخی چهرههای اصولگرا و اصلاحطلب دارای مسئولیت سیاسی (مانند علی مطهری)در شرایط کنونی را علیه قطع شدن سخنان آقای سید حسن خمینی برجسته و تکرار میکنند.
آنها همچنین در این راستا به تحلیل زمینه و زمانه سیاسی سخنان رهبری معظم انقلاب و دکتر احمدینژاد در حرم امام خمینی(ره) میپردازند و میکوشند تا با مولفههایی به طرد خودیها در این سخنان را تا میتوانند برجسته نمایند! آنها از این رهگذر پلی هم به هراس سیاسی در متن و بطن این سخنان میزنند و آن را بیم مسئولان ارشد نظام از فعال شدن آشوبهای خیابانی در آستانه سالروز برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری پیوند میزنند!!.
فتنه گران سبز ؛ مورد محبت بیگانه :
تحلیلی از گزارش رادیو کلن در بیان تفاوتها و شباهتهای میان فتنه سبز در ایران و جنبش انقلابهای رنگین یا مخملین در کشورهایی مانند گرجستان ، اوکراین و قرقیزستان نشان میدهد این گزارش تحلیلی اولا :عمدتا بر تفاوتها و افتراقهای میان این دو نوع حرکت در ایران و این کشورها پس از انتخابات تاکید میکند و تنها نقطه اشتراک آنها در زمان و علت این حرکتها یعنی زمان بعد از انتخابات و اعتراض به نتیجه انتخابات بوده است .
آنها در راستای تاکید بر افتراق میان فتنه سبز در ایران و انقلابهای نارنجی ، گل سرخ یا مخملین در برخی کشورهای حوزه اروپای مرکزی در دهه 1990 ، علی الخصوص بر عدم حمایت غربیها - آمریکاییها از سبزها بر خلاف حمایت غرب از انقلابهای رنگین تاکید میکنند!!!.
آنها از این رهگذر بر آن هستند تا جای پای حک شده بیگانه بر سرزمین آشوبها پس از انتخابات 22 خرداد را به نوعی پاک کنند و از این طریق چهره متهم به وابستگی به غرب - آمریکای فتنه سبز را نیز تطهیر نمایند.
در تحلیل نهایی ، این گزارش در صدد اعتبار زدایی از تلاش رهبران جمهوری اسلامی ایران علیالخصوص رهبر معظم انقلاب در متصل کردن جریان آشوب به دولتهای غربی علیالخصوص ایالات متحده آمریکا است .
آرامش در داخل ؛ بحران در رسانه های بیگانه:
در چند روز گذشته با نزدیک شدن به سالروز برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران ، رسانههای غربی بر آن هستند تا با در پیش گرفتن "تکنیک روزشمار نگاری بحران" بر حساسیت و جنبههای امنیتی و ماه دردسرساز خرداد بازهم بیفزایند .
آنها با بیان دقیق و روز به روز ماجراهای قبل(مانند مناظره به اصطلاح تاریخی احمدینژاد و موسوی) و بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران ، میکوشند تا حساسیتی کاذب و رسانهای را برای افکار عمومی خنثای این روزهای ایران به وجود آورند و آنها را به عرصههای دغدغه و تشویش درباره آنچه بر ایران بعد از انتخابات 22 خرداد گذشت بکشانند.
در تحلیل نهایی ، رسانههای مزبور بر آن هستند تا گام به گام تا بحرانی که قرار است در سالروز برگزاری انتخابات بکشانند پیش بروند!!
تلاش برای تحریم در جاده خاکی :
گفتمان خبری ، تبلیغی رسانههای غربی و گفتمان سیاسی برخی مقامات غربی ، ضمن حتمی و قطعی دانستن تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران ، بر آن هستند تا دیپلماسی هستهای فعال ایران پس از بیانیه تهران را به دیپلماسی منفعلانه در آستانه برگزاری نشست پنج روزه شورای حکام آژانس قلب و بدل کنند .
بر این مبنا و از منظر بیگانه، رهبران ایران که پس از بیانیه سه جانبه تهران دست بالا را نسبت به دیپلماسی حلقه وین گرفتند اکنون در پی قطعی شدن اصل تحریمها، "دیپلماسی پشت پرده" خود را برای رهیدن از آثار و پیامدهای مخرب تحریمهای جدید آغاز کردهاند!
در این راستا با برخی مقامات تاثیرگذار در منطقه و جهان مرتبا دیدار و گفتوگو میکنند. مقامات و رسانههای غربی از رهگذر چنین تحلیلهای نومیدکنندهای به دنبال متوقف کردن روند رو به رشد غنیسازی در ایران و تلاش برای مهار ایرانِ هستهای با غنای بیست درصد هستند!! چرا که گام بعدی بعد از 20 درصد، 40،80، 90 و نهایتا صد درصد خواهد بود.
از طرفی با بهرهای آزادانه از محتوای دیالوگهای سیاسی میان سران حلقه شورای امنیت و برخی گزارشهای خبری رسانهای غربی ، میتوان مدعی شد در پیش نویس قطعنامه جدیدی که قرار است علیه ایران به شور گذاشته شود، بیش و پیش از محتوا و دایره سختگیریهای اقتصادی و سیاسی ، همگرایی و رای قاطع و همه جانبه اعضا مهم است؛ چنانکه بر لزوم همراه کردن ترکیه و برزیل با غرب پس از چین و روسیه تاکید شده است .
علاوه بر این به نظر میرسد نوع خاصی از تحریمها در راه باشد که از آن اصطلاحا به "تحریمهای هوشمند"(Smart Sanctions) یاد میشود که افراد و شرکتهای خاص در ارتباط با صنایع نظامی ایران علیالخصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در برمیگیرد و همین مایه و پایهای برای دلگرم کردن چین و روسیهای به اعمال تحریمهای جدید به شمار میرود که پس از بیانیه تهران کمتر کسی فکر میکرد به این زودیها به اصل اعمال تحریمها راضی بشوند!!
* * * * *
ترکیه ؛ روزی دوست ، روزی دشمن !:
به نظر میرسد ترکیهای که تصور میشد به عنوان "الگو"ی کشورهای خاورمیانه در طرح غربی - آمریکایی خاورمیانه بزرگ جرج دبلیو بوش ایفای نقش خواهد کرد ، بعد از روی کارآمدن حزب اعتدال و توسعه و نخست وزیری رجب طیب اردوعان نه تنها الگوی به این الگوی طرح مزبور بدل نشده بل به بلایی سیاسی به جان غربیها و علیالخصوص محور شرارت آمریکا- اسراییل تبدیل شده است.
بر این مبنا ، غرب و رسانههای نومید شده آنها از غربی سازی خاورمیانه از کانال ترکیه، بر آنند تا با در پیش گرفتن تکنیک "وجههزدایی" از دولت اسلامگرای ترکیه از ایفای نقش موثر و مثبت آن در خاورمیانه جلوگیری کنند.
با این فرض ، میان نومید شدن ترکیه از پیوستن به اتحادیه اروپا و بازگشت آن به دایره جهان اسلام نوعی پیوند معنادار وجود دارد: آنکارا که خود را از امتیازات پیوستن به جمع کشورهای متمدن اروپایی محروم میبیند حال سودای رهبری جهان اسلام را در سر میپروراند!
این ادعای رسانهای با برخی شواهد و دلایل به اصطلاح مستدل نیز میشود: پیشگام شدن ترکیه در مذاکرات صلح میان سوریه و اسراییل؛ تلاش برای میانجیگری موثر میان ایران و آمریکا در موضوع هستهای(بیانیه اخیر تهران) و نهایتا موضعگیریهای قاطع اخیر اردوغان در قبال حمله اسراییل به کاروان آزادی در راه غزه .
در تحلیل نهایی ، رسانههای غربی مدعیاند که آنکارا نیز مانند تهران با چنین اقدامات و با فریاد کشیدن بر سر اسراییل اندیشه رهبری و ایفای نقش محوری در خاورمیانه و در میان جهان اسلام را در سر میپروراند.
ضمن این که در تحلیل رفتارهای اخیر دولت اسلامگرای ترکیه برخی رسانهها بر آن هستند که نوعی قرینهسازی نچسب تاریخی را با شبیه سازی تقابل میان ترکان عثمانی ضدشیعی و صفویان با قصد استیلاجویایی ترکیه در خاورمیانه و بازگشت آن به شرایط امپراتوری عثمانی در دستور کار قرار دهند!!