بصیرت:دکتر «ارتیام اولونیان» کارمندارشدپژوهشگاه تاریخ عمومى فرهنگستان علوم روسیه اعلام کرد، در زمینه عادى سازى اوضاع سیاسى و امنیتى در کشورهاى آسیاى مرکزى نظیر قرقیزستان طرح موضوع یک دست قوى یا آهنین اشتباه است. وى گفت: «آنچه برخى از محافل سیاسى در مورد «مشت آهنین» در قرقیزستان مطرح مى کنند، اشتباه است. زیرا در حال حاضر در قرقیزستان چنین شخصیتى که بتواند با مشت آهنین در این کشور نظم و ثبات را برقرار نماید وجود ندارد. قبلا نیزاین نوع تحرکات درصحنه تحولات سیاسى قرقیزستان وجودداشته و عواقب ناگوارى به بار آورده است. از این رو هر نوع امید به روى کار آمدن یک چهره مطرح که با مشت آهنین، دموکراسى مدیریت شونده رادراین کشور برقرارسازد یا هر گونه تلاش مشابه دیگر با واقعیات این جمهورى سازگارى ندارد. اگر برخى محافل سیاسى گمان مى کنند که با به قدرت رسیدن یک چهره سیاسى مطرح با مشت آهنین مى توان به بهبود اوضاع اقتصادى قرقیزستان کمک نمود ، سخت در اشتباه هستند. به این دلیل که وجود چنین فردى موجب گسترش فساد بیشتر در ساختارهاى اقتصادى این کشور خواهد شد». به گزارش ایران شرقى او در ادامه مى گوید: «تمرکز قدرت در دست یک نفر زمینه مداخله و باج خواهى قدرتهاى بیگانه را فراهم خواهد کردو از نگاه اقتصادى این کشور کاملا وابسته چنین قدرتها خواهد شد. همچنین مجبور مى شود که به منافع بازیگران سیاسى پاسخ مثبت دهد. به این دلیل که تمامى کشورهاى آسیاى مرکزى در یک مرحله انتقالى قرار دارند و هر نوع تلاش در جهت به قدرت رساندن رژیم مورد حمایت کشورهاى خارجى درهریک ازاین جمهورى ها عواقب ناگوارى خواهد داشت. حوادث پنج سال اخیر قرقیزستان و اوضاع کنونى این کشور حاکى از این واقعیت است که تحمیل حکومت مورد حمایت قدرتهاى خارجى نمى تواند تضمین کننده ثبات و امنیت پایدارى باشد». این کارشناس روسى درگفتگویى به طرح دیدگاه هاى خود دراین مورد پرداخته است که در زیر مى آید.
سوال: راه برقرارى ثبات و امنیت در قرقیزستان چیست؟
جواب: قرقیزستان همانند سایر کشورهاى آسیاى مرکزى هنوز هم نتوانسته است از بند نظام سیاسى فعال با اندیشه هاى دوران شوروى رهایى یابد. اگر در قرقیزستان و هرجمهورى دیگر آسیاى مرکزى مى توانستند واقعا ازمیراث ایدئولوژیکى و مدیریتى دوران شوروى نجات یابندو پایه هاى یک نظام سیاسى مستقل را تحکیم بخشند ، هیچ گاه ازاین اتفاقات نمى افتاد. ما امروز درباره اوضاع سیاسى و امنیتى قرقیزستان نه بر اساس گزارش و اخبار رسانه ها بلکه باید بر مبناى اطلاعات واقعى از اوضاع داخلى این کشور داورى نماییم. زیرا اخبار صحیح حاکى از ادامه بى ثباتى در مناطق مختلف این کشور و به ویژه جنوب دارد. دولت موقت نیز تلاش مى کند که نه با گفتگو و مذاکره بلکه باتوسل به زور مخالفان خود را سرکوب کند که در بلند مدت به نفع حکومت موقت نیست. برداشت من این است که در این کشور هیچ نوعى تمایلى براى پایان دادن به ناآرامى هاى کنونى از راه گفتگوهاى سیاسى وجود ندارد. حال آنکه در مناطق جنوبى قرقیزستان اختلافات شدید قومى و نژادى (قرقیز-ازبک)وجوددارد ومنافع گروه هاى سیاسى نیزدرتقابل قرارگرفته است. از این رو بهترین راهکار براى خروج از این اوضاع نابسامان سیاسى و امنیتى آغاز مذاکرات دولت موقت با گروه هاى قومى قرقیزستان است. در حال حاضر قرقیزستان با دو مشکل جدى مواجه است. نخست فقر سراسرى که گریبانگیر مردم این کشور است و دوم فساد و رشوه خوارى گسترده در ساختارهاى دولتى که حکومت قبلى خود زمینه این اوضاع را به وجود آورده بود. در مجموع در نظر شهروندان این کشور هر نوع ساختار حکومتى در قرقیزستان آلوده به فساد است. متأسفانه روند به ملک خصوصى تبدیل کردن مراکز مهم اقتصادى و یا در اختیار یک گروه محدود قرار گرفتن تمامى کارخانه ها و شرکتهاى دولتى و آن هم بدون ارتباط با محافل مافیاى نمى تواند فعالیت کند، نه تنها در قرقیزستان بلکه در تمامى کشورهاى عضو شوروى سابق یک امر غیر قابل انکار است. در این کشورها حرف اول را نه دولتها بلکه نمایندگان محافل یاد شده مى زنند.
سوال: در رسانه هاى خبرى به این موضوع به شدت دامن زده مى شود که در قرقیزستان فرد یا چهره مورد حمایت قدرتهاى رقیب امور مدیریتى را در دست خواهد گرفت. آیا این اندیشه درست است؟
جواب: حدس زدن در این مورد کار آسانى نیست. زیرا که درشرایط امروز ادامه بى ثباتى درقرقیزستان نام بردن از فرد خاصى که مورد حمایت قدرتهاى رقیب است و فردا در این کشور به قدرت خواهد رسید، مشکل است. اگر به مباحث رسانه اى نگاه کنیم مى بینیم که حتى برخى نامها ذکر مى شوند که از کارمندان ساختارهاى قدرتى شوروى هستند و به عنوان رهبر آینده قرقیزستان معرفى مى شوند. هرچند که تعدادى از این افراد قرقیزستانى هستند و به طور همزمان شهروندان روسیه نیز محسوب مى شوند. البته در این مورد جاى تعجب ندارد، زیرا ما در کشورهاى کرانه دریاى بالتیک که زمانى جزو اتحاد شوروى بودند، شاهد این گونه گزینش ها بوده ایم. حتى برخى از افرادى که در این کشورها به مقام ریاست جمهورى رسیدند شهروندان آمریکا و برخى از دولتهاى غربى نیز بودند. اما من شخصا مخالف استفاده از این راهکار در کشورهاى آسیاى مرکزى هستم، زیرا باید که مردمان این
جمهورى ها خود رهبر سیاسى کشورشان را انتخاب کنند که به مردم نیز پاسخگو باشند. اگر افرادى با مداخله خارجى به قدرت برسند و پاسخگوى نیازهاى مردم خود نباشند که ما مى بینیم در برخى از کشورهاى شوروى سابق این اتفاق افتاده است، پایان راه آنان خود کامگى و استبداد خانوادگى خواهد بود. این افراد به اصطلاح تحمیل شده هیچ مسطلیتى در قبال خواست مردم خود ندارند و به امید ادامه حمایت قدرتهاى بازیگر تنها در فکر اندوختن ثروت و حفظ قدرت خود خواهند بود. عواقب چنین انتخابهایى به جز خود کامگى و استبداد، هرج و مرج، عدم پایبندى به قانون نخواهد بود که اتفاقا در کشورهاى فقیر به معضل جدى اجتماعى تبدیل شده است.
سوال: اخیراَ رییس جمهور روسیه ژنرال «ولادیمیر دوشایلو» دبیر سابق امنیت این کشور را به عنوان نماینده ویژه خود در امور قرقیزستان منصوب کرد. از نظر شما این انتصاب چه معنى دارد؟
جواب: البته قضاوت کردن در مورد این که یک مقام ارشد روسى در قرقیزستان و آن هم در این اوضاع پیچیده چه خواهد کرد، دشوار است، در سیاست یک قاعده ویژه وجود داردکه اخباررسمى و غیررسمى ازیکدیگرکاملا متفاوت هستند. اگر فردى ازسوى رهبر درجه اول یک کشور به عنوان نماینده ویژه در امور کشور دیگرى منصوب مى شود ، این اقدام به معنى توجه خاص به مسائل و رویدادهاى مهم خواهد بود که قرقیزستان در چنین شرائط قرار گرفته است. من معتقدم که اوضاع سیاسى و امنیتى قرقیزستان در محافل تصمیم گیرى روسیه نگران کننده ارزیابى شده است . مسکو تلاش خواهد کرد ، براى عادى سازى اوضاع در این کشور برنامه ریزى کند. قرقیزستان باید همه پرسى قانون اساسى جدید برگزار نماید. در اقدام بعدى برگزارى انتخابات پارلمان و ریاست جمهورى نیز مدنظر دولت موقت است. اگر واقعاَ اوضاع سیاسى و امنیتى درقرقیزستان به اعتدال نرسد، ضرورت اتخاذ تدابیر موثر در زمینه برقرار ثبات و آرامش در این کشور مطرح مى شود . مسکو این کار را خواهد کرد، ولى براى توجیه این امر باید افکار عمومى قرقیزستان قانع شوند که به جز تدابیر فورى دیگر راهکارى در جهت حل بحران امنیتى این کشوروجود ندارد. من معتقدم، نباید به بهانه استقرار نظم و آرامش در کشور بحران زده اى نظیر قرقیزستان دست به اقدامات صرفا نظامى زد. زیرا مردم این کشور و سایر جمهورى هاى آسیاى مرکزى باید خود سرنوشتشان را تعیین کنند. ما قبلا شاهد مداخله نظامى به بهانه ضرورت استقرار ثبات و امنیت در افغانستان بودیم و اینک نه سال است که خبرى از تحقق این شعار نیست، یا که کشورهاى منطقه براى پایان دادن به جنگ داخلى در تاجیکستان در دهه ۱۹۹۰ میلادى اجماع نظر داشتند و در ظاهر موفق شدند، اما نتایج این صلح در تاجیکستان را ما مى بینیم و هنوز هم در این کشور گروه هاى ناراضى به نتایج سازش وجود دارند و دولت دوشنبه همان راهى را مى پیماید که دیگر رژیمهاى سیاسى آسیاى مرکزى در آن در حرکت هستند. یعنى خود کامگى، استبداد ، خانوادگى شدن قدرت و امثال آن. از این رو برقرارى امنیت و ثبات با هر قیمتى نه در همه شرایط پاسخگو نخواهد بود. با این حال من همواره اعتقاد دارم که در حل مسائل و بحران هاى منطقه اى و داخلى تنها راه مطلوب گفتگو و مذاکرات سیاسى است. بنابراین در منطقه مهم و راهبردى آسیاى مرکزى باید از راهکار مذاکرات سیاسى استفاده کرد. اگر غیر از این اندیشه دیگرى باشد، براى شرایط آسیاى مرکزى قابل پذیرش نیست. زیرا تجربه نشان مى دهد که هر نوع اقدام غیرمنطقى براى حل بحران ها و مشکلات سیاسى و امنیتى در بلند مدت ناکارآمد خواهد بود.