صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۴۵۱۰۹
راهکارهایی پیرامون برخورد با پدیده شوم بدحجابی

بدحجابی، علل و ریشه‌ها


بصیرت:در خصوص موضوع حجاب- خصوصاً در چند دهه اخیر- سخن بسیار گفته شده و چه بسیار مقالات و گزارش‌‌هایی به رشته تحریر درآمده و منتشر شده است که بی‌هیچ سخن و یا آسیب‌شناسی و رهیافت تازه‌ای، صرفا تکرار مکررات بوده و جز تذکر و یادآوری، ثمرات و نتایج قابل تاملی را در برنداشته است.
جای تاسف دارد که گفته شود برخی از آثار منتشر شده در این زمینه گاه آن قدر سطحی و نازل بوده که حتی در مقام مقایسه با انشای دانش‌آموزان مدارس در مرتبه پایین‌تری قرار داشته و از آنجا که با اغراض و نیات دیگری نگاشته شده، رایحه خوش و دل‌انگیز تعهد و تعبد از آن استشمام نمی‌شود و شوری برنمی‌انگیزد.
استاد شهید مرتضی مطهری در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با پژوهش و نگارش کتاب‌های ارزنده‌ای مانند "مسئله حجاب"، "نظام حقوق زن و اسلام" و "اخلاق جنسی در غرب" سهم متعهدانه و ارزشمندی را در ارائه و تبیین این موضوع برعهده داشتند که پس از گذشت بیش از سه دهه از انتشار این آثار و تجدید چاپ‌های متعددی که شمارگان قابل ملاحظه‌ای داشته، هنوز هم این آثار مخاطبان فراوانی دارد و به عنوان منبع مورد مطالعه و مراجعه اقشار گوناگون جامعه قرار می‌گیرد.
بی‌تردید اخلاص و تعهد و ایمان و دردمندی عالمانه در تاثیر و ماندگاری چنین آثاری بی‌تاثیر نبوده و نیست و درک این حقیقت پرسشی را پدید می‌آورند که این معیارها در نگارش آثار و همچنین فعالیت‌‌هایی که در زمینه توسعه و ترویج فرهنگ حجاب و عفاف رخ داده تا چه اندازه مؤثر و سازنده بوده است؟
در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب، قلم و نفس گرم اندیشوران مؤمن آنچنان بر ذهن و جان آحاد جامعه خصوصا جوانان تاثیرگذار بود که آنان را مجذوب و مشتاق می‌ساخت تا برای گام نهادن در این طریق تردیدی به خود راه ندهند و در پیروی از این آیین مقدس هر دم بیش از پیش کوشا باشند.
در آن ایام واژه "خودسازی" مفهوم ژرف و شگرفی داشت و این مفهوم انسان‌ساز و جامعه‌ساز با جوانان بیگانه و نامأنوس نبود. بهترین گواه و مصداق این ادعا سیره و وصیت‌نامه شهدای عالی‌قدری است که حتی در واپسین دقایق زندگی نیز دست از دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌های متعالی نشستند و در وصیت‌نامه‌های سرخ خویش بازماندگان و آیندگان را به حفظ و پاسداری از ارزش‌ها فراخواندند.
با پایان یافتن جنگ تحمیلی و فرارسیدن عصر سازندگی، رفته‌رفته شرایطی فراهم شد که دیگر سخنی از "خودسازی" شنیده نمی‌شد و در سایه غفلت‌ها به تدریج مظاهری رخ نمایاند که سنخیتی با یک جامعه انقلابی نداشت.گسترش پدیده "بدحجابی" که روزگاری آن را معضل خاص طبقات مرفه و متمول می‌دانستند، مسئله‌ای است که قبل از پرداختن به پیامدها و عواقب آن، نیازمند شناخت ریشه‌ها و زمینه‌هاست و حصول به این مهم امکان‌پذیر نخواهد بود مگر با نگرشی علمی، فارغ از حب و بغض‌ها و کنار نهادن تعارف‌ها و رودربایستی‌ها در مواجهه با حقایق و واقعیت‌ها.اگرچه در قرآن کریم، تزکیه و پرورش بر آموزش مقدم دانسته شده است اما این امر هیچ‌گاه در نظام آموزش و پرورش ما جایگاه و اهمیت سرنوشت سازخویش را بازنیافته است و لذا بخش عظیمی از مشکلات و ناهنجاری‌های امروز جامعه ما مربوط به کوتاهی‌ها، کاستی‌ها، سهل‌انگاری‌ها و بی‌برنامگی‌هایی است که از این نهاد سرچشمه گرفته و به سیلاب سدشکنی مبدل شده است.بی‌گمان تربیت و تعلیم نسل آینده از دوران کودکی تا جوانی فرصتی بکر و طلایی است تا این نهال نوپا، پیش از آنکه درخت تناوری ‌شود، راست و سرفراز شکل بگیرد، اما آیا در سیستم آموزش و پرورش ما از مقطع کودکستان تا مقاطع بالاتر عزمی جدی در این زمینه وجود داشته است؟ اگر در آن سوی مرزها کوشش می‌شود تا به هزار و یک جلوه و رنگ و لعاب فریبنده، فرهنگ برهنگی و بی‌بندوباری سر از جامعه ما درآورد، آیا در این سو در نظام پرخدم و حشم آموزش و پرورش ما طی این سه دهه تلاش هوشمندانه، عمیق، مستمر و دلسوزانه‌ای جهت مقابله و مبارزه با این پدیده- به مفهوم واقعی و عمیق کلمه- صورت پذیرفته است؟
در کودکستان‌های ما آن قدر که به آموزش زبان انگلیسی توجه می‌شود به آموزش احکام و قرآن کریم اهتمام چشمگیری دیده نمی‌شود و در سایر مقاطع تحصیلی نیز توجه به شریعت هیچگاه تا به آن اندازه نبوده است که حتی فرزندان این مرزوبوم از رهگذر حضور در این مدارس به روخوانی قرآن نایل آیند، چه رسد به تربیت نسلی دلباخته و آگاه.به راستی اگر طی دوران تحصیل که یقیناً زمانی دراز و فرصتی گرانبهاست آموزش و پرورش ما نتواند نسل آینده جامعه اسلامی را به بینش و آگاهی کافی در جهت مقابله با انواع توطئه‌ها و تهاجم فرهنگی غرب مجهز کند و از کودکان و نوجوانان این دیار، انسان‌هایی معتقد و آگاه بسازد، تکلیف آینده چیست؟
پدیده بدحجابی به عنوان یک معضل فرهنگی نیازمند اتخاذ روش‌ها و شیو‌ه‌های فرهنگی است، اما آیا مدیران فرهنگی جامعه ما در این حوزه در حد یک مدیر فرهنگی درد آشنا، آگاه، مسئول و دین باور به تمام معنای کلمه بوده‌اند؟
به راستی در انتصاب مدیران فرهنگی تا چه میزان ضوابط و معیارهای اصیل و تعهد و دغدغه‌های آنان مورد نظر بوده است؟ آیا با صرف
این همه سرمایه‌های گزاف و ساختن مراکز فرهنگی، فرهنگسراها، خانه‌های فرهنگ و ... این مراکز در جهت اشاعه فرهنگ دینی گام برداشته‌اند یا اینکه نسبت به این امر بی‌اعتنا بوده و یا در جهت عکس اهدافی که برای آنها ترسیم شده است حرکت کرده‌اند؟
با گذری در این مراکز به اصطلاح فرهنگی و مرور برنامه‌های آنان این نکته به عینه آشکار است که اکثر این مراکز- با کمال تأسف از ضعف مدیریت در عذابند و عملاً این فضاهای رها شده نه تنها دارای هیچ برنامه‌ریزی هدفمندی نیستند، بلکه به جولانگاهی برای ظهور انواع پدیده‌های ضدفرهنگی مبدل شده‌اند.در فضای شیک و فراخ بسیاری از این مراکز به اصطلاح فرهنگی حتی آیه‌ای از قرآن کریم و یا حدیثی از معصومین(ع) به چشم نمی‌آید و برخی از کارکنان آنها اشخاصی چندان پایبند به اصول و ارزش‌ها نیستند و ظاهراً برخی مدیران هم از این وضعیت بدشان نمی‌آید!
گذشته از این موضوع در رسانه فراگیری مانند صداوسیما هم عنایت کافی به امر حجاب دیده نمی‌شود، خصوصا فضای فیلم‌ها و سریال‌ها به گونه‌ای است که جامعه را دچار دوگانگی می‌کند. در حالی‌که این رسانه می‌تواند به جای ساخت سریال‌های ملودرام که گاه سرشار از صحنه‌‌های تجمل و مدزدگی است به تهیه برنامه‌هایی روی آورد که با معضلات اجتماعی جامعه ارتباط افزونتری داشته باشد، به عنوان مثال تهیه سریال‌های مستندی از مبارزه زنان و دختران مسلمان در غرب برای حفظ حجاب و فشارهایی که دولت‌های غربی علی‌رغم ادعای حقوق بشر بر بانوان مسلمان روا می‌دارند و آنان را به خاطر حفظ حجاب از تحصیل، کار و دیگر حقوق اجتماعی خویش بازمی‌دارند می‌تواند سوژه‌ای جذاب و تاثیرگذار در این زمینه باشد. همچنین برگزاری میزگردهایی با هدف آسیب‌شناسی پدیده بدحجابی و یا لزوم حجاب و عفاف می‌تواند در تنویر افکار عمومی نقش مؤثر وسازنده‌ای ایفا نماید.از دیگر نکات قابل ذکر در خصوص پدیده بدحجابی، نداشتن تعریف روشن و قانونمند در این باره است. به عبارت دیگر قانون در این باره سکوت کرده است و هیچ حدود و ثغوری را در این زمینه بیان نکرده، از این رو ملاک و قاعده مشخصی که جرم تلقی شود و تکلیف همگان را روشن سازد وجود ندارد.
به همین سبب برخی پوشش خودرا نامناسب تشخیص نمی‌دهند و به لحاظ تلقی‌ خاصی که از حجاب دارند، در صورت برخورد ماموران، خود را بی‌گناه دانسته و معترض نیز می‌شوند. از سوی دیگر دیده می‌شود که نحوه برخورد ماموران نیز با اشخاص متفاوت است که این امر حکایت از این واقعیت دارد که ملاک‌های موجود در این زمینه تا حدودی سلیقه‌ای است،در حالی‌که چه بسا با شفاف شدن حدود و موازین، اشخاص نسبت به رعایت آن توجه بیشتری از خود نشان دهند.
به عنوان مثال چندی پیش در یکی از کتابخانه‌های تهران طی چند دوره مشکلاتی برای بانوان مراجعه‌کننده پدید آمده بود به این شکل‌ که با عوض شدن مسئول سالن مطالعه خانم‌ها، مسئول جدید فقط به خانم‌هایی که از پوشش چادر و مقنعه استفاده می‌کردند اجازه ورود می‌داد و دیگر پوشش‌ها از قبیل روسری و شال را مناسب تشخیص نمی‌داد، به علاوه استفاده از مقنعه رنگی نیز در شمار پوشش نامناسب قرار داشت که البته نگرشی ذوقی و برداشتی سلیقه‌ای بود و همین موضوع نارضایتی شمار زیادی از مراجعان را برانگیخته بود که برخی از آنان این شیوه برخورد را حتی اهانت به خویش و شخصیت زن مسلمان می‌دانستند، در حالی‌که در شرایط عضویت کتابخانه فقط ذکر شده بود "رعایت حجاب الزامی است."به گواه تاریخ، زنان ایرانی همواره نسبت به حفظ حجاب و عفاف خویش پایبند بوده و مردان ایرانی نیز در غیرت و دفاع از ناموس و تعصب نسبت به سلامت جامعه از هیچ تلاش و جانفشانی دریغ نورزیده‌اند. لذا جای آن دارد که این روحیه و فرهنگ ملی بیش از پیش تقویت شود و به جای لحن مذمت گونه از لحن مثبت و غرورانگیزی استفاده شود که جامعه را نسبت به حفظ پوشش مناسب ترغیب و تشویق کند. در ترویج فرهنگ حجاب بسیار لازم و ضروری است که مردان نیز در این مبارزه همگام باشند چنانکه در آیات و احادیث و روایات به این امر توجه فراوانی مبذول شده و همین امر در ادبیات و آیین پهلوانی و جوانمردی سرزمین ما تبلور شکوهمندی داشته است که می‌بایست احیا گردد. در فرازی از شاهنامه حکیم توس، هنگامی که رستم در بیابان با زنی تنها روبه‌رو می‌شود، خطاب به او می‌گوید:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
هماره رخانت پر آزرم باد
در این بیت نکات ارزنده‌ای وجود دارد، نخست آنکه رستم با چنین شیوه سخن گفتن با یک زن تنها جوانمردی خویش را آشکار کرده و به او اطمینان می‌بخشد که نیت پلید وناپاکی در سر ندارد. دیگر اینکه شاعر به مردان زمانه خود و دیگر عصرها و نسل‌ها می‌آموزد که هنگام روبه‌رو شدن با یک زن می‌بایست چه منش و روشی را در پیش گیرند که صلاح و صواب دو دنیا در آن نهفته باشد و رفتاری پسندیده به شمار آید.در این بیت فردوسی از دو واژه "شرم" و "آزرم" که هر دو مترادف و به یک معناست سود جسته است که هدف او انتقال پیامی بزرگ به زن ایرانی است که همانا حفظ حیا و عفاف است.نظارت بر واردات البسه خارجی و نیز تولید و عرضه پوشاکی که در صورت استفاده می‌تواند نامناسب تشخیص داده شود، یکی دیگر از گفتنی‌هایی است که نمی‌بایست از کنار آن بی‌تفاوت عبور کرد.برخی از لباس‌هایی که به سادگی در پشت ویترین بعضی از فروشگاه‌ها قرار داده شده و به آسانی قابل خریداری است، از مصادیق بدحجابی به شمار می‌رود که غالبا خریداران آن از این نکته گلایه‌مند هستند که اگر این پوشاک مناسب و مجاز نیست، چرا از فروش و عرضه آن جلوگیری نمی‌شود و مثلا اگر دامن این مانتو کوتاه است، اندازه دامن مناسب چه میزان است و ... که با نظارتی اصولی‌تر در این زمینه می‌توان از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کرد.و اما نکته مهم دیگری که در این خصوص نمی‌بایست نادیده انگاشت همانا دعوت و سفارش اکید خاندان پاک وحی علیهم‌السلام است به فراهم آوردن امکان ازدواج به موقع برای جوانان که این امر نیز به نوبه خود سهم بزرگ و غیرقابل انکاری خواهد داشت در کنترل خودنمایی‌ها و جلب‌توجه‌هایی که گاه به شکل بدحجابی رخ می‌نمایاند و یا به اشکال دیگری سلامت جامعه را تهدید می‌کند.در حال حاضر بالا رفتن سن ازدواج درجامعه ما خطری است که نمی‌توان از عوارض پنهان وآشکار آن چشم پوشید و به مصداق "دو صدگفته چون نیم کردار نیست" اگر به جای همه حرف‌ها و شعارها بکوشیم تا فرصت ایجاد زندگی زناشویی را برای این گروه فراهم آوریم، بسیاری از مشکلات نیز به تبع این کار خود به خود از میان خواهد رفت. زیرا امور به این ترتیب در مجرای صحیح خویش قرار می‌گیرد و
چنین باد. ان‌شاءالله.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات