بصیرت:"من می خواهم بگویم اگر شما موی سرتان را می خواهید آرایش کنید،اگر می خواهید لباس بپوشید،اگر می خواهید سبک راه رفتن را تغییر دهید بکنید،اما خودتان انجام دهید، از دیگران یاد نگیرید".(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جوانان،اساتید،معلمان و دانشجویاندانشگاه های استان همدان17/04/83)
"بنده با مد خیلی موافقم،جزو آدم هائی هستم که به مد گرایش دارم،اما مدی که از داخل جوشیده باشد چون مد یعنی ابتکار و نو آوری نه چیزی که از بیرون بیاید.مد آرایش مو و لباس و حرف زدن همه اش دارد از بیرون می آید".(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی26/09/81)
تربیت نیروی انسانی با ارزشها و فرهنگ درونی شده که کمتر تحت تاثیر موقعیتها و شرایط و الگوها قرار گیرند از عوامل اساسی پیشرفت و توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر جامعه است در این بین الگوها تاثیر بسزایی در ارتقا و تکامل شخصیت و تمرکز نیروهای پنهان و آشکار جوانان دارد که در این بین باید هنر به خرج داد و در مقابل این همه الگوی منحرف کننده و جذاب، الگوی مناسب و ممتاز را به جوانان معرفی کرد. الگوهای جذاب، برای یادگیری و شکل دهی رفتار انسان ها، به ویژه جوانان، نقش اساسی دارد. در دوره نوجوانی و جوانی، تأثیرپذیری از خانواده به شدت کاهش می یابد و گاهی بین خانواده و جوان تعارض و درگیری به وجود می آید. از این رو، جوان برای ساختن نظام ارزشی و اعتقادی خود می خواهد از چیزهایی غیر از خانواده و مربیان قبلی استفاده کند. از عوامل تأثیرگذار در بیرون نهاد خانواده، الگوها و دوستان هستند. در این میان، نقش الگوهای مورد قبول جوان بسیار زیاد است; چه اینکه دوستان نیز در حال ساختن نظام ارزشی خود و نیازمند الگوهای مورد پسند می باشند.در این شرایط، اگر الگوهای مناسب و در دسترس وجود نداشته باشد،جوان دچار سردرگمی شده و تعادل روانی او از مرز ارزشی خارج می شود. در این صورت، چه بسا به الگوهای مجازی پناه برده و یا تحت تأثیر دوستان کم تجربه قرار گیرد و یا به دام شیادانی بیفتد که در کمین جوانان سردرگم هستند و در نتیجه، شرایط و زمینه های گریز از هویت اصیل خودی برای او فراهم می شود.یکی از کم کاری ها و ضعف ما در این زمینه عدم معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی به نسل جوان و بیان جذابیت های
آن است.فرهنگ ایرانی-اسلامی فرهنگی غنی است که از قدمت چند هزار ساله برخوردار بوده و خود دارای الگو ست.رسول بابازاده عضو هیئت علمی دانشگاه معتقد است در معرفی فرهنگ ایرانی جوانان کمکاری شده است.او
می گوید:»فقدان شناخت کافی از هویت خویشتن، گرایش جوانان به هویتهای جدید را بیشتر کرده است.گرایش جوانان به الگوهای بیگانه، نشانگر ضعف باورهای دینی و فرهنگی در بین جوانان و عدم آگاهی صحیح از دین است. در این بین سر درگمی جوانان به دلیل
بلا تکلیفی در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی، زمینه گرایش و تشتت افکار آنها را برای انحراف و گرایش به انواع هویتها و الگوهای جدید فراهم میکند.امروزه مهمترین مشکل در این زمینه فقدان باز شناسی فرهنگ گذشته و میراث مادی و معنوی است، جوان به دلیل ناآگاهی از ذات و داشتههای فرهنگی خویش خود را به تمام درها و دروازهها، خواهد کوبید تا شخصیت خود را متناسب با فرهنگهای جذاب و مهیج شکل دهد.شناخت یک فرهنگ در حقیقت معرفت به ویژگیهای مشاهیر، ارزشها و برتریهای آن فرهنگ نسبت به سایر فرهنگهاست.نسل جوان، باید به امتیازات فرهنگ اسلام و ملی خویش آشنا باشد تا در مقابله با فرهنگهای بیگانه، از اعتماد به نفس بالایی برخوردار باشد".وی یکی از راه کار های مقاوم کردن جوانان در برابر فرهنگ بیگانه را اینگونه بیان می کند:"تحلیل «فرهنگ خودی» و مطالعات تطبیقی آن با سایر فرهنگهای معاصر و تاثیری که ماهیت انقلاب اسلامی در جهان معاصر داشته است، جوانان را در برابر نفوذ فرهنگ بیگانه مقاوم میکند و این امر با بازگشت فرهنگ خودی، امکان پذیر خواهد بود.احیای ارزشهای اسلامی گام عملی و مهم دیگری است که در این راه باید برداشته شود و اندیشمندان و نخبگان دینی باید آن را به شکلی به جا آورند که با نفوذ ارزشهای اسلامی را در عمق جان جوانان و نوجوانان، شناخت کارآمدی از دین در آنها ایجاد کند که نفوذ افکار و باورهای دیگر را درآنها به حداقل برساند".
یکی دیگر از اقداماتی که باید در این زمینه صورت بگیرد شناخت دقیق جوانان و نیاز های آنان است که به نظر می رسد در این زمینه ضعف وجود داشته باشد.تا جوان و نیاز های او خوب و دقیق شناخته نشود و نمی توان با او رابطه عاطفی برقرار کرد نمی توان برای او برنامه ریزی کرد یا مشکلات او را حل کرد.
دکتر علی داوطلب ـ استاد جامعه شناسی ـ
در این باره معتقد است:بهادادن به نوجوانان و جوانان عاملی برای کاهش سوق یافتن آنها به الگوهای غربی است.جوانان ما خواستهها و توقعاتی از خانواده و نظام اجتماعی خود دارند و میخواهند که در جامعه به آنها بها داده شود و خواستههای آنها جدی گرفته شود. نظام اجتماعی ما باید جوانان را در صحنههای مختلف شرکت دهد تا بدین وسیله احساس ارزشمندی را در آنها تقویت کند و بیتفاوتی و بیزاری اجتماعی را در آنها از بین ببرد.تهاجم فرهنگی دشمن، نوع روابط در خانواده و والدین، خود باختگی روحی، رشد تکنولوژی غرب، هوس، مد و تبلیغات از عوامل عمده موثر در گرایش جوانان به الگوهای غربی است.پدر و مادر از لحاظ ارتباط عاطفی، میتوانند نزدیکترین رابطه را با فرزندان خویش داشته باشند و علاوه بر آن، الگویی در دسترس اقتباس فرزندان محسوب میشوند. افرادی که در همان دوران کودکی الگوی ثابت و قابل قبولی داشتهاند، در دوران نوجوانی و جوانی کمتر به تبعیت از الگوهای بیگانه روی آوردهاند".
تهاجم فرهنگی به گونه خاصی به ارزشها یورش برده و آنها را زیر نفوذ خود قرار میدهد،سنگینترین حملاتی که از ناحیه بیگانگان متوجه فرهنگ یک جامعه می شود، ارزشهاست.در فرهنگ اسلامی کهکشانی از الگوهای اخلاقی و معنوی وجود دارد که هر یک برای تحول جامعه بشری کفایت میکند.از آنجا که در غرب و اروپا، معنویت و مذهب در حاشیة قرار گرفته است، از لحاظ الگوهای اخلاقی، انسان کامل و آینه
تمام نمای فضایل اخلاقی در آن یافت نمیشود.تقلید از الگوهای غربی و تسلیم محض در مقابل عظمت ظاهری غرب و اطاعت کورکورانه از آنان منجر به از دست دادن سرمایههای معنوی جامعه میشود و انسان را به اقتباس از کارهای مضر و خطرناک دیگران وادار میکند و موجبات سقوط و بدبختی انسان را فراهم میآورد.جوانان هر چه بیشتر دچار بیهویتی اجتماعی شوند، به همین میزان بیشتر به سمت الگوهای بیگانه گرایش مییابند.درک نادرست فرد از خود، ترس از چگونگی ارزیابی دیگران از وی و نگرانی فرد از جایگاهی که میتواند در جامعه داشته باشد، از عواملی هستند که باعث میشوند تا فرد احساس بیهویتی کرده و برای فرار از این حالت به پیروی از الگوهای بیگانه روی آورد.مطالعه تاریخ ایران نشان می دهد که ایرانیان در پوشش دارای سبک بودند.اگر نگاهی به عکس های دوران قاجار و قبل ازآن بیندازیم می بینیم که ایرانیان از سبک خاصی در پوشش بهره مند بودند.گذشته از آن ایران به دلیل تنوع فرهنگی و اقلیمی از پوشش های
متنوع در مناطق مختلف برخوردار است که می توان از آن به عنوان یک مزیت نام برد.متاسفانه آن زیبائی و تنوع که در عین حال حافظ فرهنگ و هویت ایرانی بود جای خود را به یکسری مدل های وارداتی و
الگو های غربی داده که هیچ سنخیتی با فرهنگ و جغرافیای ایران ندارد و فاقد آن زیبائی و
جذابیت هاست.دوره قاجار آغاز این حرکت بود لباس غربی توسط عده ای غرب زده و شیفته ظواهر غربی وارد کشور شد.آنان فکر می کردند که ترقی و پیشرفت و مدرن شدن ایران مستلزم این است که ایرانیان فرهنگ،سنن و آداب خود را فراموش و یکسره از سر تا پا غربی شوند.تصوری غلط که تبعات بدی برای کشور داشت.آنها فکر می کردند این لباس و سنت دیرینه ایرانیان در نوع پوشش است که مانع ترقی آنان شده در حالی که این گونه نبود.آنچه مانع ترقی ایران بود کوته فکری همین به اصطلاح منور الفکران بود که ترقی را در فراموشی هویت و وابستگی به فرهنگ بیگانه می دانستند.آنان و ادامه دهندگان راه آنان که تا به امروز هم در جامعه ما کم نیستند مغز را رها کرده و پوسته را چسبیدند.رضا سلامت کارشناس ارشد جامعه شناسی در این باره می گوید:"به نظر
می رسد یکی از علل گرایش به الگو های بیگانه غربی در میان جوانان احساس خود کم بینی باشد.غرب به دلیل رشد شگفت انگیز در عرصه های مختلف علمی،اقتصادی،نظامی، فنی و.. .به کعبه آمال بسیاری از جوانان کشور های جهان سوم و کمتر توسعه یافته تبدیل شده.رسیدن به جایگاهی که امروز غرب در آن قرار دارد آرزوی کشور های جهان سوم است و به دلیل علاقه وافری که به آن دارند سعی می کنند خود را حد اقل از بعد ظاهری به آنان نزدیک کنند و آن احساس خود کم بینی را به نمایش بگذارند.این در حالی است که اگر چه غرب در زمینه های علمی، اقتصادی و امثال آن رشد کرده اما دلیل بر این نمی شود که در زمینه فرهنگی نیز رشد کرده باشد.
آنگونه که شواهد نشان می دهد غرب در یک بحران بزرگ فرهنگی به سر می برد.اگر امروزدر کشور خود شاهد نمونه هایی از این بحران فرهنگی هستیم ناشی از همان فرهنگ غلط زندگی غربی است که به جامعه ما نفوذ کرده است.نکته دیگر اینکه ظاهر پرستی و بسنده کردن به تقلید ظواهر هیچ کمکی به رشد و توسعه ما نخواهد کرد بلکه بر وابستگی و احساس حقارت ما خواهد افزود".برای آسیبناپذیری در برابر غرب و ایستادگی در برابر هجمه شدید آنها، باید اعتماد به نفس جوانان و نوجوانان را به آنها بازگردانیم.اگر میخواهیم جوان ایران به آن نقطهای که شایسته داشتهها و پیشینه اوست برسد، باید فضایی را ایجاد کنیم که جوان هیچ مانعی را در سر راه خود برای پیشرفت علمی و تکنولوژیکی احساس نکند و به تواناییهای خود در این راه باوری عمیق پیدا کنند.کسانی که خود باختگی روحی دارند، همیشه غرب را به عنوان الگو و سمبل خود مد نظر قرار داده و از دیدن کژیها و کاستیهای غرب اجتناب میکنند.رسول بابازاده در این خصوص معتقد است:"اقناع یک جوان به صورت کامل میتواند او را از جریانات انحرافی در امان نگه دارد، اگرچه ما از فرهنگ غنی و پرباری برخورداریم، اما در شناسایی آن به گروههای در معرض خطر و جوانان با کم کاری مواجه هستیم و چه بسا کمبود شناخت میراث مادی و معنوی در فرهنگ ما خلاء بزرگی برای ذهنیات و الگوهای جوانان ایجاد میکند.این درحالی است که بیتوجهی میتواندخطرنفوذ فرهنگهای خارجی را تشدیدکند و زمینه ورود افکار جدید انحرافی را هموار سازد.رواج این گونه تفکرات نسخ شده و بیمعنا، نیازهای جوانان را در جامعه جدید نشان میدهد و این افکار باعث پس رفت در زمینه فرهنگ و عدم خودباوری در جامعه میشود که برای درمان آنها باید فکر امروزی و جوان مآبانه را متناسب با نیازهای جوانان ایجاد کرد و از تحمیل برخی باورهای نادرست سنتی خودداری کرد.بخشهای فرهنگی در جامعه ما یک مسیر چند خطی را طی میکنند و هیچ نهاد و وزارتخانه
خط مشی سازی برای برنامهریزی در بخش فرهنگی وجود ندارد. نقش نهادهای فرهنگی در دانشگاهها، تشکیل میزگردهای فرهنگ شناسی، تهیه برنامههای فرهنگی و دعوت از اساتید برای بازشناسی هویت و فرهنگ خودی و همچنین تبیین میراث مادی و معنوی داشتههای فرهنگی خود ما موثر است.بهادادن به نوجوانان و جوانان عاملی برای کاهش سوق یافتن آنها به الگوهای غربی است".در جامعه مدرن کنونی تبلیغات و وسایل ارتباط جمعی متنوعی از قبیل ماهواره، ویدئو، رادیو، تلویزیون و مطبوعات به عنوان ابزاری قوی و نیرومند در دست استکبار جهانی قرار دارد که از آنها به جای بهرهبرداری بهینه، در جهت مسخ فرهنگ و تمدن سایر کشورها و از خود بیگانگی جوانان استفاده و با ارائه الگوهای مبتذل و مستهجن موجبات بیهویتی جوانان را فراهم میکنند.کشورهای بیگانه که به دنبال سود و منفعت خود هستند، با ایجاد شبکههای مختلف و ساخت برنامههای متنوع سعی در پرکردن وقت جوانان و جذب آنها به الگوهای غربی دارند.رسانههای داخلی وظیفه دارند با ساخت برنامههایی مناسب، جوانان و معرفی افراد موفق و فرهیخته کشورمان از طریق سریالها و رسانههای دیگر الگوسازی مناسبی برای جوانان داشته باشند.دولت به عنوان عامل کنترل کننده رسانههای جمعی باید مسئولان را برای معرفی گروههای مرجع به جوانان به عنوان الگو، راهنمایی کند.رشد تربیت اخلاقی، استقلال فکری، پایبندی به ارزشهای درونی و تبعیت نکردن از الگوهای بیگانه علاوه بر عوامل فردی و روانشناختی، حاصل تعامل فرد و شرایط تربیتی جامعه است. با توجه به رابطه بین تحقق این فاکتورها در جامعه همراه با پیشرفت اجتماعی و اقتصادی آن در راستای دسترسی به این جامعه هدف و برنامهریزی دقیق در زمینه رشد اجتماعی، اخلاقی و ارزشی ضرورت مییابد تا همه نهادهای اجتماعی با هماهنگی و تدبیر به منظور رشد شخصیتهای مستقل، متعهد و با اخلاق وارد عمل شوند.
عباس خسروانی