بصیرت: 1- انقلاب اسلامی ایران حاصل خروش دینی ملت بود. این اصل اساسی را هیچکس نمیتواند منکر شود که فصل مشترک همه مردم در پیوستن به قیام امام خمینی(ره) مطالبه تحقق شعائر دینی بوده است. این مهم در حالی شکل گرفت که مطالباتی نظیر استقلال و آزادیخواهی نیز دقیقا در حوزه معرفتی انقلاب متبلور بود و از این حیث آنچه امام (ره) در قالب نظام حکومتی جمهوری اسلامی تئوریزه کرد، نسخهای جامع بود که اگرچه جامهای نو بر تن داشت اما از پیشینه معرفتی بسیار کهن برخوردار بود و این موضوع سبب مهمترین چالش دیگر ایدئولوژیها با انقلاب شد. آنچه امام خمینی (ره) در 15 خرداد 42 آغاز کرد و در 12 فروردین 58 به رای ملت گذاشت، ماحصل سالها مجاهدت فقهی و فلسفی بود. کنکاش امام در معارف و مواریث دینی قیام و حکومت رسولالله و آموزههای شیعی چنان برخوردار از منطق فقهی و ادله عقلی بود که نابغهای چون صاحب جواهر تاکید میکند: «کسی که در ولایت فقیه تردید میکند، بویی از فقاهت نبرده است». انقلاب امام خمینی در امتداد قیام رسولالله بود و از این حیث یک انقلاب معرفتی نوظهور نبود. به همین خاطر کوشش بسیار شد تا در تدوین سازوکار اجرای نظام برآمده از این انقلاب، تطابق حداکثری با اصول و فروع فکری نظامات حکومتی پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) مراعات شود. در راس نظام نیز ماحصل مجاهدت فقهی امام یعنی «ولایت فقیه» گنجانده شد و امام فلسفه این تدبیر ژرف را اینگونه ماندگار کرد: «ولایت فقیه شعبهای از ولایت مطلقه رسولالله و ائمه است».
این بیان صریح حضرت امام به معنای آن است که محدوده ولایی فقیه همان محدوده ولایی رسول اکرم است. و البته واضح است که مراد ایشان این نیست که ولی فقیه تمام صفات و مقاماتی را که نبی مکرم داشتهاند، داراست. و البته محدوده ولایی پیامبر نیز مورد توجه نص صریح آیه 6 سوره احزاب قرار گرفته است:«النبی اولی بالمومنین من انفسهم و اموالهم».
2- همانگونه که گفته شد، اصالت اهداف و فلسفه جمهوری اسلامی باعث شده تا این نظام از پشتوانه حرکتی و تجربی صدر اسلام برخوردار باشد. به بیان روانتر، در بررسی و کنکاش انقلابها، انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی یک استثنا به شمار میرود، چراکه یک خروش فراگیر برای اجرای فلسفه قیام الهی است که نخستین بار از سوی نبیاکرم اسلام عرضه شد و پس از شهادت امیرالمومنین دچار انقطاع شد. بنابراین در بررسی معارف و تحولات انقلاب اسلامی باید به صورت ویژه، فلسفه اسلامی و تحولات حکومت اسلامی رسولالله(ص) و علی(ع) و نیز سیره ائمه مورد توجه و تطابق قرار گیرد، چراکه برای تکامل انطباق جمهوری اسلامی با سیره حکومتی نبوی و علوی نمیتوان از منشا اصلی این حکومت غافل ماند.
3- تقویت نظام اسلامی و پیشبرد این یادگار امام خمینی (ره) در کنار بذل توجه ویژه به اجتهاد فقهی و بسط آن به احکام حکومتی، نیازمند جلوگیری از انحرافات است. انحرافات شکلی اگرچه دامنه تاثیرگذاری عمیق ندارند اما نباید از اصلاح آن غافل ماند. با این وجود آنچه در حوزه انحراف باید مورد اهتمام حداکثری قرار گیرد، ارتقای بینش و معرفت عمومی از فلسفه انقلاب و نظام اسلامی است. قطعا در این وضع، با توجه به حضور انقلاب و جمهوری اسلامی در امتداد حرکت انقلابی پیامبر اسلام، توسل به سیره حکومتی و عقیدتی نبوی و علوی، علاوه بر تعمق نگرش به حرکت جمهوری اسلامی، ثمره پرثمر «شناخت انحراف» را به دنبال دارد. بنابراین بررسی سیره فکری ائمه در تمام شؤون زندگی فردی و اجتماعی، فرامین ایجابی و سلبی بسیار مهمی را در پی دارد و رهیافتی بسیار پرفایده به سوی وضع مطلوب، که همان ملموس شدن کارآمدی حکوت اسلامی است، خواهد بود. بدیهی است عمل به این نسخه معجزهگر در مقاطع مهم و تاثیرگذار نتایج بسیار مهمی در پیامد دارد.
4- اینک میتوان به صراحت گفت عوامل فتنه پس از انتخابات، خواسته یا ناخواسته نوعی تحریف در مواریث عقیدتی اسلام و حکومت اسلامی را دنبال میکنند. در این وضع اگرچه در ابتدا موضوع انتخابات و سپس برخی شیوههای اجرایی مورد هجمه قرار گرفت اما به نظر میرسد به مرور آسیب بسیار خطرناک فتنه در حال نمودار شدن است. قطعا انحرافات عقیدتی که مهمترین عامل آن تجدیدنظر در حوزههای مادی است، موجب استمرار لجاجتها در ادامه این مسیر پرهزینه میشود. در چنین شرایطی پشتوانه تاریخی صدر اسلام، مددرسان است و موجب افزایش بصیرت عمومی میشود. در چنین شرایطی «شاخصگذاریها» که جامعه مخاطب آن، عموم ملت هستند، بسیار موثر است. به عنوان نمونه اگر حوزه عملکرد اجرایی درون حاکمیتی محل مناقشه باشد، شاخص امام(ره) راهگشاست و اگر چالشهای عقیدتی مطرح باشد، اینبار سیره نبوی و علوی حکم میدهد. به عنوان مثال هنگامی که سخن از شکاف عمیق بریدن «یاران» به میان میآید، حوزه معرفتی و عقیدتی مورد توجه قرار میگیرد و قطعا قرار گرفتن یاران پیامبر در برابر علی به عنوان نمونه آورده میشود. البته وقتی این تمثیل با دلیل اصلی انحراف - که همان تجدیدنظر در مسائل مادی است – تطابق داشته باشد، تاثیر زودهنگام نیز خواهد داشت. بنابراین تمثیلهای عقیدتی و حرکتی باید به صورت گسترده تداوم تا عوارض فتنه کاهش یابد.
5- درباره مخالفتها با تمثیل طلحه و زبیر که علاوه بر سران نشاندار فتنه در جلسات دیگر - با دستور مخالفت با شاخصگذاری رهبر انقلاب در نماز جمعه 14 خرداد- مورد توجه قرار گرفت تنها یک نکته قابل بیان است و آن اینکه چرا ماجرای قرار گرفتن صحابه سرشناس و خدمتگزار پیامبر در مقابل علی(ع) مورد رنجش این افراد میشود؟ به بیان سادهتر، چرا فکر میکنید که برداشت مردم از یادآوری این ماجرای غیر قابل انکار، امثال شما را در جایگاه طلحه و زبیر قرار میدهد؟ آیا اشکال از دیگران است؟
سید عابدین نورالدینی