
پایان اغتشاشات و ناامنیها و آغاز سال جدید، سرفصل جدیدی در سرنوشت کشور خواهد بود که امید است با همت و تلاش مضاعفی که در پیش روی ملت قرار گرفته است، سال جدید سال تحول و پیشرفت اساسی در کشور نیز باشد. در این میان سران فتنهگر مغموم سال 88 که همه چیز خود را از دست رفته میبینند و کارآمدی دولت منتخب ملت نیز بر زوال و نابودی این جریان خواهد افزود، باز هم به جای همراهی با ملت تلاش دارند تا بر ادعاهای واهی خود اصرار ورزیده و بعد از شکستهای مکرر از ملت و نقش بر آب شدن تمامی نقشه ها در سال گذشته، برای سال جدید نیز سناریوی جدیدی طرحریزی کنند و دولت دهم را با معضل و مشکل مواجه سازند. صدور پیام نوروزی و نامگذاری سال 89 به نام "سال صبر و استقامت"!؟ توسط موسوی را می توان سرآغاز فتنه گری این جریان در سال جدید دانست.
هرچند تندرویهای هواداران فتنه سبز در سالی که گذشت دیگری آبرویی برای سران فتنه باقی نگذاشته که بتوانند برای ادامه فعالیت خود امیدوار باشند و این یاس و ناامیدی را میتوان در کلام این افراد به خوبی مشاهده نمود. به عنوان مثال میرحسین موسوی با اشاره به این مساله که حرکت اعتراضی مردم تا همین جا نیز پیروزیهای بزرگی در برداشته عنوان کرد که حتی اگر پس از سالها تنها خاطرهای از این ایام در اذهان باقی مانده باشد خود نشانه و گواهی است بر اینکه ملت ایران ملتی زنده و بیدار بوده و خواهد بود! 1اینکه راس متوهم فتنه تا دیروز خواستار ابطال انتخابات و بدست گیری قدرت و تغییر قانون اساسی کشور بود و حال تنها به اینکه خاطرهای از فتنه سبز در اذهان باقی بماند رضایت داده است، از وضعیت بغرنج در اردوگاه سران فتنه حکایت دارد.
اما جریان فتنه که بقاء خود را بر حرکت بر دور باطل تداوم فتنه میبیند، تلاش برای بازسازی مجدد جریان فتنه را به عنوان اولویت اول خود قرار داده است. در گامهای بعدی و در صورت امکان نیم نگاهی نیز به تهاجم علیه نظام اسلامی خواهد داشت. چگونگی تحقق این دو هدف در قالب راهکارهای متفاوتی دنبال می شود که به آن اشاره میگردد.
1- سیاه نمایی و اتهام زنی به دولت دهم
سیاست تبلیغی "سیاه نمایی" و "اتهام زنی" از جمله اقدامات مستمری است که در طول یکسال گذشته در دستور کار فتنه گران بوده و در سال جدید نیز توجه ویژه به آن شده است. فتنه گران که خود چیزی برای ارائه به افکار عمومی ندارند و همه تلاشهای آن در رقابت انتخاباتی مردم با شکست سنگین از رقیب مواجه شد، حال در مقام تخریب رقیب برآمده و از همه امکانات برای ناکارآمد جلوه دادن دولت دهم بهره می گیرند. به جرات میتوان گفت دیدار و نشستی نیست که در آن سران فتنه حضور داشته و به تخریب دولت پرداخته نشود.
به عنوان نمونه موسوی در پیام نوروزیاش آورده است: «دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست میداشتم که علیرغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات میدیدم ولی آن را نمیبینم. پیشبینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است. معنای این روند در کنار کاهش سرمایهگذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاستهای روشن، ماجراجویی و بیتدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بینالملل داریم و به نظر میرسد سایر تحریمها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.»2
وی همچنین در اظهاراتش در میان جمعی از سیاسیون هوادار خود، بر همین ادعا تاکید داشته و تلاش دوباره دارد تا با سیاه نمایی کامل از وضعیت کشور، همه معضلات را به دولت احمدی نژاد حواله دهد! گویا کشور در دوران 24 ساله ریاست آقایان موسوی، هاشمی و خاتمی بر دولت، با هیچ مشکلی مواجه نبوده و به یکباره همه مشکلات با حضور احمدی نژاد عارض شده است!؟
موسوی که قریب به 20 سال در انفعال کامل بسر برده و از صحنه مشکلات ملت به دور بوده است، مدعی است: «تمام مسائل و مقولههایی که پایههای اعتبار و مشروعیت یک نظام را تشکیل میدهد در حال از بین رفتن است.»3 موسوی گویا فراموش کرده است که بخش عمدهای از بیاعتمادیهای فرضی که وی مدعی است، حاصل رفتار و اقدامات دوستان و همفکران وی در دولتهای پیشین است که قریب به دو دهه مناصب مختلف کشوری را برعهده داشتهاند. همچنین حضور مجدد وی در صحنه سیاست و خلق "فتنه سبز" نیز با هدف بیاعتماد سازی قابل تحلیل است!
موسوی در مسیر سیاه نمایی و القاء یاس به جامعه از دروغ پردازی، تحریف حقایق و اتهام زنی پروایی ندارد و مدعی میشود: «در جامعه ما زود سود بردن هدف شده چون امید به آینده نیست و بدلیل شرایط کسی بدنبال سرمایه گذاری تولیدی و دراز مدت و اشتغال پایدار نیست»
نامزد شکست خورده انتخابات، عداوت و کینه از احمدی نژاد را تا به آنجا ادامه میدهد که مدعی میشود: «در اجرای این طرح هدفمندی یارانهها و دعواهای جاری هم مسئله اصلی دولت اجازه گرفتن هزینه میلیاردها تومان برای جلب و خرید رای است و لاغیر!»
وی در جهت سیاه نمایی حتی آمارهای رسمی کشور را نیز زیر سوال می برد و در رفتاری عوام فریبانه مدعی میگردد: «همه نسبت به آمارهای رسمی اعلامی و اینکه نرخ تورم به 8/10 درصد در سال گذشته کاهش یافته است دچار تردید جدی شدهاند»
موسوی در در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی تصریح میکند: «شیعه واقعی همیشه و هر روز منتظر فرج و ظهور امام زمان (عج) است ولی در عین حال برای هزار سال بعد خود هم برنامه ریزی می کند ولی امروز اقتصاد صدقه ای و اقدامات باری به هر جهت، اغتشاش عظیمی را در تنظیم رویه های عقلانی ایجاد کرده است .»
به اعتقاد موسوی ، حذف بخش عمده ای از مدیران باتجربه معتقد به برنامه ریزی و مدیریت علمی به خرافه گرایی افراطی مرتبط است.4
میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا و ایثارگران با اشاره به ناکارآمدی ها در عرصه سیاست خارجی کشور گفت: «الان ببینید سایه تحریم ها بر سر کشور ما بلند شده است و اهمیت این تحریمها در شرایط فعلی این است که ما با مشکلات جدی اقتصادی مواجه هستیم.»5
مروری بر اظهارات فوق عمق غرض ورزی و عداوت موسوی را که محصول شکست های پی در پی و بیاعتبار شدن روز افزون وی در نزد افکار عمومی است، برملا می سازد. بیان چنین سخنانی نه تنها مشکلی از مشکلات فتنه گران را حل نخواهد نمود، بلکه بر بیاعتباری آنها نزد اذهان عمومی خواهد افزود. واقعیت آن است که "سیاست سیاه نمایی"، حربه شکست خوردهای است که موسوی آن را در انتخابات 22 خردادماه آزموده است و تاکید دوباره به این سیاست سوخته نشان از مستاصل شدن این جریان برای ادامه حیات دارد.2- کشاندن فتنه به دیگر شهرها و سایر اصناف
راهکار کلیدی دیگر فتنه گران در سال جدید تلاش برای کشاندن فتنه به دیگر شهرها و استانها و دیگر اقشار است. موسوی در پیام نورزوی خود میگوید: «در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیتها و استانها بکشاند»6
موسوی همچنین در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در مجلس ششم, به همین سیاست تاکید داشته و با تبیین مساله اعلام می دارد: «جنبش سبز باید با همه قشرهای اجتماعی پیوند بخورد و مسائل آنها را مطرح کند. کارگران و معلمان و ... هدف جنبش سبز ایجاد زندگی بهتر برای همه و به ویژه اقشار فرودست و آسیب پذیر اجتماعی است. ما باید در جامعه از کارگران و کارآفرینان بطور توامان دفاع کنیم و اینکه منافع این دو قشر بهم گره خورده و در تعامل مثبت با یگدیگر قرار دارد و اینکه تعامل سازنده این دو باعث پیشرفت و توسعه جامعه می شود . جامعه معلمان ما که قشر وسیعی را در برمی گیرد و نقشی مهم و سرنوشت ساز در حیات اجتماعی ما دارند مسائلشان باید مطرح و پیگیری شود ، و همینطور دیگر اقشار و گروهها .» 7
در نقد این سخنان باید گفت، امروز فتنه گران حتی در پایتخت نیز دارای پایگاه اجتماعی نبوده و چهره حقیقی آنها برای مردم تهران نیز علنی شده است که حضور میلیونی مردم در راهپیمایی 9 دیماه و 22 بهمن شاهدی بر این مدعاست. فتنهگران سبزپوش امروز حتی در میان اقشاری چون دانشجویان و دانشگاهیان که مدعی میشد پایگاه اصلی حمایت از آنها را تشکیل میدهند نیز از جایگاهی برخوردار نیستند و پایگاه آنها در میان اقشار تحصیلکرده نیز به شدت متزلزل شده است و در روز دانشجو (16 آذر) شاهد بودیم که دانشگاه نیز در تسخیر دانشجویان انقلابی قرار داشت. در این شرایط بغرنج، طرح "بسط اندیشه فتنه سبز" در دیگر شهرها و سایر اقشار ادعای گزافی بیش نیست که باز هم حکایت از چهره توهم آلود سران فتنه دارد.
3- تبیین صحیح و کنترل شعارهای فتنه سبز
یکی از اقداماتی که توسط فتنه گران در سال جدید انجام شده، بررسی آسیب شناسانه فتنه بوده تا به زعم ایشان بتوان با رفع و اصلاح آن جان تازه ای به کالبد مرده فتنه سبز دمید. در این میان یکی از آفات این جریان طرح شعارهایی بود که دردسرهای فراوانی را برای فتنه گران به همراه داشت و موجب ریزش شدید آراء آنها شد. شعارهایی چون "نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران"، " نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی" و ... نمونه ای از این انحرافات بود. با این نگاه تلاش برای کنترل شعارها در دستور کار این جریان قرار دارد. موسوی در دیدار با جمعی از هواداران تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم را یکی از وظایف اصلی علاقمندان به جنبش سبز برشمرده و تاکید دارد: «وظیفه ی ماست که شعارها را با دقت و درست انتخاب کنیم و سپس بر سر تحقق آن ها بایستیم.»8
نگرانی سران فتنه در این بین از یکسو متهم شدن به افراطی گری و ساختارشکنی است و از دیگر سوی ریزش هواداران ضدانقلاب خود است. لذا مستاصل شده اندکه بر شدت شعارها بیفزاید یا بکاهند! و در نهایت موسوی با تاکید بر حداقل ها در انتخاب شعارها میگوید: «همه باید دور هم و کنار و همدل یکدیگر باشیم؛ باید روی «حداقلها» توافق کرد. شعارهایی را برگزینیم که قدرت وصلکردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد. همانطور که رنگ سبز، شاخصی حداقلی برای پیوند یافتن شهروندان معترض به وضع موجود شده است، باید بر محورهایی حداقلی برای پیشبرد و گسترش جنبش سبز اجماع کرد.»9
4- اعلام برائت از اتهامات و بازسازی چهره جریان فتنه
اقدامات ساختار شکنانه هواداران فتنه و اردوگاه متکثر و ناهمگون ضدانقلاب که به اردوگاه دشمنان اسلام در جنگ احزاب شباهت یافته، دیگر راه را بر طرح و تکرار ادعای خط امام برای موسوی و کروبی بسته است. این دو که بدون تمسک به این عنوان، مولفه برجسته قابل توجهی نداشته و هرچه آبرویی در این سالها داشتند، به برکت نزدیکی با حضرت امام(ره) بوده است، به یکباره همه چیز را از دست رفته دیده و در تلاشند تا به بازسازی چهره خود بپردازند. غافل از اینکه برای این بازسازی دیگر خیلی دیر شده و امکان آن از دست رفته است.
موسوی در دیدارش با جمع نامعلومی که سایت کلمه آنها را "جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس" نامیده است. ادعای جالبی را مطرح میکند و میگوید: «حرکت [فتنه سبز] صد در صد یک حرکت مستقل است ولی مخالفان به جنبش سبز نسبت ناروا میدهند و آن را به سلطنتطلبها، منافقین، آمریکا و اسراییل منتسب میکنند... این به این دلیل است که استقلال یک ارزش جاافتادهای در میان ملت ماست. ملت ما نسبت به این مسئله حساسیت دارد و اگر یک حرکتی را به خارجیها منتسب کنند طبیعی است که آن حرکت لطمه میخورد و چهرهاش مکدر می شود.» 10
این اظهارات هر ناظر بیطرفی را که کمی با تحولات بعد از انتخابات 22 خرداد آشنا باشد، به تعجب وا میدارد! موسوی در حالی مدعی میشود که فتنه سبز به بیگانگان وابسته نیست که در این ایام بارها سران منافقین و جریانهای سلطنت طلب حمایت خود را از این جریان اعلام داشتهاند و تمامی بیانیهها، گفتگوها، مقالات و یادداشتهای آنها همینک در سایتها و وبلاگهای رسمی ضدانقلاب موجود است و معلوم نیست موسوی چه چیزی را کتمان میکند!
آیا موسوی میتواند فعالیت تمام وقت عناصر ضدانقلابی چون محسن سازگارا، محمد نوری زاده، و فراریانی چون عطاءالله مهاجرانی، اکبر گنجی، محسن مخملباف، محسن کدیور، ابراهیم نبوی، فاطمه حقیقت جو و ... در حمایت از فتنه سبز را نادیده بگیرد؟ آیا صدور بیانیه رضا پهلوی در حمایت از فتنه گران سبزپوش در روز عاشورا و دستگیری اعضای وابسته به گروهک منافقین و بهائیان و سلطنتطلبان در این روز، اخبار محرمانهای است که مردم از آن بیاطلاع باشند؟!
زهرا رهنورد نیز مدعی می شود: «امروز هم جنبش سبز به دنبال همان ارزش های متعالی و در امتداد اهداف انقلاب و دفاع مقدس است و شهدای جنبش سبز و رزمندگان و جانبازان این جنبش ، رهروان همان شهدای هشت سال دفاع مقدس و بویژه فتح آبادان و خرمشهر هستند.» 11
5- تلاش برای ایجاد رسانه های جدید و استفاده از فضای اینترنت
اقدام دیگر پیشنهاد تلاش برای ایجاد رسانه های متعدد بالاخص در فضای مجازی است. موسوی در این باره میگوید: «هر منفذی که بسته می شود بلا فاصله باید پنجره های دیگری گشوده شود. هر روزنامه ای که بسته می شود، راه انتشار یک روزنامه ی دیگر در چهارچوب قانونی جستجو شود. هر وبلاگی که بسته می شود ده ها وبلاگ دیگر برای دفاع حقوق مردم باید راه اندازی شود. این تنها راه است و ما بیشماریم و ما می توانیم این کار را انجام دهیم. باید توجه کنیم راه کوتاه نیست.» 12
وی با بیان این سخن که «مسئلهی رسانه برای ما بسیار حیاتی است و متاسفانه به علل و دلایل گوناگون، در این عرصه (رسانه و اطلاعرسانی لازم و کافی) دچار ضعف و نقصایم» اظهار داشت: «ما هنوز از امکانات اینترنت و بستری که فضای مجازی در اختیار ما قرار میدهد، حداکثر بهره و استفاده را نبردهایم.»13
6- عضوگیری از طیف خاکستری جامعه
بسط و گسترش هواداران سبزپوش در وضعیتی که شاهد ریزش شدید هواداران این جریان بوده ایم، ضرورتی است که سران فتنه سخت بدان محتاج بوده و به معضلی برای آنها مبدل گردیده است. موسوی در این باره میگوید: «ما باید بیش از پیش، مردمی را که در «منطقه خاکستری» زیست میکنند (شهروندانی که نه همراه جنبش سبز هستند و نه موافق و همگام صاحبان قدرت و حکومت) نسبت به «منطقه روشن» آگاه، و به جنبش سبز دعوت و جذب کنیم.»14
7- تقویت شبکه های اجتماعی
در این زمینه میرحسین موسوی در دیدار با سخنگوی سازمان دانش آموختگان بر مساله تقویت شبکههای اجتماعی اشاره داشته و ایجاد شبکه های اجتماعی و حرکات ابتکاری را از جمله راهکار هایی دانست که در رساندن جنبش به اهداف خود نقش وافری می توانند داشته باشند.15
8- پیگیری و حمایت از مجرمین سیاسی در بند
بخش عمده ای از وقت سران فتنه و اعوان و انصار آنها در این ایام به پیگیری وضعیت کسانی میگذرد که به یک معنا تاوان فتنه گری سران فتنه را در زندان می دهند. این افراد که در ایجاد فتنه پس از انتخابات نقش داشته اند، در دادگاه قانونی و با حضور وکلای مدافع مجرم شناخته شده و محکومیت خود را سپری میکنند. بزرگ نمایی و مظلوم نمایی تحت ادعاهای نامعلوم از وضعیت بد این افراد در زندانها امروز به یکی از مهمترین حربه های تبلیغاتی این جریان مبدل گردیده است.
به عنوان نمونه در نشست مشترک کروبی و موسوی در دوم خرداد که با عدم حضور خاتمی همراه بود ضمن ابراز تاسف نسبت به ضرب و شتم محمد نوری زاد، نویسنده و مستندساز زندانی و اعمال خشونت و فشارهای مضاعف بر یک هنرمند زندانی (جعفر پناهی)، این رویه را "ظالمانه"، "در جهت ارعاب" و "بر اساس یک برنامه از پیش تعیین شده" ذکر کرده و خاطرنشان کردند: این حرکات ظالمانه دل هر دلسوز نظام را به درد می آورد." 16
9- حمایت ویژه رسانههای صهیونیستی و ضدانقلاب از فتنه گران
در دوره تازه برای احیاء مجدد سران فتنه رسانه های صهیونیستی و دشمنان انقلاب اسلامی نیز فعالیت مجددی را در آستانه سالگرد حماسه 22 خرداد آغاز کرده اند. در اوایل امسال رسالتی بر عهده مجله تایم گذاشته شده بود تا به بهانه انتخاب "شخصیت سال 2010"، نماد کودتای مخملی در ایران را به عنوان چهرهای جهانی معرفی نماید. انتخاب مجله تایم به این گونه است که متولیان، اسامی 200 نفر از چهرههای به ظاهر مطرح در سطح دنیا را معرفی کرده و در یک نظرسنجی از خوانندگان میخواهند تا به گزینه مورد نظر خود تحت عنوان "شخصیت سال" رای دهند. در این دوره از انتخاب، نام موسوی، زهرا رهنورد و شیرین عبادی نیز در میان این فهرست 200 نفره گنجانده شده بود که تلاش فراوانی شد تا با تقلبات فراوان رایانه ای موسوی را به عنوان مرد سال انتخاب نموده و عکس وی را بر روی مجله تایم منتشر نمایند که این امر محقق نشد.
همچنین در ادامه حمایت های بی دریغ شبکه بی بی سی فارسی از فتنه گران، این شبکه برنامه ای را برای سالگرد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تدارک دیده است.
این شبکه مجموعه برنامه ای را با عنوان "پرگار" برای سالگرد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با محوریت حمایت مجدد از جنبش سبز، تطهیر سران آن، ایجاد موج جدیدی از اتهامات علیه نظام و...بر روی آنتن خواهد برد. بنا به اخبار رسیده این برنامه دریکی ا ز استودیوهای عربی شبکه بی بی سی درحال ساخت است. 17
10- تلاش برای سوء استفاده از مناسبتها
تلاش برای بهره برداری تبلیغاتی از مناسبتهای ملی و مذهبی سناریویی است که اغلب فعالیت فتنه در سال گذشته بر آن استوار بود. هرچند این سناریو نیز به شکست انجامید و با گذشت زمان از اقدامی مناسب در این باره نیز ناتوان گردید. مروری بر حوادث روز قدس، 13 آبان، 16 آذر، 22 بهمن و 4 شنبه سوری به خوبی این ناتوانی و زوال را نشان می دهد.
اما از آنجا که چاره دیگری باقی نمانده، تلاش برای تداوم این راه همچنان اولویت اول این جریان است. برنامه ریزی برای بهره برداری از روز جهانی کارگر و روز معلم، و سوء استفاده از سالگرد 22 خرداد در این قالب مطرح شده بود که با عدم همراهی تشکلهای کارگری ناکام ماند.
هر چند مروری بر سیر حوادث به خوبی نشان میدهد که این جریان آنقدر ضعیف و ناتوان از بسیج نیروها شده است که به سادگی از کنار روزهای چون سالگرد "دوم خرداد" بگذرد و آنقدر بی یاور که نتواند در نمایشگاه میلیونی کتاب تهران جولان دهد و آنقدر رسوا و بی اعتبار و شناخته شده برای توده های ملت که بخواهد از مراسم ارتحال حضرت امام(ره) فرصتی برای تکرار دروغ بزرگ "پیروی از خط امام" بسازد.
درباره چگونگی شرکت سران فتنه در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام(ره)، این دوکاندیدا در طی روزهای اخیر به مشورت و رایزنی بامشاوران و نزدیکان خود پرداختهاند. شنیدههای روزنامه رسالت از اطرافیان این دو کاندیدای شکست خورده حاکی است که کروبی و موسوی در جمع مشاوران خود مدعی بودند که ما به عنوان یاوران امام(ره) باید در مراسم حرم حضرت امام شرکت کنیم اما به گفته نزدیکان کروبی در جلسه ای که وی با مشاوران خود داشته آنها به کروبی و موسوی توصیه جدی کرده اند که در روز14 خرداد در اطراف حرم امام خمینی(ره) آفتابی نشوند زیرا مردم علاقه مند به امام و رهبری و وفاداران به میراث حضرت امام از دست کارهای غیر معقولانه آنها عصبانی هستند و چنانچه در جمع مردم حاضر شوند حتما با خشم و اعتراض مردم روبه رو خواهند شد و معلوم نیست چه وضعیتی برای آنها به وجود خواهد آمد و لذا توصیه شده کروبی و موسوی در هنگام حضور مردم به حرم امام نروند. اما یک خبر تائید نشده حاکی است چون عدم حضور کروبی و موسوی در سالگرد رحلت امام عواقب بدی برای آنها خواهد داشت برنامه ای در دست تنظیم است که سران فتنه صبح روز14 خرداد و یا در شب رحلت حضرت امام با عده ای از اطرافیان خود به طور سرزده کنار مرقد حضرت امام(ره) حاضر شده و پس از گرفتن عکس و فیلم و ارسال آن به رسانه های همفکر خود به ظاهر ادعای علاقه مندی به حضرت امام را برای خودشان تبلیغ کنند. 18 البته کروبی مدت کوتاهی در حرم امام حاضر شد؛ اما با واکنش تند مردم مواجه شده و مجبور به ترک آنجا شد.
11- بانگ شبانه از مسجد ضرار
سناریوی مضحک فریاد الله اکبر ضدانقلابیون علیه نظام اسلامی، سناریوی شکست خورده دیگری است که توسط سایتها و وبلاگهای فتنه گران سبزپوش در ایام 22 خرداد تبلیغ می شود. به عنوان نمونه گروه مجهول الهویه ای با نام "ستاد سبز" در بیانیه ای چنین می نویسد: «غریو الله اکبر مردم شریف ایران بار دیگر با فرارسیدن خرداد پر از حادثه آغاز خواهد شد . مردم هوشیار ایران زمین از شب ۲۱ خرداد ۸۹ تا ۳۱ خرداد ، هر شب راس ساعت ۲۲ ( ده شب) یکدل و یکصدا به همه آنانکه فریب قدرت فانی خود را خورده اند یاد آوری خواهد کرد که خدا بزرگترین است و خدا با حق است و ما حقیم»
12- ایجاد بلوا و آشوب به بهانه تجمع و راهپیمایی در 22 خرداد
آخرین تلاش و امید باقی مانده برای فتنه گران ایجاد آشوب و بلوا در سالگرد حماسه تاریخی 22 خرداد است. سران متوهم فتنه به خوبی میدانند صلاحیت آن را ندارند که پیشگام برگزاری تجمعات قانونی شده و از مراجع قانونی مجوز بگیرند، اما تلاش دارند تا با مظلوم نمایی خود را محق و ذی صلاح نشان دهند و زمینه را برای ایجاد بلوا و آشوب در این ایام فراهم آورند.
در آخرین خبر از سران فتنه در این زمینه میتوان به تنظیم نامهای مشترک با امضاء مهدی کروبی و میرحسین موسوی(10/3/89) و ارسال آن به استانداری تهران اشاره نمود که در آن به برگزاری راهپیمایی در سالگرد انتخابات ۲۲خرداد اشاره شده است. در بخشی از متن این نامه آمده است: »طبق اصل 27 قانون اساسی و در راستای حقوق شهروندی درخواست می گردد، مجوز راهپیمایی آرام از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی را در روز 22/3/1389 صادر نمایید. انشاء الله با صدور مجوز راهپیمایی، شاهد حضور پرشکوه اقشار آگاه، متدین و انقلابی در راستای حفظ صیانت از آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی خواهیم بود»19
پیش از این احزاب نامشروعی چون سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت نیز به صحنه آمده و خواستار صدور مجوز به سران فتنه برای برگزاری راهپیمایی شده اند.
توجه در اصل 27 به خوبی نشان میدهد که استناد فتنه گران به این اصل تا چه اندازه نادرست بوده و توجیه درخواست غیرقانونی آنها با تاکید بر این اصل فریبی بیش نمیباشد. در بررسی این ادعا میتوان چنین گفت:
1- در نظامهای مردمسالار، مکانیزم تشخیص اقبال اکثریت و اقلیت به یک جریان، اندیشه و فرد، برگزاری انتخابات است. بعد از برگزاری انتخابات، آنچه از صندوقهای رأی بیرون آید معیار عمل سیاسی است و همه رقبا باید طرف پیروز را به رسمیت شمرده و در صورت داشتن شکایت از طریق قانونی آن را دنبال نمایند. بیشک در چنین جوامعی اصلی چون اصل 27 قانون اساسی برای برگزاری تجمع به قصد نشان دادن اقلیت یا اکثریت بودن یک جریان سیاسی طراحی نشده است. لذا هرگونه برداشتی از این اصل برای تحت شعاع قرار دادن ارکان مردم سالاری، نوعی سوء استفاده و تحریف قانون تلقی شده و خلاف قانون اساسی خواهد بود.
2- مطابق قانون، مرجع رسمی رسیدگی به شکایات انتخاباتی و احیانا ابطال انتخابات شورای نگهبان است و نامزدهای معترض باید مستندات خود را در این زمینه به آن مرجع ذی صلاح ارائه دهند. حال سوال اساسی آن است، در حالی که در قانون مکانیزم رسیدگی به شکایات در مورد انتخابات بطور کامل مشخص گردیده، استناد به اصل 27 قانون اساسی برای حل اختلافات انتخاباتی چه معنایی جز سوء استفاده از قانون اساسی میتواند داشته باشد؟ مطابق این اصل «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». آیا به واقع به خیابان کشاندن هواداران به جای ارائه استنادات قانونی برای اثبات ادعای تقلب، و تحت فشار قرار دادن نهادهای قانونی نظام اسلامی برای ابطال انتخابات، "مخل به مبانی اسلام" نمیباشد! آیا شکست خوردگان از مردم در تلاش نبودند تا با ایجاد اختلال در نظم اجتماعی و با استفاده از فضاسازی رسانه ای، آنچه از صندق رای بیرون آمده بود را دگرگون نموده و بعد از باخت در رقابت قانونی، مقصود خود را از طریق غیرقانونی دنبال نمایند!
در واقع باید گفت که اصل 27 با هدف تحکیم پایه های نظام اسلامی و پیگیری مطالبات قانونی، در قانون اساسی تعبیه شده است تا تشکلهای قانونی! کشور بتوانند فرصتی برای ارائه خواسته های خود در شرایط عادی داشته باشند. بی شک از اصل 27 نمیتوان برای براندازی نظام سیاسی و زیر سوال بردن پایه های نظام مردم سالاری دینی که انتخابات باشد، بهره جست!
3- در همین قانونی اساسی مورد استناد از جایگاه رهبری معظم انقلاب اسلامی به عنوان فصل الخطاب یاد شده و کسی که "حل معضلات نظام" به وی سپرده شده است. در حالی که معظم له در نماز جمعه تاریخی خود در 29 خرداد خواستار رسیدگی کامل و دقیق به شکایات توسط شورای نگهبان شده و با صراحت اعلام می دارد " اگر واقعاً شبههای هست، از راههای قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست."، تلاش احزاب فتنه گر از جمله مجمع روحانیون مبارز برای به خیابان کشاندن غیرقانونی هواداران در 30 خرداد (که یادآوری اقدام مسلحانه گروهک منافقین در سال 60 نیز هست) چه مبانی می تواند داشته باشد؟
4- نهایت آنکه مطابق با اصل دیگری از قانون اساسی یعنی اصل 28 قانون اساسی: «احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهور اسلامی را نقض نکنند.» تطابق این اصل و آنچه به عنوان عملکرد سران فتنه در یکسال گذشته در مقابل دیدگان ملت بصیر ایران ثبت گردیده به خوبی نشان میدهد که احزاب و سران فتنه تا چه اندازه فاقد اعتبار قانونی بوده و صلاحیت برگزاری راهپیمایی و تجمع مطابق اصل 27 را ندارند.
پینوشتها:
1- در دیدار با سخنگوی سازمان دانش آموختگان، 18/1/89.
2- پیام نوروزی موسوی
3- سایت نوروز، 20/1/89
4- سایت جرس، 5/3/89.
5- سایت جرس، 3/3/89.
6- پیام نوروزی موسوی
7- سایت نوروز، 20/1/89
8- در دیدار با اعضای کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین، 29/1/89.
9- در دیدار با جمعی از فعالان ملی- مذهبی ، 2/2/89.
10- سایت جرس، 3/3/89.
11- سایت جرس، 2/3/89.
12- در دیدار با اعضای کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین، 29/1/89.
13- در دیدار با جمعی از فعالان ملی- مذهبی ، 2/2/89.
14- در دیدار با جمعی از فعالان ملی- مذهبی ، 2/2/89.
15- در دیدار با سخنگوی سازمان دانش آموختگان، 18/1/89.
16- سایت جرس، 3/3/89.
17- سایت رجانیوز، 4/3/89.
18- سایت رجانیوز، 10/3/89.
19- سایت جرس، 10/3/89.
تأملی بر اعترافات جدید ریگی
اولین دادگاه رسیدگی به جنایات شرور شرق ، عبدالمالک ریگی برگزار شد. ریگی به بخش هایی از جنایات خود اعتراف کرد. البته عبدالمالک ریگی، رهبر سابق گروهک تروریستی موسوم به جندالله در روزهای قبل از دادگاهش با شبکه انگلیسی برون مرزی پرس.تی.وی مصاحبه کرد. وی در مصاحبه خود با خبرنگار شبکه برون مرزی جمهوری اسلامی ، پرسی تی وی ، از نقش نیروهای خارجی مستقر در افغانستان در اقدامات تروریستی اش پرده برداشت. وی در بخشی از مصاحبه خود می گوید :« در مجموع طرفین (ریگی وآمریکایی ها) به این نتیجه و اتفاق نظر رسیدیم که عملیات به مرکز انتقال پیدا کند. همچنین باید در رسانه ها فعالیت گسترده ای داشته باشیم و سوم هم اینکه اهداف و افراد خاصی باید هدف قرار گیرند.»
صرف نظر از ددمنشی و درنده خویی اقداماتی از نوع عملکرد این گروهک تروریستی که دل هرانسان آزاده ای را به درد می آورد و نشانگر وجود عقده هایی از حقارت ، نفرت و تعصب کور مذهبی و رویکرد سلفی و تکفیری به دیگر برادران دینی است، شناخت و بازکاوی سه نکته مورد اشاره در اعترافات ریگی ، از چند منظر قابل تأمل است:
1- به اعتراف صریح این جرثومه فساد و دیگر بازداشت شدگان از تروریست ها، آمریکا، رژیم صهیونیستی و سازمان های جاسوسسی آنها طراحان و صحنه گردانان اقدامات تروریستی گروهک ریگی محسوب می شوند. با لحاظ این نکته ، اولا به درستی نشانه گذاری دشمنان شماره یک ایران اسلامی از سوی رهبر معظم انقلاب و مردم فهیم ایران پی می بریم که فرمودند: «آمریکا و رژیم صهیونیستی دشمنان نمره یک مردم ایران هستند.»
ثانیا در درستی تحلیل و نیت کسانی از گروههای سیاسی و حتی مسوولان گذشته نظام که مسوولان فعلی و مردم ایران را متهم به توهم توطئه می کردند، تردید جدی ایجاد می نماید که آیا با دیدن این همه اقدامات خشونت بار آشکار علیه ایران و دشمنی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی باز هم باید گفت دشمنی آمریکا با ایران توهم و ساخته و پرداخته ذهن ایرانی است یا واقعیتی بیرونی و آشکار که همه نشانگان دلالت بر آن دارند؟!
2- جمهوری اسلامی با دشمنانی آگاه ، طراح و برنامه ریز در حال دست و پنجه نرم کردن است. نوع هدفگذاری آنها در خصوص انتقال مرکز جنایات به پایتخت، ترور شخصیت های خاص و رسانه ای کردن اقداماتشان هم نشان دهنده برنامه ریزی های دقیق از سوی دشمنانی با توانی بیش از توان گروهک ریگی است و هم به نکات آسیب پذیر ما اشاره دارد که بایستی مورد توجه مسئولان امنیتی و سیاسی کشور قرار گیرد. تلاش آمریکایی ها برای پوشش گسترده رسانه ای ، به معنی فعال نگه داشتن کانالهای فریب وخدعه و بزرگنمایی اقدامات غیر انسانی آنها از سوی رسانه های دروغ پرداز آمریکایی و صهیونیستی است که از تکرار هر دروغ کوچکی واقعیتی بزرگ می سازند. همچنین اشاره به برنامه ترور افراد خاص به معنی ایجاد زمینه های بدبینی و درگیری و ترویج فضای تفرقه و اتهام در بین گروههای سیاسی و انتقال آن به بدنه جامعه است. نمونه این مطلب را می توان در بازتاب های پرحجم رسانه های غربی در خصوص واکنش های جریان فتنه به اعدام 5 تروریست گروهک پژاک ملاحظه کرد که ماهها پیش از وقایع انتخابات و به دلایل مستند و آشکار تروریستی در شهرهای مختلف ایران دستگیر شده بودند.مرور مجدد این مطالب توجه جدی مردم و مسئولان به ویژه مسئولان امنیتی برای خنثی سازی این قبیل اقدامات و ترفندها را می طلبد.