صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۸۶ - ۱۰:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۴۶۳۴

رایس و وعده سراب در کنفرانس صلح / هادی مجیدی


بصیرت:وقتی بوش به قدرت رسید اعلام کرد؛ که معنی ندارد رئیس جمهور آمریکا روزها برای مسئله فلسطین وقت بگذارد. مسئله فلسطین از دستور کار بوش خارج شد و چراغ سبز هرگونه اقدام سرکوبگرانه برای صد روز به شارولی داده شد. همه گونه جنایت در این صد روز و صد روزهای بعد در فلسطین به عمل آمد و عرفات با سم اسرائیلی کشته شد. گزینه آمریکا و اسرائیل برای مرحله انتقالی بر ابومازن قرار گرفت تا در گام بعدی سلام فیاض در اریکه قدرت بنشیند. پدر سلام فیاض نماینده پارلمان اردن در دوره ملک عبداله بوده که در زمان جمال عبدالناصر خواستار پیمان اردن و عراق علیه وی شده است و روابط بسیار نزدیکی با انگلیسی ها و آمریکایی ها داشت.

در این چند سال، ضمن اجرای شدیدترین سرکوب ها، ترورها، عملیات نظامی و کشتار مردم فلسطین، یک جریان اسرائیلی در سازمان فتح با ریاست محمد دحلان و مدیریت ژنرال دیتون آمریکایی شکل گرفت تا ماموریت نابودی خیزش فلسطینی و استحاله آن را به عهده بگیرد.

همه این تلاش ها، علیرغم هزینه های غیرقابل جبران به جایی رسیده که ابومازن خود را در ضعیف ترین شرایط آماده بازنشستگی در سال آینده می بیند و سلام فیاض هم با طرح اقتصادی بلر نمی تواند در کرانه باختری ظاهر شود و اسرائیل هم به او امیدی ندارد. دحلان در رسوایی غزه، به برگه سوخته ای تبدیل شد که حتی ابومازن قدرت تحمل وی را ندارد. در فتح یک جدال جدی بین جریان های وابسته به آمریکا و اسرائیل با جریان های ملی در جریان است و آنچه که همه سران فلسطینی در داخل و حتی عربی را ناتوان کرده که در کنفرانس پیشنهادی بوش شرکت کنند، جریان قدرتمند جهادی است که در ادبیات اسرائیلی و آمریکایی، تروریست نامیده شده اند و صحنه داخلی فلسطین را در دست می گیرند و مصوبات این کنفرانس هم ارزشی نخواهد داشت.

با اینکه همه در جهان عرب اذعان دارند که این کنفرانس وعده ای توخالی است، رایس هفتمین سفر به فلسطین اشغالی از ابتدای سال جاری میلادی را که با هدف فشار به فلسطینی ها برای تعدیل مطالباتشان بود با ناکامی به پایان برد. حتی گروه های سیاسی اسرائیلی هم بر مواضع خود محکم تر شدند که نباید به جز بیانیه عمومی و تاکید بر تعهدات فلسطینی، به مسائل جوهری و اساسی پرداخته شود و خاخام های اسرائیلی نماز لعنت برای اولمرت به جا آوردند که وعده واگذاری محله های قدس و یا اراضی کرانه باختری را در کنفرانس مطرح نکند. تیم های مذاکراتی فلسطینی و اسرائیلی هر یک حرف خود را می زنند و هیچ پیش نویسی تهیه نشده است. مصر و عربستان نمی توانند پس از رسوایی مادرید و اوسلو، مجددا به موضوعات عمومی بسنده کنند و خواستار روشن شدن مسئله دولت فلسطین و زمانبندی تشکیل آن و عقب نشینی اسرائیل از اراضی 67 هستند. این مسئله امکانپذیر نیست و اسرائیل هم قصدی برای واگذاری آن ندارد. در سال 2007 بنا به گزارش های اسرائیلی چهار برابر سال قبل شهرک سازی در اراضی فلسطینی شده و همزمان با سفر رایس 1100 هکتار از اراضی شرق بیت المقدس مصادره شد تا برای صهیونیست ها شهرک سازی کنند و آهنگ شهرک سازی در قدس سرعت یافته تا اصل مذاکره در مورد این شهر مقدس در آینده بی معنی باشد. اولمرت هم در سفر خود به اروپا به دنبال کسب حمایت غربی از مواضع اسرائیل است. پاسخ این معما اینست که آمریکا هم از کنفرانس و در واقع کارناوال پاییز هدف دیگری دارد و مسئله فلسطین در وجدان بوش زنده نشده است.

آمریکا برای اینکه کشورهای عربی را هم مثل اروپایی ها پشت سر خود قرار دهد و آنها را در تقسیم شکست و هزینه های 7 سال گذشته شریک کند، تصویری به آنها تحمیل کرده که «خاورمیانه بدون آمریکا به معنی تسلط ایران و گروه های جهادی و اسلامی در منطقه و سقوط همه منافع آنهاست» و حتی مسئله را تا مرز وقوع جنگ سوم جهانی پیش برده است. وعده سراب صلح، در واقع بخشی از یک طرح بزرگ تر است تا شرط دستیابی فلسطینی ها به مصوبات موهوم این کنفرانس، در گروی تلاش آنها در این جبهه آمریکایی علیه ایران، گروه های اسلامی و با شعار رسوای مبارزه با تروریسم باشد.

این سناریوی بوش با ناکامی سفر رایس به جایی رسیده که احتمال تعویق و یا تغییر محل کنفرانس به شدت افزایش یافته از این رو برگه شکست دیگری در کارنامه بوش قرار خواهد گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات