بصیرت:بازنگری جریان فتنه، نهتنها احیای فتنه نیست بلکه اگر با عقل سلیم همراه باشد شناسایی راههای گزش شیطان است تا مصداق روایتی باشد که «مومن از یک سوراخ 2بار گزیده نمیشود». البته اگر همان عقل سلیم را به کار بیندازیم و تاریخ را مرور کنیم، این معلم بشری اشارات متعددی به اندازه قدمت انسان در زمین از این اتفاقات و تشخیص سره از ناسره است که توجه هر انسان هوشمندی را به خود جلب میکند؛ اشاراتی از روزهایی که قابیل برای برتریجویی بر هابیل تاخت و از زمانی که برادران یوسف (ع) فتنه کردند و بهرغم گوشزد کردن معلمان آنها (حضرات آدم (ع) و یعقوب (ع)) بازهم به راه خود رفتند و شد آنچه نباید میشد. در تمام این تکرارها نکاتی نهفته است برای آنان که پندپذیرند؛ مثل تذکر مقام معظم رهبری در بیان حالات زبیر که یک روز جلودار دفاع از حق علی (ع) با ابوبکر به مقابله برمیخیزد اما دیری نمیگذرد که با همان شمشیر مقابل امیرالمومنین میایستد و از تمام گذشته خود میگذرد. کافی است تفکر کنیم که «آیا زبیر آن روز حق بود یا زبیر این روز؟» من معتقدم زبیر در هر 2 زمان یکی است زیرا زبیر یکی است و علی (ع) هم یکی، تنها این درون زبیر است که افشا نشده بود و به چرب و شیرین دنیا آلوده. خوب است در این باره تفکر کنیم که چرا نخبگان امروز جامعه ما (زبیرها) دچار تغییر شدند؟ من به عنوان یک شهروند از شما چند سوال دارم:
- شما چگونه پست و مقام گرفتید؟ چقدر برای انقلاب زجر کشیدید؟
- چند نفر از آقازادههای شما در جنگ یا انقلاب شهید یا زخمی شدهاند؟
- چرا فکر میکنید که این انقلاب به شما بدهکار است؟
- چه دورههای مدیریتی و حکومتی را گذراندهاید که پستهای مختلف کشور را اشغال کرده و داعیههای گوناگونی برای دیگر پستها دارید؟
- سهم شما از انقلاب و سهم انقلاب از شما چیست؟
- شما در کنار پستهای مدیریتی خود چند بنگاه اقتصادی داشتید که ثروت امروز شما کمتر از تراستهای بزرگ دنیا نیست؟
- سطح سواد و سوابق علمی شما چقدر است که شایستگی پستهای مختلف کشور را در خود میبینید و با اتکا به آن شایستگی، توان رویارویی با سران کشورهای دنیا را داشته باشید؟
- شما که گاهی عربی را درست نمیدانید دروس حوزوی خود را چگونه گذراندهاید؟
- فکر کردهاید مردمی که ظاهراً به فرمان شما به خیابانها آمدهاند چقدر شما را قبول دارند؟
- و در آخر شما که همگی برای ریاست جمهوری تلاش میکنید تقسیم کاری میان خود انجام دادهاید یا همگی میخواهید یک پست را اشغال کنید؟
داستان شما لطیفه آن 5 نفری شد که پولی جمع کردند و ماشینی خریدند تا کار کنند اما ورشکست شدند! چون هر 5 نفر سوار ماشین میشدند!
*دکتر داریوش سلمانیان عضو هیات موسس اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان مستقل سراسر کشور