بصیرت:
حد نصاب مشارکت
به نظر میرسد که از سالها پیش تاکنون، درباره میزان مطلوب مشارکت در انتخاباتهای جمهوری اسلامی اختلافنظر مهمی میان تصمیمسازان و مسؤولان ردهبالای کشور وجود داشته است. در حالی که رهبر انقلاب همواره به دنبال نصاب حداکثری مشارکت سیاسی در مردمسالاری دینی هستند، دیگران به مشارکت کمی بیشتر از نصفِ واجدان شرایط نیز قانع بودهاند. حجتالاسلاموالمسلمین هاشمیرفسنجانی در بخشی از مجموعه گفتوگوهای خود با روزنامه کیهان، هنگامی که بحث به ماجرای رقابت انتخاباتی مجلس پنجم میرسد، به حمایت رهبری از ارائه لیستهای متعدد از سوی جناحهای سیاسی برای تصدی کرسیهای مجلس اشاره میکند: «یک اختلافنظری بین من و
آیتالله خامنهای بود. ایشان از زاویه اینکه رقابتها خیلی جدی باشد تا مردم بیشتر پای صندوق بیایند، به انتخابات نگاه میکردند. من با دید اینکه اولاً رأی [جامعه] روحانیت کم نشود، موافق آن کار نبودم، چون اگر رأی روحانیت کم میشد، یک شکست بود و ثانیاً بین ما تفرقه نیفتد. من از این دید نگاه میکردم. استدلالهایمان را کرده بودیم».
ایشان سپس به استدلال رهبری درباره ارائه لیستهای مختلف برای رقابت انتخاباتی اشاره میکند: «انتخابات گرمتر میشود و جمعیت زیادتری میآیند.» و تأکید میکند: «ایشان با همان دید گرمکردن انتخابات نگاه میکردند».(1)
با مروری بر سخنان و رفتارهای رهبر انقلاب در طول سالهای تصدی این مسؤولیت، بهروشنی میتوان دریافت که ایشان نهفقط درباره انتخابات مجلس پنجم که در همه عرصههای انتخاباتی جمهوری اسلامی بر مشارکت حداکثری مردم تأکید داشتهاند. نمونهای از تأکید ایشان بر برگزاری بهنگام و پرشور انتخابات را میتوان در برابر درخواست عدم برگزاری یا تعویق انتخابات مجلس هفتم به بهانه تحصن گروهی از نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به ردصلاحیت برخی متقاضیان نامزدی برای انتخابات دید. ایشان ضمن حرام دانستن استعفا در آن شرایط، مسؤولان اجرایی و نظارتی را به برگزاری بموقع و هرچه پرشورتر انتخابات مکلف کردند. هیاهوی تبلیغاتی رسانههای بیگانه اجازه نداد برخی در این باره اندیشه کنند که چگونه جمعیت معترض در خیابانهای تهران ناگهان شروع به ریزش فوقالعاده کرد. آنها یا نفهمیدند یا ترجیح دادند که خود را در اینباره به نفهمیدن بزنند و به جای آن بر آتش برافروخته فتنه بیشتر بدمند. نمونهای دیگر نیز در هنگام رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری نهم و درخواست ایشان از شورای نگهبان برای تجدیدنظر درباره صلاحیت آقایان معین و مهرعلیزاده و تأیید آنها رخ داد که در پی درخواست ریاست وقت مجلس هفتم - دکتر غلامعلی حداد عادل- صورت گرفت.
شیرینی جشن
در انتخابات ریاستجمهوری دهم نیز مثل همیشه و شاید اینبار با تأکیدی بیشتر، رهبر انقلاب به دنبال مشارکت حداکثری مردم در تعیین سرنوشت کشور بودند. با آغاز سال 1388، این مطالبه بویژه خود را در 3اجتماع بزرگ مردمی با حضور ایشان نشان داد؛ اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در نخستین روز سال نو، 22 اردیبهشت ماه در جمع پروشور استقبالکنندگان از ایشان در میدان آزادی سنندج و 14 خرداد در میان خیل عظیم عزاداران سالگرد رحلت امام خمینی (ره). «هر کسى به استحکام این نظام علاقهمند است، هر که به اسلام علاقهمند است، هر که به ملت ایران علاقهمند است، براى او عقلاً و شرعاً واجب است که در این انتخابات شرکت کند [...] آنچه که من از مردم میخواهم، عبارت است از اینکه همه با همه قوا، با همه توان، با همه نشاط، در روز 22 خرداد پاى صندوقهاى رأى حاضر بشوند و رأى بدهند. خداى متعال با آن ملتى است که مىاندیشد، تصمیم میگیرد، انتخاب میکند و براى خدا و در راه خدا به آن انتخاب عمل میکند.»(2) این سخنان، گرمی رقابتهای انتخاباتی را بیشتر کرد و چند روز بعد، حضور بیمانند مردم در پای صندوقهای رأی، همه دنیا را شگفتزده کرد. «شنبه پس از انتخابات»(3) همه چیز برای برپایی یک جشن تاریخی به دنبال مشارکت 40میلیونی مردم در انتخابات دهم ریاستجمهوری آماده بود اما متأسفانه با رفتارهای برخی نخبگان سیاسی و نامزدهای انتخاباتی، شیرینی این حضور حداکثری به کام مردم ایران تا اندازهای تلخ شد. به هر روی، جمهوری اسلامی در 30 سالگی خود توانست نصاب تازهای برای مشارکت سیاسی در مردمسالاری ترسیم و توجه جهانیان را به خود جلب کند. این حضور مردمی فارغ از نتیجه آن، نشانه اعتماد مردم به نظام اسلامیشان بود؛ چنانکه رقابتهای گرم و شفاف انتخاباتی نشانه اعتماد نظام به مردمش بود. از این رو جمهوری اسلامی که الگوی بیمانند مردمسالاری دینی را در دنیا به نمایش گذاشته است، بار دیگر مشروعیت خود را به رخ مردمسالاریهای لیبرال و... کشید و سرمایه اجتماعی غنی پشتوانه نظام سیاسی ایران را که برآمده از اعتماد مردم بود، نمایان کرد.
اعتماد مردم ---------- مشارکت در انتخابات ---------- مشروعیت نظام
شیرینیها تلخ میشوند
در این الگو، «اعتماد متقابل مردم و نظام» منبع استحکام نظام سیاسی شناخته میشود. این نمایش بزرگ مردمسالاری دینی، طبیعتاً حساسیت و واکنش الگوهای نظام سیاسی رقیب و سردمدارانشان را برمیانگیزد و از این رو است که ماجرا از مدتها پیش از رقابتهای انتخاباتی و با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات دهم، دستگاههای اطلاعاتی و تبلیغاتی غرب با پیشبینی حضور گسترده مردم، تلاش کردند که قلب تپنده مردمسالاری دینی را هدف بگیرند؛ یعنی اعتماد متقابل را. اردوکشی و زورآزمایی خیابانی نیز که به پشتوانه القای مساله تقلب در انتخابات صورت میگرفت، بیشک با هدف به چالش کشیدن اصل مردمسالاری و رکن آن یعنی انتخابات بود. در مدت کوتاهی، القای تقلب در انتخابات با «تجاوب نسبی»(4) بویژه از سوی بخشی از مردم تهران مواجه شد و گذشته از خسارتهای فراوان جانی و مالی به شهروندان، دوستداران انقلاب و جمهوری اسلامی را نگران اعتماد متقابل مردم و نظام کرد. رسانههای بیگانه با دستپاچگی به سخنپردازی درباره اعتماد بربادرفته مردم نسبت به نظام پرداختند اما مثل همیشه این مانور تبلیغاتی نشان از نشناختن رابطه مردم و رهبری دینی در ایران اسلامی داشت. رهبر انقلاب در نماز جمعه تاریخی 29 خرداد 1388 که با حضور گسترده مردم برگزار میشد، به تحلیل انتخابات و مسائل پیش و پس از آن پرداختند. ایشان ضمن رد اتهام تقلب، طرح دشمنان برای سلب اعتماد مردم را تشریح کردند. سپس برای اطمینان برخی طرفداران نامزدها تأکید کردند: «مردم اطمینان دارند، اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آرای مردم نیست. سازوکارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه تقلب نمیدهد. این را هر کسى که دستاندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند». این سخنان رهبری با تکیه بر واقعیت استحکامِ سازوکارهای قانونی در جلوگیری از تقلب گسترده ایراد میشد. ایشان همچنین مجاری قانونی را بهعنوان تنها راه برونرفت از فضای تردید دانستند و بهعنوان پاسدار اسلامیت و جمهوریت نظام، به پشتیبانی از سلامت انتخابات پرداختند: «بنده زیربار بدعتهاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چارچوبهاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برندهاند، بعضى برنده نیستند. هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد؛ کارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبههاى هست، از راههاى قانونى پیگیرى بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالى در قانون نیست». بنابراین بار دیگر نقش تاریخی رهبری در حفظ رکن جمهوریت نظام نمودار شد که از دل اسلامیت آن برمیآید(5)، اما هیاهوی تبلیغاتی رسانههای بیگانه اجازه نداد برخی در این باره اندیشه کنند که چگونه جمعیت معترض در خیابانهای تهران ناگهان شروع به ریزش فوقالعاده کرد. آنها یا نفهمیدند یا ترجیح دادند که خود را در اینباره به نفهمیدن بزنند و به جای آن بر آتش برافروخته فتنه بیشتر بدمند، اما بهتدریج و هرچه از فضای فتنهگون پس از ایراد اتهام تقلب در انتخابات گذشت، مردم هیچ دلیل قانعکنندهای در اینباره از مدعیان ندیدند و نشنیدند.
یک پیشبینی
در حالی که هنوز 3 ماه از انتخابات نگذشته بود و حتی برخی دوستداران نظام و انقلاب همچنان نگران اعتماد مردمی بودند، رهبر انقلاب که با آغاز فتنه، راهبرد «آرامشبخشی و روشنگری» را در پیش گرفته بودند، بار دیگر وارد میدان شدند و باور به سلب اعتماد مردم از نظام را یک پندار نادرست خواندند: «نشانه اعتماد مردم به این نظام، حضور 40 میلیونى در انتخابات بود. حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل همنواى با آنها، هى اصرار و تکرار که بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم اینکه 85 درصد مردم مىآیند رأى میدهند، 40 میلیون پاى صندوقها مىآیند، به هر کسى که رأى میدهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه اعتماد مردم به نظام است-که حقیقت قضیه هم همین است- اینها براى اینکه این حرف را دروغ از آب دربیاورند، مکرر در مکرر تبلیغات کردند که اعتماد مردم از دست رفته، چکار کنیم؟ حالا بعضى در لباس دلسوزى گفتند چکار کنیم که اعتماد برگردد؟! مردم به نظام اعتماد دارند. نظام هم به مردم اعتماد دارد. انشاءالله خواهید دید در انتخابات آینده -که حالا 3- 2 سال دیگر است- همین مردم با وجود همین بازیگرىاى که مخالفان و دشمنان و غافلان و بىخبران داخلى کردند، یک حضور مستحکمِ قوىاى در انتخابات خواهند داشت». آقای هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود به حمایت رهبری از ارائه لیستهای متعدد از سوی جناحهای سیاسی برای تصدی کرسیهای مجلس پنجم اشاره میکند: «یک اختلاف نظری بین من و آیتالله خامنهای بود. ایشان از زاویه اینکه رقابتها خیلی جدی باشد تا مردم بیشتر پای صندوق بیایند، به انتخابات نگاه میکردند. من با دید اینکه اولاً رأی [جامعه]روحانیت کم نشود، موافق آن کار نبودم، چون اگر رأی روحانیت کم میشد، یک شکست بود». آنچه بسیاری را شگفتزده کرد، همین پیشبینی «حضور مستحکمِ و قوى مردم در انتخابات آینده» بود چراکه با توجه به حوادث پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری، تصور این مساله برای خیلیها بعید مینمود، اما کسانی که با نقش بیبدیل رهبری دینی در جمهوری اسلامی - چه در دوران امام خمینی(ره) و چه در دوران آیتالله خامنهای- آشنا بودند، میتوانستند خود را با توجه به این واقعیت قانع کنند که «هیچکس بهتر از رهبری، مردم ایران را نمیشناسد». پیشبینی رهبری در اینباره نیز میتوانست بر اساس همین شناخت نزدیک از مردم توجیه شود.(6)
2 شاخص
اگرچه هنوز تا برگزاری انتخابات آینده فاصله بسیاری است، اما باتوجه به آنچه پس از این پیشبینی رهبری رخ داد، اکنون میتوان آن را باورپذیرتر دید. در این رابطه 2شاخص عمده قابل بررسی است:
1- حضور مردم در مناسک سیاسی: در جامعهشناسی سیاسی، مفهومی بهعنوان مناسک سیاسی مطرح است که اشاره به حضور مردم و ابراز عواطف و احساسات نسبت به ساختار و روندهای سیاسی وجود دارد. هرچه مردم در اینگونه مراسم و مناسک بیشتر حاضر باشند، نشاندهنده مشروعیت سمبلیک نظام سیاسی بهعنوان قرینه و مکمل مشروعیت دموکراتیک آن است. همچنین این مناسک نشانه همگرایی اجتماعی، سیاسی و تداوم هویت ملی و وفاداری سیاسی نسبت به آن است. امتناع از مشارکت در مناسک عمومی نیز معمولاً امری سیاسی تلقی میشود و این خود یکی از نشانههای سیاسی بودن اصل مشارکت در این مناسک و شایستگی آن برای سنجش نسبی میزان اعتماد مردم به نظام سیاسی است.(7)در جوامع پیچیده امروزی این مناسک که با حضور گسترده و ارتباط چهرهبهچهره مردمی شناخته میشود، جای خود را به «مناسک رسانهای» داده که تعاملی باواسطه است، اما به نظر میرسد جمهوری اسلامی در کنار برگزاری انتخابات مستمر، این مزیت نسبی را همچنان برای خود حفظ کرده است: «انتخابات مظهر حضور مردم است؛ همچنان که حضور در راهپیمایى بیستودوم بهمن، یکى از مظاهر حضور مردمى است. دشمن و دستگاههاى استکبارى از انتخابات شما و از راهپیمایىتان در بیستودوم بهمن مىترسند. بنابراین از همه نیروى خود استفاده مىکنند، شاید بتوانند انتخابات و حضور مردم و رأى آزاد و دخالت مردم در سرنوشت خود را از این ملت و از این کشور بگیرند.»(8) علاوه بر حضور گسترده و پرشمار مردم در مراسم عید فطر 1388 و نماز جمعه 14 خرداد 1389 به امامت رهبر معظم انقلاب که بهطور طبیعی تجدید میثاق و ابراز وفاداری نسبت به آرمانهای انقلاب، امام و اعتماد به نظام سیاسی و رهبران آن تلقی میشود، حضور حماسی مردم در 9 دی و 22 بهمن سال 1388 که آشکارا در اعتراض به فتنهگریهای پس از انتخابات صورت میگرفت، گمانه مشارکت حداکثری در عرصههای انتخاباتی آینده جمهوری اسلامی را تقویت میکند.
2- عزم جدی برای اجرای سیاستهای مهم: پس از روی کار آمدن دولت دهم، پیگیری برخی سیاستهای بسیار مهم و اساسی در عرصه اقتصاد و فرهنگ با تشویق رهبر انقلاب در دستور کار دولت و مجلس قرار گرفت؛ طرحهایی چون «عفاف و حجاب» و قانون «هدفمند کردن یارانهها» که از جمله اهداف مهم در سیاستهای فرهنگی و اقتصادی جمهوری اسلامی بهشمار میروند. شک نیست که اجرای چنین سیاستهای مهمی، نیاز به جلب حمایت و اعتماد گسترده مردم بهعنوان پشتوانه و ضمانت اجرای اجتماعی دارد. هر نظام سیاسی باید تصور درستی از تأثیرات گوناگون اجرای اینگونه سیاستها داشته باشد که خود نیازمند محاسبه دقیق واکنشدهی مردم است. در این میان آنچه اهمیت فراوان دارد، تصور متقابل مردم از رفتار دولتمردان است. اگر مردم سیاستهای تصمیمگیران و مسؤولان را همراه با برنامهریزی دقیق و محاسبات همهجانبه ببینند، اعتماد و همراهی آنها بیشتر خواهد بود. این همان چیزی است که رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاستجمهوری برای پیگیری سرفصلهای کاری دولت دهم بر آن تأکید و به آن توصیه کردند: «من به مسؤولان کشور و به دولتى که تشکیل خواهد شد، توصیه میکنم برنامهریزى را در کار مورد اهتمام قرار بدهند. برنامهریزى کمک خواهد کرد که مردم بتوانند به آنچه که در پیش روى آنهاست، اعتماد کنند؛ بتوانند درباره پیشرفت کشور قضاوت کنند».
آنچه میماند
بنابر آنچه در این نوشتار کوتاه بررسی شد، به نظر میرسد اعتماد عمومی مردم به نظام سیاسی جمهوری اسلامی باوجود حوادث تلخ پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری همچنان پابرجاست و ملت ایران توانسته با پیوند مستحکم با رهبری دینی، فتنه را پشت سر بگذارد. با توجه به حضور گسترده مردم در انتخابات ریاستجمهوری و نیز تداوم این حضور در قالب مناسک سیاسی مهم و سرنوشتسازی مانند 9 دی و 22 بهمن، دور از انتظار نیست که ایرانیان در انتخابات آینده نیز نصاب بالایی از مشارکت را که ویژه الگوی مردمسالاری دینی است، ترسیم کنند.
«حواشى ایجاد شده به وسیله یک عده دشمن و یک عده غافل از بین میروند. متن قضیه باقى میماند. متن قضیه این است که در یک انتخابات پرشکوه، تقریباً 40میلیون نفر از ملت ایران شرکت کردهاند. این متن قضیه است. این حقیقت قضیه است. 40 میلیون، بعد از گذشت 30 سال از انقلاب، اعتماد خود را به نظام، امیدوارى خود را به آینده با این حضورشان نشان دادند. این، میماند. [...] حواشى، گرد و غبارها، پیرایهها، کارها و حرفهاى دشمنشادکن تمام خواهد شد، اما این حقیقت میماند. فأما الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع الناس فیمکث فى الأرض».(9)
پینوشت:
1- بیپرده با هاشمی رفسنجانی، کیهان، دوم فروردین 1383، صص 232 و 233
2- سخنان رهبر انقلاب در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)، 14/3/1388
3- تعبیر از رهبر انقلاب است، در پیام به مردم درباره دهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری، 23/3/1388
4- تعبیر از رهبر انقلاب است، در دیدار با دانشجویان و نخبگان علمی کشور، 4/6/1388
5- رهبر انقلاب در اینباره میگویند: «در این کشور و در این نظام، اسلام با جمهوریت همراه است. جمهوریت ما از اسلام گرفته شده و اسلام ما اجازه نمىدهد در این کشور مردمسالارى نباشد. ما نخواستیم جمهوریت را از کسى یاد بگیریم؛ اسلام این را به ما تعلیم داد و املا کرد. این ملت متمسک به اسلام و معتقد به جمهوریت است.» خطبههاى نماز جمعه تهران، 24/11/1382
6- 10 سال پیش از این، رهبر انقلاب در سخنرانی مشهور به «بازخوانی طرح فروپاشی شوروی»، به تبیین نقش بیبدیل رهبری دینی در ایران پرداختهاند. نگاه کنید به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران، 19 تیرماه 1379
7- برای آگاهی بیشتر درباره این مفهوم نگاه کنید به: راهنمای جامعهشناسی سیاسی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، جلد دوم، تهران، 1388
8- سخنان رهبر انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم، 15/11/1382
9- سخنان رهبر انقلاب در سالروز ولادت امیرالمومنین(ع)، 15/4/1388
_مصطفی غفاری