عبدالله شمسى
بی شک دهه هفتاد را باید دهه غلیان دغدغه توسعه کشور نامید؛ دوره ای که با پایان یافتن جنگ هشت ساله تحمیلی آغاز گردید و خود شروعی بر یکسری تحولات عمده در عرصه های مختلف بود. در این مقطع زمانی حرف از توسعه بود، روندی که در کوتاه مدت می بایست خرابی های ناشی از جنگ و نیازهای اساسی و اولیه جامعه را مرتفع سازد و در بلند مدت کشور را به سوی توسعه، آبادانی و تشکیل تمدن اسلامی سوق دهد. در این راستا تغییراتی در برخی ساختارهای جامعه به وجود آمد و الگوهای رادیکال و دولت مدارانه اقتصادی جای خود را به الگوی اقتصادی مطابق با سرمایه داری داد. روح غالب بر آن «عمل گرایی» یا پراگماتیسم(1) و مجریان آن تکنوکرات هایی بودند که در زمینه های اجرایی و اقتصادی و تحصیلات، پیشینه ای مطابق با الگوی اتخاذ شده داشتند.
در طول اجرای برنامه های توسعه طی سال های مورد نظر، مشکلاتی در عرصه های مختلف پدید آمد که باعث بروز گسست هایی در ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شد. در عکس العمل به این گسست ها، اعتراضات، گرایش ها و گروه های جدیدی پدید آمدند که خود حکایت از توسعه ناموزون داشت.
تکنوکرات ها که در این دوره به نیروی اجتماعی مشخص و متمایز و تأثیرگذار بر ساخت اقتصادی و سیاسی دولت تبدیل شده بودند اقدام به سازماندهی خود در قالب حزب و گروهی کردند که به نام «کارگزاران سازندگی» معروف شدند که بی شک نقش آنها در پیشبرد و عدم پیشبرد راهبرد توسعه کشور و شکل گیری جریان اصلاحات و تحولات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دو دهه اخیر انکارناپذیر است. از این رو ، چند شماره از ستون «احزاب سیاسی ایران» را به بررسی نقش این حزب در دو دهه اخیر- هرچند به صورت مجمل- اختصاص خواهیم داد.
شناسنامه حزب
1- عنوان دقیق و رسمی ؛ به استناد مجوز کمیسیون ماده 10 احزاب عنوان دقیق و رسمی این تشکل «حزب کارگزاران سازندگی ایران» می باشد که پس ازحدود چهار سال فعالیت سیاسی، در تاریخ بیست و پنجم مردادماه هزار و سیصد و هفتاد و هشت (25/5/1378) از وزارت کشور پروانه تأسیس دریافت نمود و تا کنون با همین نام و عنوان به فعالیت خود ادامه داده است.
2- دبیرکل؛ «غلامحسین کرباسچی» شهردار اسبق تهران، دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی می باشد که در خرداد ماه سال 1377 قبل از شروع محاکمات وی، به این سمت برگزیده شد. البته در محافل آن زمان از کرباسچی به عنوان بنیانگذار اصلی حزب کارگزاران نام برده می شد.
3- اعضای هیئت موسس و اولین شورای مرکزی؛ هیئت موسس و اولین شورای مرکزی حزب کارگزاران شامل افراد زیر می باشد:
محمدعلی نجفی ، غلامحسین کرباسچی ، محمد هاشمی ، دکتر سیدمحسن نوربخش ، دکتر سیدعطاءالله مهاجرانی ، فائزه هاشمی بهرمانی ، سید حسین مرعشی ، دکتر رضا امراللهی ، مهندس سیدمصطفی هاشمی طباء ، مهندس علی هاشمی بهرمانی ، مهندس محسن هاشمی ، مهندس اسحاق جهانگیری ، غلامرضا فروزش ، دکتر رضا ملک زاده ، مهندس محمد عطریانفر ، مهندس هدایت الله آقایی ، دکتر علی حسین مصلحی ، مهندس سیدحسین هاشمی، دکتر اسماعیل جبارزاده ، دکتر عبدالناصر همتی ، مهندس یدالله طاهرنژاد.
طیف و جناح سیاسی
حزب کارگزاران در زمره احزاب جدید می باشد که از پیوستن افرادی از دو جناح اصلی کشور شکل گرفته است. در واقع اعضای حزب کسانی بودند که ذیل جریان اسلامی منبعث از حرکت انقلاب اسلامی اعم از به اصطلاح چپ و راست اسلامی فعالیت می کردند و بعد از پایان جنگ تحمیلی و ناکارآمدی ایده های اقتصادی چپ گرایانه و همچنین فروپاشی نظام سوسیالیستی در قالب مدیران تکنوکرات شکل گرفتند و ابتدا به اسامی مختلفی از جمله «راست مدرن»، «جناح میانه»، «گروه 6»، «فن سالاران»، «تکنوکرات ها» ملقب گردیدند و در حال حاضر نیز ذیل جناح اصلاح طلب با نوعی گرایش التقاطی تعریف می گردد.
نشریات وابسته
نشریات فراوانی از ابتدای تأسیس تاکنون به صورت رسمی و غیر رسمی با حزب کارگزاران مرتبط بوده اند که تعدادی از آنها عبارتند از:
1- «هفته نامه بهمن» (ارگان رسمی در ابتدای تأسیس) به مدیر مسئولی مهاجرانی.
2- روزنامه کارگزاران (ارگان رسمی حزب که توقیف شده است).
3- روزنامه «میهن» به مدیر مسئولی غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب.
4- روزنامه «زن» به مدیر مسئولی فائزه هاشمی.
5- مجله «روز هفتم».
6- روزنامه «آزاد».
7- روزنامه شرق به مدیر مسئولی محمد عطریانفر.
8- دو هفته نامه شهروند امروز به سردبیری محمد قوچانی
به موارد فوق روزنامه «ایران» و «همشهری» در دوران سازندگی را می توان اضافه نمود.
تاریخچه و زمینههای تشکیل
1-تکنوکرات های مسلمان(2)
در ایران متأثر از پیشرفت صنعتی غرب با ورود اولین تحصیل کرده های مدرسه دارالفنون و تحصیل کردگان فرنگ رفته به کشور ، اولین هسته تکنوکرات ها شکل گرفت. ولی نکته قابل توجه این است که از بدو شکل گیری با وجود تأثیرگذاری در تحولات مختلف، تکنوکرات ها فاقد فلسفه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مناسب جهت تأثیرگذاری و یا حضور موثر در قدرت و مدیریت کلان جامعه بوده اند. هر چند در بعضی مواقع به یک انسجام نسبی رسیده اند اما در اکثر مقاطع یک مجموعه وسیع و پراکنده ای را تشکیل می دادند که خالی از فلسفه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده است. بدین معنی که تکنوکرات ها وظایف تخصصی خود را انجام می دادند و ابزار کارآمدی در دست دولت ها و گروههای حاکم بودند ولی ایده خاصی برای در دست گرفتن قدرت نداشتند، اما این بدان معنی نیست که هیچگاه دارای تشکل و حزب سیاسی نبوده اند، بلکه به دلایلی در تلفیق اهداف کلی جامعه با تکنوکراسی دچار مشکل شده اند. از جمله مقاطعی که تکنوکرات ها بیش از سایر مواقع به انسجامی بهتر دست یافتند دوران سازندگی بود که نهایتاً به شکل گیری «حزب کارگزاران سازندگی» انجامید و به عنوان نماینده بخشی از تکنوکرات ها مطرح گردید که بیش از پیشینیان به انسجام در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می اندیشید و در پی دستیابی به مدیریت کلان جامعه بود.
مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بعد از انقلاب و به خصوص پس از پایان هشت سال دفاع مقدس دگرگونی های عمده ای را پشت سر گذاشت. در این برهه نیاز به توسعه به شدت احساس می شد، لذا با اقداماتی از قبیل تغییر قانون اساسی، ارائه برنامه پنج ساله توسعه و انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور مسیر برای تحقق چنین امر مهمی آماده شد.
در این راستا اقتصاد بازار جایگزین الگوهای قبلی گردید. هدف از این سیاست ها بازسازی اقتصادی و همگرایی بیشتر با جهان خارج و همچنین خصوصی سازی بود.
جریان سازندگی کشور عناصر و افراد متناسب با الگوهای اتخاذ شده را می طلبید و چگونگی انتخاب کابینه آقای هاشمی رفسنجانی نیز دلالت بر تمایل زیاد دولت به عناصر تکنوکرات داشت. در این دوره تکنوکرات ها با تصدی اکثر پست های اقتصادی دولت، عرصه و مجالی جهت اظهار وجود مستقلانه پیدا کردند، زیرا تا قبل از آن تکنوکرات ها در سایه جناح های سیاسی عمل می نمودند.
با این وصف تکنوکرات های دولتی که بعدها «حزب کارگزاران سازندگی» را شکل دادند سعی در تعریفی جدید از تکنوکراسی داشتند که بتواند تا حدودی نکات منفی آن را که تخصص و تعهد را رویاروی هم قرار می داد و جلوه گر تقابل مدیریت فقهی و مدیریت علمی بود، پوشش دهند. ولی تناقض ذاتی تکنوکراسی با رویکرد اسلامی و همچنین عدم توانایی نظری این جریان مانع از این تعریف جدید می شد. با این وجود سران گروه فوق تعاریفی را از تکنوکراسی ارائه دادند که با تعریف نوع غربی آن چندان تفاوتی نداشت. «مهاجرانی» در این باره چنین اظهار می دارد:
«واژه تکنوکرات به مبانی اعتقادی گفته می شود که حاکمیت خود را از فن می گیرند. ما می خواهیم واحد صنعتی را اداره کنیم، از بهترین متخصص استفاده می کنیم و کسانی که مبانی حکومت خود را از دین می گیرند بدان معنا نیست که به دنبال فن نیستند، بلکه واقعیت آن فقط اولویت گذاری فن بر دین است و نه چیز دیگر.»
واژه جدیدی که به تکنوکرات اضافه شد واژه «مسلمان» بود که نشان دهنده سعی واضعان آن برای جدا نشان دادن خود از تکنوکرات های کلاسیک بود تا جایی که «سید حسین مرعشی» می گوید: «کارگزاران یک جریان تکنوکرات مسلمان است که تکنوکراتی جزء ذات کارگزاران است و کسی قبل از ما آن را طرح نکرده بود.»
کارگزاران با طرح و توجیه چنین موضوعاتی سعی می کردند که ضمن ابراز تعلق خاطر خود به اسلام و نظام، از حساسیت جناح های سیاسی و فکری که این نوع گرایش را لیبرالی می خواندند، بکاهند.
در عین حال دیدگاه تکنوکرات ها یکی از غربی ترین شیوه های تفکر و عمل است و مشکل اساسی که کارگزاران سازندگی با آن مواجه بودند چگونگی تلفیق ارزش ها و مقتضیات جامعه با وظایف تخصصی شان بود.
به هر حال کارگزاران سازندگی به عنوان تشکلی تکنوکرات به طور عام همان خصیصه های «فن سالاران» دیگر کشورها را دارا بودند با این تفاوت که بر خلاف همفکران خود در غرب، فاقد انسجام لازم در تئوری های مشترک و جمعی اند.(3)
خصوصیات مشترکی که کارگزاران را با تکنوکراسی از نوع غربی پیوند می زد عبارت بودند از: توجه به مدل های توسعه سرمایه داری، عمل گرایی، فقدان همه جانبه نگری در حوزه های مختلف، ضعف برنامه ریزی برای آینده بخش ها، عدم توجه آنی به عدالت اجتماعی، مسائل انسانی، فقر و...