بصیرت: بصیرت: خلاصه اینکه به عقیده دکتر شیرزاد برای محاسبه جمعیتها تراکم یک نفر در یک مترمربع تخمین مناسبی است. در حالتی که افراد راه میروند تراکم از این هم کمتر است و در فشردهترین حالت، که مردم امکان تکان خوردن نداشته باشند، ممکن است 2 نفر در یک مترمربع جا شوند. 2 سال بعد دکتر شیرزاد، پس از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری دهم، در وبلاگش مشاهدات خود از راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد را چنین بیان میکنند: «ساعت 4 در یکی از خیابانهای منتهی به خیابان آزادی ماشین را پارک کردم. به همراه همسرم راه افتادیم به سمت میدان انقلاب. هر چه میگذشت جمعیت متراکمتر میشد. از هر خیابان فرعی جویباری از جمعیت به سمت خیابان آزادی جریان داشت و سیلی عظیم را رقم میزد... با همسرم دوش به دوش و دست به دست راه میرفتیم و دستان دیگرمان علامت پیروزی را بر فراز سرهایمان بالا برده بود. موجی از نشاط سیاسی خیابان آزادی را دربر گرفته بود. چهرههای غمزدهای که از بعدازظهر جمعه 22 خرداد بر اثر ضربات پیاپی کودتا درهم کشیده شده بود، با دیدن یکدیگر و با اشاره علامت پیروزی به هم لبخند میزدند و شاد میشدند. راهپیمایی در اصل از میدان انقلاب به سمت میدان آزادی بود. منطقهای در حدود 2 کیلومتر اطراف میدان انقلاب منطقه تجمع و شکلگیری جمعیت بود و افواج مردمی از آنجا به سمت آزادی به راه میافتاد. آنطور که میگفتند جریان راهپیمایان از شرق تا میدان فردوسی و با تراکم کمتر تا میدان امام حسین و از غرب تا میدان آزادی گسترده بود. راهپیمایی از 4 بعدازظهر اعلام شده بود اما تا 7 شب نیز همچنان سمت و سوی حرکت از پیرامون خیابان آزادی به سمت آن بود... در ابتدا از غرب به شرق راه رفتیم تا به موج اصلی جمعیت برسیم که از شرق به غرب میآمد. حدود 5 بعدازظهر حوالی وزارت کار به آن موج رسیدیم. آن موج که آمد تمام سطح خیابان از جمعیت فرش شد... جمعیت عمدتا آرام بودند و شعار نمیدادند. گفته میشد که میرحسین از مردم درخواست کرده که فقط آرام پیادهروی کنند. اما این قاعده در سرتاسر برنامه نبود. در بخشهایی از جمعیت، گاه امواج دهها هزار نفری را میدیدی که یکپارچه شعار میدادند. شعارهایی که کتابها معنی پشت سر برخی از آنها بود، با زبانی شیوا، ساده و گاه مطایبهآمیز: «رای ما رو دزدیدن، دارن باهاش پز میدن»،... «دروغگو، دروغگو، 63 درصدت کو؟»،... راهپیمایان به حوالی دانشگاه صنعتی شریف که رسیدند دیگر تراکم جمعیت به حد اعلا رسیده بود. سر جمعیت در میدان آزادی قرار داشت و انتهای آن تا میدان انقلاب و با تراکم کمتر تا میدان فردوسی ادامه داشت. من قبلا که چند بار در سالهای اخیر در راهپیماییهای سالگرد انقلاب شرکت کرده بودم، با یک حساب سرانگشتی تعداد راهپیمایان مراسم 22 بهمن را که با جمعیتی غیرمتراکم از ضلع شرقی میدان آزادی تا حوالی میدان انقلاب را در بر میگیرند حدود 300 هزار نفر تخمین میزدم. این رقم با تخمین مسافت حدود 6 کیلومتری مسیر با عرض مفید حدود 50 متر و با تراکم خوشبینانه یک نفر در مترمربع به دست میآید. در راهپیمایی مردمی دوشنبه 25 خردادماه تراکم از حدود تقاطع جیحون تا میدان آزادی به 4 نفر در مترمربع میرسید، یعنی جمعیت نمیتوانست براحتی قدم بردارد. دنباله جمعیت نیز به میدان فردوسی میرسید. تمام خیابانهای منشعب از خیابان آزادی نیز تا عمق حدود یکصدمتری مملو از جمعیت انبوه بود. بر این میزان نیز باید افزود جمعیت کثیری که در ترافیک خیابانها گیر کرده بودند و نمیتوانستند خود را به راهپیمایی برسانند... بر مبنای این محاسبات براستی جمعیت یک میلیون شرکتکننده در راهپیمایی کاملا به دور از اغراق است. در این محاسبه این نکته را نیز باید در نظر گرفت که در نهایت برای راهپیمایی مجوز صادر نشده بود و شاید بسیاری نسبت به شرکت در آن دچار تردید شده بودند» هدفم از نقل نسبتا کامل گزارش ایشان این است که نشان دهم حتی یک استاد فیزیک که با تخمین به شکل علمی برخورد میکند، تا چه حد ممکن است نظرات علمیاش متاثر از هیجانات و خواستههای درونیاش باشد. ایشان بهوضوح میگویند که جمعیت در حال حرکت بودند و در حالی که 2 سال قبل معتقد بودند تراکم چنین جمعیتی کمتر از یک نفر در مترمربع است و تراکم یک جمعیت متراکم که امکان تکان خوردن نداشته باشند بیش از 2 نفر در مترمربع نیست، ظاهرا همه این نظرات را فراموش میکنند و تراکم جمعیتی را که قدم برمیداشتند، البته بهسختی، را 4 نفر در مترمربع تخمین میزنند! دکتر شیرزاد برای تخمین زدن محدوده راهپیمایی به کرات به نقل قول دیگران استناد میکنند و آنها را طوری بیان میکنند که گویا خود شاهد مستقیم جزئیات بیان شده بودهاند. به عنوان مثال میگویند «سر جمعیت در میدان آزادی قرار داشت و انتهای آن تا میدان انقلاب و با تراکم کمتر تا میدان فردوسی ادامه داشت». آیا کسی که در خیابان آزادی است میتواند چنین اتفاقی را مشاهده کند و چشمش جمعیت را از طرفی تا میدان آزادی و از طرف دیگر تا میدان فردوسی ببیند؟! و آیا اظهار نظر فرد دیگری که یک ساعت قبل در میدان انقلاب بوده و میگوید جمعیت تا میدان فردوسی ادامه دارد را میتوان معتبر دانست و نتیجه گرفت که در این لحظه که سر جمعیت در میدان آزادی است انتهای آن به میدان فردوسی میرسد؟ واضح است که نه!
خلاصه اینکه به عقیده دکتر شیرزاد برای محاسبه جمعیتها تراکم یک نفر در یک مترمربع تخمین مناسبی است. در حالتی که افراد راه میروند تراکم از این هم کمتر است و در فشردهترین حالت، که مردم امکان تکان خوردن نداشته باشند، ممکن است 2 نفر در یک مترمربع جا شوند. 2 سال بعد دکتر شیرزاد، پس از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری دهم، در وبلاگش مشاهدات خود از راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد را چنین بیان میکنند: «ساعت 4 در یکی از خیابانهای منتهی به خیابان آزادی ماشین را پارک کردم. به همراه همسرم راه افتادیم به سمت میدان انقلاب. هر چه میگذشت جمعیت متراکمتر میشد. از هر خیابان فرعی جویباری از جمعیت به سمت خیابان آزادی جریان داشت و سیلی عظیم را رقم میزد... با همسرم دوش به دوش و دست به دست راه میرفتیم و دستان دیگرمان علامت پیروزی را بر فراز سرهایمان بالا برده بود. موجی از نشاط سیاسی خیابان آزادی را دربر گرفته بود. چهرههای غمزدهای که از بعدازظهر جمعه 22 خرداد بر اثر ضربات پیاپی کودتا درهم کشیده شده بود، با دیدن یکدیگر و با اشاره علامت پیروزی به هم لبخند میزدند و شاد میشدند. راهپیمایی در اصل از میدان انقلاب به سمت میدان آزادی بود. منطقهای در حدود 2 کیلومتر اطراف میدان انقلاب منطقه تجمع و شکلگیری جمعیت بود و افواج مردمی از آنجا به سمت آزادی به راه میافتاد. آنطور که میگفتند جریان راهپیمایان از شرق تا میدان فردوسی و با تراکم کمتر تا میدان امام حسین و از غرب تا میدان آزادی گسترده بود. راهپیمایی از 4 بعدازظهر اعلام شده بود اما تا 7 شب نیز همچنان سمت و سوی حرکت از پیرامون خیابان آزادی به سمت آن بود... در ابتدا از غرب به شرق راه رفتیم تا به موج اصلی جمعیت برسیم که از شرق به غرب میآمد. حدود 5 بعدازظهر حوالی وزارت کار به آن موج رسیدیم. آن موج که آمد تمام سطح خیابان از جمعیت فرش شد... جمعیت عمدتا آرام بودند و شعار نمیدادند. گفته میشد که میرحسین از مردم درخواست کرده که فقط آرام پیادهروی کنند. اما این قاعده در سرتاسر برنامه نبود. در بخشهایی از جمعیت، گاه امواج دهها هزار نفری را میدیدی که یکپارچه شعار میدادند. شعارهایی که کتابها معنی پشت سر برخی از آنها بود، با زبانی شیوا، ساده و گاه مطایبهآمیز: «رای ما رو دزدیدن، دارن باهاش پز میدن»،... «دروغگو، دروغگو، 63 درصدت کو؟»،... راهپیمایان به حوالی دانشگاه صنعتی شریف که رسیدند دیگر تراکم جمعیت به حد اعلا رسیده بود. سر جمعیت در میدان آزادی قرار داشت و انتهای آن تا میدان انقلاب و با تراکم کمتر تا میدان فردوسی ادامه داشت. من قبلا که چند بار در سالهای اخیر در راهپیماییهای سالگرد انقلاب شرکت کرده بودم، با یک حساب سرانگشتی تعداد راهپیمایان مراسم 22 بهمن را که با جمعیتی غیرمتراکم از ضلع شرقی میدان آزادی تا حوالی میدان انقلاب را در بر میگیرند حدود 300 هزار نفر تخمین میزدم. این رقم با تخمین مسافت حدود 6 کیلومتری مسیر با عرض مفید حدود 50 متر و با تراکم خوشبینانه یک نفر در مترمربع به دست میآید. در راهپیمایی مردمی دوشنبه 25 خردادماه تراکم از حدود تقاطع جیحون تا میدان آزادی به 4 نفر در مترمربع میرسید، یعنی جمعیت نمیتوانست براحتی قدم بردارد. دنباله جمعیت نیز به میدان فردوسی میرسید. تمام خیابانهای منشعب از خیابان آزادی نیز تا عمق حدود یکصدمتری مملو از جمعیت انبوه بود. بر این میزان نیز باید افزود جمعیت کثیری که در ترافیک خیابانها گیر کرده بودند و نمیتوانستند خود را به راهپیمایی برسانند... بر مبنای این محاسبات براستی جمعیت یک میلیون شرکتکننده در راهپیمایی کاملا به دور از اغراق است. در این محاسبه این نکته را نیز باید در نظر گرفت که در نهایت برای راهپیمایی مجوز صادر نشده بود و شاید بسیاری نسبت به شرکت در آن دچار تردید شده بودند»هدفم از نقل نسبتا کامل گزارش ایشان این است که نشان دهم حتی یک استاد فیزیک که با تخمین به شکل علمی برخورد میکند، تا چه حد ممکن است نظرات علمیاش متاثر از هیجانات و خواستههای درونیاش باشد. ایشان بهوضوح میگویند که جمعیت در حال حرکت بودند و در حالی که 2 سال قبل معتقد بودند تراکم چنین جمعیتی کمتر از یک نفر در مترمربع است و تراکم یک جمعیت متراکم که امکان تکان خوردن نداشته باشند بیش از 2 نفر در مترمربع نیست، ظاهرا همه این نظرات را فراموش میکنند و تراکم جمعیتی را که قدم برمیداشتند، البته بهسختی، را 4 نفر در مترمربع تخمین میزنند! دکتر شیرزاد برای تخمین زدن محدوده راهپیمایی به کرات به نقل قول دیگران استناد میکنند و آنها را طوری بیان میکنند که گویا خود شاهد مستقیم جزئیات بیان شده بودهاند. به عنوان مثال میگویند «سر جمعیت در میدان آزادی قرار داشت و انتهای آن تا میدان انقلاب و با تراکم کمتر تا میدان فردوسی ادامه داشت». آیا کسی که در خیابان آزادی است میتواند چنین اتفاقی را مشاهده کند و چشمش جمعیت را از طرفی تا میدان آزادی و از طرف دیگر تا میدان فردوسی ببیند؟! و آیا اظهار نظر فرد دیگری که یک ساعت قبل در میدان انقلاب بوده و میگوید جمعیت تا میدان فردوسی ادامه دارد را میتوان معتبر دانست و نتیجه گرفت که در این لحظه که سر جمعیت در میدان آزادی است انتهای آن به میدان فردوسی میرسد؟ واضح است که نه!
اکنون میخواهم با روش علمی تعداد افراد شرکتکننده در این راهپیمایی را تخمین بزنم. قبل از این کار بد نیست به این نکته اشاره کنم که روزنامه اعتماد ملی، همان روزها، به نقل از یک نماینده اصولگرای مجلس، بدون آوردن نام، نوشت که محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، در گزارشی که در جلسه غیرعلنی مجلس قرائت شده اعلام کرده که بر اساس محاسبات انجامشده توسط شهرداری تعداد حاضران در راهپیمایی بیش از ۳ میلیون نفر برآورد میشود. البته روز 30 خرداد ۱۳۸۸، خبرگزاری فارس اعلام کرد روابط عمومی شهرداری تهران هرگونه گزارش توسط آقای قالیباف به مجلس درباره این تظاهرات را تکذیب کرده است.
به نظر من به دلایلی گزارش یادشده مشکوک است ولی در هر صورت با انجام محاسبات، امکان درستی چنین تخمینی را نیز بررسی خواهم کرد. برای این کار باید اولا مساحت محدوده حضور مردم را بفهمیم و ثانیا تراکم مردم در نقاط مختلف را در یک بازه زمانی مشخص تخمین بزنیم. برای محاسبه مساحت یک خیابان میتوان طول آن را با کمک نقشه و عرض آن را با مشاهده حضوری یا با استفاده از عکسهای هوایی به دست آورد. من این کارها را انجام دادهام و نتایج را در جدول زیر خلاصه کردهام. گفتنی است اعدادی که دکتر شیرزاد درباره خیابان آزادی گفتهاند ظاهرا ظنی است و با توجه به اندازهگیریهای من دقیق نیست.34 به عنوان مثال ایشان میگویند عرض مفید خیابان آزادی حدود 50 متر است ولی با بررسیهای من عرض این خیابان، با در نظر گرفتن همه قسمتها حتی جویها، در قسمتهای مختلف بین 40 تا 45 متر است. تخمین 6 کیلومتر برای خیابان آزادی، آن هم از ضلع شرقی یعنی بدون در نظر گرفتن میدان آزادی، دقیق نیست. این فاصله، با در نظر گرفتن قطر میدان آزادی، از 2/5 کیلومتر بیشتر نیست. بهعلاوه در نظر گرفتن جمعیتهایی که در خیابانهای منتهی به محل راهپیمایی دیده شدهاند نیز نادرست است زیرا این افراد اکثرا در نهایت وارد محل اصلی راهپیمایی شدهاند. دکتر شیرزاد که 2 سال قبل معتقد بودند یکی از مشکلات جامعه ما اظهارنظر بدون استناد به مقادیر مطمئن است، خود برای بهدست آوردن عدد یک میلیون از محاسبات نهایی صرفنظر کردهاند.
این 3 ناحیه را از این جهت جداگانه در جدول آوردم که اولا عرض خیابانها را با دقت بیشتری محاسبه کنم و ثانیا بتوانم در هر قسمت تراکم مناسبی را فرض کنم. اجازه دهید مقدمتا ببینیم آیا ممکن است محتوای گزارشی که به آقای قالیباف نسبت دادهاند راست باشد؟ جمع مساحت 3 ناحیه عنوان شده در جدول 390 هزار مترمربع است و در نتیجه اگر در این محدوده 3 میلیون نفر جمع شوند تراکم از میدان آزادی تا میدان امام حسین(ع) باید تقریبا برابر 7/7 نفر در مترمربع باشد و اگر برای عرض بدن یک نفر نیم متر جا در نظر بگیریم، هر نفر باید در مستطیلی به طول نیم متر و عرض 26 سانتیمتر بگنجد! اگر در تمام این محدوده، یعنی از غرب میدان آزادی تا شرق میدان امامحسین(ع)، تراکم را 4 نفر در مترمربع (!) فرض کنیم، که دکتر شیرزاد گفتهاند چنین تراکمی از تقاطع جیحون تا میدان آزادی35 وجود داشته است، جمعیت حدود یک میلیون و 600 هزار نفر خواهد بود. اینها تخمینهایی است که به وضوح بسیار بیشتر از تعداد واقعی است. ولی واقعا چگونه باید فهمید که تراکم در نقاط مختلف چقدر بوده است. آیا میتوان با استفاده از عکسهای مربوط به آن روز این کار را انجام داد؟ این عکسها به چند دلیل تراکم را بیش از آنی که بوده نمایش میدهند:
* عکاسها معمولا ناحیهای را برای گرفتن عکس انتخاب میکنند که از جمعیت پرتر باشد.
* عکسها معمولا تقریبا افقی گرفته میشوند و در چنین عکسهایی فضاهای خالی دیده نمیشود.
* عکاس در به معرض دید گذاشتن عکسهای خود بهترینها، در اینجا یعنی پرتراکمترها را انتخاب میکند.36
تصویر زیرکه مربوط به همان روز است را ببینید. جمعیت «موج میزند» ولی در قسمتهایی، مثلا گوشه سمت راست-پایین، تراکم از یک نفر در مترمربع کمتر است. البته در قسمتهایی هم تراکم از یک نفر در متر مربع بیشتر است.
تصویر دوم از زاویهای گرفته شده که هر چند عمق جمعیت را نشان میدهد ولی کمتراکم بودن جمعیت را در قسمتهایی نیز به تصویر کشیده است. عکاسی که آن پایین داخل جمعیت است، میتواند از زاویهای عکس بگیرد که نتیجه چیزی تقریبا مشابه عکس قبلی باشد.
دکتر شیرزاد، البته در سال 1386، همین موضوع را بهخوبی توضیح میدهند: «در اغلب موارد که دوربین صدا و سیما از ارتفاع چند متری تصویر برمیدارد امکان تشخیص تراکم جمعیت دشوار است و در تصویر درهمرفتهای که دیده میشود همهجا پر از آدم به نظر میرسد. به عبارت دیگر فضای خالی بین افراد با تصاویری که از آنها گرفته میشود پوشانده میشود. هنر تصویربرداران نیز مهم است. آنها میتوانند از اجتماعاتی که میخواهند تعداد آنها زیاد نشان داده شود زوایایی را انتخاب کنند که جمعیت کاملا متراکم باشد».
در نهایت اگر بخواهم تخمینی دست بالا ولی واقعبینانهتر ارائه کنم، با توجه به اینکه هر چه تصویر از آن روز در اینترنت دیدهام مربوط به خیابان آزادی است، برای این محدوده تراکم 2 نفر در مترمربع و برای میدان انقلاب تا میدان امام حسین (ع) تراکم یک نفر در مترمربع را در نظر میگیرم که البته تصور من این است که تراکم کمتر از این مقادیر بوده است. نتیجه این خواهد بود: حداکثر 624 هزار نفر در آن روز راهپیمایی کردند. البته اگر بخواهیم نظرات دکتر شیرزاد در سال 1386 را معیار قرار دهیم باید بگوییم چون جمعیت در حال حرکت بوده است پس تراکم به یک نفر در مترمربع هم نمیرسیده و نتیجه آن این است که بگوییم جمعیت در آن روز، حتی اگر از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی گسترده بوده باشد، کمتر از 390 هزار نفر بوده است. من اصرار چندانی درباره درستی یا نادرستی این تخمینها ندارم؛ شما خود، بر مبنای اطلاعاتی که دارید، تراکم جمعیت در این مناطق را مشخص کنید و با استفاده از جدولی که مشخصکننده مساحتهاست جمعیت را به دست آورید.
اکنون باید به سوالی دیگر پاسخ دهیم. چه جمعیتی باید در آن راهپیمایی شرکت میکرد تا نشان دهد نتایج اعلامشده توسط وزارت کشور درباره شهر تهران پذیرفتنی نیست؟ طبق آمارهای موجود جمعیت شهر تهران تقریبا 98/7 میلیون نفر است که در انتخابات ریاستجمهوری دهم تقریبا 04/6 میلیون آنها واجد شرایط شرکت در انتخابات بودهاند. طبق نتایج رسمی، مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری دهم در شهر تهران حدود 2/69 درصد بوده است؛ از واجدین شرایط 18/4 میلیون شرکت کردند و 86/1 میلیون در انتخابات شرکت نکردند. طبق همین نتایج 2166245 نفر به آقای موسوی رای دادند و 203088 نفر به آقایان رضایی و کروبی. در راهپیمایی مورد بحث چه کسانی ممکن است شرکت کرده باشند؟ در درجه اول کسانی که به آقای موسوی رای دادهاند. در درجه دوم کسانی که به 2 نامزد دیگر رای دادهاند و در درجه سوم کسانی که رای ندادهاند؛ انگیزه 2 گروه آخر این است که احتمالا با دولت بر سر کار آمده موافق نیستند و بهعلاوه به آنها اینطور گفته شده که در انتخابات تقلب شده است. همه این افراد روی هم بیش از 2/4 میلیون نفر میشوند. البته میتوان گفت سالخوردگان به احتمال زیاد در راهپیمایی شرکت نکردهاند ولی در مقابل ممکن است نوجوانانی که حق رای نداشتهاند به دنبال خانواده خود در این برنامه شرکت کرده باشند. یعنی در نگاهی سختگیرانه اگر جمعیت معترضان به 4 میلیون هم میرسید با فرض درستی نتایج قابل توجیه بود. ولی واقعا نیازی به این سختگیریها نیست؛ تعداد رایدهندگان به آقای موسوی در شهر تهران طبق آمار رسمی 1/2 میلیون نفر است و در محاسبات قبلی دیدیم که جمعیت شرکتکننده در راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد قطعا کمتر از یکسوم این عدد بوده است. در انتها بد نیست به 2 اظهارنظر متفاوت اشاره کنم. در ۲۶ آبان ۱۳۸۸ آقای سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاههای تهران درباره راهپیمایی 25 خرداد گفت: «مردم سالمترین و نجیبانهترین حرکت را از خود نشان دادند که نشانه بلوغ در رشد این ملت است، صدها هزار نفر از مردم بسیار آرام و بدون ساماندهی آمدند و اعتراض سادهای کردند». خبرگزاری آلمانی دویچهوله، خبر راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد را چنین منعکس کرد: «تجمع مسالمتآمیز معترضان به نتایج انتخابات، با شرکت صدها هزار نفر از مردم تهران برگزار شد. میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی در این تظاهرات حضور داشتند»[30] تخمین «صدها هزار نفر» با اعدادی که محاسبات به ما نشان داد سازگار است. البته ناگفته نماند که این راهپیمایی واقعا یک راهپیمایی بزرگ بوده است ولی نه آنقدر بزرگ که صرفنظر از قضاوتهای احساسی، بتواند نتایج انتخابات را اندکی زیر سوال ببرد. بهعلاوه بحث بر سر این نیست که در مقام پاسخگویی به ابهامات، این جمعیت کم هستند که برعکس، بهعقیده من، سوالات و ابهامات منطقی جمعیتی بسیار کمتر از این هم باید با متانت پاسخ داده شود. در پایان به این هم توجه کنید که اگر واقعا 2 میلیون نفر از کسانی که به آقای موسوی رای داده بودند وارد خیابانها میشدند چه اتفاقی در شهر تهران رخ میداد و وقتی جمعیت نیم میلیونی را بتوان 3 میلیون نفر گزارش کرد آیا در این صورت نمیتوان گفت 10 میلیون نفر وارد خیابانها شدند؟!
دلایل آماری بیان شده در «گزارش کمیته صیانت از آرای مهندس میرحسین موسوی»
تا اینجا به برخی از استدلالهای آماری بیان شده در «گزارش کمیته صیانت از آرای مهندس میرحسین موسوی» پاسخ دادهام. در ادامه به چند مورد دیگر نیز مختصرا میپردازم: «وجود مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق. یکی از روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است که از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیریهای اجتماعی برای کنترل پرسشنامهها بهرهگیری میشود. بهطور مثال مؤسسات مالی در انتهای روز، سال یا ماه برای بستن حسابها نیازمند گرفتن تراز مالی و تطبیق فیمابین حسابهای مختلف هستند بهطوریکه حتی یک ریال اختلاف فیمابین حسابها همه عملیات مالی مجموعه را با خدشه مواجه میکند. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که باید روایی آمار و اطلاعات ارائهشده از طرق مختلف تطبیق کند. در بحث انتخابات نیز با عنایت به اینکه آمار ارائه شده در ترکیبهای مختلفی حسب نیاز احصا و ارائه شده است برای آزمون فرضیه روایی آمار و اطلاعات آرای هریک از نامزدها آمار آرای ماخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در 2 طبقهبندی متفاوت ارائه شده است با یکدیگر تطبیق داده شده است، به گونهای که آمار تفکیکی شهرستانهای استان (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوقها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 روی سایت رسمی وزارت کشور) مقایسه شده است که متاسفانه در 24 استان کشور آمار منتشره وزارت کشور دارای مغایرت است که این مغایرت آرا از یک رای تا 29 هزار رای قابل مشاهده است. به نحوی که به نظر میرسد آرای تفکیکی شهرستانها از مجموع آرای صندوقهای آن شهرستان حاصل نشده است. این فرضیه وقتی قابلیت توجه بیشتری مییابد که آزمون فوق در تکتک شهرستانهای هریک از استانها انجام میگیرد. نتایج آزمون فرضیه فوق در سطح شهرستانها نیز نشان از مغایرت آماری آرای فوق در 78 شهرستان کشور است. مجموع آرای این شهرستانها که عملا از این روش خدشهدار بودنش به اثبات رسیده است، 11175853 رای است».
_ امید نقشینه ارجمند دکترای ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف