صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۴۶۵۸

گزارشى از اثر تازه پل مارشال


گذار مذهب از عصر انزوا

اثر جدید پل مارشال، محقق مؤسسه هودسون در واشنگتن «آزادى دین در جهان در سال ۲۰۰۷ » توجه بسیارى از محققان و کتابخوانان را به خود جلب کرد. مارشال که به طور مبسوط در زمینه نقش دین بویژه در جمهورى هاى شوروى سابق تحقیق کرده، در کتاب جدید خود عقاید نویى را در این باره ارائه مى کند. تز اصلى کتاب او این است که مجموع حرکت دولت ها و سازمان هایى که براى کنترل یا انزواى مذهب تلاش مى کنند راه به چه جایى کشیده است. پس از انتشار این کتاب مارشال در چند رشته میزگرد و مصاحبه با حضور مدافعان منتقدان آرایش شرکت کرد.

وى در برآورد خویش از موقعیت مذهب و چالش ها و فرصت هاى آن به این جمعبندى رسیده است که در شرایط کنونى ۴ رویداد مهم در حیطه مذهب جریان دارد. این ۴ تحول خواسته یا ناخواسته در برابر جریان مذهب گرایى اصیل است. به عبارت دیگر حریف جریان واقعى مذهب در همین ۴ شاخه قرار دارد که یا به طور مستقیم براى سد کردن راه رشد و تقویت مذهب تلاش مى کنند یا آن که برآیند کار آنها به گونه اى است که مانع از نمایاندن نقش این نهاد در پیشبرد حیات فردى و اجتماعى انسان ها مى شوند. به هر حال این ۴ گرایش موازى مذهب گرایان از این قرار است :

۱ - تعقیب سیستماتیک دینداران در برخى کشورهاى جهان.

۲ - ظهورطیفى جدید به نام قوم گرایى دینى.

۳- تشدید فشار و سخت گیرى در زمینه آزادى دینى در اروپا ضمن احساسات ضد مهاجران.

۴ - گسترش جریان تندروى و یا رادیکالیسم در پوشش مذهب.

به عقیده دکتر مارشال، مذهب و مذهب گرایان در عصر کنونى با تنگناهاى محسوسى در زمینه فعالیت خویش روبه رو هستند و این مسأله که محدودیت ها و موانع از مسیر فعالیت آزادى مذهب برداشته شود، دغدغه اصلى دینداران است. این محقق با تأکید براین که حفظ آزادى دین در چنین شرایط جهانى اهمیت بى سابقه اى پیدا کرده است. با طرح این سؤال که چرا باید از آزادى دین حمایت کرد؟ به تحلیل محدودیت هاى پیش روى مذهب مى پردازد. او در اینجا ۳ دلیل ارائه مى کند مبنى بر این که حمایت از آزادى هاى مذهبى یک ضرورت است.

دلیل نخست از نگاه او این است که اساساً آنهایى که عرصه را براى مذهب یا فعالیت هاى مذهبى سخت گرفته اند هیچ منطقى براى این کار خویش ندارند. تأکید مى کند که حتى اگر با معیارهاى انسانى هم به ارزیابى عمل کسانى که رفتارهاى دینى را بر نمى تابند بپردازیم رفتار آنها غیراخلاقى و غیرانسانى است به این جهت که دین بویژه درعصر نوین پاره اى از هویت میلیون ها انسان است. بنابراین ایستادن در برابر فعالیت هاى دینى افراد در واقع سلب عنصرى از حق حیات آنها است. حقى که حتى آئین دموکراسى به اعتبار انسان بودن براى تک تک آنها به رسمیت شناخته است.

بنابراین مارشال توصیه مى کند که همه افراد باید با انسان هایى که به صرف عقاید دینى شان در تنگنا هستند همراهى و همدردى کنند « نخستین چیزى که باید گفته شود این است که دین معنى هویت صد ها میلیون انسان را دارد که سختى و مشقت مى بینند وقتى ما مى بینیم، انسانى زیر فشار است در برابر و جدان و اخلاق مکلف هستیم که به او کمک کنیم و این ضربه و فشار وارده را از دوش او برداریم».

دلیل دوم این است که آزادى دین بویژه در جوامعى که اعمال و اندیشه اکثریت جامعه تحت تأثیر آموزه هاى دینى آنان است با چند پدیده دیگر ارتباط عمیق دارد. یعنى هر اندازه فضا براى آزادى عمل دینداران فراهم شود این شاخص ها نیز بهبود پیدا مى کند. این شاخص ها موارد عدیده اى را در بر مى گیرند از مسأله رشد اقتصادى تا پدیده هایى مانند مبارزه با فساد یا آسیب هاى بیرونى دولت .

این ها عواملى هستند که در شرایط امروز جزو لوازم ثبات و کارآمدى دولت ها محسوب مى شوند. پس مى توان نتیجه گرفت که دریک جامعه سکولار و غیردینى هم توجه دولت به حوزه آزادى هاى دینى و موقعیت دینداران کمک شایانى به کارآمدى نهاد دولت خواهد کرد.

اما دلیل سوم این است که چنان که تجربه طولانى حکومت ها ثابت کرده است بدبینى و سوء ظن حکومتگران به نقش مذهب و مذهبیون نتایج معکوسى به بار مى آورد یا به عبارت روشن تر تعقیب هاى دینى عمدتاً باعث تندروى و آشتى ناپذیرى هاى دینى مى شود و نه تنها به حل اوضاع کمک نمى کند، بلکه به مشکلات لاینحلى دامن مى زند.

مبحث مهم دیگر در مطالعات مارشال موضوع سکولاریسم است. دیدگاه هاى بى پرواى او در این زمینه که آزادى دین به رشد اقتصادى کشور ها و سلامت فضاى معنوى و اخلاقى آنها کمک مى کنند براى محافل سکولار گران آمده است تا حدى که برخى از رسانه هاى اروپایى و آمریکایى در گزارش هاى طولانى به نقد این رشته از اندیشه او پرداخته اند. اما مارشال نادیده گرفتن مذهب در ساختار حکومتى کشورهایى که مردم و جامعه آنها هویت دینى دارند را یک خطر جدى مى خواند. در این زمینه مارشال انتقادهایى صریح به رفتار برخى نظام هاى حاکم بر جمهورى هاى شوروى سابق متوجه کرده و مى گوید در کشورهاى پساشوروى مدتى این دیدگاه رایج بود که که باید از میراث سکولاریسم دوره شوروى حمایت کرد و به این طریق از خطر تندروى دینى و میل بیشتر مردم به اسلام پیشگیرى نمود. تاحدى که برخى از دولتمردان این جمهورى ها به اعمال مجموعه اى از محدودیت ها مانند کنترل حجاب دانشجویان دختر و جلوگیرى از تمایل نوجوانان به حضور در مساجد، اعمال فیلترهایى براى کنترل مساجد مانند آزمون و گزینش براى امامان و خطیبان مذهبى، کنترل یا حتى جمع آورى نوار هاى جلسات روحانیون سرشناس، منع اعلان اذان از طریق بلندگو ها و رویداد هایى از این نوع، روى آورده اند. جالب است که براى همه این اقدامات سطحى یک توجیه وجود دارد و آن این که مقام هاى دولتى این کشور ها مى گویند: مى خواهیم طبیعت سکولار این کشور ها حفظ شود.

پل مارشال تأکید مى کند که نمونه کشورهاى آسیاى مرکزى زمینه خوبى براى اندیشیدن است. این حکومت ها بیشتر منافع خویش را دراین مى بینند که براى ماندن بر سر قدرت از چنین بهانه هایى استفاده کنند. در سیستم هاى حکومتى مختلف از اصطلاح سکولاریسم به شکل هاى مختلف استفاده مى کنند. در اکثر کشورهاى پساشوروى دنیاگرایى به معناى بى خدایى است. حتى به شکل خیلى مضحک، شما به خدا باور دارید، اما از بى خدایى دفاع مى کنید. اگر معناى دنیویت یا سکولاریسم این است، پس شما میل به آن دارید که آزادى دین را محدود کنید. اما این تلقى از سکولاریسم که باید دست و پاى مذهب را بست تا اندیشه دنیاگرایى رشد کند نه تنها بى پایه است که در تجربه بشر، حوادث خطرناک آفریده است. چنان که گفتم از این راه به بروز خشونت مساعدت مى کنید.

در جوامع غیردینى سکولاریسم در یک معنا مى تواند شانس توفیق داشته باشد و آن این که آزادى مذاهب و یا تکثر فکرى و مذهبى را به رسمیت شناسد. این اشتباه است که شما تلاش ورزید به این قیمت از ایجاد یک ایدئولوژى دولتى پرهیز کنید که دین فقط حوزه خصوصى انسان ها باشد و دولت به آن کارى نداشته باشد. نگرانى من این است که در آسیاى مرکزى و یا دیگر کشورهاى پساشوروى، هنوز شعور کمونیستى باقى مانده است که در آن دنیا گرایى نه کاملاً ضدخدایى بلکه یک چیز خیلى نزدیک به آن است و دولت آن را تقویت مى کند و سعى مى شود که دین به حاشیه افکنده شود. نماز در خانه خوانده شود یا مسجد، به عقیده من این یک عمل خطرناک و مخرب مى تواند باشد.

مارشال یک مصداق آموزنده در میان جمهورى هاى شوروى سابق را تاجیکستان مى خواند. کشور کوچکى در آسیاى مرکزى که تمام یک دهه گذشته خویش را زیر پرچم مبارزه با حرکت هاى دینى و حوادث و فجایع جنگ خونین گذرانیده اما امروز یگانه کشور منطقه است که در آن حزب سیاسى اسلامى وجود دارد و اجازه حضور در عرصه سیاسى این کشور را یافته است. این در حالى است که برخى دولتمردان جمهورى هاى دیگر به تأسى از نظام هاى اروپایى مى گویند، ضمن اصل جدایى دین از سیاست، اسلام به هیچ وجه در حوزه سیاست دخالت نکند.

مارشال مى گوید: از سؤال هاى مهم در امور حکومتى این جمهورى ها این است که چه کسى باید بر نقش مذهب نظارت کند ؟ اما او بلافاصله پاسخ مى دهد که درست است که این یک مسأله پیچیده است اما پیچیدگى این مسأله دلیلى نمى شود که حکومت ها درمقام حکمرانى بر قلمرو مذهب برآیند. او مى گوید که این حکومت هاحتى اگر با اصول قانون اساسى مصوبشان بخواهند رفتار کنند باید آزادى فعالیت مذهبى را تامرحله اى که به نظم و ترتیب و امنیت عام آسیب نمى رساند به رسمیت بشناسند. علما و سران مذهبى باید، صاحب آزادى دینى در گروه هاى دینى خود باشند و خود آنها نیز دامنه آزادى آن را زیر نظارت داشته باشند . کلاً آزادى دین یک امر عمومى نیست، مخصوصاً حکومت ها باید اول این را در نظر داشته باشند که مردم به چه نیاز دارند و در چه مواردى باید از آنها حمایت شود. این مسأله که مدیریت فعالیت مذهبى را باید به بزرگان این تشکل ها باید سپرد، از این نظر مهم است که به طور ذاتى مقامات و حکومت هاى لائیک میل به تنگ کردن مرزهاى فعالیت مذهبى دارند.

مارشال فراز پایانى دیدگاه خویش را با تحلیل این دوگانگى در نگاه به نقش مذهب در کشورهاى تازه استقلال یافته به پایان مى برد. او مى گوید از واقعیات تلخ فرهنگى کشورهاى اسلامى این دوآلیسم است که گروهى معتقدند که اسلام عین سیاست است و نمى توان در یک کشور مسلمان آن را از صحنه خارج نگه داشت. اما گروهى دیگر کمر همت به حذف دین از حوزه سیاست بسته اند، اما مارشال مى گوید: دین باید به تشکل سیاست کمک کند. راه هاى مختلفى وجوددارند که دین و دنیا در تعامل باهم قرار گیرند در این بین مذهب آسیب نبیند.

او تأکید مى کند که هر کدام از این دو قطب به تعصب و انحصار روى آورند، تنش و بحران پدید مى آید. به باور این صاحبنظر مشکل اصلى جریان هاى سلفى نیز درست به اینجا بر مى گردد که آنها اولاً عقیده اى به جز تفسیر خویش از مذهب را به رسمیت نمى شناسند. دوم این که حتى مدعى هستند که همه باید زیر بیرق اندیشه آنها دربیایند، ابتدا با توصیه سپس با اجبار و زور. باید به هر کس یاد دهیم که باید چه بکند و آنچه ما مى گوییم عین حقیقت است و جاى بحث ندارد. این درحالى است که بسیارى از مسلمان و حکومت هاى مسلمان در جهان به این راه نمى روند. لذا در فضایى که اکنون سلفى ها درست کرده اند اگر مى خواهید سیاست بر پایه عقاید دینى ساخته شود باید تلاش کنید این گونه نحله هاى مطلق گرایانه منزوى شده و به حاشیه رود.

بنابراین مارشال معتقد است که نه تنها برخى حکومت ها عامل فشار به آزادى دینى اند، بلکه مفسران تنگ نظر هم زمینه آزادى اعتقادى را محدود مى کنند. وى مى گوید در جوامع پساکمونیستى این اتفاق به وضوح دیده مى شود، زیرا هر چند سران این ممالک اکنون خود را دموکرات مى خوانند، اما از روش هایى که حکومت هاى کمونیست براى معرفى کردن مذهب معادل تحجر بهره مى گیرند.

محقق حوزه مذهب و سیاست / مهین السادات صمدى

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات